د ناوری اطلاعات دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 7، شمارة 3 پاييز 1394
ص. 572- 553

بررسي نقش اينترنت اشيا در سيستم هاي مديريت دانش
(مورد مطالعه: مديريت عملكرد كاركنان شهرداري يزد)
حميد رضا خدمتگزار1
چكيده: با توسـعة فنـاوري هاي مبتني بر اينتـرنت اشيـا در سـال هاي اخيـر، ايجـاد و توسعة سيستم هاي مديريت دانش مبتني بر آن و همچنين بررسي نقش اين سيستم ها در حوزه هاي مختلف سازماني، از جمله مديريت عملكرد كاركنان بايد در كانون توجه قرار گيرد. هدف اين مطالعه، طراحي سيستم كاربردي مديريت دانش مبتني بر اينترنت اشيا و تحليل كاربرد آن در بهبود عملكرد كاركنان است. اين مطالعه از نظر روش شناسي از نوع اقدام پژوهي مبتني بر طراحي سيستم اطلاعاتي با رويكرد رد و روش نمونه سازي است و بر يكي از شاخص هاي عملكردي كاركنان شهرداري يزد، يعني زمان كاركرد روزانة آنها تمركز دارد. ساختار مبتني بر مديريت دانش پيشنهادي براي كنترل ورود و خروج كاركنان مورد مطالعه و پياده سازي نمونة اولية آن، نشان داد به كارگيري اينترنت اشيا مي تواند در دو بخش جمع آوري داده و مديريت ورود و خروج مشتمل بر شش حوزة خاص، به بهبود عملكرد كاركنان كمك كند. به طور كلي اينترنت اشيا مي تواند در توليد داده هاي فرايندهاي دانشي، به ويژه كشف دانش در محيط هاي فيزيكي و ديجيتال، پايه اي قابل اتكا به كارگرفته شود.

واژه هاي كليدي: آر. اف. آي. دي.، اينترنت اشيا، شهرداري، مديريت دانـش، مـديريت عملكـرد كاركنان.
343616-19635

1. دانشجوي دكتري مديريت فناوري اطلاعات، پژوهشگاه علوم و فناوري اطلاعات ایران ) ایرانداک( ،تهران، ايران.
1393/08/11 :تار يخ دريافت مقاله 1394/03/31 :تار يخ پذيرش نهايي مقالهE-mail: khedmatgozar@students.irandoc.ac.ir
مقدمه
در سال هاي اخير، توسعة اينترنت همراه با اشيا و دستگاه هاي فيزيكي متصل به هم و نمايش مجازي آنها، روندي رو به رشد داشته است. به موجب اين روند، دامنة وسيعي از محصولات و خدمات جديد بالقوه در حوزههاي مختلفي چون خانه هاي هوشمند، سلامت الكترونيكي، خودكارسازي، حملونقل و تداركات و نظارت محيطي ايجاد شده است (كراننبرگ و همكاران، 2011). مطالعات در اين زمينه به تازگي اوج گرفته است و از طريق تلاش هاي مشترك دانشگاه ها، صنعتها و مؤسسه هاي استاندارد در حوزههاي مختلف، از جمله مخابرات، وب معنايي و اطلاعرساني، پشتيباني ميشود. در حالي كه سالهاي زيادي سيستم هاي قديمي ابتدا براي مقاصد خاص با انعطاف پذيري محدود طراحي مي شدند، اكنون ابتكار عمل در ساخت برنامههاي كاربردي و خدمات حوزة اينترنت اشيا IOT1 (يا بهطور كلي، اينترنت در آينده) است كه ميتواند به جذب، ارتباط، ذخيره سازي، دسترسي و به اشتراك گذاري داده هاي دنياي فيزيكي اقدام كند.
اين كار فرصت هاي جديدي در حوزه هاي گستردهاي مانند بهداشت الكترونيكي، خرده فروشي، انرژي سبز، توليد، شهر/ سازمان/ خانة هوشمند و همچنين برنامة كاربردي شخصيسازي شدة كاربر نهايي، ايجاد كرده است (برنقي، وانگ، هنسون و تيلور، 2012). يكي از اين حوزه ها سازمان هوشمند است كه در اين مقاله به آن توجه مي شود.
شهرداري يزد يكي از سازمانهاي عمومي غيردولتي است كه مسئوليت مديريت شهري را در شهر يزد برعهده دارد. اين شهرداري از نظر ساختاري، شش معاونت و دوازده سازمان اجرايي زيرمجموعه را پوشش مي دهد و از نظر فيزيكي مشتمل بر ساختمانهاي شهرداري مركز، مناطق سه گانه، ناحية تاريخي و سازمان هاي اجرايي است. در ساختمان مركزي اين شهرداري، شش معاونت و يك سازمان اجرايي مستقر است. در واقع در اين ساختمان كه بزرگ ترين ساختمان شهرداري محسوب مي شود، 390 نفر كار مي كنند. اين ساختمان دو ورودي دارد: ورودي اصلي و ورودي پاركينگ. پاركينگ سه طبقه اي اين ساختمان، ظرفيت 200 خودرو را دارد كه مخصوص كاركنان مستقر در اين ساختمان است. كاركناني كه از خودرو براي رفت وآمد به محل كار استفاده مي كنند، بايد برچسب شناسايي پاركينگ داشته باشند. هنگام ورود يا خروج و پس از شناسايي فيزيكي، كاركنان بايد براي ثبت ساعت كاركردشان از خودرو پياده شوند و ساعت ورود، خروج يا مرخصي را در دستگاه نصبشدة كنار در ورودي ثبت كنند. اين دستگاه به شبكة اينترانت داخلي شهرداري و سيستم هاي اطلاعاتي كارگزيني و دبيرخانه متصل است كه عملكرد آنها را بهشكل برخط ثبت و نمايه مي كند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 IOT (Internet of Things)
بر اساس بررسي ميداني با روش زمان سنجي، در يك روز كار عادي، به طور ميانگين هر يكاز كاركنان روزانه با يك بار ورود و يك بار خروج به منظور عمليات ثبت كاركردشان، 52 ثانيه دراين محل توقف مي كند. به حتم اين زمان در آمدوشدهاي ميان وقت براي ثبت مرخصي دردستگاه و ساعات بحراني ورود و خروج به دليل ايجاد صف خودروها، افزايش مي يابد. اگر ظرفيت پاركينگ را مساوي تعداد كاركنان ترددكننده از اين ورودي بدانيم، با توجه به تكميل ظرفيت پاركينگ در اغلب روزها، روزانه حدود 10400 ثانيه (173 دقيقه) از وقت كاركنان، به منظور ثبت عملكرد در اين ورودي صرف مي شود. از سويي ديگر، بر اساس همين بررسي ميداني، در روز از 527 تردد كاركنان، 74 تردد ثبت ساعت انجام نشده است. اگر نيمي از اين ساعت هاي ثبت نشده را ناشي از تخلف كاركنان در ثبت عملكرد بدانيم، مي توان گفت كاركنان حدود 7 درصد در ثبت عملكردشان تخلف ميكنند.
