د ناوری اطلاعات دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 7، شمارة 2 تابستان 1394
ص. 450- 429

چالش پياده سازي موفق سيستم هاي مديريت دانش: بررسي عوامل مؤثر
بر پذيرش مديريت دانش در سازمان هاي ايراني با رويكردي آميخته
مونا جامي پور1، محمدحسين شركت2
چكيده: با توجه به اهميـت اسـتراتژيك مـديريت، شـواهد روزافزونـي دال بـر رشـد گـرايش شركتها به ايجاد سيستمهاي مديريت دانش براي اكتساب و اسـتخراج بهتـر دانـش سـازماني وجود دارد. عليرغم جذابيت اين مفهوم، در عمل دستيابي به اهداف مديريت دانش آسان نيست و چالشهايي را به همراه دارد كـه يكـي از آنهـا بـي رغبتـي كـاربران در پـذيرش و اسـتفاده از سيستمهاي مديريت دانش است. در اين مقاله به منظور تبيين مدلي جامع، با بهره مندي از روش آميخته عوامل مؤثر بر پذيرش ابتكارهاي دانشي استخراج شد و بهمنظـور غنابشـي بـه عوامـل استخراجشده، پس از مرور نظام مند ادبيات و شناسايي عوامـل بـومي، از فراينـد كدگـذاري بـاز نظرية دادهبنياد بر اساس وضعيت سازمانهاي داخلـي ، اسـتفاده شـد . بـهمنظـور ارزيـابي مـدل توسعهيافته در مرحلة قبل، از خبرگان حوزة مديريت دانش نظرسنجي به عمل آمد و با اسـتفادهاز مدل معادلات ساختاري به تحليل دادههاي گردآوري شده اقدام شد. در نهايت، عوامل فـردي،سازماني، رقابتي و فناوري/ اطلاعاتي، به مثابة متغيرهاي برونزاي مدل پذيرش فناوري به تأييد رسيدند.

واژه هاي كليدي: پذيرش فناوري، مدل معادلات ساختاري، مديريت دانش، مـرور سيسـتماتيكادبيات، نظرية داده بنياد.

استاديار گروه مديريت، دانشكدة مديريت، دانشگاه حضرت معصومه (س)، قم، ايران
دكتري مديريت سيستمها، دانشكدة مديريت دانشگاه تهران، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 26/11/1393 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 26/03/1394 نويسندة مسئول مقاله: محمد حسين شركت E-mail: Mh_sherkat@yahoo.com
مقدمه
تغييرات سريع در محيط امروزي، شركت ها را به اكتساب و بهروزرساني دانـش بـه منظـور كسـبمزيت رقابتي ملزم كرده است (آله، تولدو، چيوتي و گالي، 2014). از اين رو، شـركت هـاي موفـق دنيا، مديريت دانش سازماني را به مثابة نياز ضروري و برنامة اولويت دار براي پيشگامي در عرصة رقابت پذيري، در كانون توجه قرار داده اند. مؤسسة گارتنر طي گزارشي بيان كـرد در سـال 2008، تنها شركت هاي آمريكايي نزديك به 85 ميليارد دلار بر مديريت دانش سرمايه گذاري كرده اند كه رشدي برابر با 16 درصد نسبت به سال 2007 داشته است (ابراين، 2013). دانش به سـازمان هـاامكان مي دهد به پيش بيني ماهيت و پتانسيل تجاري بالقوة تغييرات بپردازنـد . توانـايي اكتسـاب،سازماندهي و انتشار دانش، به سازمانها در كيفيـت تصـميمگيـري، كـارايي هزينـههـا، رضـايتمشتريان و كنترل هزينهها كمك مي كند (لين، وئو و لن، 2012).
