DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2015.53552
د ناوری اطلاعات دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 7، شمارة 1 بهـار 1394
ص. 48- 23

ارائة سيستم پشتيباني تصميم نوين بهمنظور موازنة هزينه ـ انتشار دي اكسيدكربن گسسته در پروژه هاي ساخت:
كاربردي از الگوريتم ژنتيك الگوبرداري
محمدعلي بهشتي نيا 1، ناهيد فرازمند2
چكيده: در وضعيت پررقابت امروزي، اگرچه صنعت سـاخت وسـاز بـا فشـارهاي زيـادي بـراي برآوردن انتظارات مشتريان روبـه روسـت ، بودجـه هـاي كمتـري در اختيـار دارد. حـال آنكـه در سال هاي اخير، اين صنعت به ايجاد دامنة وسيعي از مشكلات زيست محيطـي ، ازجملـه مصـرف زياد منابع جهان و آلوده كردن محيط اطراف متهم شده است. بـر اسـاس آمارهـاي منتشرشـده،صنعت ساخت وساز يكي از صنايع اصلي توليد گازهاي گلخانه اي جهان است؛ از اين رو، با توجه به حساسيت هاي روبه رشد در زمينة محيط زيست و قابليت هاي توانمندساز سيستم هاي پشتيبان تصميم گيري، اين مقاله به ارائة نوعي سيستم پشتيباني تصميم مبتنـي بـر الگـوريتم ژنتيـك در مسئلة تصميم گيري موازنة ميان هزينة انجام پروژههاي ساخت و ميزان انتشـار دي اكسـيدكربن حاصل از اجـراي آن در فضـاي گسسـته مـيپـردازد . الگـوريتم پيشـنهادي، الگـوريتم ژنتيـكالگوبرداري نامگذاري شده است. براي اعتبارسنجي الگوريتم مذكور، نتايج حاصـل از اجـراي آنبراي حل 108 مسئلة نمونه با اندازه هاي مختلف با عملكرد الگوريتم ژنتيك كلاسيك، مقايسـهشده است. نتايج حاصل، گوياي برتري رويكرد ارائه شده در مقايسه با الگوريتم ژنتيك كلاسيك است.
واژه هاي كليدي: الگوريتم ژنتيك، انتشار دي اكسيدكربن، سيستم پشـتيباني از تصـميم، موازنـة زمان ـ هزينة گسسته.