از سوي ديگر، به منظور بهبود بهره وري در شهرداري يزد، سيستمي با عنوان سيستم ارزشيابي عملكرد پياده سازي شده است. در اصل اين سيستم بر اساس معيارهاي چندگانه، پس از ارزيابي عملكرد كاركنان شهرداري، به هريك نمره اي براي ارزشيابي اختصاص مي دهد. مسئوليت اين ارزيابي برعهدة مديران مياني است و به آنها و مديران ارشد در بخش هايي مانند تخصيص مسئوليت ها و ارائة راهكارهاي افزايش بهره وري در شهرداري كمك مي كند. يكي از گزينه هاي ارزيابي، عملكرد كاركنان در ورود و خروج است. در حال حاضر، در اين سازمان هر مدير براي ارزيابي عملكرد ورود و خروج كاركنان زيرمجموعه اش، به ارزيابي نسبي و دستي ورود و خروج فرد مدنظر مي پردازد و نمره اي در مقياس ليكرت به وي اختصاص مي دهد. بر اساس بررسي هاي ميداني، مديران مياني با توجه به دستوركارهاي يكسان و ديدگاه هاي متفاوت در تخصيص اين نمره به كاركنان زيرمجموعة خود، از سازوكارهاي گوناگوني استفاده مي كنند. در اصل در اين ارزيابي هيچ سازوكار دانشي يكساني وجود ندارد كه به مديران مياني در ارزيابي ورود و خروج كاركنان و اجراي تصميم هاي تشويقي و تنبيهي كمك كند.
با توجه به مسئ لهاي كه بيان شد، هدف اصلي مطالعة حاضر طراحي سيستم كاربردي مديريت دانش مبتني بر اينترنت اشيا و استفاده از آن در بهبود عملكرد كاركنان شهرداري يزد است. بر اين اساس، پژوهش پيش رو دو هدف جزئي و شفاف را دنبال مي كند؛ هدف اول معرفي اينترنت اشيا، انواع داده هاي توليدشده در اين فناوري و نقش و كاربرد آنها در سيستم هاي مديريت دانش و حوزههاي كاربردي است. هدف دوم نيز تحليل نتايج به كارگيري سيستم مديريت دانش مبتني بر اين فناوري در بخشي از مديريت كاركنان سازماني مانند شهرداري يزد است. در اين بخش، پژوهش حاضر به دنبال بهبود عملكرد كاركنان در ساعات كاري و امنيتداخلي با استفاده از اينترنت اشيا در كنترل ورود و خروج خودروها است.
به منظور دستيابي به اهداف اشاره شده، اين مقاله بدين شرح سازمان داده شده است. در بخش دوم يا پيشينة پژوهش، مفهوم اينترنت اشيا، نقش آن در مديريت دانش و نمونه هايي از كاربردهاي آن معرفي مي شود. بخش سوم نيز به تشريح روش پژوهش اختصاص دارد. ساختار طراحي پيشنهادي و اعتباريابي آن در بخش چهارم تحليل مي شود. در نهايت بخش پنجم به جمع بندي، محدوديتهاي پژوهش و پيشنهادها مي پردازد.
پيشينة پژوهش
اينترنت اشيا به شبكهاي اشاره مي كند كه در آن هر شيء فيزيكي به وسيلة برچسبي هويت مي يابد و با اشياي ديگر، شبكه اي را شكل مي دهد. اين اشيا به صورت مستقل ميتوانند ضمن برقراري ارتباط با يكديگر، به تبادل داده بپردازند. اينترنت اشيا شامل اشياي فيزيكي، همراه با تعدادي شناسة الكترونيكي است. زماني كه كالاها به يكديگر يا سيستمهاي ديگر متصل مي شوند، شبكة فراگيري را به وجود ميآورند كه همه جا حضور دارد و انواع مختلفي از كالاها را در محدودة وسيعي پوشش مي دهد. وقتي اينترنت اشيا به وجود مي آيد، بسياري از كالاها مي توانند نسبت به شناسة الكترونيكي مزيتهاي بيشتري داشته باشند (آي. تي. يو، 2005). در كل، تاريخچة اينترنت اشيا، به اشياي برچسب گذاري شدهاي اشاره دارد كه فركانس راديويي RFID1 آن را شناسايي كرده و در ارتباطات اينترنتي استفاده شده است. اما RFIDتنها شكل كاربردي اينترنت اشيا نيست. شبكه هاي حسگر بيسيم2 نيز مي توانند جريان هاي پيوسته اي از داده را براي خصوصيات محيطي مختلف ايجاد كنند. از جنبه هاي ديگر اينترنت اشيا مي توان به شناسايي اشيا از طريق وسايل حسگر (مانند تشخيص اشيا از طريق عكس برداري ديجيتال و شناسايي بيومتريك) در ايجاد امنيت و شخصي سازي سيستمهاي اينترنت اشيا اشاره كرد. اينترنت اشيا از مزيت ها و ضعف هايي برخوردار است. از مهمترين مزيت هاي آن مي توان امكان كنترل اشيا در جهت ارتقاي زندگي روزمره را نام برد و از جنبه هاي نامطلوب آن نيز مي توان به مسئلة به خطر افتادن حريم خصوصي افراد از طريق كنترل توسط اين سيس تمها و دسترسي غيرقانوني به داده هاي توليدشدة آنها اشاره كرد (كوپر و جيمز، 2009).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Radio-frequency identification (RFID)
.2 Wireless Sensor Networks
هدف اصلي جمع آوري داده از دستگاه هاي ارتباطي (براي مثال، حسگرها) و پردازش آنها،آگاه شدن از وضعيت موجود است. اين هدف به برنامه هاي كاربردي، ماشين آلات و كاربرانانساني امكان مي دهد محيط اطراف خود را بهتر درك كنند. درك درست از هر وضعيت يا محتوا،به صورت بالقوه به خدمات و برنامه هاي كاربردي امكان ميدهد تصميم هاي هوشمندانه اي اتخاذ كنند و به محرك هاي محيطي پاسخ دهند. اطلاعات جمع آوريشدة حسگرها و دستگاههاي مختلف، بهطور معمول مركب (دما، نور، صدا، ويدئو، و غيره) و متنوع اند. تنوع، بي ثباتي و حضور فراگير، وظيفة پردازش، يكپارچه سازي و تفسير دادههاي دنياي واقعي را به كاري چالش انگيز تبديل كرده است. در حال حاضر حجم داده هاي اينترنت و وب بسيار زياد است و همچنان با سرعت خيره كننده اي بر حجم آنها افزوده ميشود؛ روزمره حدود 5/2 ضرب در (1 با 18 صفر به توان 2) بايت داده ايجاد ميشود و تخمين زده مي شود 90 درصد از دادههاي امروز در دو سال گذشته توليد شده باشند (آي. بي. ام.، 2014).
