DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2015.53551
د ناوری اطلاعات دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 7، شمارة 1 بهـار 1394 ص. 22- 1

ارائة سيستم فازي به منظور كشف فرصت هاي هم افزايي در شركت هاي مادر
عادل آذر1، محمد سنگي2، محمد مهدي ايزدخواه3، علي انوري4
چكيده: هدف اصلي اين مقاله، ارائة نوعي سيستم فازي بهمنظور كشف فرصت هاي هم افزايي در شركتهاي مادر (هولدينگ ها) است؛ به گونه اي كه با شناسايي فرصتهاي بالقوة هـم افزايـيميان شركت هاي وابسته، سيستم اطلاعاتي در سازمان توسعه يابـد. بـه همـين منظـور، پـس ازطراحي ماتريس فازي كشف فرصـت هـاي هـم افزايـي بـر اسـاس سـطح ارتبـاط ف عاليـت هـا و مديريتپذيري اين ارتباطات در شركتهاي وابسته به شركت مادر، جايگـاه تمـام شـركت هـايوابسته به شركت مادر در اين مـاتريس مشـخص شـد. بـا توجـه بـه ابهـام در نظـر مـديران و كارشناسان اين شركت ها و كيفي بودن نظر آنهـا ، در ا يـن مقالـه از متغ ي رهـاي زبـاني بـه جـايمتغيرهاي عددي استفاده شده است. متغيرهاي زباني به اعداد فازي ذوزنقـه اي تبـديل شـدند وسپس عملگر ميانگين فازي براي آنها اعمال شد. در نهايت با توجه بـه امتي ازهـاي كسـب شـدة شركت ها در ماتريس هم افزايي، فرصت هاي ايجاد و بهبود هم افزايي ميان شركت هـا شناسـايي شد و در اختيار مديران شركت ها قرار گرفت.

واژه هاي كليدي: فرصت هاي هم افزايي، فناوري اطلاعات، ماتريس همافزايي، مقياس فازي.

