د ناوری اطلاعات دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 7، شمارة 3 پاييز 1394
ص. 510- 493

بررسي تأثير شايستگي فناوري اطلاعات بر فرايندهاي دانش در
دادگستري شهر اراك
راحله اسفنداني1، مصطفي علي ميري2
چكيده: مطالعة فناوري اطلاعات درون سازمان ها طي دهة اخير شكوفا شده است. اگرچه دسته اي از مطالعات رابطة معناداري ميان شايستگي فناوري اطلاعات و فرايندهاي دانش يافتند، دسته اي ديگر نيز نتوانستند به چنين رابطه اي دست يابند. هدف پژوهش حاضر، بررسي تأثير شايستگي فناوري اطلاعات بر فرايندهاي دانش در دادگستري شهر اراك است. روش پژوهش توصيفي از نوع پيمايشي ـ همبستگي است. اعضاي نمونة آماري اين پژوهش را 102 نفر از كارمندان دادگستري شكل داده اند. داده هاي پژوهش به كمك پرسشنامه اي كه قبل از توزيع روايي و پايايي آن به تأييد رسيد، گردآوري شد. فرضيه هاي پژوهش نيز با بهره مندي از روش معادلات ساختاري بررسي شد. بر اساس نتايج به دست آمده، دانش فناوري اطلاعات و عمليات فناوري اطلاعات تأثير مستقيم، مثبت و معناداري بر كسب و انتقال دانش دارد و زيرساخت فناوري اطلاعات نيز به طور مستقيم، مثبت و معنادار بر كسب دانش اثرگذار است. در پايان پژوهش پيشنهادهايي براي اجراي پژوهش هاي بعدي مطرح شده است.

واژه هاي كليدي: دانش، فرايندهاي دانش، فناوري اطلاعات، مدل معادلات ساختاري.

كارشناس ارشد مديريت مالي، دانشكدة مديريت، دانشگاه آزاد اسلامي، اراك، ايران
استاديار گروه مديريت، دانشكدة مديريت، دانشگاه آزاد اسلامي، اراك، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 06/02/1394 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 19/06/1394
نويسندة مسئول مقاله: راحله اسفنداني
E-mail: sfandani.rahele12@yahoo.com
،3
مقدمه
مديريت دانش از سرمايه هاي نهان سازمان ها و مؤسسه ها به شمار مي رود و فرايندهايي چون خلق، كسب، ذخيره سازي، انتشار، تسهيم و به كارگيري دانش را شامل مي شود كه در اين پژوهش تنها به فرايندهاي كسب، انتقال و استفاده از دانش پرداخته مي شود. در بازارهاي جهاني با تغييرات سريع امروزي، موفقيت سازمان ها در گرو داده هاي نيروي كار سنتي، سرمايه و زمين نيست، بلكه منبع حياتي و مهم، افكار نيروي انساني، يعني دانش افراد است. مطالعه در زمينة مديريت دانش از اوايل سال 1990 آغاز شد و با رشد فناوري اطلاعات و اقتصاد دانش، مديريت دانش خيلي سريع و نيرومند رشد كرد (تيان، ناكامون و ويرزبيكي، 2009). امروزه ديگر سرماية مادي تأثير شگرفي بر پيشرفت سازمان ها ندارد، بلكه اين افكار و دانش انسان هاست كه سازمان را در عرصة رقابت نگه مي دارد.
اگر دادگستري شهر اراك سعي در رسيدن به اهداف عالي سازماني دارد، بايد شايستگي فناوري اطلاعات را كه پيش نياز كسب، انتقال و استفاده از دانش است، در كانون توجه قرار دهد. براي اينكه دادگستري در زمينة مديريت دانش موفق شود، بايد عزم جدي و اقدام عملي را براي رفع موانع به كار گيرد؛ اين موانع مي تواند در حوزة انساني، سازماني، فرهنگي، سياسي، فني و فناوري باشد.
آنچه سبب شد پژوهشگران اين مقاله به شايستگي فناوري اطلاعات و مديريت دانش بپردازند، اهميت به كارگيري صحيح دانش، عمليات و زيرساخت فناوري اطلاعات براي پياده سازي درست فرايندهاي دانش در سازمان است. در وضعيتي كه دادگستري به شدت با افزايش پرونده هاي ورودي و مراجعه كنندگان مواجه است، كسب، انتقال و بهره گيري كاركنان از مديريت دانش با توجه به نقش اساسي و حياتي آن، بيش از بيش احساس مي شود و به موفقيت سازمان كمك خواهد كرد. اين عامل و دغدغة آن، سازمان را وادار به پياده سازي و به كارگيري دانش مي كند. به همين دليل اگر كاركنان نتوانند فرايندهاي دانش را در سازمان به كار گيرند، سازمان در رسيدن به اهدافش موفق نخواهد شد. پس با توجه به اين توضيحات، موفقيت در مديريت دانش الزامي است و كاركنان سازمان بايد بدانند كه چگونه از فناوري اطلاعات براي موفقيت (كسب، انتقال و استفاده از دانش) فرايندهاي دانش استفاده كنند؟ در واقع سازمان بايد از خود بپرسد از كجا شروع كند؟ يا اينكه دانش، عمليات و زيرساخت فناوري اطلاعات بايد چگونه باشد كه به موفقيت فرايندهاي دانش منجر شود؟ با توجه به توضيحاتي كه بيان شد، اين پژوهش بر آن است تأثير شايستگي فناوري اطلاعات را بر فرايندهاي دانش بررسي كند.