استاديار گروه صنايع، دانشكدة مواد و صنايع، دانشگاه سمنان، ايران
دانشجوي كارشناسي ارشد MBA، دانشكدة مواد وصنايع، دانشگاه سمنان، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 22/8/1393
تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 14/11/1393 نويسندة مسئول مقاله: محمدعلي بهشتي نيا E-mail: beheshtinia@semnan.ac.ir
مقدمه
در سال هاي اخير، صنعت ساخت وساز به ايجاد دامنة وسيعي از مشكلات زيست محيطي، ازجملـه مصرف زياد منابع جهان و آلوده كردن محيط اطراف، متهم شده است (دينگ، 2008). بـر اسـاسآمارهاي منتشرشده، صنعت ساخت وساز يكي از صنايع اصـلي توليـد گازهـاي گلخانـه اي جهـ ان است. در كشورهاي پيشرفته، 50 درصد از هزينة انرژي مصرفي به طور مستقيم يا غيرمستقيم بـهصنعت ساخت وساز مربوط مي شود (گنزالس و ناوارو، 2006). در مطالعه اي كه آژانس حفاظـت ازمحيط زيست آمريكا در سال 2009 انجام داد، مشخص شد صنعت ساخت وساز يكي از سه بخش مهم توليدكنندة گازهاي گلخانه اي در اين كشور است (آژانس حفاظت از محيط زيسـت، 2009). بنا بهگفتة آكوآي و دافي (2010)، ايرلند در سـال 2005، حـدود 81/13 ميليـون تـنCO2eq در بخش ساخت و ساز توليد كرد و اين ميزان انتشـار كـه برابـر 7/11 درصـد از كـل ميـزان انتشـاردي اكسيدكربن در اين كشور است، شامل 37/2 ميليون تن انتشار مسـتقيم در مكـان پـروژه (17 درصد)، 69/5 ميليون تن انتشار غيرمستقيم حاصل از توليد مـواد و مصـالح سـاختماني در ايرلنـد (41 درصد) و 75/5 ميليون تن انتشار غيرمستقيم حاصل از توليـد مـواد و مصـالح سـاختماني در ساير كشورها بوده است. يان، شن، فن، وانگ و ژانگ (2010) نيز در مطالعه اي اعلام كردند كـهآثار زيست محيطي احداث ساختمان ها و ميزان مصـرف انـرژي در فراينـد توليـد و حمـل مـواد و مصالح ساختماني و درنتيجه، انتشار گازهاي گلخانه اي، بسيار شايان توجه است.
بنابراين با توجه به نقش صنعت ساخت وساز در توليد گازهـاي گلخانـه اي، كنتـرل و كـاهشانتشار اين گازها در اين صنعت از اهميت ويژه اي برخوردار است، اما با اينكه تاكنون بررسي هـايزيـادي در زمينـة بمحاسـ ة ميـزان انتشـار دي اكسـيدكربن در صـنعت سـاخت وسـاز و اثرهـاي زيست محيطي آن صورت گرفته است، همچنان سيستم پشتيباني تصـميم كـارا و مـؤثري بـرايكمك بـه تصـميم گيرنـدگان ايـن صـنعت بـراي انتخـاب راه حـل بهينـه بـراي مقابلـه بـا آثـارزيست محيطي و كاهش انتشار كربن، وجود ندارد (ليو، تائو و مينگ تام، 2013).
در اغلب پروژه هاي ساختماني، عوامل كليدي موفقيت بر اساس زمان، هزينه و كيفيت، تعيين مي شوند و تصميم گيرندگان، به ندرت مسائل زيست محيطي را در پروژه هاي خود در نظر مي گيرند (ليو، تائو و مينگ تام، 2013). از اين رو، در اين مقاله سيستم پشتيباني تصميم كـارا و مـؤثري بـارويكردي مبتني بر الگوريتم ژنتيك براي حـل مسـئلة موازنـة هزينـه ـ انتشـار دي اكسـيدكربن گسسته در پروژههاي ساخت ارائه ميشود كـه در آن، ميـزان انتشـار دي اكسـيدكربن حاصـل از اجراي پروژه هاي ساخت، شاخصي براي كنترل آثار مخرب زيست محيطي اين گونـه پـروژه هـا درنظر گرفته شده است.