دادههاي حسي مختص به رويدادهاي مختلف مي تواند پس از تجزيهوتحليل، به دانش عملي تبديل شود و درك ما را از دنياي فيزيكي بهتر كند؛ در نتيجه به ايجاد ارزش افزوده در محصولات و خدمات منجر شود. براي مثال مي توان به اين موارد اشاره كرد: خوانش دستگاه هاي اندازه گيري براي پيش بيني بهتر و متعادل كردن مصرف برق در شبكه هاي هوشمند؛ نظارت و پردازش دستگاه هاي حسگر متصل به بيماران يا افراد مسن كه مي تواند بهداشت و درمان از راه دور را ارتقا دهد؛ تج زيهوتحليل تركيبي ترافيك، آلودگي هوا، آبوهوا و انبوه داده هاي حسي كه ميتواند به مديريت بهتر شهري و ترافيك منجر شود. اين فرايند تبديل دادهها با استفاده از سلسله مراتب دانش، شامل داده ( دادههاي حسي خام)، اطلاعات (داده هاي ساختاريافته)، دانش
(انتزاعات و ادراكات) و خرد (هوش عملي) بهتر نشان داده مي شود (رولي، 2007).
راهحل هاي دادة بزرگ1 و زيرساخت هاي ابري2 مي توانند ابزار و زيرساخت هايي را براي جابهجايي، پردازش و تجزيه وتحليل حجم عظيمي از داده هاي اينترنت اشيا نشان دهند. با اين حال، هنوز نياز به روش هاي كارآمد و راه حل هايي كه بتواند داده هاي اينترنت اشيا را ساختار دهد، تفسير كند، به اشتراك بگذارد، معنا كند و تبديل آن به دانش عملي و اطلاعاتي در حو زههاي برنامههاي كاربردي مختلف را آسان تر كند، محسوس است. از آنجا كه در اينترنت اشيا بسياري از دستگاهها و منابع بهطور گسترده اي توزيع شده اند، ناهمگن اند و منابع محدودي دارند، آنچه براي طراحي خدمات و برنامه هاي كاربردي در اينترنت اشيا لازم است، با آن چيزي است كه در حال
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Big data
2. Cloud
حاضر در اينترنت و وب بهكاربرده مي شود، به ويژه از نظر مقياسپذيري، قابليت اطمينان،استقلال، امنيت و حفظ حريم خصوصي، متفاوت است (زرزي، گلوهاك، لانگ و باسي، 2010).
مسائل مختص به قابليت همكاري، اتوماسيون و تجزيه وتحليل داده ها، به طور طبيعي به چشم اندازي معناگرايانه نسبت به اينترنت اشيا منجر شده است (آتزوري، ايِرا، مورابيتو، 2010).
استفاده از فناوري هاي معنايي در اينترنت اشيا، قابليت همكاري ميان منابع اينترنت اشيا، مدل اطلاعات، ارائه دهندگان داده و مصرف كنندگان آن را ارتقا مي دهد و دسترسي و يكپارچه سازي مؤثر داده، كشف منابع، استدلال معنايي و استخراج دانش را تسهيل مي كند (برنقي، وانگ، هنسون و تيلور، 2012).
همان طور كه مشاهده مي شود، مفهومي كه در اينترنت اشيا نقش كليدي را ايفا مي كند، توليد داده است. داده هايي كه اينترنت اشيا توليد مي كند را مي توان بر اساس معيارهاي گوناگوني دسته بندي كرد. از نظر نوع، برخي از اين داده ها گسسته و برخي پيوسته اند. از نظر نحوة توليد، برخي از آنها به صورت خودكار و برخي ديگر به دست انسان ها توليد شده اند. در دسته بندي ديگر، كوپر و جيمز (2009) داده هاي اينترنت اشيا را در حوزه هاي زير طبقه بندي كرده اند:
شناسايي فركانس راديويي RFID: به شناسايي و رهگيري اشيا با استفاده از امواج راديـويي اشاره دارد. به طور خلاصه اين فناوري به اين صورت است كه در سويي از اشـياي مـد نظـربه منظور ارسال امواج راديويي برچسب هاي RFID قرار داده مي شود و در سـوي ديگـر آن، دستگاه گيرنده اي كار گذاشته ميشود كه امواج را دريافت ميكند. دستگاه خواننـد ة RFID نيز به دستگاه هاي پردازشگري متصل است كه به پـردازش داده هـاي دريافـت شـده اقـداممي كند؛
آدرس ها/ شناسگرهاي يكتا: اشياي موجود در اينترنت اشيا، بايـد بـهصـورت منحصـربه فـردتوسط شناسگرهايي شناسايي شوند. از پروتكل هاي معروف شناسايي اين حوزه مي تـوان بـه
4IPV6 ،1IPV2 و UUID3 اشاره كرد؛
دادة توصيفي دربارة اشيا، فرايندها و سيستم ها: فراداده، دادة توصيف كننـدة داده اسـت و بـهكاربران براي يافتن و دسترسي دادة مناسب ياري مي رساند. اينترنت اشـيا مـي توانـد ضـمن ثبت داده يا فرادادة اشيا، فرايندها و سيسـتم هـاي تحـت پوشـش آنهـا، كيفيـت، سـرعت ويكپارچگي شناسايي مؤلفه هاي مختص به اشيا را آسان كند؛
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 IPV4
.3.2 Universally Unique Identifiers IPV6
دادة موقعيتي و دادة محيطي فراگير: دادة موقعيتي، موقعيت شئ برچسب گذاري شده را درسيستم موقعيتياب جهاني يا سيستم موقعيت ياب محلي نمايش مي دهد. GPS1 از طريقماهواره هاي چندگانه اي كه سيگنالهايي را به واحد كنترل اشيا ارسال ميكند، به مكانيابيشئ مد نظر مي پردازد. داده هاي محيطي فراگير نيز به محيط هايي اختصاص دارد كه بهمنظور ارتقا و حمايت از تعاملات ما با محيط اطرافمان در دسترساند. اين دادهها به محل وابسته اند؛
دادة حسگر ـ دادة سري هاي زماني چندبعدي: يكي از راههاي ورود اطلاعات به اينترنت اشيا از طريق شبكه هاي حسگر بي سيم است. در خصوص اين داده ها بايد تصميم هاي زيادي گرفته شود. براي مثال، دادهها در چه دورههاي زماني گرفته شود و چه مقدار از داده و در چه حجمي بايگاني شود. حسگرها و فناوري شبكه اين امكان را فراهم ميكند؛
داده هاي تاريخي: در اينترنت اشيا، حجم زيادي از دادهها از طريق سنسورها دريافت ميشود كه بايد ذخيره شوند. با گذشت زمان، اين دادهها با نام داده هاي تاريخي شناخته مي شوند.