پيشينة نظري پژوهش مديريت دانش
مديريت دانش فرايندي منظم و منسجم از هماهنگي هاي سراسر سازمان براي نيل به اهداف سازماني تعريف شده است (راستوگي، 2000). مركز بهره وري و كيفيت آمريكا (APQC)1، مديريت دانش را مجموعهاي از راهبردها و رويكردهاي نوظهور براي خلق، حفظ و استفاده از دارايي هاي دانش (شامل افراد و اطلاعات) تعريف مي كند كه اجازه مي دهد دانش در زمان مناسب از افراد به جريان بيفتد؛ بهطوري كه آنها بتوانند از اين دارايي ها، براي خلق ارزش بيشتر مؤسسه و سازمان استفاده كنند. به طور كلي عوامل موفقيت را مي توان در چهار طبقة رهبري، فرهنگ، ساختار و زيرساخت هاي فناوري اطلاعات دسته بندي كرد (كوئينگ و اسريكانتايا، 2007).
چارچوب هاي زيادي براي فرايندهاي مديريت دانش شناسايي شده است، اما اين مقاله سه فرايندي را كه صاحب نظران دربارة آن توافق دارند، بررسي مي كند. اين فرايندها عبارت اند از:
كسب، انتقال و استفاده از دانش (مرات و بو، 2013). كسب دانش مجموعة فرايند هايي است كه دانش را چه از بيرون سازمان و چه از درون سازمان به دست مي آورد و هدف آن كسب دانش جديد و بهتر است كه كمك مي كند رقابتش را با سازمان هاي ديگر بهبود دهد. انتقال دانش فرايند هايي است كه از طريق آنها، سازمان دانش را ميان واحد ها و اعضا به اشتراك ميگذارد و درك جديدي را توسعه مي دهد. استفاده از دانش يكي از مهم ترين فرايندهاي مديريت مؤثر دانش به شمار ميرود. دانش بايد تسخير شود، كدگذاري شود و پس از ساختاريافتن دوباره به كار گرفته شود. هر سازماني ممكن است در كسب، انتقال و بهرهبرداري از منابع دانش قابليت هاي داشته باشد؛ اگر سازمان نتواند سرانجام اين قابليت ها را بهطور مؤثر بهكار گيرد، بي فايده و بي ثمر خواهند بود. قابليت به كارگيري دانش مبتني بر تصميم گيري و حل مشكلات، به سازمان اجازه مي دهد در برابر تغييرات محيطي به طور اثربخش و كارا پاسخ دهد.
رويكردهاي گوناگوني براي مديريت دانش وجود دارد. در پژوهش حاضر به دليل ماهيت موضوع، به رويكرد كارل اريك اسويبي پرداخته شده است كه دو روش را براي طبقه بندي مديريت دانش شناسايي كرده است (چن و هوانگ، 2007). رويكرد اول بر فناوري اطلاعات (با پيشزمينة مهندسي و دانش اطلاعات) تمركز دارد. بر اساس رويكرد اول، كارشناسان اين حوزه دانش را ابزاري تلقي ميكنند كه مي تواند در سيستم هاي اطلاعاتي شناسايي، دسته بندي، نگهداري و بازيابي شود و هوش مصنوعي، الگوهاي شبيهسازي و پايگاه داده ها و مانند آنها،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. American Productivity Quality Center (APQC)
،3
مي توانند به توسعة اين رويكرد كمك كنند. اما رويكرد دوم متمركز بر افراد (با پيش زمينة روان شناسي، توسعة نيروي انساني و توسعة سازماني) است. بر اساس رويكرد دوم، كارشناسان اين حوزه دانش را شامل فرايندها، مجموعة پيچيده اي از مهارت هاي پويا، دانش فني و… مي دانند كه به طور مستمر در حال تغيير است. نظر اسويبي مهم و شايان توجه است، اما به طور كامل نمي تواند به تفاوت هاي مهم رويكرد هاي مديريت دانش سازماني اشاره كند. از ديدگاهي جامع تر، رويكردهاي مختلف مديريت دانش بدين ترتيب طبقه بندي مي شوند: رويكرهاي مكانيكي، رويكردهاي فرهنگي/ رفتارگرايانه، رويكردهاي نظام مند. پژوهش حاضر بيشتر بر رويكرد متمركز بر فناوري اطلاعات يا همان رويكرد مكانيكي تأكيد مي كند. در ادامه به متغير شايستگي فناوري اطلاعات و مؤلفه هاي اثرگذار آن بر فرايندهاي دانش اشاره مي شود.
شايستگي فناوري اطلاعات