سيستم پشتيبان تصميم، زيرمجموعة سيستم اطلاعات مديريت است. اين سيستم مبتنـي بـررايانه، سازگار، انعطاف پذير و محاوره اي است كه به كمـك مـدل هـا و قواعـد پايگـاه دادة جـامع،بصيرت فرد تصميم گيرنده را در اتخاذ تصميم هاي اجراشدني در حل مسائلي كه با مدل هاي علم مديريت به راحتي حل نمي شوند، هدايت ميكند. هر سيسـتم پشـتيبان تصـميم گيـري بـه دنبـال دستيابي به سه هدف اصلي است:
كمك به مدير براي تصميم گيري؛
پشتيباني از تصميمهاي اتخاذشدة مدير و نه جايگزيني آن؛
بهبود كارايي تصميم گيري و توجه بيشتر به اثربخشي آن.
الگوريتم ژنتيك به كاررفته در سيستم پشتيباني تصميم اين پژوهش، از نوع جديدي است كه الگوريتم ژنتيك الگوبرداري (IGA)1 ناميده مي شود و از مفهوم گـروه مرجـع در جامعـه شناسـي ، بهمنظور حل مسئلة تصميمگيري استفاده ميكند. رابرت مرتن، جامعه شناس معـروف آمريكـايي، نخستين بار مفهوم گروه مرجع را مطرح كرد. وي معتقد است كه گروه مرجع، متولي انتقال برخي هنجارها و تأمين ملاك ها، معيارهاي ارزيابي و محك رفتارها و باورهاي افراد است. مـدل الگـو،شخصي است كه رفتاري نمونه يا موفق دارد، يا مي تواند مرجع تقليد ديگران، به ويژه افراد جـوانباشد (كالهون، 2010). گروه هاي مشخصي كه مبناي مقايسه و مراجعه انتخاب مي شـوند ، قـد رت نفوذ و تأثيرگذاري بر گرايش ها و رفتار آنها را دارند، حتـي اگـر عضـو گـروه نباشـند (داوسـون وچتمن، 2001). در IGA نظرية گروه مرجع مرتن بر الگوريتم ژنتيك پيـاده شـده اسـت و بـراياعتبارسنجي عملكرد الگوريتم IGA، نتايج حاصل از اين الگوريتم با الگوريتم ژنتيـك كلاسـيكمقايسه شده است.
بدين ترتيب، نوآوري هاي پژوهش حاضر ارائة مدل رياضي براي مسئلة موازنة هزينه ـ انتشار دي اكسيدكربن گسسته و ارائة الگوريتم ژنتيكي نوين، بـر مبنـاي مفهـوم گـروه هـاي مرجـع درجامعه شناسي براي تصميم گيري در حوزة مذكور است. اهميت اين موضوع از آنجا ناشي مي شـودكه بهبود روش هاي كارآمد براي پردازش داده ها مانند الگوريتم ژنتيك، مي تواند زمينـه اي بـرايافزايش اثربخشي سيستم هاي اطلاعاتي و سيسـتم هـاي پشـتيباني از تصـميم ايجـاد كنـد و بـهسازمان ها براي استفادة اثربخش تر از ابزارهاي فناوري اطلاعات، ياري رساند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Imitate Genetic Algorithm (IGA)
ساختار مقاله، در ادامه بدين ترتيب است؛ در بخـش دوم پيشـينة نظـري و عملـي مطالعـات صورت گرفته در اين حوزه بيان شده است. جزئيات مدل رياضي مسئله، در بخش سوم آورده شده است. بخش چهارم به شرح الگوريتم هاي IGA اختصاص داده شده است. حـل مسـائل نمونـه و نتيجة حاصل از اعتبارسنجي الگور يتم ارائه شده را مي تـوان در بخـش پـنجم مشـاهده كـرد و در بخش ششم، نتيجه گيري و جمعبندي نهايي از اين پژوهش آورده شده است.
پيشينة پژوهش
مسئلة زمان بندي پروژه، ازجمله مسائلي است كه تا كنون بسيار در كانون توجه قرار گرفته اسـتو در مديريت منابع سازماني نقش مهمي دارد. در اين مسائل، پس از شناسايي فعاليـت هـاي هـرپروژه، بر اساس رابطة ميان فعاليت ها به زمان بندي اجراي پروژه ها پرداخته ميشود. هـدف كلـيدر اين گونه مسائل، بهينه سازي مجموعه اي از اهداف مد نظر با در نظر گرفتن روابط پـيشنيـاز وپس نياز ميان فعاليت ها و محدوديت هاي ميان منابع است (سينگ و ارنست، 2011). يكي از انواع مسائل زمان بندي پروژه ها، مسئلة زمان بندي پروژه ها با منابع محدود است. در مبحث زمان بنـديپروژه ها با منابع محدود، محاسبه هاي تكميل پروژه بر اين فرض استوارند كه