اينكه چه دادههايي، براي چه مدتي و در كجا ذخيرهسازي شوند، يكي از مسائل اصلي دربارة اين دادهها است؛
مدلهاي فيزيك: اين مدلها در الگوريتم ها و برنامههاي كاربردي اينترنت اشيا در دسترساند و مي توان از آنها بهره برد. مدل هاي فيزيكي قالب هايي براي واقعيت (براي مثال گرانش، نيرو، نور، صدا و مغناطيس) هستند؛
عملگرها و دادههاي فرمان براي كنترل: اينترنت اشيا در وسايل كنترل از راه دور استفاده ميشود؛ بنابراين به بازخورد مناسبي از موقعيت مناسب عملگرهاي دستگاه نياز دارد. از داده هاي ديگري كه به اينترنت اشيا وارد مي شود، دادههاي فرمان براي كنترل وسايل است؛ با توجه به معرفي اينترنت اشيا، نقش آن در سلسله مراتب دانش و انواع دادههاي توليدشدة اين فناوري، در ادامه به بيان اهميت و معرفي تعدادي از نمونه هاي كاربردي استفاده از اينترنت اشيا در سيستم هاي مديريت دانش پرداخته مي شود.
نخستين سؤال اين است كه سيستم مديريت دانش چيست؟ بسرا ـ فرناندز و سابهروال
(2010) مديريت دانش را فرايندي شامل كشف، به چنگآوري، به اشتراك گذاري و به كارگيري2 دانش موجود در سازمان به شكل بهينه، براي كمك به سازمان به منظور دستيابي به اهداف معرفي كرده اند. آنها معتقدند مديريت دانش بنيادها و راه حل هايي را دربردارد. در حالي كه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Global Positioning System (GPS)
.2 Dsicovering, Capturing, Sharing and Appling
راه حل هاي مديريت دانش به روشهاي جانبي مبتني بر كشف، به چنگ آوري، به اشتراك گذاري وبه كارگيري اشاره مي كنند، بنيادهاي مديريت دانش بر جنبه هاي كلان سازماني كه از مديريتدانش در كوتاه مدت و بلند مدت پشتيباني مي كنند، تأكيد دارند. آنها بنيادهاي مديريت دانش رامشتمل بر سازوكارها، زيرساخت ها و فناوري ها و راه حل هاي مديريت دانش را مشتمل بر فرايندها و سيستم ها مي دانند و بيان مي كنند سيستم هاي مديريت دانش، يكپارچهكنندة سازوكار ها و فناوري هاي مديريت دانش اند و تحت تأثير زيرساخت ها به منظور پشتيباني از فرايندهاي مديريت دانش فعاليت مي كنند.
رهنورد و محمديان (1388) نيز سيستم مديريت دانش را سيستمي براي پوشش فرايند خلق، جمع آوري، سازماندهي، اشاعه و كاربرد دانش در سازمان يا هنر خلق ارزش از دارايي هاي نامشهود سازمان معرفي كردند و حمايت مدير ارشد، الگوگيري، معماري دانش، درگيري افراد، زيرساخت سيستم هاي اطلاعاتي، راهبرد و اهداف، سنجش دانش، زيرساخت سازماني، آموزش، منابع انساني، ايجاد انگيزه، فرهنگ سازمان و كار تيمي را عوامل پايه اي براي موفقيت هر سيستم مديريت دانش مي دانند.
منوريان، شعباني و احمدي (1393) دربارة اهميت سيستم هاي مديريت دانش بيان مي كنند در سطح سازمان، قابليت هاي مديريت دانش بايد به شايس تگيهاي محوري تبديل شوند؛ زيرا اين قابليت ها مي توانند به مثابة يكي از مزيت هاي رقابتي سازمان مطرح شوند. آنها اين قابليت ها را در دو حوزة قابليت هاي زيربنايي، شامل فناوري اطلاعات، ساختار سازماني و فرهنگ و قابليت هاي فرايندي شامل كسب، تبديل، كاربرد و محافظت از دانش تقسيم بندي و معرفي كردند.
ميوراندي و همكارانش يكي از شكل هاي اصلي در سطح سيستم را كه بايد اينترنت اشيا پشتيباني كند، مقياس پذيري معرفي كردند. به باور آنها در اينترنت اشيا با توجه به محوريت اشياي روزمره كه به زيرساخت اطلاعاتي جهاني متصل مي شوند، براي مقياس پذيري در سطوح مختلف مسائلي به وجود مي آيد. آنها اين مسائل را در چهار سطح زير طبقه بندي كردند (ميوراندي، سيگاري، پلگريني و چلامتاك، 2012):
نام گذاري و آدرس دهي (با توجه به حجم گستردة به دست آمده از سيستم)؛
ارتباط داده ها و شـبكه هـا ( بـا توجـه بـه سـطح زيـادي ارتباطـات ميـان انبـوهي از موجوديت ها)؛
اطلاعات و مديريت دانش (با توجـه بـه امكـان ايجـاد همتـاي ديجيتـال بـراي هـر موجوديت و/ يا پديده در حوزة فيزيكي)؛
ارائة خدمات و مديريت (با توجه به انبـوه خـدمات / گزينـه هـاي اجـراي خـدمت كـه مي تواند در دسترس باشد و نيازِ به كارگيري منابع ناهمگون).
الغزالي، لفبره و لفبره (2012) به بررسي نقش اينترنت اشيا در توانمندي مديريت دانش ومشاركت در چرخة تداركات صنعت ساختمان پرداختند. آنها بر اساس مطالعه روي چهار شركت ساختماني به اين نتيجه رسيدند كه سيستم هاي RFID براي اصلاح اسناد جاري و رديابي و كنترل مواد، از پتانسيل خوبي برخوردارند. علاوه بر اين، يافته هاي آنها نشان داد اين فناوري به بهبود مديريت، به اشتراك گذاري و انتقال دانش و ارتقاي همكاري از طريق مديريت يكپارچة اسناد، مديريت سريع مشكلات، مديريت ريسك و تصميم گيري هاي كارآمد در اين صنعت منجر مي شود.
ژانگ، آكتينز و يو (2012) در مطالعه اي به بررسي نقش اينترنت اشيا در مديريت حمل ونقل زباله هاي ساختماني پرداختند و چارچوبي چهارلايه اي به شرح شكل 1 ارائه كردند. آنها دربارة مزيت هاي سيستم پيشنهادي كه تركيبي از فناوري RFID و فناوري مديريت دانش مبتني بر رويه1 است، بيان كردند اين سيستم هوشمند مي تواند جمع آوري زباله ها را برنامه ريزي كند و راهنمايي هايي را در حالت هاي عادي و فوق العاده براي كارگران عملياتي فراهم آورد. علاوه بر اين، سوابق حملونقل زباله ها مي تواند براي رديابي حركت زباله ها در سطح خرد و مديريت شهري در سطح كلان، به كار گرفته شود.

شكل1. ساختار چهارلايه اي سيستم مديريت زباله منبع: ژانگ، آكتينز و يو، 2012
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Rule-base
كاربردهاي RFID در فرايند نگهداري و تعميرات و پذيرش آن در صنعت نگهداري وتعميرات كشور آلمان در مطالعة مولر و همكارانش بررسي شده است. آنها به بيان مزيت هاياستفاده از RFID در نگهداري و تعميرات اشاره كردند كه يكي از آنها خودكارسازي مديريتدانش براي اموال با دسترسي مستقيم به اموال مد نظر بيان شده است (مولر، ريچر، پليت و ماندرلارتز، 2008).