استاد مديريت صنعتي، دانشكدة مديريت دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
دانشجوي دكتري مديريت صنعتي، دانشكدة اقتصاد و مديريت دانشگاه سمنان، سمنان، ايران
دانشجوي دكتري بازاريابي بينالملل، دانشكدة اقتصاد و مديريت دانشگاه سمنان، سمنان، ايران
دانشجوي دكتري مديريت صنعتي، دانشكدة مديريت دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 06/08/1393 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 01/11/1393 نويسندة مسئول مقاله: محمد مهدي ايزدخواه
E-mail: izadkhah_mehdi@yahoo.com
مقدمه
امروزه سازمان به منزلة بنگاه اقتصادي، بايد به خوبي از وضعيت خود آگـاه باشـد و بـا توجـه بـهواقعيت ها برنامه ريزي كند و از توانمندي هاي داخلي بيشترين بهـره را ببـرد . بـراي ايـن منظـور، معمولاً شركتهاي كوچكتر دست بهدست هم مي دهند و بهكمك هـم توانمنـديهـاي خـود را به اشتراك مي گذارند و در قالب هولدينگ، ضـعف هـاي يكـديگر را پوشـش مـي دهنـد. در زبـان
انگليسي شركت هولدينگ به Parent Company معنا شده است و در زبان فارسي شايد بتـوانآن را مترادف فراگير يا مادر قرار داد (اتابكي، 1382). در فرهنگ جامع حسابداري و مالي نوروش، شركت هولدينگ به شركت مادر / شركت اصلي ترجمه شده است و شركتي اسـت كـه مالكيـت شركتهاي ديگر را برعهده دارد يا آنها را كنترل مي كند. اين كنترل از طريق مالكيت بيش از 50 درصد سهام برخوردار از حق رأي شركت ب هدست ميآيد، يا از طريق اعمـال نفـوذ مـؤثر صـورت ميگيرد (نوروش، 1384).
هم افزايي در مادرشركت ها به اين مفهوم است كه ستاد شركت مادر تلاش مـي كنـد در كـلعملكردي بيش از مجموع عملكردها و فعاليت هاي هر كسبوكار يـا شـركت هـاي تابعـه ( اجـزا) داشته باشد. از آنجاكه تركيب اجزا و ايجاد كل منسـجم پرهزينـه اسـت، تحقـق هـم افزايـي بـهمديريت و روابط ميان منابع نياز دارد، لذا پتانسيل هم افزايي نبايد مترادف هم افزايي واقعي ترجمه يا تعبير شود. در واقع هم افزايي اثر خالص ميان پتانسيل كل هم افزايي و هزينة تحقـق آن اسـت(رنه، 1989). روش هاي گوناگوني براي ايجاد هم افزايي در مادرشركت ها وجود دارد كه مي تـواندر سطوح مختلف از تشكيل تيم هاي مؤثر كاري در يك واحد تا ادغام دو شركت بزرگ آن را بـهاجرا درآورد.
يادآوري مي شود، ارزشآفريني از طريق هم افزايي ميان شركت هاي تابع شـركتهـاي مـادر، اقدامي سهل و ممتنع است، به اين معنا كه در ظاهر آسان به نظر مي رسـد، امـا در عمـل بسـياردشوار است؛ به نحوي كه مديران به دليل دشواري آن ترجيح مي دهند مستقلانه عمل كنند. دليـلديگر همكارينكردن مـديران، ناآگـاهي از فرصـت هـايي اسـت كـه ميـان شـركت هـاي تابعـ ة شركت هاي مادر براي ايجـاد هـم افزايـي وجـود دارد. اولـين گـام در ايجـاد هـم افزايـي ، كشـف فرصتها ي هم افزايي است، مديران بايد تشخيص دهند همكاري در چه فعاليت ها و فراينـدهايي ميتواند به خلق ارزش براي هر دو طرف و در نتيجه مادرشركت، منجر شود. مسئله اي كـه ايـنمقاله به دنبال حل آن است، ارائة سيستمي براي كمك به مديران به منظـور كشـف فرصـت هـاي بالقو ة همافزايي ميان شركتها ي تابع، از طريق توسعة سيستم اطلاعاتي سازمان اسـت. فنـاورياطلاعات از طريق ايجاد سيستم هاي اطلاعاتي در سازمان هـا ، در اجـراي سيسـتم فـازي كشـففرصت ها ي هم افزايي اين مقاله، نقش بسيار مهمي دارد.
سيستمبه منظور كشف فرصت هاي هم افزايي
منابع كسب هم افزايي در شركت هاي تابعة مادرشـركت عبـارت انـد از: ميـزان ارتبـاط ميـانفعاليت هاي دو شركت و ميزان مديريت پذيري اين ارتباطات. واضح است شركت هايي مي توانند از منافع ناشي از هم افزايي استفاده كنند كه زمينة فعاليت هاي آنها (فعاليت هاي اصـلي و پشـتيباني) به يكديگر نزديك باشد. عامل ديگر در كسب هم افزايي، مديريت پذيري ارتباطات ميـان سـازمانياست؛ به اين معنا كه مديران واحدهاي كسب وكار بايد بـه همكـاري و يـادگيري از تجربـه هـاي شركت هاي ديگر تمايل داشته باشند. هرچه ارتباط ميان فعاليت ها و مديريت پذيري آنهـا بـين دوشركت در هولدينگ بيشتر باشد، فرصت هاي بيشتري براي ايجـاد هـم افزايـي فـراهم مـي شـود(لاچوويز، 1999).