با وجود اين، مديريت دانش فرايندي بسيار دشوار و چالشانگيز اسـت (اُگيـيلِا، 2015)؛ زيـرا شناخت ارزش واقعي آن دشوار است و دشوارتر از آن، پذيرش و بـ ه كـارگيري مطلـوب مـديريتدانش به نحوي است كه به ايجاد مزيت رقابتي منجر شود. بر اساس نتـايج نـامطلوب ايـن گونـهسرمايه گذاريها، بسياري از مديران مسئلة مديريت دانش را بـه جـاي راهبـرد كـلان سـازماني، به شكل مدي زودگذر در نظـر مـي گيرنـد. مطالعـات نشـان داده اسـت 80 درصـد از ابتكار هـاي پياده سازي سيستم هاي مديريت دانش، به دليل برآورده نشدن قابليت هـاي مـد نظـر ذي نفعـان بـاشكست مواجه شده اند (آله و همكاران، 2014).
بنابراين با توجه به سرمايه گذاري فزايندة اخير سازمانها بـراي اكتسـاب دانـش و بهـره وري سرماية فكري بر سيستمهايي كه گاهي اثربخش نيستند (كيمبل، 2013)، توجه بـه چـالش هـايپياده سازي موفق ابتكارهاي دانشي از اهميـت وافـري برخـوردار اسـت . در ايـن ميـان، يكـي از چالش هاي اساسي پيش روي پيادهسازي موفق سيستمهاي مديريت دانش، درك چگونگي تعامل و پذيرش كابران با سيستمهاي مديريت دانش است (جـام پرازمـي، محمـدي و نجـاتي، 2013)؛ به گونهاي كه گاهي پس از استقرار كوتاه مدت سيستم، به دليل بهرهگيري نامناسب از آنها به طـور كلي كنار گذاشته ميشوند. اين چالش، نه تنها چالشي مطرح در حـوز ة مـديريت دانـش بـه شـمارمي رود، بلكه مسئله اي در حيطة سيستم هاي اطلاعاتي سـازماني تلقـي مـي شـود . در بسـياري ازمطالعات، يكي از مسائل مستمر در حيطة سيستم هاي اطلاعاتي، شناسايي عواملي اسـت كـه بـهموجب آنها، افراد سيستم هاي توسعه يافته و پياده سازي شده را پذيرفته و به كار گيرند. به طور كلـيمي توان گفت شرط اصلي تأثيرگذاري چنين فناوريهايي در جهـت ارتقـاي بهـره وري، پـذيرشصحيح و واقعي ذينفعان سازماني است (ونكاتش، مـوريس، ديـويس و ديـويس، 2003)، امـا در عمل بي ميلي كاربران در پذيرش و استفاده از سيستم هاي مـديريت دانـش، اغلـب مـانعي بـرايدستيابي به نتايج عملكردي به كارگيري مديريت دانش در سازمان ها است.
بر اين اساس، هدف از پژوهش، تبيين مؤلفه هاي مؤثر بر پذيرش و نفوذ ابتكارهاي مديريتدانش در شركتها است. در راستاي تحقق اين هدف، از مدل پذيرش فناوري بهمثابة مبناي مدل پيشنهادي، همراه با رويكرد آميخته كه در حوزة ادبياتي كمتر به آن توجه شده، بهره گرفته شـده است. نتايج اين پژوهش مي تواند ضمن بهره مندي محققان در پذيرش صحيح و واقعـي و تـداوم استفاده از سيستمهاي مديريت دانش در سازمانهاي داخلي، بـه توسـعهدهنـدگان سيسـتم هـاي مديريت دانش بهمثابة ابزاري براي ارزيابي سيستمهاي مديريت دانـش و شناسـايي ضـعف هـا و قوت هاي اين سيستمها از ديد كاربران، كمك كند.