مهرجردي (2008) به طور كلي مزيت هاي استفاده از RFID در توليد را به موارد زير خلاصه كرده است:
اصلاح و بهبود سرعت و دقت رهگيري پالتها، كارتنها و ظرف ها؛
كمك به كاهش هزينه هاي عملياتي؛
بهبود مديريت موجودي؛
بهبود كارايي در گزارش پروژه ها؛
بهبود امكان مشاهدة موجودي در تغذية سيستم هاي GIT1.
سپس وي چند سيستم رايانه اي و پايگاه داده در حوزه هاي مديريت رستوران، تداركات، مديريت كيفيت و صنعت ساختمان را معرفي كرده كه در آنها از RFID استفاده شده است.
براي نمونه و بهمنظور تشريح بهتر ساختار سيستمهاي مديريت دانش مبتني بر اينترنت اشيا، در ادامه يكي از اين سيستمها، يعني سيستم دانشمحور پردازش تداركات2 تشريح ميشود.
يكي از پارادايمهاي اصلي در مديريت دانش، مفهوم زمان واقعي (بي درنگ)3 است. اين به معناي اخذ اطلاعات درست از افراد مناسب در زمان مناسب و حال، بدون هرگونه تأخير و ديركردي است (مالهترا، 2005).
آتزوري، ايِرا و مورابيتو (2010) در مطالعه اي به معرفي ساختار سيستم دانش محور پردازش تداركات پرداختند. اين سيستم، سيستم سرويس دهندهاي است كه زيرساخت به اشتراكگذاري دانش را در محيط عملياتي لجستيك، فراهم مي آورد. ساختار سيستم از پنج ماژول شكل گرفته است كه در شكل 2 مشاهده ميشود. براي جمع آوري داده با استفاده از RFID، كلية كالاها و تجهيزات (مانند كاميونها و كالاها) و تمام كارتهاي شناسايي درهاي ورود و خروج، برچسبهاي غيرفعالي زده مي شود. در هر دستگاه خواننده يك يا چند آنتن تعبيه شده است كه ميتواند صدها برچسب را در محدودة خوانشي كه دارد، تشخيص دهد و اطلاعات آن را برداشت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Just In Time (JIT)
.2 logistic process knowledge-based system (LPKBS)
.3 Real time
كند. بنابراين مي توان از اين طريق داده هاي لجستيكي فعال، مانند محل تجهيزات و محل فعلينيروي انساني را مشخص كرد.

شكل 2. ساختار ماژول هاي مديريت دانش پردازش منبع: آتزوري و همكاران، 2010
به طور كلي آنها بيان كردند اين سيستم در سه حوزة زير مي تواند به شركت ها كمك كند:
پذيرش فناوري RFID به منظور دستيابي به رصد منابع و پردازشها؛
برقراري ارتباط بين سازوكار دستكاري دانش چندعامله با پايگاه دادة سازماني كه در آن، تغيير دانش پردازش به ارائه درست رويه ها و منطق پردازش لجستيك كمك ميكند؛
ارائة اطلاعات پردازش بي درنگ در دستيابي به تخصيص منابع كارآمد و مديريت فرايند اهميت دارد.
استفادة درست از اين سيستم موجب اصلاح فرايند هاي لجستيك و مهمتر از آن، توسعة فرهنگ به اشتراك گذاري دانش در شركت خواهد شد. همچنين بايد اشاره كرد كارايي اين سيستم مي تواند به كمك دو روش زير بهبود يابد:
سيستم آموزش مبتني بر دانش: پورتال آموزش فرايند بهمثابة ابزار آموزشي براي تمرين و آموزش كاركنان جديد؛
فعاليتهاي مديريت لجستيك براي پاسخگويي به اين سيستم از طريق استدلال مبتني بر مورد.
در مجموع و بر اساس مرور ادبيات پژوهش، مي توان گفت فناوري اينترنت اشيا مي تواند درتوليد سريع داده هاي با كيفيت بالا براي مديريت دانش در فرايندهاي دانشي، به ويژه كشف دانشدر محيط هاي فيزيكي و ديجيتال، به منزلة پايه و ورودي قابل اتكا به كارگرفته شود.
روش شناسي پژوهش
با توجه به ماهيت مسئلة پژوهش كه در بخش مقدمه معرفي شد، روش شناسي پژوهش حاضر از نوع اقدام پژوهي به منظور طراحي نوعي سيستم اطلاعاتي است. رويكرد منتخب طراحي در اين پژوهش، رويكرد توسعة سريع برنامة كاربردي »رد«1 و روش منتخب، نمونه سازي2 است. از مزيت هاي رويكرد رد، مي توان به توسعة سريع بخش هايي از سيستم و ارائه به كاربر و حل مشكلات زمان طولاني توسعة سيستم در رويكردهاي ساخت يافته و شيء گرا3 اشاره كرد. مزيت اصلي روش نمونهسازي نيز اين است كه با سرعت بسيار زياد سيستمي فراهم مي آورد كه كاربر بتواند با آن تعامل كند؛ هرچند ممكن است اين سيستم در مرحلة اول براي استفادة گسترده آماده نباشد. در اين روش كاربران مي توانند به جاي تلاش براي درك مشخصات سيستم از روي كاغذ، از طريق كاركردن با نمونة ايجادشده، دربارة آنچه سيستم مي تواند يا نميتواند انجام دهد، آگاه شوند (دنيس، ويكسوم و روت، 2012). ضمن آنكه اين روش ، يكي از روش هاي اصلي اعتباريابي سيستم هاي اطلاعاتي نيز معرفي شده است (ويشناوي و كوچلر، 2007). شكل 3 فرايند روش يادشده را به نمايش گذاشته است.

شكل 3. روش مبتني بر نمونه سازي منبع: دنيس و همكاران، 2012 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Rapid Application Development (RAD)
2. Prototyping
.3 Structured and Object- oriented Approachs
يافته هاي پژوهش
يافته هاي پژوهش را مي توان در دو مرحلة ساختار طراحي پيشنهادي و اعتباريابي و تحليلساختار، بررسي كرد.
ساختار پيشنهادي
دربارة مرحلة اول، يعني ساختار پيشنهادي بر مبناي روش نمونه سازي بيان شـده در بخـش روش پژوهش، بايد گفت مسئلة مطرحشده در بخش مقدمه (هـدف اصـلي پـژوهش )، حاصـل اجـرايمرحله هاي برنامه ريزي و تحليل مسئله در اين روش است. به منظور تشريح نتايج به دست آمـده از اجراي مراحل تحليل و طراحي منطقي و فيزيكيِ اين مطالعه، ساختاري مطابق با شكل 4 طراحي شد. اجزاي اين ساختار شـامل بخـش هـاي جمـعآوري داده، مخـزن ، مـديريت ورود و خـروج و رابط هاي كاربري است. در ادامه به تشريح اين ساختار پرداخته شده است.