سازمان ها چگونه مي توانند از اين فناوري ها به طور اثربخشي براي مديريت اطلاعات استفاده كنند؟ سازمان ها علاوه بر اطلاعات داخلي، به اطلاعات خارجي به منظور دريافت نحوة برخورد با سازمان ها و مراجعه كنندگان، نياز دارند و اين اطلاعات كمك مي كند آنها دربارة مراجعه كنندگان و رضايت و اثربخشي دانشي كسب كنند و درنتيجه به مزيت رقابتي مناسب دست يابند. در پژوهش پيش رو، به سه بعد اين مفهوم اشاره شده است: دانش فناوري اطلاعات، عمليات فناوري اطلاعات و زيرساخت فناوري اطلاعات. اين ابعاد منابع تخصصي سازمان را نشان مي دهد و ظرفيت سازمان را براي درك و استفاده از ابزار لازم بر مديريت اطلاعات مشخص مي كند (پرز لوپز و آلرج، 2012).
دانش فناوري اطلاعات
اين بعد به واسطة درك سازمان از توانمندي هاي موجود و فناوري هاي ظهوريافته است. آگاهي از امكانات فناوري اطلاعات، گزينه هايي از جهان ديجيتالي را در اختيار سازمان قرار مي دهد كه موجب انعطاف پذيري سريع و تطبيق با فرصت هاي بازار مي شود (كرافورد، لونارد و جونز، 2011).
دانش فناوري اطلاعات، درك جامع از نياز به دانش را ميان واحد هاي كسب وكار پرورش مي دهد و شناسايي منابع دانش را كه در واحد هاي چندگانه كاربرد دارد، تسهيل مي كند (هو، 2009 و ميغدادي، 2008). همچنين واحد هاي كسب وكار را به سرماي هگذاري در نوآوري هاي فناوري اطلاعات كه براي فرايند هاي مديريت دانش اساسي است، تشويق مي كند. دانش فناوري اطلاعات، توانايي همانندسازي دانش بيروني و خلق دانش جديد از تفسير مجدد است (بات و گرور، 2005).
عمليات فناوري اطلاعات
اين مفهوم به روش هاي مرتبط با فناوري اطلاعات، فرايند ها و فنوني برمي گردد كه براي خلق ارزش لازم است. در بافت پژوهش حاضر، عمليات فناوري اطلاعات حدي در نظر گرفته شده است كه سازمان از فناوري اطلاعات براي بهبود اثربخشي و تصميم گيري استفاده مي كند (پاتراكوسول و لي، 2009). عمليات فناوري اطلاعات شامل به كارگيري فناوري اطلاعات در فرايند هاي كسب وكار مي شود و مسيري را فراهم مي كند كه از طريق آن كسب وكار و فناوري اطلاعات مي توانند با هم ارتباط برقرار كنند؛ به بيان ديگر، زبان مشتركي درون سازمان ايجاد مي كند. زبان مشترك، همكاري دروني را تقويت مي كند و محيطي فراهم مي آورد كه فرصت هاي كسب وكار در ساية درك فناوري اطلاعات بررسي شود. عمليات فناوري اطلاعات به سازمان ها قدرت مي دهد كه بتوانند به نحو بهتري پايگاه مشتري را مديريت كنند و اطلاعات كاركنان را به شكل ساختاريافته تري حفظ كنند و به تسهيم كارتر دانش درون سازمان بپردازند (كرافورد و همكاران، 2011).
زيرساخت فناوري اطلاعات
زيرساخت هاي فناوري اطلاعات به مصنوعات، ابزار و منابعي گفته مي شود كه به كسب، پردازش، ذخيره، توزيع و استفاده از اطلاعات كمك مي كند (هسايو، چن وچانگ، 2011). بر اساس اين تعريف، زيرساخت فناوري اطلاعات شامل عناصري مانند سخت افزار، نرم افزار و حمايت كاركنان مي شود. در محيط امروزي، ساختار منسجمي از زيرساخت هاي فناوري اطلاعات، دستيابي سريع و اثربخش به اطلاعات را براي اعضاي سازمان فراهم مي آورد و فرايند تبديل دانش را تسهيل مي كند. به كمك فناوري، افراد مي توانند جلسه هاي چهرهبه چهره را هماهنگ كنند. از فناوري براي فهرست كردن دانش و تخصص اعضاي سازمان نيز استفاده مي شود. همچنين دسترسي ساده تر افراد را به اطلاعات صحيح امكان پذير مي كند و فرايند هاي تسهيم دانش را افزايش مي دهد (الهوامده، 2002). از طريق سيستم هاي خاصي (مانند دسته اي از ابزار يا سيستم هاي مشاركتي) فضايي مجازي ايجاد مي كند كه مشاركت كنندگان مي توانند اطلاعات و دانش را در زمان واقعي پردازش كنند و براي تعامل شانس بيشتري داشته باشند. يكي از مهم ترين خصوصيت هاي جوامع مجازي و فضاهاي مبادلات، استفاده از دانش به شكل دموكراتيك است.
به بيان ديگر، جريان طبيعي انتقال و مشاركت دانش را فراهم مي كند و موجب مي شود خلاقيت و نوآوري افزايش يابد.