پيشينة نظري پژوهش
دانش، مديريت دانش و سيستم هاي مديريت دانش
نوناكا در دهة هشتاد ميلادي، دانش را به مثابة دارايي استراتژيك و شايستگي مطرح كرد، اما نظر وي در دهة نود به شكوفايي رسيد و توجه به آن، در ادبيات مـديريت راهبـردي سـازمان هـا نيـز پديدار شد. دانش سازماني را ميتوان نتيجة سالها فعاليت سازمان دانست كه در آن دانش افـراد و دانش جمعي با يكديگر تركيب ميشود (كينگ و ماركرز، 2008).
مديريت دانش را مي توان رويكردي راهبردي و نظام مند براي ارزشـمندكردن آنچـه سـازمانميداند، تعريف كرد (جام پرازمي و مهرافروز، 2012 و دورسامي، رامان، كاليانان، 2013). به بيان ديگر، مديريت دانش فرايند ساختيافته شامل اهداف دانش، شناسايي دانش، فراگيري و اكتساب دانش، توسعة دانش، توزيع و انتشار دانش، بـه كـاربردن دانـش و انـدازه گيـري و ارزيـابي دانـش سازماني است.
از ديدگاه سيستمهاي اطلاعاتي نيز ميتوان مديريت دانش را ناظر بر ابزارهـاي مـؤثر بـراي توانمندي فرايندهاي مديريت دانش دانست. بر اين اساس سيستمهاي مديريت دانـش جزئـي از سيستمهاي اطلاعاتي است كه براي ذخيره، بازيابي و اشتراك دانـش بـه كـار گرفتـه مـي شـوند (سابرامانيان و سوه، 2009 و علوي و لدنر، 2001).
مفهوم سيستم هاي مديريت دانش با هدف پشتيباني سازمان در خلق، انتشار و مديريت دانش پديدار شده اند. سيستمهاي مديريت دانش اقدامهاي به كارگيري دانش گذشتة سازمان در فراينـدتصميم گيري تعريف ميشود كه بر اثربخشي فعلي و آتي سازمان تأثير مي گذارد (آله و همكـاران، 2014).
مدل پذيرش فناوري
در دو دهة گذشته مطالعات زيادي در زمينة ارائة چـارچوب هـاي نظـري بـراي پـذيرش فنـاوري اطلاعات انجام گرفته اسـت . ايـن مطالعـات بـه مـدل هـاي چنـدي منتهـي شـد كـه در حيطـةسيستم هاي اطلاعاتي، روان شناسي و جامعه شناسي جاي دارند و به طـور متوسـط مـي تواننـد 40 درصد از مقاصد افراد را در استفاده از فناوري تبيين كنند (ونكاتش و همكاران، 2003).
از ميان مدلهاي به كاررفته در اين حوزه، مدل پذيرش فناوري ديويس (1989)، به دليل سهولت و قابليت درك آن، يكي از رايجترين مدلها در حوزة سيسـتم هـاي اطلاعـاتي بـه شـمار مـي رود (كينگ و هي، 2006 و بئنو و سالمرون، 2008). بر اساس مدل اولية پذيرش فنـاوري ، دو متغيـر سودمندي درك شده و سهولت درك شدة استفادة از فناوري، در پذيِرش فنـاوري هـاي اطلاعـاتي كاربر، نقش اساسي دارند (جهانگير و بگوم، 2008 ؛ اريكسون، كـرم و نيلسـون، 2005؛ تئـو ، لـي،چائي و وانگ، 2009). سودمندي درك شده، اندازه اي است كـه هـر فـرد اعتقـاد دارد اسـتفاده از سيستمي خاص، عملكردش را ارتقا ميدهد و سهولت استفاده اشـاره بـه ايـن اسـت كـه درك و استفاده از سيستمهاي اطلاعاتي خاص، به تلاش زيادي نياز نداشته باشد (ديويس، 1989). ايـن مدل در حيطههاي مختلفـي چـون پـذيرش بانكـداري الكترونيكـي (جهـانگير و بگـوم، 2008)، برنامه ريزي منابع سازمان (بئنو و سالمرون، 2008)، سيستمهاي آموزش برخط ( تئـو و همكـاران ، 2009)، تجارت الكترونيك (دونگ و لائي، 2008) و سيستم هاي مديريت دانـش (جـام پرازمـي، محمدي و نجاتي، 2013 و كو و لي، 2009) به كاررفته است.