در نگاه فرايندي به اين ساختار، بايد گفت داده هاي ثبت ورود و خروج كاركنان، بر اساس سه نوع ورودي مبتني بر اينترنت اشيا پس از دريافت، در مخزن داده هاي ورودي ذخيره مي شود.
گيرندههاي ثبت كنندة ترددها در اين ساختار، RFID و دستگاه ثبت كاركرد كه بر اساس اثر
شكل4 . ساختار پيشنهادي مديريت ورود و خروج كاركنان شهرداري يزد
انگشت و كارت شناسايي عمل مي كند ـ هستند. در سازوكار FRID بر اساس برچسب هاينصب شده بر خودروهاي كاركنان شهرداري، هنگام نزديك شدن خودروي آنها به نگهباني،گيرنده هاي فعال FRID عمل مي كند و ضمن شناسايي خودرو و ثبت شناسه، زمان و سمت حركت، اجازة ورود يا خروج را مي دهد. حال عملكرد ثبت شده در مخزن دادة ورودي به سيستم مديريت ورود و خروج كه هم سيستم اطلاعاتي و هم سيستم كشف مديريت دانش است، وارد مي شود.
عملگرهاي مانيتورينگ پردازش و قوانين پردازش، به ترتيب فرايند و منطق پردازش ورودها و خروج ها را فعال مي كنند. خروجي اين عملگرها هم به صورت ساعت عملكرد و هم نمرة عملكرد ورود و خروج، مي تواند در مخزن دادة خروجي سيستم ثبت شود. عملگر سوم اين سيستم، يعني كشف دانش پردازش با استفاده از داده هاي عملكردي كاركنان و با به كارگيري روش هاي آماري استنتاجي و خوشه بندي، به توليد دانش در خصوص عملكرد كاركنان اقدام مي كند. از روش هاي آمار استنتاجي به كاررفته در اين عملگر، مي توان تحليل سري هاي زماني به منظور پيش بيني عملكرد آيندة كاركنان با استفاده از عملكرد گذشته را نام برد و از روش هاي خوشه بندي نيز مي توان به بخش بندي كاركنان بر اساس عملكردهاي ورود و خروج اشاره كرد. اين دو روش را مي توان از روش هاي داده كاوي دانست كه از فناوري هاي مطرح در سيستم هاي كشف دانش محسوب مي شوند (بسرا ـ فرناندز و سابهروال، 2010).
داده هاي به دست آمده از پردازش در دو عملگر اولِ سيستم هاي كارگزيني و دبيرخانه، به صورت گزارش در اختيار كاركنان قرار مي گيرد. همچنين به منظور ايجاد رقابت بين كاركنان، ميانگين حسابي نمره هاي به دست آمده از محاسبة سيستم، در سيستم دبيرخانه براي آنها به اشتراك گذاشته مي شود. در اين سيستم نيز براي بيان نظر كاركنان در خصوص مجموعة عملكردها و بيان پيشنهادها، سيستم ارسال نظر تعبيه شده است. اين امكان را مي توان در رديف سازوكار هاي كشف دانش قرار داد (بسرا ـ فرناندز و سابهروال، 2010). خروجي عملگر سوم كه مي تواند همچون ابزاري براي تصميم گيري و تعيين راهبرد مديران مياني و مديران ارشد عمل كند، در سيستم ارزشيابي نمايش داده مي شود. به طور مثال، پيش بيني عملكرد ورود و خروج كاركنان بر اساس عملكردهاي گذشته و خوشه بندي كاركنان زيرمجموعه در هر ماه، براي مديران مياني نمايش داده مي شود. اين داده ها مي تواند كمكي براي مديران مياني در تعيين راهبردهاي مديريت منابع انساني باشد. داده هاي خروجي اين سيستم، همچنين امكان مديريت ادارة حراست شهرداري يزد را بر ورودها و خروج ها، براي جلوگيري از وقوع حوادث حراستي احتمالي فراهم مي آورد.
برخي از مزيت هاي اجراي ساختار پيشنهادي ياد شده، به شرح زير است:
اصلاح و بهبود سرعت و دقت رهگيري ورود و خروج كاركنان و جلوگيري از وقوع تخلفهاي احتمالي؛
سهولت بيشتر ورود و خروج كاركنان از ورودي پاركينگ؛
ارائة اطلاعات بي درنگ در خصوص عملكرد ورود و خروج كاركنان؛
ايجاد سازوكار يكپارچهاي براي تعيين عملكرد ورود و خروج كاركنان به منظور ارزيابي نسبي كاركنان؛
امكان بازخورد عملكردها به كاركنان و مديران و رفع مشكلات احتمالي در اين خصوص؛
كمك به مديران مياني به منظور تعيين راهبردهايي براي افزايش بهره وري كاركنان داراي عملكرد ضعيف؛
كمك به مديران ارشد در تعيين راهبردهاي مديريت منابع انساني و بهبود بهرهوري.
اعتباريابي و تحليل
در مرحلة دوم، به منظور آزمايش اعتبار ساختار پيشنهادي، اين ساختار به دو بخش تقسيم شد در.
بخش اول داده ها جمع آوري شدند و به منظور اعتباريابي ساختار در اين بخش، روش نمونه سازي مدنظر قرار گرفت (ويشناوي و كوچلر، 2007). اين روش به طور دقيق مبتني بر روش نمونه سازي منتخب در بخش روش پژوهش است. براي اين بخش سه سازوكار مبتني بر اينترنت اشيا پيش بيني شده بود كه در سيستم اولية شهرداري دو سازوكار، يعني كارت مغناطيسي و اثر انگشت وجود داشت. بر اساس ساختار پيشنهادي، سازمان فناوري اطلاعات و ارتباطات (فاوا) شهرداري، سيستم RFID با برچسب هاي غيرفعال و پردازنده هاي فعال را در ورودي پاركينگ نصب كرد.
پس از نصب آزمايشي اين سيستم در 10 روز و بر اساس تكرار زمان سنجي، متوسط توقف خودروي كاركنان در اين ورودي به 5 ثانيه كاهش يافت. به بيان ديگر با نصب اين سيستم كل زمان توقف در اين ورودي از حدود 173 دقيقه به 17 دقيقه كاهش پيدا كرد. علاوه بر اين از 556 رفت وآمد، هيچ يك خارج از سه سازوكار تردد عمل نكرده بودند. اين نتايج نشان مي دهد دقت و صحت داده هاي واردشده به سيستم مديريت ورود و خروج، به شكل معناداري افزايش داشته است.