فعاليت هاي اجـرايپروژه و به ويژه فعاليت هاي واقع بر مسير بحراني، همگي در زمان معمولي تخمين زده شـده انجـامشوند؛ حال آنكه در مواقع بسياري لازم مي شود پروژه زودتر از تاريخ محاسبه شدة پيشين تكميـلشود. درواقع، در اغلب پروژه هاي واقعي، همواره مديران پروژه نياز دارند كه ميـان زمـان تكميـلپروژه و هزينة كلي آن، موازنه انجام دهند (كه و ما، 2014)؛ در حالي كه اين امر موجـب افـزايشهزينه هاي مستقيم پروژه مي شود (داويس، 1974)، اما در مقابل با كاهش زمـان تكميـل پـروژه،صرفه جويي هايي براي پيمانكاران و صاحبكار عايد ميشود. بدين ترتيب در تدوين برنامـ ة پـروژه ، همواره تلاش مي شود بيشترين ميزان فشردگي در زمان اجراي پروژه و كمترين مقدار افزايش در هزينه هاي آن در نظر گرفته شود. به همين دليل، به اين روش موازنة زمـان ـ هزينـه نيـز گفتـهمي شود. بنا به گفتة فنگ، ليو و برنز (1997)، موازنة زمان ـ هزينه، يكي از مهمتـرين جنبـه هـايبرنامه ريزي و كنترل پروژه هاي ساخت محسوب مي شود. مسائل موازنة زمان ـ هزينه را مي تـواناز ديدگاه هاي گوناگوني چون توابع هدف مد نظر آنها يا نوع رابطة ميان توابع هدف دسـته بنـديكرد.
مسائل موازنة زمان ـ هزينه ، از نظر نوع رابطة ميان توابع هدف به دو دستة مسائل پيوسـته وگسس ته تقس يم مي شوند. در حالت پيوسته، رابطة ميان توابع هدف با كمك توابع تعريف و برقـرارمي شود، اما با پيشرفت تحقيقات و افزايش نياز به حل اين مسائل در عمل، محققـان بـر توسـعة روش هاي حل مسائل گسسته متمركز شدهاند (توانا، ابطحي و خليلـي دامغـاني، 2014). در ايـنحالت، ارتباط ميان توابع هدف گوناگون در پروژه، در نقاط گسستة بررسي قـرار مـي گيـرد . بـرايتوضيح اين گفته بايد يادآوري كرد كه اغلب، انجام هر يك از فعاليت هـاي پـروژه بـا روش هـاي گوناگوني امكان پذير است كه هر يك از اين روش ها مي تواند زمان و هزينة متفاوتي داشته باشد. بدين ترتيب با انتخاب هر روش براي انجام هر يك از فعاليت هـاي پـروژه ، زمـان و هزينـة كـل پروژه متفاوت خواهد بود. در اين حالت، مديران پروژه به دنبـال انتخـاب روش هـايي هسـتند كـه بهينه ترين تركيب زمان ـ هزينه به دست آيد.
شايان ذكر است مسائل موازنة زمان ـ هزينة گسسته، ازجمله مسـائلNP-Hard محسـوبمي شوند (ليو و همكاران، 1995)، اما تعريف مسئلة موازنه به صورت گسسته، از يك سـو بـه دليـلنزديك بودن به آنچه در عمل انجام مي گيرد و از سوي ديگر، بهدليل امكان افزايش تعريف مسئله و برقراري ارتباط ميان ابعاد و اهداف گوناگون، طي سال هاي اخير بسـيار در كـانون توجـه بـوده است. اين روش به ويژه در مسائلي صادق است كه علاوه بر زمان و هزينه، به ابعـاد ديگـري نيـزتوجه كرده اند. بنابراين در حال حاضر، تعريف مسئله به صورت گسسته بسيار رايج است و اين نوع تعريف در مقاله هاي گوناگون منتشرشدة پژوهشگران ديده ميشود كه از جملة آنها مـي تـوان بـه مقاله هاي كلهر، خانزادي و اشتهارديان (2011)، مختاري، برادران كاظم زاده و سلماس نيا (2011)، سونمز و بتمير (2012)، كلانسك و سوندر (2012) و نبي پور افروزي، روغنيان، نجفي و مازينـاني(2013) اشاره كرد. در پژوهش حاضر نيز، مسئله بهصورت گسسته است.