عوامل مؤثر بر پذيرش مديريت دانش
در حوزة مديريت دانش دربارة پذيرش سيستمهـاي مـديريت دانـش مطالعـاتي انجـام گرفتـه و موضوع پذيرش سيستمها در كانون توجه محققان بوده است.
در پژوهشي، كيو و لي (2009) با افزودن دو متغير كيفيت اطلاعات و تناسب وظيفه به مـدلپذيرش فناوري، تلاش كردند به تشريح مسئلة پذيرش سيستمهاي مديريت دانش بر اساس مدل يادشده بپردازند. بر اساس يافته هاي آنها، سـهولت درك شـده و سـودمندي درك شـده بـر قصـدرفتاري استفاده تأ ثير دارد. از سوي ديگر سهولت استفاده نيز تحت تأثير مثبت كيفيـت اطلاعـاتقرار دارد.
مرور ادبيات نشان از خلأ مطالعة جامع و كلنگر در اين حوزه است كه در اين پژوهش سـعيتلاش شده با ب هكارگيري روش پژوهش آميخته اين خلأ تاحدودي برطرف شود. جدول 1 برخي از مطالعات پذيرش مديريت دانش را همراه با يافته هاي آنها نشان مي دهد.
جدول 1. برخي از تحقيقات مرتبط با پذيرش مديريت دانش
يافتهها محققان
از مدل پذيرش فناوري بهمنظور بررسي پذيرش سيستمهاي مديريت دانش استفاده كردند و دريافتند دو متغير سودمندي درك شده و سهولت استفادة درك شـده ، در قصـد رفتـاري واستفادة كاربران نقش اساسي دارد. موني و ترنر (2004)
دريافتند علاوهبر دو مؤلفة اصلي مدل پذيرش فناوري، امنيت قدرت دركشده1 نيز بر قصد رفتاري كاربران سيستمهاي مديريت دانش تأثير دارد؛ در حـالي كـه هنجارهـاي ذهنـي در قصد رفتاري كاربران سيستمهاي مديريت دانش بي تأثير است. اونـگ، لائـي، وانـگ ووانگ (2005)
ارائة مدل مفهومي از پذيرش سيستمهـاي مـديريت دانـش، شـامل عوامـل فـردي (نيـازكاربران، نوآوربودن، نگرش به سيستم هاي مـديريت دانـش)، عوامـل سـازماني (فرهنـگ،هنجارهاي ذهني، فرايندهاي پشتيباني از مـديريت دانـش) و ويژگـي هـاي سيسـتمهـايمديريت دانش (سهولت استفاده، دسترس پذيري و توانمندسازي) كه بر منفعت درك شده از سيستم تأثيرگذارند. كالــــدي، آقــــايي وخوش الحان (2008)
سهولت دركشده و سودمندي دركشده بر قصد رفتاري استفاده تأثير دارد. از سوي ديگر، سهولت استفاده نيز بر كيفيت اطلاعات تأثير مثبت مي گذارد. كيو و لي (2009)
تشويق بيروني، عوامل فردي، عوامل سازماني، پيچيدگي وظايف بر منفعت دركشده تأثير دارد، اما پشتيباني مديريت و ويژگي هاي سيستمهاي مديريت دانش و كاربرپسـندبودن بـر آن بيتأثير است. سهولت درك شده نيز بر پيشگامي و به كارگيري سيسـتمهـاي مـديريت دانش تأثير گذار است. هنجارهاي ذهني و درك استفادة اختياري و پياده سازي آزمايشي نيز بر رشد ارگانيگ تأثير ميگذارد كه آن نيز موجب به كارگيري سيستم ها خواهد شد. زو و كواداس (2012)
تأثير عوامل فرهنگ، كيفيت دانش، كيفيت سيستم هاي مديريت دانش، امنيت و تبليغـات ، بر دو عامل اصلي مدل تم (سهولت درك شده و منفعت درك شده) بررسي شده است. جام پرازمي و همكـاران(2013)
روششناسي پژوهش
در ادبيات حوزه، موفقيت و شكست برنامه هاي پروژة مديريت دانش، كمبود مطالعـات تجربـي درحيطة پذيرش و گسترش سيستم هاي مديريت دانش، كاملاً مشهود است (زو و كواداس، 2012).