كشف فرصت ها ي هم افزايي ميان شركت هاي متعلـق بـه شـركت مـادر در حـوز ة مـديريت راهبردي سازمانها قرار دارد كـه بـا وجـود پيچيـدگي هـا ي خـاص خـود، حـوزة مناسـب ي بـرايبه كارگيري نظرية مجموعه هاي فازي شناخته مـي شـود؛ زيـرا مفهـوم اصـلي فـازي و مـديريتراهبردي در حوزه هايي قرار دارد كه عدم قطعيت و ابهام بـا آنهـا عجـين شـده اسـت (دلگـادو وردگي، 1993). به منظور مواجه شدن با اين مسئله و در نظـر گـرفتن ابهـام در ديـدگاه مـديران و تصميم گيرندگان شركت ها، در اين مقاله از متغيرهاي زباني به جاي متغيرهـاي عـددي اسـتفادهشده است؛ به نحوي كه رتبه بندي بر اساس ميانگين گيري فازي از متغيرهاي زباني انجام مي شود.
در ادامة اين نوشتار به مرور ادبيات پژوهش در زمينة هـم افزايـي و كـاربرد منطـق فـازي در حوزههاي راهبردي شركت هاي مادر پرداخته مي شود كه درنهايت به توليد ماتريس فازي كشـففرصت هاي هم افزايي ميانجامد. در بخـش سـوم ضـمن معرفـي روش اجـراي ايـن پـژوهش و مقياس هاي فازي مناسب براي غلبه بر ابهام و پيچيدگي متغيرهاي كيفي، نحوة ميانگينگيـري و رتبه بندي فازي شرح داده ميشود. بخش چهارم به مطالعة مـوردي در پـنج شـركت وابسـته بـهشركت مادر تعاوني خاص كاركنان ايران خودرو اختصاص دارد. در بخش پايـاني پـس از بررسـي چگونگي استفاده از ماتريس هم افزايي و شناسـايي فرصـت هـاي هـم افزايـي، بـه بحـث دربـارة يافته هاي پژوهش پرداخته خواهد شد.
پيشينة پژوهش
يكي از مهم ترين و جالب ترين موضوعاتي كه در حـوز ة پويـايي گـروه بررسـي مـي شـود ، بحـثسينرژي يا معادل فارسي آن، هم افزايي است. سينرژي همكاري چند عامل مجـزا از هـم اسـت؛ بهطوري كه بايد اثر كلي آن از جمـع اثرهـاي جداگانـة بـه دسـتآمـده از هريـك، بيشـتر باشـد (رضائيان، 1381). نخستين مطالعه و پژوهش در حوز ة هم افزايي را روان شناسي آلماني در اواخـردهة بيستم ميلادي در مسابق ه هاي طناب كشي گروهي انجـام داد . نخسـتين آزمـايش هـا ي او در خصوص هم افزايي فرضيه اش را تأييد نكرد، اما در اثر تكرار آزمـايش هـا ، دسـتاوردهايي در ايـنزمينه به دست آورد (رضاييان، 1381).
هم افزايي در شركت هاي مادر به اين معنا است كه ستاد شركت مادر تلاش مي كنـد در كـلعملكردي بيش از مجموع عملكردها و فعاليت هاي شركتهاي تابعـه داشـته باشـد. از آنجـا كـهتركيب فعاليتهاي شركت هاي تابعه پرهزينه است، تحقق هم افزايـي بـه مـديريت روابـط ميـانمنابع ايجاد هم افزايي نياز دارد (پاراهالاد و دوز، 1987). داشتن هدف، هويـت ارزشـي و فرهنـگسازماني مشترك و انسجام گروهي، از عوامل بروز هم افزايي در شركت هاي مادر بهشمار مـي رود (رضاييان، 1381).
رويكردهاي عمده به هم افزايي در شركت هاي مادر عبارت اند از:
رويكرد پرتفوي: در رويكرد پرتفوي، تشخيص نوع و محل سرمايه گـذاري منشـأ بـروزهم افزايي است. ايـن رويكـرد بـر هـدايت منـابع نقـد شـركت هـاي مـادر بـه سـمت كسبوكارهايي با بيشترين سود، تأكيد ميكند؛
رويكرد تحليل زنجيرة ارزش: اين رويكرد هم افزايي مؤثر را تنها ناشي از توزيـع منـابعنقد نمي داند، بلكه هم افزايي را برخاسته از انتقال مهارت ها يا مشاركت در فعاليت هـايشركت هاي زيرمجموعه مي داند (پورتر، 1987)؛
رويكرد مبتني بر منابع: اين رويكرد به دو نوع هم افزايي معتقد است: اول، تسهيم منابع مديريتي ميان شركت هاي تابعه و دوم، انتقال منابع مازاد (پنروس، 1959).
شركت هاي هولدينگ يا مادر به دو نوع اصـلي شـركت مـادر سـرمايه گـذار و شـركت مـادرمديريتي تقسيم بندي مي شوند (بخش انرژي آمريكا، 1993):
شركت مادر سرمايه گذار: در اين دسته، شركت مادر سهامهاي گونـاگوني را از انـواع بـازار يـابازاري خاص در اختيار دارد كه مي تواند در حد خرده سهام، اقليت نسبي، اقليت بـا نفـوذ، اكثريـتنسبي يا اكثريت مطلق باشد. شركت مادر سرمايه گذار، سهام شركت هاي ديگر را صرفاً با انگيـزةسود آوري خريدوفروش مي كند و علاقهاي به دخالت در ادارة شركت هاي زيرمجموعه ندارد.
شركت مادر مديريتي: اين شركت ها عملكرد شركت هاي تابعه را دنبال ميكنند و در تلاش انـد با افزايش سهام خود، مديريت آنها را به عهده بگيرند. اين گونـه شـركت هـا خـود بـه دو شـركتمديريتي با توابع يكسان و توابع غير يكسان تقسيم مي شوند. شركت هاي مادر مديريتي بـا توابـعغير يكسان نيز به دو دستة توابع يكسان همگرا و توابع يكسان واگرا تقسيم مي شوند (حنفي زاده، 1386). شكل 1 تقسيمبندي كلي شركتهاي مادر را نمايش ميدهد.