همان گونه كه پيش تر بيان شد، تحقيقات اين حوزه را مي توان از نظـر توابـع هـدف در نظـرگرفته شده نيز دسته بندي كرد. اغلب مسائل موازنه اي كه بـراي برنامـه ريـزي پـروژه هـا تعريـفمي شوند، زمان و هزينه را در نظر ميگيرند (كه و مـا ، 2014؛ پاتـاك و سيواسـتاوا، 2014 و كـه2014). البته طي سال هاي اخير، توجه به كيفيت نيز به منزلة تابع هدف در كنار زمان و هزينه، در تعريف اين گونه مسائل افزايش داشته است و در تحقيقات اخير، شـاخص كيفيـت نيـز بـه چشـم ميخورد (توانا و همكاران، 2014؛ مقسمي، نيكو، خاكسار فسايي و آداموسكي 2014).
با اينكه تاكنون بررسي هاي زيادي در زمينة محاسبة ميزان انتشار دي اكسيدكربن در صـنعتساخت وساز و اثرهاي زيست محيطي آن صورت گرفته است، همچنان سيستم پشـتيباني تصـميمكارا و مؤثري براي كمك به تصميم گيرندگان اين صنعت به منظور انتخـاب راه حـل بهينـه بـرايمقابله با آثار زيست محيطي و كاهش انتشار كـربن، وجـود نـدارد (ليـو و همكـاران ، 2013) و در پژوهشهاي اندكي ميتوان توجه به آثار زيست محيطي را در كنار عواملي ماننـد هزينـه و زمـان اجراي پروژه ها مشاهده كرد. دو نمونه از پژوهشهايي كه به آثار زيست محيطي پـروژههـا توجـه كردهاند، پژوهش سـو، ژنـگ، زنـگ، وو و شـن (2012) و ليـو و ديگـران (2013) اسـت . سـو و همكارانش (2012) طـي مطالعـه اي محـيط خـارجي پـروژه را بررسـي كردنـد و بـدين منظـور ، شاخص هايي مانند، آلودگي هوا، آب، خاك، پسماندهاي جامـد ، آلـودگي صـوتي و …، را در نظـر گرفتند و به كمي سازي تأثير هر يك از روش هاي انجام فعاليت هـا بـر اسـاس ايـن شـاخص هـا پرداختند. در پژوهش ليو و همكـاران (2013)، ميـزان انتشـار دي اكسـيدكربن حاصـل از اجـرايپروژه، شاخصي براي سنجش آثار زيست محيطي اجراي پروژه ها در نظر گرفته شده است.
در پژوهش حاضر از روش ليو و همكاران (2013) براي محاسبة ميزان انتشار دي اكسيدكربن حاصل از اجراي فعاليت هاي پروژه استفاده شده است. بر اساس آنچه در پژوهش ليو و همكـاران (2013) آورده شده است، دي اكسيدكربن منتشرشـده در اجـراي پـروژه هـا بـه دو بخـش انتشـارمستقيم و انتشار غيرمستقيم تقسيم مي شود. منظور از انتشار مستقيم، دي اكسيدكربني اسـت كـه طي فراينـد سـاخت وسـاز و اسـتفاده از منـابع در فضـاي پـروژه منتشـر مـي شـود . ايـن ميـزان دي اكسيدكربن به دليل مصرف برق و سوزاندن سوخت براي جابه جايي و نصـب كليـة اجـزا طـي ساخت، توليد مي شود. انتشار غيرمستقيم دي اكسيدكربن ناشي از به كـارگيري منـابعي اسـت كـه مصرف آنها در فضاي پروژه، به طور مستقيم موجب انتشار دي اكسيدكربن نمي شود. به بيان ديگر، اين ميزان انتشار به مصرف مصالح ساختماني و ميزان دي اكسيدكربن توليدشده در فرايند توليد و حمل ونقل آنها اشاره دارد.
بدين ترتيب با در اختيار داشتن ضريب انتشار دي اكسيدكربن حاصل از مصرف برق و ديزل و ضريب انتشار دي اكسيدكربن حاصل از توليد هر واحد مصالح ساختماني و همچنين بـا آگـاهي ازميزان مصرف برق و ديزل يا مصالح براي اجراي فعاليت ها، مي توان ميزان انتشار دي اكسيدكربن را حـين اجـراي فعاليـت هـاي پـروژه، محاسـبه كـرد. بايـد يـادآوري كـرد كـه ضـريب انتشـار دي اكسيدكربنِ برق و ديزل، در آثار بوچانان و هاني (1994)، گنزالس و ناوارو (2006)، دياموندي و تومپا (2008) و همچنين در پايگاه اينترنتي ردپاي كربن1 مشاهده مي شود.