،3
ارتباط مديريت دانش و فناوري اطلاعات
در سال هاي اخير، محققان بسياري فرايند هاي مديريت دانش را با توسعة فناوري هاي اطلاعـاتي ارتباط داده اند (كينگ و همكاران، 2005 و چـوي ، لـي و يـو ، 2010). فنـاوري اطلاعـات امكـان سرعت بخشيدن به جست وجو، دستيابي و بازيابي اطلاعات را افزايش مي دهد و مي تواند همكاري و ارتباط بين اعضاي سازماني را حمايت كند. به طور خلاصه، فناوري اطلاعات مي تواند به انحاي مختلف از فرايندهاي مديريت دانش حمايت كند.
پيشينة تجربي پژوهش
چندي از محققان داخلي و خارجي به مطالعة ارتباط دو متغير فناوري اطلاعات و فرايندهاي دانش پرداختند كه از آن جمله مي توان به پژوهش سبحاني و همكارانش اشاره كرد. اين پژوهش با هدف بررسي رابطة فناوري اطلاعات و مديريت دانش در فدراسيون هاي ورزشي به روش پيمايشي از نوع همبستگي اجرا شده است. به كمك روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي، 191 نفر براي نمونه انتخاب شدند. آنها با بهره مندي از ضريب همبستگي پيرسون، تحليل واريانس يك طرفه و تحليل رگرسيون چندگانه، فرضيه هاي پژوهش را بررسي كردند. نتايج نشان داد بين مؤلفه هاي فناوري اطلاعات و مديريت دانش در فدراسيون هاي ورزشي منتخب، رابطة مثبت و معناداري برقرار است. همچنين ضرايب رگرسيون چندگانة به دست آمده، حاكي از آن است كه مؤلفه هاي فناوري اطلاعات، پيش بيني كنندة معناداري براي مديريت دانش هستند (سبحاني، هنري، شهلايي و احمدي، 1392).
در پژوهش مرتبط ديگر، گودرزي و همكارانش ارتباط فرهنگ سازماني با مديريت دانش مديران ستادي سازمان تربيت بدني را بررسي كردند. اطلاعات اولية متغيرهاي پيش بين فرهنگ سازماني (فرهنگ تسهيم و يادگيري مستمر) و متغيرهاي ملاك مديريت دانش (توليد و انتقال دانش) به صورت ميداني از طريق دو پرسشنامه جمع آوري شد. در نهايت پژوهشگران بهكمك 38 پرسشنامه برگشت داده شده، تجزيه وتحليل را آغاز كردند. نتايج ضريب همبستگي اسپيرمن رابطة معناداري را ميان فرهنگ تسهيم و خلق دانش نشان نداد، اما فرهنگ تسهيم و انتقال دانش رابطة معناداري داشتند و سطح بالاي اين فرهنگ با سطح بالاي انتقال دانش همبسته بود. رابطة ميان يادگيري مستمر با خلق و انتقال دانش معنادار گزارش شد و سطح بالاي يادگيري مستمر با سطوح بالاي آن دو همبسته بود. همچنين بين توليد دانش و انتقال دانش رابطة معناداري به دست آمد كه سطح بالاي هر مؤلفه با سطح بالاي مؤلفة ديگر همبسته بود (گودرزي، ابوترابي و دستي گردي، 1388).
مصطفي پور، كاشف و محمدي (1391) براي شناسايي ارتباط مديريت دانش و به كارگيري فناوري اطلاعات در بخش ورزش و جوانان استان آذربايجان غربي، مطالعة همبستگي انجام دادند. اين مطالعه تمام كارمندان ادارة ورزش و جوانان را پوشش داد. نمونة آماري برابر با حجم جامعه (130 نفر) در نظر گرفته شد. پرسشنامة استاندارد اين پژوهش به تأييد روايي صوري و محتوايي رسيد و اطلاعات به دست آمده به كمك روش هاي آماري ضريب همبستگي پيرسون، رگرسيون چندگانه و تحليل واريانس، تجزيه وتحليل شدند. نتايج تحليل ها نشان داد بين مديريت دانش و فناوري اطلاعات، ارتباط مثبت معناداري برقرار است.
پرزلوپز و آلرج (2012) در پژوهشي به ارزيابي 162 شركت اسپانيايي پرداختند و ارتباط ميان شايستگي هاي فناوري اطلاعات، اركان مديريت دانش و عملكرد را بررسي كردند. آنها مدلي ارائه دادند و با بهره مندي از روش مدل سازي معادلات ساختاري به بررسي آن پرداختند. بنا بر يافته هاي اين محققان، شايستگي هاي فناوري اطلاعات بر مديريت دانش اثر شايان توجهي مي گذارد. همچنين مديريت دانش بر عملكرد سازمان اثر مثبت و مستقيمي دارد، اما فناوري اطلاعات بر عملكرد سازمان تأثير مستقيمي ندارد و ارتباط اين دو به واسطة مديريت دانش برقرار مي شود.
در مطالعه اي ديگر، هواجره و شراباتي (2012) به بررسي تأثير فناوري اطلاعات بر عملكرد مديريت دانش در شركت هاي صنعتي پرداختند. داده هاي تجربي 206 شركت نمونه از بين 1242 شركت جامعة آماري، به كمك پرسشنامه جمع آوري شد. داده ها با بهره مندي از رگرسيون چندگانه تجزيه وتحليل شدند. يافته هاي اين محققان نشان مي دهد بين فناوري اطلاعات و مديريت دانش ارتباط معناداري وجود دارد.
در پژوهشي كه پرزلوپز و پئن وارداز (2009) روي 162 شركت اسپانيايي انجام دادند، به بررسي ارتباط دو متغير فناوري اطلاعات و عملكرد مديريت دانش پرداخته شد. بنا بر يافته ها، مشخص شد شايستگي هاي فناوري اطلاعات بر فرايندهاي مديريت دانش (توليد، انتقال و ذخيرة دانش) اثر مستقيم مي گذارد.
به باور جانز و پراسارفانيش (2003)، افراد ضمن همكاري با يكديگر، از طريق به اشتراكگذاري اطلاعات و مراوده با هم ميتوانند راه هاي ارتباطي و هماهنگي را براي مبادلة تخصص و دانش ايجاد كنند. مديريت دانش به تغييرات منظم ميان ارتباطات داخل سازماني نياز دارد و ممكن است اين امر مستلزم سازوكار هاي انسجام براي هماهنگي فعاليتها و فناوري هاي داخل سازمان باشد.

