DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2015.51822
د ناوری اطلاعات دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 6، شمارة 4 زمستان 1393 ص. 700- 675

ارزيابي وب سايت با تجميع مدل هاي پيشين بر اساس روشي كمي
علي معيني1، محمد موسيخاني2، عليرضا حسن زاده3، عماد فرازمند4
چكيده: با توجه به روند روبه رشد تجارت الكترونيكي در دنياي كسبوكار، وب سايت ها بيش از پيش در سودآوري و موفقيت كسب وكارها نقش ايفا مي كنند. از اين رو محققان بسياري از سال 1995 اقدام به ارائة مدل هايي براي ارزيابي وب سايت ها كردهاند. با اين حال تعـدد و نـاهمگوني مدلهاي ارائهشده، جمعبندي و برداشت دقيق از اين مدلها را دشوار كرده است. در اين مقالـهتلاش شده است با استفاده از روش فراتحليل، مدلهاي پيشين بهگونه اي در يك مدل تجميـعشود كه ضمن مطابقت نسبي ساختار مدل با اغلب آنها، از جامعيت نسـبي نيـز برخـوردار باشـد. مزيت استفاده از فراتحليل به جاي استفاده از روش هاي كيفي رايج اين است كه در ايـن روش ، به جاي تكيه بر قضاوت مؤلفان و خبرگان، ديدگاه هاي افرادي تجميع شده است كـه در زمينـةارزيابي وبسايت صاحبنظرند و داراي مقالات داوريشده هستند. به بياني ديگـر، اعتبـار ايـنروش متأثر از اعتبار تمامي مدل هاي پيشيني است كه در نشريه هاي معتبر ثبت شده اند.

واژه هاي كليدي: تصميم گيري چندمعياره، روش فراتحليل، مدل ارزيابي، وب سايت.

دانشيار گروه علوم پاية مهندسي، دانشكدة فني دانشگاه تهران، تهران، ايران
استاديار گروه مديريت فناوري اطلاعات، دانشكدة مديريت دانشگاه تهران، تهران، ايران
دانشيار گروه مديريت فناوري اطلاعات، دانشكدة مديريت و اقتصاد، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
دانشجوي دكتري مديريت سيستمها، دانشكدة مديريت دانشگاه تهران، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 19/03/1393 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 08/07/1393 نويسندة مسئول مقاله: عماد فرازمند
E-mail: E.farazmand@gmail.com
مقدمه
وب سايت يكي از اجزاي مدل هاي كسب وكار الكترونيكي است كه بـه طـور عمـده نقـش واسـطمشتري را در تجارت الكترونيكي برعهده دارد (ري پورت و چاورسكي، 2007). همچنين امـروزهبسياري از سازمان ها و مؤسسه ها بهمنظور ارتباط اثربخش با مشتريان خود، از وبسايت اسـتفاده مي كنند. با اين حال همة وب سايت ها نمي توانند بازديدكنندگان خود را به مشتري تبديل كنند. از اين رو كارآمدبودن وب سايت موضوعي است كه كـانون توجـه پژوهشـگران قـرار گرفتـه اسـت(شي او، لين و پرنگ، 2010). از سويي، كيفيت وبسايت خصيصه ايست كه به سادگي نمـي تـوانآن را ارزيابي كرد و در اين زمينه ديدگاه هاي بسيار پراكنده و گوناگوني وجود دارد (ربابه و فياض، 2010). محققان بسياري به اين موضوع توجه كردهاند. در برخي از پژوهش ها، ارزيابي وبسـايت بهمانند ارزيابي يك سيستم اطلاعاتي بوده است (لي و كنت، 2006)، حـال آنكـه برخـي مؤلفـانمدل هايي را ارائه كرده اند كه وب سايت را هم از جنبه هاي سيستمي و فني بررسي ميكند و هـم جنبههاي بازاريابي و ارتباط با مدل كسبوكار را مي سنجد (سيويان و الستر، 2004).
همواره يكي از پرسش هاي مد نظر مؤلفان، اين بوده است كه شاخص ها و مدل مناسب براي ارزيابي وب سايت چگونه است؟ از سويي، تعدد مدل هاي ارائهشده در اين زمينه موجب سردرگمي محققان بوده و جمعبندي مـدل هـا ي پيشـين را دشـوار كـرده اسـت. در ايـن پـژوهش از روش فراتحليل بهمنظور جمع بندي مدلهاي ارزيابي وب سايت پيشين در قالب مدلي جامع استفاده شده است؛ به شكلي كه قضاوت مؤلف، خبرگان و كاربران، در استخراج مدل نهايي به حـداقل برسـد.