با توجه به اهميت توجه به آثار زيست محيطي پروژه هاي ساخت و همچنـين بـي تـوجهي بـهتدوين سيستم پشتيبان تصميم كارا براي در نظر گرفتن آثار زيست محيطي پـروژه هـا در مرحلـةبرنامه ريزي آنها، در پژوهش حاضر تـلاش شـده اسـت مـدل رياضـي موازنـة هزينـه ــ انتشـار دي اكسيدكربن گسسته اي براي برنامه ريزي پروژه تعريف شود.
بر خلاف پژوهش ليو و همكاران (2013) كه در آن براي تعريـف مـدل رياضـي انجـام هـر فعاليت، گزينه هاي گوناگوني از منابع در نظـر گرفتـه شـده اسـت ، در ايـن پـژوهش روش هـاي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. www.carbonfootprint.com
گوناگوني براي انجام فعاليت ها مد نظر قرار مي گيرد و هر يك از ايـن روشهـا، زمـان، هزينـه وميزان انتشار دي اكسيدكربن متفاوتي دارند. بدين ترتيب، مدل رياضي ارائه شده در ايـن پـژوهش كارايي بيشتري دارد و جامعيتبخشيدن به آن نيز راحت تـر اسـت. در ايـن پـژوهش ، الگـوريتميجديد با عنوان IGA براي حل مدل مذكور ارائه شده است.
تاكنون روش هاي گوناگوني براي حل اين مسائل به كار گرفته شده است كـه بـه سـه دسـتة كلي زير تقسيم مي شوند:
برنامه ريزي رياضي؛
روش هاي ابتكاري؛
الگوريتم هاي فرا ابتكاري.
بنا به گفتة فنگ و همكارانش (1997)، براي حل مسائل بهينه سازي چندهدفه، الگوريتم هـايفرا ابتكاري نسبت به ساير روش ها برترند. روش هـاي ابتكـاري نيـز تضـمين نمـي كننـد جـواب بهينه اي قطعي براي مسئله محاسبه كنند، اما جواب هاي خوبي مي دهنـد . بـه طـور كلـي در ايـن روش ها، رابطة ميان زمان و هزينه به صورت خطي در نظر گرفته مي شود و اين روش ها دامنـه اي از راه حل هاي ممكن را در اختيار كاربر نمي گذارند (آگراوال، اپادهيـاي و پاتـاك، 2013). مسـائل موازنة زمان ـ هزينه، مسائل بهينه سازي چندهدفه اند (دو تـابع هـدف زمـان و هزينـه) كـه بايـدبه صورت همزمان، بهينه شوند. براي حل مسائل بهينه سازي چندهدفه، الگوريتم هاي فرا ابتكاري، نسبت به ساير روش ها برترند. به طور كلي، بنا به گفتة رحيمي و ايران منش (2008) الگوريتم هـايابتكاري و فرا ابتكاري براي مسائل موازنة متوسط و بزرگ، پاسخ هاي بهتري را به دست مي دهند.
روش هاي فرا ابتكاري نيز توانسته اند مسائل موازنـة چندهدفـه را حـل كننـد (توانـا و همكـاران،2014).
ليت و لاو (1997) بر اين باروند كه مسـئلة موازنـة زمـان ــ هزينـه، هماننـد سـاير مسـائلبهينه سازي تركيبي، براي به كارگيري الگوريتم ژنتيك مناسب اسـت . بـا توجـه بـه قابليـت هـايالگوريتم ژنتيك براي حل اين گونه مسائل، در پژوهش حاضر تلاش شده است با بهـره گيـري ازنظرية الگوبرداري مرتن، جامعه شناس آمريكايي، عملكرد اين الگوريتم نسبت به روش كلاسـيكآن بهبود يابد.
جزئيات مربوط به مدل رياضي ارائه شده براي موازنة مد نظر، در بخش بعد مطـرح مـي شـود .
شكل 1 متغيرهاي تصميم گيري و نتايج حاصل از بـ ه كـارگيري الگـوريتم پيشـنهادي را بـه طـورخلاصه نشان مي دهد.

ژنتيك

الگوريتم

الگوبرداري

هدف

توابع

حداقل

پروژه؛

كل

هزينة

ردن
ك

ح
داقل

انتشــار

مي
زان

ك
ردن
دي

از

حاصــل

كــربن

اكســيد
پروژه

جراي
ا
.

تصميم

متغيرهاي

ر
فعاليت

هر

انجام

وش

فرضيهها

مسئله

تعريف
بهصورت
گسسته؛

تمام

رابطة
فعاليت

هابه

صورت

FS
؛

وجود
r

فعاليت؛

هر

انجام

براي

روش

ميــزان

و

هزينــه

،
زمــان

روش
،

ه
ر
دارد

گوناگوني

انتشار
.

ژنتيك

الگوريتم

الگوبرداري

هدف



قیمت: تومان


پاسخ دهید