روششناسي پژوهش
پژوهش حاضر با توجه به هدف از دستة پژوهش هاي كاربردي به شمار مي رود و از نظر روش، به صورت همبستگي اجرا مي شود. جامعة آماري آن را تمام كاركنان ادارة دادگستري اراك به تعداد 402 شكل داده است. به كمك فرمول كوكران، تعداد نمونة مطلوب با حجم جامعة محدود، 102 نفر به دست آمد. براي انتخاب نمونه از اين جامعة آماري، از شيوة نمونه گيري تصادفي ساده استفاده شده است. براي اطمينان بيشتر، 120 پرسشنامه ميان نمونة آماري توزيع شد كه با كنارگذاشتن پرسشنامه هاي ناقص، 102 پرسشنامة تكميل براي تجزيه وتحليل باقي ماند. داده ها به روش ميداني و به كمك ابزار پرسشنامه گردآوري شدند.
پرسشنامة اين پژوهش در دو بخش طراحي شده است؛ بخش اول آن به مشخصـات فـردي پاسخگويان (مانند سن، جنسيت و وضعيت تحصيلي كاركنان) مي پردازد و بخش دوم، سؤالهاي مختص به متغيرهاي پژوهش را كه از منابع معتبر علمي گردآوري شده اند، پوشش مي دهـد (پـرز لوپز و آلرج، 2012).
در مجموع اين پرسشنامه 22 سؤال را دربرمي گيرد كـه تمـام سـؤال هـا بـر اسـاس مقيـاسپنج گزينهاي ليكرت از خيلي كم تا خيلي زياد با ارزش عددي 1 تـا 5 بـراي گزينـه هـا مشـخصشده اند (1 = كاملاً مخالفم، 2 = نسبتاً مخالفم، 3 = نظري ندارم، 4 = نسبتاً موافقم و 5 = كـاملاً موافقم).
بررسي پاياي پرسشنامه
براي تعيين پايايي پرسشنامه از آلفاي كرونباخ بهره برده شد كه نتايج آن نشان داد پرسشـنامه ازپايايي خوبي برخوردار است؛ به طوري كه براي متغير شايستگي فنـاوري اطلاعـات و فراينـدهاي دانش به ترتيب رقم هاي 799/0 و 827/0 به دست آمد.
جدول 1. ضرايب پايايي متغيرها و ابعاد پژوهش
ضريب پايايي هرمتغير ضريب
پايايي هربعد تعدادسؤال ابعاد متغير
0/799 0/853
0/844 سه سؤال چهار سؤال دانش فناوري طلاعات