به بياني ديگر، در اين مقاله تلاش شده است براساس جمع بندي 93 مدلي كـه پـيش از ايـن در مقالههاي مختلف ارائه شده است، مدلي استخراج شود كه جامع و مانع باشد؛ به اين معنا كـه تـاحد ممكن شاخص هاي مدلهاي پيشين را پوشش دهد و همچنين مبناي تقسيمبندي ابعاد اصلي طراحي وب سايت در آن به گونه اي باشد كه اين ابعاد با يكديگر داراي حداقل همپوشـاني باشـند.
بدين منظور ابتدا در بخش دوم با مطالعة ادبيات پژوهش، مدل هاي ارائه شده در مقاله هاي پيشـينبررسي شده است. بخش سوم به فرايند روش انجـام پـژوهش اختصـاص دارد . در ادامـه پـس ازتحليل نتايج در بخش چهارم، مدل نهايي مد نظر اين مقاله معرفي مي شـود. در انتهـا همـراه بـا نتيجه گيري نهايي، به موضوعات آتي براي مطالعه در اين زمينه اشاره خواهد شد.
پيشينة پژوهش
از نيمههاي دهة نود ميلادي به اين سو، مطالعـات بسـياري در زمينـة نحـوة ارزيـابي وبسـايتصورت پذيرفته است. در مقاله هاي اوليه بهطور عمده شاخص هاي ارزيابي مد نظر قرار گرفته انـد (اولسينا، گودي و روسي، 1999؛ درز و زوفريدن، 1997؛ يه اونگ و وينگ، 1998؛ بارون، 1996؛ بل و نلسون، 1998؛ اوانـس و وانسـا ، 1999؛ ليـو و كريـك، 2000؛ ژانـگ و گيسـهلا، 2000 و هوزينگ، 2000)، ولي در اغلب مقاله هاي سال 2000 به بعـد، عـلاوهبـر معرفـي شـاخصهـايارزيابي عملكرد، روشي براي ارزيابي وب سايت با استفاده از شاخصهاي معرفي شده نيز مـد نظـر بوده است (بنبونـانو راكوئـل، 2001؛ شـي او و همكـاران ، 2010؛ تـي سـاي، چيـو و لاي، 2010؛ اشميت، كانتالوپس و دوس سانتوس، 2008؛ ساها و وسنديپ، 2011؛ شي و يـي شـونگ وانـگ، 2008؛ بيوكزكان و دي. روآن، 2007) و در برخي از مقاله ها همراه با مدل ارائهشده، كاربرد عملي مدل براي سنجش نمونهاي از سايتها نشان داده شده اسـت (پـردو ، 2002؛ اولسـينا و ديگـران ، 1999 و كائومي، ژانگ و سيدل ، 2005). با گذشت زمـان ، نويسـندگان اغلـب تـلاش كـرده انـد مدلهايي ارائه كنند كه بتوانند وب سايت هايي با مدل كسب وكار مشخص را ارزيابي كنند ( پـردو، 2002 ؛ لين، 2009 ؛ پارك، گرتزل و سـيراكايا تـرك، 2007؛ لـين ، 2007 و بـالگلو و يـاك آپ ،
2006) و از ارائة مدلهاي ارزيابي كلي بپرهيزند.
از آنجاكه طي اين سال ها، محققان مدل هاي فراواني براي ارزيابي وب سايت ارائه كـرده انـد، هنگام مرور ادبيات موضوع با انبوهي از شاخصها و ابعاد ارزيابي وب سايت مواجه مي شويم. ايـنحجم از اطلاعات گرچه ارزشمند است، سبب سردرگمي محقق خواهد شد و جمع بنـدي و اجمـاع اين مدلها به سادگي امكان پذير نيست. چنانكه در برخي از مدلها يك خصيصه از وب سايت بـ ا عنوان يكي از ابعاد اصلي وب سايت معرفي شده است و در مقاله اي ديگر آن خصيصـه شاخصـي معرفي مي شودكه خود زيرمجموعة بعد ديگري است. تفاوت شاخصها ي معرفي شـده، تفـاوت در نسبت شاخص ها با يكديگر در مدل هاي مختلف و تعدد مدل هاي ارزيابي وب سايت، رسـيدن بـهيك مدل جامع با در نظر گرفتن تمامي مدلهاي پيشين را دشوار كرده است.
