د ناوری اطلاعات دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 7، شمارة 1 بهـار 1394
ص. 104- 85

طراحي سيستم استنتاج فازي ـ عصبي انطباقي براي ارزيابي استقرار
سيستم هوشمندي كسب وكار در صنعت توليد نرمافزار
ايمان رئيسي واناني1، فاطمه گنجعليخان حاكمي2
چكيده: هدف اصلي پژوهش حاضر، طراحي سيستم استنتاج فازي ـ عصبي انطباقي براي ارزيابي استقرار سيستم هوشمندي كسب وكار است. اين سيستم براي استفاده در سازمان هاي توليدكنندة نرم افزار به منظور ارزيابي استقرار سيستم هوشمندي كسب وكار طراحي شده است. در ايران سازمان ها با مشكلات بسياري در زمينة استقرار سيستم هوشمندي كسب وكار مواجه اند، اين سيستم كمك خواهد كرد سازمان ها وضعيت موفق يا ناموفق خود را با وارد كردن ورودي ها بسنجند و با تغيير ورودي ها، بار ديگر به محاسبة خروجي بپردازند و تحليل كنند كدام ورودي در سازمان آنها بيشترين تأثير را بر خروجي دارد و پس از برطرف كردن مشكلات در زمينة آن ورودي، به نتايج موفقيت آميز دست يابند. اين سيستم به كمك بخشي از داده ها، آموزش مي بيند و پس از اعتبارسنجي، با خطاي كمينة 08/0 طراحي شده است. پيشنهادهاي پژوهش نشان مي دهد چه حوزه هايي در شاخص هاي ارزيابي استقرار سيستم از اهميت بيشتري در سازمان ها برخوردار است و به تمركز بيشتري بر فعاليت هاي بهبوددهندة نياز دارد.

واژه هاي كليدي: استقرار سيستم، سيستم استنتاج فـازي ــ عصـبي انطبـاقي، عوامـل كليـديموفقيت، هوشمندي كسبوكار.