بر اين اساس، پژوهش حاضر به دنبال شناسايي و تبيين عوامـل مـؤثر بـر پـذيرش سيسـتم هـايمديريت دانش، به منظور موفقيت در پياده سازي ابتكارهـاي دانشـي بـا اسـتفاده از روش آميختـهاست. از اين رو، پژوهش بر اساس هدف در دستة پژوهشهاي كاربردي قرار ميگيرد؛ چرا كه به توسعة دانش در حيطة مديريت دانش و پذيرش فناوري ميپردازد.
براي دستيابي به اهداف پژوهش، از رويكرد آميختة اكتشافي استفاده شـده اسـت. در مرحلـة اول پژوهش، به منظور توسعة مدل، پس از بررسـي سيسـتماتيك ادبيـات و اسـتخراج عوامـل، از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Perceived power security
نظرية داده بنياد بهره برده شد. در مرحلة دوم با بهره مندي از خبرگان و متخصصان حوزة مديريتدانش و به روش پيمايشي، از مدل توسعه داده شده نظرسنجي به عمل آمد. در اين مطالعه تـلاش شده است در گام نخست، بر اساس فرايند مرور سيسـتماتيك ادبيـات، بـه مؤلفـه هـاي مـؤثر در پذيرش سيستمهاي مديريت دانش با ديد جامع و گستردهتري نگـاه شـود و در گـام بعـدي ، بـر اساس رويكرد نظرية داده بنياد، مؤلفههاي يادشده در كنار مؤلفههاي بومي به دست آمـده ، مبنـاييبراي شناسايي مؤلفه هاي مؤثر بر پذيرش در حوزة سيستمهاي مديريت دانش قرار گيرد.
نظرية دادهبنياد، پژوهشي به روش كيفي است كه در آن، به كمك دستهاي از داده ها نظريه اي تكوين مي يابد؛ بهطوري كه اين نظريه در سطح وسيعي، فرايند، عمل يا تعاملي را تبيين مي كنـد.
نظريه اي كه از اجراي چنين روش پژوهشي بهدست ميآيد، نظريه اي فرايندي ناميـده مـيشـود . پژوهشگراني كه روش نظرية داده بنياد را به كار مي برند، با استفاده از شيوه هاي مـنظم گـردآوري دادهها، به تشخيص مفاهيم، طبقات و برقراري رابطه ميان طبقات مي پردازنـد و نظريـه اي بـراي تبيين اين فرايند عرضه مي كنند. بر اين اساس، پژوهش پيش رو به منظور بازشناسي سيستمهاي مديريت دانش در فضاي واقعي و درك ماهيت و پيچيدگي مسئلة پذيرش اين گونه از سيستمها و نيز، تحقيق و بررسي نشدن مسئلة يادشده از اين ديدگاه، نظرية داده بنياد را براي اجراي پـژوهشانتخاب كرده است.