سيستمبه منظور كشف فرصت هاي هم افزايي

شكل 1. طبقه بندي شركت هاي مادر
اگر چه در ظاهر، ارزش آفريني در سازمان مادر از طريق ايجاد هم افزايي آسان به نظر مي رسد، تجارب ناخوشايند سازمان هاي ناموفق نشان مي دهد كـه برخـي از مسـائل سـبب شكسـت ايـنشركت ها شده است (اسميت، 2001). به طور كلي سينرژي يا هم افزايي در شركت هاي مادر از دو منبع ناشي مي شود (لاچوويز، 1999):
ارتباط نزديك كسب وكارها: بديهي است شركت هايي كه با تشـكيل گـروه ، قصـد دارنـد بـايكديگر ارتباط برقرار كنند، بايد زمينة فعاليت مرتبطي (در فعاليت هـاي اصـلي و پشـتيباني) داشته باشند. ميزان ارتباط فعاليت هاي اصـلي و پشـتيباني دو شـركت، از طريـق ماتريسـي محاسبه ميشود كه در بخش روش پژوهش به آن اشاره خواهد شد.
مديريت پذيري ارتباط: شركت مادر بايد از توانايي مديريت تعامل بين كسـبوكـار هـا بـرايانتقال منابع، مهارت ها و تجربه ها برخوردار باشـد. مـديران واحـدهاي كسـب وكـار بايـد بـهيادگيري از يكديگر تمايل داشته باشند و هزينة اين يادگيري و انتقال بيشتر از ارزش منـافعبه دست آمده نباشد. به كمك سه شاخص ميتوان مد يريتپذيري تعامل ميـان شـركت هـا رااندازه گيري كرد: ميزان مديريت پذيري رابطه، ميزان تمايـل مـديران بـه برقـراري رابطـه وبررسي هزينه ـ منفعت ناشي از برق راري رابطه ميان شركتها كه براي اندازه گيري هر يك، ماتريسي در نظر گرفته مي شود.
نتايج حاصل از سطح ارتباط ميان فعاليت هاي اصلي و پشتيباني شركت هاي تابع شركت مادر و سطح مديريت پذيري اين ارتباط، در ماتريسي دو بعدي خلاصه مي شـو د. شـركت هـايي كـه ازلحاظ امتياز در منطقة چهارم ماتريس جانمايي شـوند، از فرصـتهـايي بـراي ايجـاد هـم افزايـيبرخوردارند. اين ماتريس در شكل 2 مشاهده ميشود.

بالا

مديريت

تعامل

پذيري

مديريت

تعامل

پذيري

منطقة 3
(فرصت همافزايي وجود ندارد) منطقة 4
(فرصت همافزايي وجود دارد)
منطقة 1
(فرصت همافزايي وجود ندارد) منطقة 2
(دام هم افزايي وجود دارد)
پايين
1930019-74773

وابستگي

كسب

وكارها

وابستگي

كسب



قیمت: تومان


پاسخ دهید