استاديار مديريت صنعتي، دانشكدة مديريت و حسابداري، دانشگاه علامه طباطبائي، تهران، ايران
كارشناس ارشد، مديريت فناوري اطلاعات، دانشكدة مديريت، دانشگاه تهران، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 10/11/1393 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 13/12/1393 نويسندة مسئول مقاله: ايمان رئيسي واناني E-mail: imanraeesi@atu.ac.ir
مقدمه
در دنياي به شدت رقابتي و نامطمئن امروز، كيفيت و بههنگامبودن »هوشمندي كسب وكـار «1 در سازمانها، نه تنها به معناي تفاوت ميان سود و زيان است؛ بلكه تفاوت ميان بقا و ورشكستگي نيز معنا مي دهد (رانجان، 2008).
در حالي كه بازار هوشمندي كسب وكار پرتلاطم به نظر مي رسد؛ استقرار سيسـتم هوشـمنديكسب وكار، نيز پيچيده و پرهزينه است. استقرار سيستم اطلاعاتي و گسـترده شـدن آن در عرصـ ة سازمان (مانند سيستم هوشمندي كسب وكار)، رويداد عظيمي است كه احتمالاً در سازمان اختلال ايجاد مي كند و در خصوص سيستم هوشمندي كسب وكار شدت آن افزايش مي يابد؛ زيرا اسـتقرارسيستم هوشمندي كسب وكار بهطور چشمگيري با سيستم هاي عمليـاتي سـنتي، متفـاوت اسـت(چي و همكاران، 2009). استقرار سيستم هوشمندي كسب وكار، پروژه اي زيرسـاختي اسـت و بـهمنابع فناوري اطلاعات فراواني نياز دارد كه شالوده اي براي توانمندسازي كاربردهاي حال و آينده كسب وكار فراهم مي كند. همچنين اين پروژه شامل مؤلفههاي سختافزاري و نرمافزاري توانمند و تخصصي است، در نتيجه نيازمند منابع شايان توجه و مشاركت چندين ماهـة ذي نفعـان بـرايتوسعة اولية هوشمندي كسب وكار و شايد سال ها بـراي گسـترش آن در عرصـة سـازمان اسـت .
به سبب پيچيدگي سيستمهاي هوشمندي كسبوكار، گروه گارتنر پيش بيني كرده اسـت بيشـتر ازنصف اين سيستمها كه استقرار مييابند با پذيرش محدودي از جانب كـاربران مواجـه مـي شـوند
(چي و همكاران، 2009)، اين امر فرايند استقرار اين سيستم را مشكل مي كند.
فناوري اطلاعات مهم ترين عامل يكپارچگي كشورهاي توسعه يافته و در حال توسـعه اسـت. فناوري اطلاعات و ارتباطات (فاوا) ابزاري براي توسعة اجتماعي ـ اقتصادي است و در كشورهاي در حال توسعه از اهميت خاصي برخوردار است. همچنين فناوري اطلاعات و ارتباطات مهم تـرين
عامل رشد اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به شمار ميرود. ايران نيز به منزلة يكي از كشورهاي در حال توسعه، بايد به اين صنعت توجه بيشتري داشته باشد.
در اين مقاله با استفاده از روش استنتاج فازي ـ عصبي انطباقي، به طراحي سيسـتم اسـتنتاجفازي پرداخته مي شود كه ميتواند وضعيت عملكرد سازمان را از نظـر عوامـل سـنجش اسـتقرارسيستم هوشمندي كسب وكار، مشخص كند. عوامل سنجش استقرار، از بررسي ادبيات موجود در زمينة عوامل كليدي موفقيت استقرار سيستم هوشمندي كسب وكار استخراج خواهند شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Business Intelligence
اهداف اين پژوهش، شناسايي عوامل سـنجش اسـتقرار سيسـتم هوشـمندي كسـب وكـار در صنعت توليد نرمافزار و طراحي سيستم استنتاج فازي ـ عصـبي انطبـاقي بـراي ارزيـابي اسـتقرار هوشمندي كسب وكار است. با توجه به مطالبي كه بيان شد، سؤال هاي زير مطرح مي شود:
عوامل سنجش استقرار سيستم هوشمندي كسب وكار در سازمانهـاي فعـال در صـنعتتوليد نرمافزار كدام اند؟
نتايج سيستم استنتاج فازي ـ عصبي طراحيشده چقدر با واقعيت همخواني دارد؟ به منظور يادگيري از گذشته و پـيشبينـي آينـده، سـازمان هـا بايـد سيسـتمهـا و ابـزارهـاي هوشمندي كسب وكار را بهكار گيرند (رانجان، 2009). سازمانهاي فعال در صنعت توليد نرمافزار نيز از اين امر مستثنا نيستند. شواهد نشان مـي دهـد مشـكلات دنيـاي واقعـي بـه سيسـتم هـايهوشمندي كسب وكار نياز دارد كه خود را با محـيط منطبـق كننـد و توانـايي توضـيح چگـونگيتصميمگيري خود را داشته باشند و نسبت به پيادهسازي تصميمات اقدام كنند (وداپالي، 2009). از اين رو، طراحي سيستم استنتاج فازي ـ عصبي انطباقي در ارزيابي موفقيـت سيسـتم هوشـمنديكسب وكار، مهم جلوه مي كند.