عمليات فناوري اطلاعات
شايستگي فناورياطلاعات
0/852 سه سؤال زيرساخت فناوري اطلاعات 0/827 0/862 0/897 چهار سؤالچهار سؤال كسب دانش انتقال دانش فرايندهاي دانش
0/889 چهار سؤال استفاده از دانش
بررسي روايي پرسشنامه
براي بررسي روايي محتوا و روايي ظاهري، پرسشنامة اوليه در اختيار جمعي از استادان و كارشناسان قرار گرفت. پس از جمع آوري نظرهاي اصلاحي خبرگان و اعمال آنها، پرسشنامة نهايي براي توزيع آماده شد. روايي سؤال هاي پرسشنامه به كمك اعتبار محتوايي و اعتبار عاملي سنجيده شد. با توجه به اينكه سؤالهاي پرسشنامه، سؤال هاي استانداردي بودند كه قبلاً در مطالعات پيشين بهكار رفته اند، روايي و پايايي آن قبلاً به تأييد رسيده است. بنابراين در پژوهش حاضر براي بررسي روايي داده هاي به دستآمده از روايي عاملي (تحليل عاملي تأييدي) براي سنجش صحت مدلهاي اندازه گيري1 استفاده شد كه نتايج بار عاملي2 تمام سؤال هاي پرسشنامه را بيشتر از 5/0 نشان داد؛ به اين معنا كه روايي از نوع همگرا3 است. نتايج بار عاملي سؤال ها در بخش يافته هاي پژوهش گزارش شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Measurement models
Factor Loading
Convergent Validity
،3
يافته هاي پژوهش
آمار توصيفي متغيرهاي جمعيتشناختي
مشخصات جمعيت شناختي نمونة آماري پژوهش بدين شرح است: از نظر جنسيتي 44 نفر زن و 58 نفر مرد شركت داشتند و از نظر تحصيلي 32 نفر مدرك تحصيلي ديپلم يا پايين تر، 46 نفر كارشناسي و 24 نفر كارشناس ارشد و بالاتر بودند.
آمار توصيفي متغيرهاي پژوهش
داده هاي جمع آوري شده به كمك نرم افزار آماري علوم اجتماعي تحليل شده است. جدول 2 آمار توصيفي متغيرهاي پژوهش را نشان مي دهد. با توجه به جدول 2، ميانگين عمليات فناوري اطلاعات و استفاده از دانش بيشتر از عدد 3 (وسط طيف) به دست آمده است و ميانگين ساير متغيرها كمتر از عدد 3 است.
بررسي مدل هاي اندازهگيري متغيرهاي پژوهش
قبل از وارد شدن به مرحلة آزمون فرضـيههـا و مـدلهـاي مفهـومي، بايـد صـحت مـدل هـاي اندازهگيري ثابت شود. بنابراين در ادامه مدل هاي اندازه گيري اين متغير گزارش مي شود كـه ايـن كار با بهره مندي از تحليل عاملي تأييدي1 مرتبة اول صورت گرفته است. با توجه به نتايج، تمـام بارهاي عاملي بيشتر از 5/0 به دست آمد كه نشان دهندة روايي سازه از نوع روايي همگرا است.
جدول 2. آمار توصيفي متغيرهاي پژوهش
وضعيت آمارة t انحراف از معيار ميانگين ابعاد و متغيرها
نامناسب -2/378 0/721 2/83 دانش فناوري اطلاعات
مناسب 2/869 0/880 3/25 عمليات فناوري اطلاعات
نامناسب -4/475 0/877 2/61 زيرساخت فناوري اطلاعات
نامناسب -4/721 0/818 2/61 كسب دانش
متوسط -1/334 0/890 2/88 انتقال دانش
نامناسب 2/699 0/70 3/20 استفاده از دانش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Confirmatory factor analysis
جدول 3. نتايج تحليل عاملي تأييدي متغيرهاي مكنون برون زا
بار عاملي آمارةt متغير
0/77
0/92 2/225
0/360 دانش فناوري اطلاعات
0/75 -0/249 0/74
0/82
0/75 2/422
-0/098
4/281 عمليات فناوري اطلاعات
0/73 2/177 0/78
0/88 -3/307
-5/241 زيرساخت فناوري اطلاعات
0/78 -3/396