بهمنظور حل اين مشكل، نويسندگان در مقالـ ههـاي خـود از روشهـاي گونـاگوني اسـتفادهكرده اند. در برخي از مقال هها به گزيده اي از مدل هاي مرتبط با يك مدل كسبوكار خـاص اكتفـاشده است (چانگ و ون شن، 2009 و لين، 2007) كه جمعبندي اين مقالـههـا را در قالـب يـكمدل براي آن موضوع كسب وكار، ساده تر مي كند. در برخي از مقالهها، نويسنده يكي از مدل هـاي پيشين را مدل مبنا قرار داده و تلاش كرده است شاخص هاي ذكر شده در ساير مدل هـا را در آن مدل خاص، دسته بندي كند (بارنس و ويدگن، 2006؛ بـالوگلو و يـاك آپ، 2006 و بيوكزكـان و دي روآن، 2007) و سپس با استفاده از نظرسنجي خبرگان يا نظرسنجي از كاربران وب سايت، به مدل نهايي دست يافته است. همچنين گاهي در برخي از مقاله ها، ابتـدا مؤلفـان بـه ارائـة مـدلپيشنهادي خود پرداخته اند و سپس تلاش كرده اند با مبنـا قـراردادن قضـاوت اشـتراكي خـود بـه يكسانسازي، خلاصه سازي، حذف شاخص هاي تكراري و دسته بندي شـاخص هـا ي مـدل هـا ي پيشين در قالب مدل پيشنهادي خود بپردازند (پارك و همكاران، 2007؛ شياو و همكاران، 2010 و ساها و سن ديپ، 2011).
در اين پژوهش به منظور ارائة مدل ارزيابي وب سايت از جمع بندي نظام مند مدل هـا ي قبلـي ، روش فراتحليل بهكار برده شده است؛ به گونه اي كه با استفاده از محاسبات آماري به مدل جامعي نسبت به مدل هاي قبلي دست يابد و در عين حال اعمال نظرهاي مؤلفان در استخراج مـدل نهـاييبه حداقل ممكن برسد. در بخش بعد روش پژوهش و فرايند استخراج مدل شرح داده شده است.
روششناسي پژوهش
هدف از اين پژوهش ارائة مدلي جامع براي ارزيابي وب سايت است كه از ادغام مدل هاي پيشـينارائه شده در اين زمينه به دست مي آيد. به اين منظور در پژوهش پيش رو با رويكـرد فـرا تحليـل1 تلاش شده است پژوهش هاي پيشين در هم ادغام شوند تا مدل مورد نظر به دست آيـد . در دهـ ة هشتاد ميلادي، دستاوردهاي علمي بر اساس پژوهشهاي انجام شده در علوم اجتماعي و انسـانيدر مقايسه با علوم فيزيكي پيشرفتي نكرد، از اين رو روش فراتحليل مطـرح شـد. در واقـع روشپژوهش فراتحليل رويكردي است كه به ادغام و تركيب پژوهش ها توجه دارد. به دليل ذهني بودن، ناتواني در انتخاب ويژگيهاي متغيرها و ناتواني در بررسي متغيرها، اغلب يافته ها ي پژوهش هاي حوزة علوم انساني از ثبات و پايايي برخوردار نيستند. اگرچه فقط ده مطالعه و پـژوهش مـي توانـدكفايت تحليل يك موضوع پژوهشي را نشان دهد، گاهي ممكن است صدها پژوهش انجام شود، ولي نتوان خلاصه اي ساده و يك دست از آنها تدوين كرد. به همـين دليـل خـلاء ناشـي از نبـودروشي براي سازماندهي، نمايش، پيونددادن و سرانجام ادغام نتايج پژوهش هاي انجامشده، كاملاً احساس مي شود. بر اين اساس هدف فراتحليل، معرفي شيوة تفكري براي تركيب پـژوهش هـا ي انجام گرفته با استفاده از روشهاي آماري آموخته شده است (دلاور، 1383).
فراتحليل، تحليلِ تحليلهاست. در اين روش محقق با ثبت ويژگيها و يافته هـا ي انبـوهي از پژوهش هاي گذشته در قالب مفاهيم كمي، به صورت كمـي آنهـا را آمـادة اسـتفاده از روشهـاينيرومند آماري ميكند (دلاور، 1383). در ايـن مقالـه نيـز تـلاش شـده اسـت روابـط موجـود درمدل هاي پيشين، در قالب روابط والد و فرزندي بين عناصر وبسايت تعريـف شـوند و سـپس بـامحاسبات كمي، ابعاد اصلي ارزيابي وب سايت و زيرمجموعه هاي آنهـا اسـتخراج شـوند. در واقـعمبناي محاسبات بعدي، روابط والد و فرزندي استخراج شده از مقاله هاي پيشين است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Metaanalysis
شايان ذكر است طي فرايند استخراج چارچوب نهايي، با توجه به بـالا بودن حجـم عمليـات و به منظور امكان پذيرشدن محاسبات، تمامي جدول هاي داده اي، در نسخة 2012 محيط نرمافزاري SQL Server ايجاد شده است و با استفاده از برنامهنويسي به زبان T-Sql محاسبه شدهاند.