به دلايل زير انجام اين پژوهش ضروري به نظر ميرسد:
در پژوهشهاي كشور تا كنون بيشـتر بـر شـناخت سيسـتم هوشـمندي كسـب وكـار ، راهبردها و چالشهاي استقرار اين سيستم تمركز شده است. بنـابراين پژوهشـي بـا درنظر گرفتن استقرار اين سيستم صورت نگرفته است؛
با توجه به چشمانداز در نظر گرفته شده براي صنعت فناوري اطلاعات و ارتباطات مبني بر »ايران از لحاظ فناوري اطلاعات و ارتباطات كشوري توسعه يافته محسوب شود؛ بـهنحوي كه تا سال 1404 رتبة اول را در منطقة خاورميانه در حوزه هاي توليد و خـدماتفناوري اطلاعات كسب كند و ميزان سـهم ايـن صـنعت در توليـد ناخـالص داخلـي وصادرات را به خود اختصـاص داده باشـد « و همچنـين در نظـر گـرفتن اينكـه توسـعة سيستم هوشمندي كسب وكار و كاربردهاي آن، در كشورهاي توسعهيافته بسيار فراگيـراست و به سمت ابزارهاي جديد آن پيش ميرود؛ در حاليكه تا كنون اين رونـد رو بـهپيشرفت با سرعت مناسبي از لحاظ بهكارگيري اين سيستمها در ايران ديده نشده است.
پيشينة پژوهش
در محيط متغير دنياي امروز، نياز به اطلاعات كسبوكار بهموقع و مؤثر، تنها بـه معنـاي موفقيـتنيست؛ بلكه بقاي سازمانها را نيز رقم مي زند. امروزه، رويكرد سيستم جداگانه اي كه در پشتيباني از تصميمگيري بهكار گرفته ميشود (مانند سيستمهاي پشتيباني از تصميم1) با رويكرد محيطـيجديدي جايگزين شده است (روحـاني، غضـنفري و جعفـري، 2011). افـزايش رونـد اسـتفاده ازسيستم هوشمندي كسب وكار، نياز به شناخت و چگونگي بهكارگيري آن را توجيه مي كند. در اين بخش مفاهيم مرتبط با هوشمندي كسب وكار و استقرار آن بيان ميشود.
پيشينة نظري
از لحاظ تاريخي، آنچه هوشمندي كسب وكار ناميده ميشود، بيشتر از 35 سال پيش شكل گرفته است (پترينيا و پوزبن، 2009). اولين استفاده از سيستم هوشمندي كسب وكار به منظور پشتيباني از تحليل، پس از حقيقت اطلاعات و پرسوجـوي تخصصـي بـوده اسـت (ووسـكس، اسـتمبرگ وكواكيك، 2009). در برخي مطالعات آمده است، لاهن واژة هوشمندي كسب وكار را در اوايل سال 1958 در مقالة شركت آي. بي. ام.2 با عنوان »يك سيستم هوشمندي كسب وكار« بـه كـار بـردهاست. با استفاده از روش انتشار انتخابي اطلاعـات 3، مقالـ ة لاهـن تفكـري كلـي مشـابه مفهـومپيشرفتة هوشمندي كسب وكار ارائه كرد (چي، چن و تـن، 2009). در مقالـة لاهـن ، هوشـمنديكسب وكار به معناي اصولي براي تحليل خودكار دادة متني به كار گرفته شد. در مقالة ديگري بيان شده است مفهوم هوشمندي كسب وكار در اواخر دهة شصت و اوايل دهة هفتـاد از سيسـتم هـايپشتيباني از تصميم زاده شده است (پرستوس، قينيا و يوتويك، 2012).
هوشمندي كسبوكار به روشهاي گوناگوني تعريف شده است. تفـاوت تعـاريف بـه ديـدگاهنويسندة آن بازميگردد (راجتنيك، 2010). اگرچه هوشمندي كسبوكار واژه اي متـداول شـمردهمي شود، هنوز مفهوم مبهمي دارد و ترجمه شدني نيست. شايد سادهتر اسـت كـه واژة هوشـمندي كسب وكار با آنچه نميتواند باشد، تعريف شود (فوتاچه و فوتاچه، 2012):
هوشمندي كسب وكار، محصول نيست؛
هوشمندي كسبوكار، فناوري نيست؛
هوشمندي كسب وكار، روششناسي نيست.
همچنين سيستمهاي هوشمندي كسب وكار جمعآوري داده، ذخيرة داده و مـديريت دانـش رابا ابزارهاي تحليلي تركيب مي كننـد و اطلاعـات رقـابتي و پيچيـده را در اختيـار برنامـهريـزان وتصميمگيرندگان قرار مي دهند (چي و همكـاران، 2009). بـه منظـور روشـن شـدن ايـن مطلـب، نمونهاي از معماري سيستم هوشمندي كسب وكار در شكل 1 نشان داده شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Decision Support System (DSS)
IBM
Selective Dissemination of Information (SDI)

شكل

1
.
معماري

هوشمندي

سيستم
كسب

وكار

منبع
:
چي

همكاران

و

،
2009

شكل

1

.

معماري

هوشمندي

سيستم



قیمت: تومان


پاسخ دهید