در بخش دوم و در سيستم مديريت ورود و خروج شـهرداري، سـه عملگـر فراينـد، منطـق و دانش پـردازش وجـود داشـت. بـه منظـور اعتباريـابي سـاختار پيشـنهادي در ايـن بخـش ، روش نمونه سازي ايستا انتخاب شد. اين روش اعتباريابي، به صورت آزمايشي و دستي بر اجـراي فراينـد پردازش مبتني بر منطق و كشف دانش پردازش، تمركز مي كند (ويشناوي و كـوچلر ، 2007). بـر اساس اين روش، از ابزار نمونة اولية مديريت ورود و خروج، به منظور نمايش عملكـرد دو عملگـر اوليه استفاده شد و از نسخة دوازدهم نرم افزار SPSS Clementine براي نمـايش عملگـر سـوم بهره برده شد. همان طور كه در ساختار پيشنهاد نيز مشاهده مي شود، ورودي اين سيستم داده هاي ورود و خروج كاركنان است. به منظور بررسي در سيستم نمونه سـازي ، از داده هـاي ورود و خـروج سه ماه كاركنان استفاده شد. چهار خروجي زير نيز براي خروجي هاي اصلي ايـن سيسـتم مـدنظر قرار گرفت:
كاركرد ماهانة كاركنان؛
نمرة بهره وري نسبي عملكرد كاركرد كاركنان در سه ماه؛
پيش بيني عملكرد كاركرد تك تك كاركنان در ماه آينده بر اساس تحليل سري زماني؛
خوشه بندي كاركنان بر اساس عملكرد كاركرد با بهرهمندي از روش آماري كاـ يم نز1.
همانطور كه مشاهده مي شود دو خروجي اول به طور دقيق بر دو عملگر اول، يعني فرايند و منطق پردازش متمركزند و دو خروجي دوم به عملگر سوم، يعني دانش پردازش اشاره دارند.
براي نمونه، نتايج به دستآمده از خروجي چهارم (يعني خوشهبندي كاركنان بر اساس عملكرد كاركرد آنها با استفاده از روش آماري كاـ مينز) به منظور تعيين خوشه ها و شاخص دان2 به منظور تعيين تعداد خوشه هاي بهينه (آخوندزاده نوقابي، البدوي و اقدسي، 1393)، نشان داد مي توان آنها را در سه خوشة اصلي جاي داد و با اين نام ها شناسايي كرد: 1. كاركنان كم كار، 2. كاركنان نرمال و 3. كاركنان پركار.
همان طور كه در بخش قبل اشاره شد، اين خروجي براي تعيين راهبردهاي مديريت نيروهاي انساني به مديران مياني را ياري ميكند.
به منظور سنجش ميزان رضايت كاركنان از بخش اول سيستم (جمع آوري داده) نمونة تصادفي سينفره اي از كاركنان شهرداري انتخاب شد و ميزان رضايت آنها بر اساس مقياس پنج تايي ليكرت (از 1= رضايت بسيار كم تا 5= رضايت بسيار زياد) به دست آمد. نتايج اين نظرسنجي كه در بند اول جدول 1 درج شده است، رضايت كامل كاركنان را از اين بخش از سيستم نشان مي دهد. به منظور اطمينان از اعتبار خروجي هاي نمونة آزمايشي در بخش دوم (سيستم مديريت ورود و خروج) نيز، اين خروجي ها در اختيار 15 نفر از مديران مياني شهرداري قرار گرفت و ميزان رضايت آنها در خصوص نتايج و سيستم جمع آوري دادة بخش قبل، بر اساس مقياس پنج تايي ليكرت بهدست آمد. با توجه به مقياس ليكرت، براي سنجش اجماع مديران در
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
K-Means
Dunn index
خصوص رضايت از نتايج به دست آمده، از روش سطح مشخصي از توافق استفاده شد (براي اطلاعات بيشتر در خصوص روش هاي توافق به واندركراخت (2012) مراجعه كنيد). بر اساس اين روش سطح توافق، 70 درصد مديران مياني نمرة 4 و بيشتر را به رضايت از نتايج اختصاص دادند (اين سطح توافق هم براي ميزان رضايت كاركنان و هم براي ميزان رضايت مديران در نظر گرفته شد). نتايج اين نظرسنجي كه در بند اول (براي بخش اول) و در بندهاي دوم تا ششم (براي بخش دوم) جدول 1 درج شده است، نشان مي دهد كاركنان و مديران مياني دربارة رضايت از نتايج به دست آمده، توافق دارند؛ به بيان ديگر اعتبار خوب ساختار طراحي شده را نشان مي دهد.
جدول 1. نتايج نظرسنجي كاركنان و مديران شهرداري در خصوص عملكرد ساختار پيشنهادي

درصد افراد داراي نمرة4 به بالا آيتم رديف بخش
%90
%86/6 27 13 سازوكار هاي جمع آوري دادة كاركرد (كاركنان)سازوكار هاي جمع آوري دادة كاركرد (مديران) 1

2 جمع آوري داده
%93/3 %80
%73/3 14
12
11 كاركرد ماهانة كاركنان
نمرة بهره وري نسبي كاركرد كاركنان پيش بيني عملكرد ماه آيندة كاركنان 3
4
5 سيستم مديريت
ورود و خروج
%86/6 13 خوشه بندي كاركنان 6 %83/9 ميانگين درصدها (مديران)
نتيجه گيري و پيشنهادها
اصطلاح اينترنت اشيا واژه اي كليدي براي پوشش جنبه هاي گوناگون گسترش اينترنت و وب به قلمرو فيزيكي، از طريق به كارگيري گستردة دستگاه هاي توزيع شده اي است كه از قابليت هاي شناسايي، سنجش يا راه اندازي برخوردارند. پيش بيني آيندهاي از اين فناوري كه در آن از طريق پيوند اشيا و موجوديتهاي فيزيكي و ديجيتال، توسعة نسل جديدي از برنامه هاي كاربردي و خدمات گسترده را امكان پذير مي كند، دور از ذهن نيست. فناوري اينترنت اشيا به توليد داده هايي در انواع مختلف اقدام مي كند كه از اين انواع مي توان به RFID، آدرس ها و شناسگرها، داده هاي توصيفي اشيا، داده هاي موقعيتي و محيطي فراگير، داده هاي حسگر و سريهاي زماني چندبعدي، داده هاي تاريخي، مدل هاي فيزيكي و عملگرها و داده هاي فرمان براي كنترل، اشاره كرد. در اين پژوهش، بر نياز به روش هاي كارآمد و راه حل هايي كه بتواند دا دههاي توليدشدة اينترنت اشيا را ساختار دهد، تفسير كند، به اشتراك بگذارد، معنا كند و تبديل آن به دانش عملي و اطلاعاتي در حوزه هاي برنامه هاي كاربردي مختلف را تسهيل كند، تأكيد شد. در ادامه نيز به منظور تشريح اهميت اين نياز، ضمن توجه بر نقش مديريت دانش در دادههاي توليدشده توسط اينترنت اشيا در حوزه هاي كاربردي، مانند لجستيك، نگهداري و تعميرات، صنعت ساختمان و توليد، مزيت هاي استفاده از اينترنت اشيا به منزلة يكي از پايه ها و ورودي هاي سيستم هاي مديريت دانش در اين صنايع بيان شد.