بهمنظور تعيين نمونة آماري، در بخـش تحليـل كيفـي ايـن پـژوهش از روش نمونـه گيـري قضاوتي استفاده شده است. معيار قضاوت در خصوص انتخاب افراد، آشنايي و سابقة فعاليت آنهـا در حوزة طراحي و پيادهسازي سيستمهاي اطلاعاتي بوده است. ايـن مجموعـه از 21 نفـر شـكلگرفت كه بر اساس مباني رويكرد نظرية دادهبنياد، مصاحبههاي نيمه ساختيافته با افـراد يادشـدهبراي رسيدن به نقطة اشباع نظري تا فرد پانزدهم ادامه يافت. متن مصاحبه ها بر اسـاس رويكـرد كدگذاري باز1، به منظور شناسايي عوامل مؤثر بر پذيرش مديريت دانش و با توجه به وضعيت بـومي سازمان هاي داخلي استخراج شده است.
در مرحلة ارزيابي مدل توسعه يافته با در نظر گرفتن وضعيت شركت هاي ايرانـي، مؤلفـه هـا و ابعاد پيشنهادي با استفاده از روش پيمايش در اختيار خبرگان و متخصصان حوزة مديريت دانـشقرار گرفت. در اين مرحله، جامعة آماري متشكل از متخصصان مديريت دانـش ، اعـم از اعضـايهيئت علمي، مديران پروژههاي مديريت دانش و افرادي كـه در ايـن زمينـه پايـاننامـه و مقالـهداشتند، بوده است كه با استفاده از روش نمونهگيري قضاوتي، 85 پرسشنامه ميان آنان توزيع شد و در نهايت 64 پرسشـنامه بـا پيگيـري هـ اي مسـتمر برگشـت داده شـد. بـر اسـاس متغيرهـاي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Open Coding
جمعيت شناختي، متخصصان پاسخگو از لحاظ جنسيت 8/18 درصد زن و 2/81 درصد مرد بودند؛از لحاظ تحصيلات 5/87 درصد كارشناس ارشد و 5/12 درصد دكتري داشتند و از لحاظ سابقه 1درصد كمتر از 3 سال، 3/70 درصد بين 3 تا 6 سال و 6/26 درصـد بيشـتر از 7 سـال در زمينـةمديريت دانش فعاليت داشتند.
يافتههاي پژوهش
در ميان مدل هاي پذيرش فناوري اطلاعات، مدل تم گسترده ترين و رايجترين مـدل ي اسـت كـهمحققان از آن استفاده كرده اند (كينگ و هي، 2006؛ كالدي و همكاران، 2008 و جـام پرازمـي وهمكاران، 2013) و پژوهش پيش رو نيز مدل تم را مدل مبنا قرار داده است.
به اين منظور، دو متغير اصلي مدل پذيرش فناوري به منزلة متغيرهاي رفتـاري و متغيـر هـاي استخراج شده از مطالعة سيستماتيك و نظرية داده بنياد، به مثابة متغيرهاي برونزا در مدل پذيرش فناوري انتخاب شدند. در روش مطالعة سيستماتيك ادبيات، پس از تعيـين سـؤال هـاي پـژوهش به منظور جست وجوي نظاممند، قبل از هر چيز بايد محدودة جست وجو مشخص شود. بـراي ايـنكار تلاش شد مجموعـة مقالـه هـاي منتشرشـده در نشـريه هـاي برتـر حـوزة مـديريت دانـش،سيستم هاي اطلاعاتي و مديريت به همـراه مقالـ ه هـاي منتشرشـده در سـاير مجلـه هـاي معتبـرمستخرج از موتور جست وجوي گوگل در فاصله سالهاي 2000 تا 2014 بررسي و تحليل شـود.