شكل 2. تحليل عاملي تأييدي متغيرهاي مكنون برون زا
جدول 4. نتايج تحليل عاملي تأييدي متغيرهاي مكنون درون زا
بار عاملي آمارةt متغير
0/82
0/77
0/69 -4/009
-3/747
-2/384 كسب دانش
0/84 -3/747 0/79
0/91
0/85 0/000
-0/709
-0/367 انتقال دانش
0/79 -0/904 0/74
0/86
0/88 2/837
3/475
4/143 استفاده از دانش
0/79 4/700 شاخصهاي برازش مدل:
Chi-suare = 53/65 ؛df = 51 ؛RMSEA = 0/023 ؛GFI 0/87 ؛AGFI = 0/92 ؛NFI = 0/94

شكل 3. نتايج تحليل عاملي تأييدي متغيرهاي مكنون درون زا
بررسي همبستگي متغيرهاي پژوهش
براي بررسي فرضيه هاي پژوهش آزمون همبستگي پيرسون اجرا شده است. در آزمون همبستگي فرض صفر و فرض يك به صورت زير است:
0H: ضريب همبستگي صفر است (ارتباط معناداري بين دو متغير وجود ندارد).
1H: ضريب همبستگي صفر نيست (ارتباط معناداري بين دو متغير وجود دارد).
چنانچه سطح معناداري بزرگتر از 05/0 باشد فرض صفر تأييد و فرض يك رد مي شود و چنانچه سطح معناداري كمتر از 05/0 باشد فرض صفر رد و فرض يك پذيرفته مي شود.
همان طور كه جدول 5 نشان مي دهد ميان دانش فناوري اطلاعات، كسب دانش و انتقال دانش، رابطة مثبت و معناداري وجود دارد؛ همچنين ميان عمليات فناوري اطلاعات، كسب دانش و انتقال دانش نيز رابطة مثبت و معناداري برقرار است و در نهايت ميان زيرساخت فناوري اطلاعات و كسب دانش ارتباط مثبت و معناداري وجود دارد.
جدول 5. ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي ارتباط ميان متغيرهاي پژوهش
استفاده

از

دانش

استفاده

از

دانش



قیمت: تومان


پاسخ دهید