يكي از اهداف اصلي اين پژوهش، بهكارگيري اين فناوري در بخشي از مديريت دانش در محيط سازماني مانند شهرداري يزد بود. هدف از اين كار، بهبود عملكرد كاركنان در ساعات كاري و امنيت داخلي با استفاده از فناوري اينترنت اشيا در كنترل ورود و خروج خودروها تعريف شد. بر اين اساس، RFID به منزلة يكي از ورودي هاي جمع آوري داده، به طور مستقيم در كشف دانش به كار گرفته شد. نتايج اعتباريابي ساختار مبتني بر دانش پيشنهادي به روش اقدام پژوهي مبتني بر رويكرد رد در طراحي سيستم هاي اطلاعاتي و بر اساس روش طراحي نمونه سازي (شامل مراحل تعريف مسئله، برنامه ريزي، تحليل، طراحي منطقي و فيزيكي و تهية نمونه اوليه)، نشان داد ساختار پيشنهادشده، از مزيت هايي همچون اصلاح و بهبود سرعت و دقت رهگيري ورود و خروج كاركنان، سهولت بيشتر ورود و خروج كاركنان، ارائة اطلاعات بي درنگ در خصوص عملكرد ورود و خروج كاركنان، ايجاد سازوكار يكپارچه در ارزيابي كاركنان، ايجاد امكان بازخورد به كاركنان و مديران، كمك به مديران مياني در تعيين راهبردهايي براي افزايش بهرهوري كاركنان و مديريت منابع انساني و بهبود بهره وري برخوردار است.
در مجموع بايد بيان كرد فناوري اينترنت اشيا مي تواند در توليد داده هاي مديريت دانش در فرايندهاي دانشي، به طور مستقيم در كشف دانش و به طور غيرمستقيم در دستگيري، به اشتراك گذاري و به كارگيري دانش، نقش مؤثري ايفا كند. از سوي ديگر، در حوزه هايي كه در فرايند توليد داده ها به منظور تحليل و كشف الگوها و روندهاي دانشي مشكلاتي وجود دارد، اينترنت اشيا مي تواند از طريق توليد خودكار اين دادهها و اطلاعات در محيط شبكه اي مانند اينترنت اشيا، اين فرايند را سرعت دهد.
يكي از مهم ترين حوزههايي كه مي تواند در كانون توجه محققان علاقهمند به مطالعة تلفيقي اينترنت اشيا و مديريت دانش قرار گيرد، ارائة چارچوب هاي مفهومي براي سيستم هاي مديريت دانش استفاده كننده از هر يك از انواع داده هاي توليدشده توسط اينترنت اشيا، در هر يك از فرايند هاي كشف، به چنگ آوري، به اشتراكگذاري و بهكارگيري دانش است. از موضوعات ديگري كه محققان اين حوزه مي توانند به آن توجه بيشتري كنند، بررسي توسعة كاربردهاي تلفيقي اينترنت اشيا و مديريت دانش در حوزه هاي كاربردي محيط هاي فيزيكي و ديجيتال در فضاهايي مانند بهداشت، كشاورزي، تجارت و اقتصاد است.
References
Akhondzadeh-Noughabi, E., Albadvi, A. & Aghdasi, M. (2014). Mining customer dynamics in designing customer segmentation using data mining techniques. Quarterly Journal of Information Technology Management, 6(1): 1-30. (in Persian)
Atzori, L., Iera, A. & Morabito, G. (2010). The internet of things: A survey. Computer networks, 54(15): 2787-2805.
Barnaghi, P., Wang, W., Henson, C. & Taylor, K. (2012). Semantics for the Internet of Things: early progress and back to the future. International Journal on Semantic Web and Information Systems, 8(1): 1-21.
Becerra-Fernandez, I. & Sabherwal, R. (2010). Knowledge management: Systems and processes. ME Sharpe: NewYork, NY.
Cooper, J. & James, A. (2009). Challenges for database management in the internet of things. IETE Technical Review, 26(5): 320.
Dennis, A., Wixom, B. H. & Roth, R. M. (2012). Systems analysis and design. 5rd Edition. John Wiley & Sons: NewYork, NY.
El Ghazali, Y., Lefebvre, É. & Lefebvre, L. A. (2012). The Potential of RFID as an Enabler of Knowledge Management and Collaboration for the Procurement Cycle in the Construction Industry. Journal of technology management & innovation, 7(4): 81-102.
IBM (2014). Bringing Big Data to the Enterprise, Retrieved from http://www01.ibm.com/software/data/bigdata. (Accessed on 02.11.2014).
ITU Strategy and Policy Unit (SPU). (2005). ITU Internet Reports 2005: The internet of things. Geneva: International Telecommunication Union (ITU), Retrieved from http://www.itu.int/wsis/tunis/newsroom/stats/The-Internet-ofThings-2005.pdf. (Accessed on 02.11.2014).
Kranenburg, R. V., Anzelmo, E., Bassi, A., Caprio, D., Dodson, S. & Ratto, M. (2011). The Internet of Things. In 1st Berlin Symposium on Internet and Society: Exploring the Digital Future, Berlin: October 25-27.
Malhotra, Y. (2005). Integrating knowledge management technologies in organizational business processes: getting real time enterprises to deliver real business performance. Journal of knowledge management, 9(1): 7-28.
Mehrjerdi, Y. Z. (2008). RFID-enabled systems: a brief review. Assembly Automation, 28(3): 235-245.
Miorandi, D., Sicari, S., De Pellegrini, F. & Chlamtac, I. (2012). Internet of things: Vision, applications and research challenges. Ad Hoc Networks, 10(7): 14971516.
Monavarian, A., Shaabani, E. & Ahmadi, H. (2014). Acquiring core competencies in IKCO through elements of knowledge management: Investigating the mediation role of knowledge management processes. Quarterly Journal of Information Technology Management, 6(4): 701-720. (in Persian)
Müller, G., Richter, K., Plate, C. & Mandelartz, J. (2008). Optimizing maintenance processes with RFID and related knowledge management. In 4th World Congress on Maintenance. Haikou, Hainan, China: Nov (pp. 24-26).
Rahnavard, F. & Mohammadi, A. (2010). Identifying Critical Success Factors of Knowledge Management System in Academic Centers & Faculties of
Tehran. Quarterly Journal of Information Technology Management, 1(3): 37-
( .25in Persian)
Rowley, J. E. (2007). The wisdom hierarchy: representations of the DIKW hierarchy. Journal of Information Science, 33(2): 163–180.
Vaishnavi, V. K. & Kuechler Jr, W. (2007). Design science research methods and patterns: innovating information and communication technoloy, Auerbach Publications, Taylor & Francis Group: NewYork, NY.
Von Der Gracht, H. A. (2012). Consensus measurement in Delphi studies: review and implications for future quality assurance. Technological Forecasting and Social Change, 79(8): 1525-1536.
Zhang, L., Atkins, A. & Yu, H. (2012). Knowledge Management Application of Internet of Things in Construction Waste Logistics with RFID Technology. International Journal of Computing Science and Communication
Technologies, 5(1): 760-767.
Zorzi, M., Gluhak, A., Lange, S., & Bassi, A. (2010). From today’s intranet of things to a future internet of things: a wireless-and mobility-related view. Wireless Communications, IEEE, 17(6): 44-51.



قیمت: تومان


پاسخ دهید