كلمههاي كليدي انتخاب شده براي جستوجـو، تركيبـي از واژههـاي موفقيـت مـديريت دانـش،عوامل حياتي موفقيت، سيستمهاي مديريت دانش به همراه واژههايي همچـون ، انگيـزه، توسـعه، طراحي، پياده سازي، پذيرش، رضايت كاربران، استفاده و انتشار، بوده است. براسـاس نتـايج اوليـة جست وجو، در مجموع 149 مقاله شناسايي شد كه درنهايت بعد از ارزيـابي پارامترهـاي مختلفـي
مانند عنوان، چكيده، محتوا، دسترسي و محتوا و كيفيت روششناسـي ، 37 مقالـه بـراي ارزيـابي نهايي باقي ماند. براساس تحليلهايي كه به روش تحليل محتوا روي 37 مقالـة منتخـب انجـامگرفت، در مجموع چهار مفهوم و 18 كد براي عوامل موفقيـت پـذيرش و پيـاده سـازي مـديريت دانش كشف و برچسبگذاري شد.
يافتههاي حاصل از اين مرحله نشان داد تا كنون چنين مطالعة نظاممندي در مطالعات پيشين انجام نگرفته است. در روش نظرية دادهبنياد، جمع آوري و تحليل داده ها همزمان با تلاش محقق براي فهم پديدة در حال بررسي طي فرايندي با عنوان كدگذاري انجام مي گيرد.
در اين پژوهش، بر اساس اين كدگذاري، تلاش شده است عوامل مـؤثر بـر پـذيرش واقعـي سيستمهاي مديريت دانش با تحليل دقيق داده ها، نام گذاري و طبقه بندي داده ها به دست آيد. اين روش كدگذاري سبب مي شود به جاي آنكه محقق نظريه ها و پيش فرضهاي ذهني خـود را واردمسئله كند، آن گونه كه بر اساس واقعيتهاي مسئله است از دادههاي به دست آمده به تبيين پديدةمد نظر بپردازد (استروس و كوربين، 2007).
بر اساس مرحلة كدگذاري باز در فرايند اين پژوهش، درمجمـوع 121 نكتـة كليـدي از مـتن مصاحبهها بهدست آمد كه از اين تعداد، 217 كد اوليه استخراج شد. كدهاي مستخرج در مراحـل بازنگري و بر اساس اشتراك هاي معاني، درجمع 19 كد نهايي مستقل را تشكيل دادند كه از ايـن تعداد كد نهايي ، چهار مفهوم استخراج شد. در اين مرحله ضمن تطابق يافتههاي تحليل بر اساس رويكرد نظرية داده بنياد با يافتههاي روش مرور سيستماتيك ادبيات، تلاش شد مفاهيم مشـتركبه دست آمده در هر دو روش در يك طبقه دسته بندي شود؛ به گونهاي كه مواردي كـه بـر اسـاسروش نظرية دادهبنياد بهدست آمده و در يافتههاي روش مرور سيستماتيك ادبيات نيز بوده است با عنوان يافتههـاي روش مـرور سيسـتماتيك ادبيـات و يافتـههـاي جديـد بـا عنـوان يافتـههـاي به دستآمده از تحليل مصاحبه ها طبقه بندي شدند.
نتايج نهايي دو روش مطالعة سيستماتيك ادبيات و نظريـة دادهبنيـاد در جـدول 2 درج شـدهاست. همچنين نمونهاي از فرايند كدگذاري، شامل كد نهايي و مفهوم بـه دسـت آمـده بـر اسـاسرويكرد نظرية داده بنياد در جدول 3 مشاهده مي شود. شايان ذكر است به منظور رعايت اختصـار ازدرج كدهاي مستخرج خودداري شده است. در ادامه به تشـريح مفـاهيم بـه دسـت آمـده پرداختـهخواهد شد.
جدول 2. كدهاي نهايي و مفاهيم به دست آمده بر اساس رويكردهاي كيفي پژوهش
مفهوم كد نهايي مرور سيستماتيك ادبيات مصاحبه
سازماني

عوامل

سازماني

عوامل

فرهنگ
سازماني يه، لائي و هو (2006)، پلسـيس (2007)، وانـگ و چانـگ (2007)، چانـگ ، تســائي و هســو (2007)، كونلنــگ و زهنــگ (2009)، هيســينگ (2009)، ميگدادي (2009)، جنـيكس و الفمـن (2009)، هسـه ، لـين و لـين (2009)، الجمــال(2010)، چــين، لــو و ليونــگ (2010)، خطيبيــان، حســنقليپور و عابدجعفري (2010)، ليندنر و والد (2010)، يزداني، يعقـوبي و حـاجي آبـادي (2011)، دالوتا (2011)، مس ماچاكا و مارتين ماسكا (2012)، الحكيم و حسن
(2012)، زهاو، اُردونز دي پابلوس و كي (2012)، كمهاوي (2012)، صديقي و زنـد (2012)، مهرگـان، جـام پرازمـي، حسـين زاده و كـاظمي (2012)، وئـو (2012)، كاردوسو، مرِلس و فـرِرا پِرالتـا (2012)، القمـد (2013)، شـان شـان
.(2013) ✓

ادامة جدول 2
مفهوم كد نهايي مرور سيستماتيك ادبيات مصاحبه
انگيزش/ پاداش – ✓
پشتيباني مديريت ارشد اگبو (2004)، رابينسون، آنامبا و كاريلو (2006)، مانتكان، فرناندز، كابال و گوديِرز (2006)، لين و لين (2006)، چانگ (2006)، يه، لائي و هو (2006)، جنيكس و الفمن(2006)، جعفـري ، اخـوان،رضايي نور و فشاركي (2007)، پلسيس (2007)، وانگ و چانگ (2007)كونلنــگ و زهنــگ (2009)، حيــدر (2009)، اخــوان، حســنوي و ســنجاقي (2009)، هيســينگ (2009)، جنــيكس و الفمن(2009)، ميگدادي(2009)، كاظمي و ظفرالهياري (2010)، چين، لو و ليونگ (2010)، خطيبيان، حسـنقليپور و عابـدجعفري (2010)، ليندنر و والـد (2010)، دالوتـا (2011)، صـديقي و زنـد
(2012)، الحكيم و حسن (2012)، مهرگان، جام پرازمي، حسين زاده و كاظمي (2012)، وئو (2012)، زهاو، اُردونز دي پـابلوس و كي (2012)، كمهاوي (2012)، مـس ماچاكـا و مـارتين ماسـكا (2012)، لينگ تن (2011)، القمد (2013)، شان شان (2013). ✓
يادگيري و آموزش چانگ (2006)، اخوان، جعفـري و فتحيـان (2006)، جنـيكس و الفمن (2006)، جعفري، اخوان، رضايي نور و فشـاركي (2007)، پلسيس (2007)، ميگدادي (2009)، كونلنگ و زهنـگ (2009)، دالوتا (2011)، الحكيم و حسن (2012)، كاردوسو، مرِلس و فرِرا پِرالت ا (2012)، كمه اوي (2012)، القم د (2013)، ش ان ش ان
.(2013) ✓
ساختار سازماني مانتكان، فرناندز، كابـال و گـوديِرز (2006)، اخـوان، حسـنوي و سنجاقي (2009)، ميگدادي (2009)، هيسينگ (2009)، كونلنگ و زهنگ (2009)، جنيكس و الفمن (2009)، يانگ، مـارلو و لـو (2009)، چانگ، هوانگ، يـن و تسـنگ (2009)، لينـدنر و والـد
(2010)، خطيبيان، حسنقلي پور و عابدجعفري (2010)، لينگ تن
(2011)، دالوتا (2011)، الحكيم و حسن (2012)، هانگ و لائـي
(2012)، زه او، اُردون ز دي پ ابلوس و ك ي (2012)، كمه اوي
(2012)، مس ماچاكا و مارتين ماسـكا (2012)، صـديقي و زنـد
(2012)، شان شان (2013). ✓
عوامل

فناوري
/
اطلاعاتي

عوامل



قیمت: تومان


پاسخ دهید