استخراج مقالهها
به منظور بررسي جامع و كامل ادبيات پژوهش در زمينة مدل هاي ارزيابي وب سايت، پايگـاه هـا ي دادة علمي با استفاده از كليدواژه هاي مرتبط جسـت وجـو شـد و مقالـ ه هـاي انتشـاريافته در ايـنخصوص طي سال هاي 1995 تا 2013 استخراج شدند. كليدواژه شامل واژه هايي ماننـد ، ارزيـابي وبسايت1، برآورد وب سايت2، مدل ارزيابي وب سايت، مـدل طراحـي وب سـايت 3، شـاخص هـا ي وب سـايت4، قابليـت اسـتفادة وب سـايت5، كيفيـت وبسـايت6، اثربخشـي وبسـايت7، كـارايي وب سايت8 يا تركيبي از آنها بوده است. بـدين ترتيـب 174 مقالـه در زمينـة مـدل هـاي ارزيـابيوب سايت جمع آوري شد. پس از بررسي اولية و مطالعة خلاصـة آنهـا ، 28 مقالـه حـذف شـد، بـامطالعة متن مقاله هاي باقيمانده، 53 مقالة ديگر نيز كنار گذاشته شد. درنهايت پس از بررسي 93 مقالة باقي مانده، مدل ارزيابي وب سايت از آنها استخراج شد. جدول 1 ابعاد اصلي استخراج شـده از
93 مقاله را نشان مي دهد كه براي ارزيابي وب سايت استفاده شده اند.
جدول 1. ابعاد اصلي مدل هاي ارزيابي پيشين
منبع ابعاد اصلي
درز و فرد، 1997 محتويات صوتي، پس زمينه، عكس.
ليو، آرنت و كاپلا ، 1997 اطلاعات سازمان، لينك هاي خارجي، صفحة پرسش هاي متداول، بازخورد، امكانات جست وجو درسايت، اطلاعات محصول و خدمات، پروفايل كاربر، پشتيباني از كاربر، تازهها.
يه اونگ، 1998 عملكرد، قابليت استفاده.
بارون، 1996 گرافيك، لينك ها، چندرسانهاي، اندازة صفحه، متن.
بل و نلسون، 1998 قابليت دسترسي، محتوا، گرافيك، ساختار سايت، تراكنش، كاربرپسندبودن.
اولسينا، 1999 كارايي، عملكرد، قابليت اطمينان، قابليت استفاده
جانسون و مارك، 1999 اطلاعات تماس، محتوا، عملكرد، ناوبري كاربران.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Website Evaluation
Website Assessment
Website Design Model
Website Criteria
Website Usability
Website Quality
Website Effectiveness
Website Efficiency
منبع ابعاد اصلي
ايوانس و وانسا، 1999 محتوا، طراحي، تعامل پذيري، چندرسانه اي، محتويات متني.
ليو و كيرك، 2000 سرگرمي، كيفيت اطلاعات، قابليت يادگيري، كيفيت خدمات، كيفيت سيستم، استفاده از سيستم.
ژانگ و گيسلا، 2000 زيبايي، محتوا، اعتبار، لذت، ساختار اطلاعات، ناوبري كاربران، محرمانگي، امنيت، فني.
هيزينگ، 2000 محتوا، طراحي.
بوناديچا متئوس و همكـاران، 2001 قابليت دسترسي، محتوا، ناوبري كاربران، سرعت.
اسميت، 2001 محتوا، استفادة آسان.
پردو، 2002 قابليت دسترسي، زيبايي، محتوا، راحت بودن ناوبري كاربران، سرعت.
ژانگ و گيسلا، 2002 زيبايي، محتوا، اعتبـار، لـذت، سـاختار اطلاعـات، نـاوبري كـاربران، محرمـانگي، امنيـت، فنـي،قدرت دادن به كاربر.
بن بونان فيش، 2001 محتوا، تعامل پذيري، ناوبري كاربران.
ليو و همكاران، 2001 محتوا، قابليت يادگيري، كيفيت سيستم، قابليت استفاده.
آگاروال و ويسوانات، 2002 ارتباطات، محتوا، استفادة آسان، احساس.
العدواني و پراشانت، 2002 زيبايي، محتوا، فني.
پارك و سه اونگ، 2002 طراحي.
رنگنتان و شوبها، 2002 محتوا، طراحي، محرمانگي، امنيت.
لي و تانشي، 2002 شايستگي، صميميت، كيفيت اطلاعات، پاسخگويي، دستيار آنلاين.
پالمر، 2002 محتوا، تعامل پذيري، ناوبري كاربران، پاسخگويي.
بارنز و ريچارد، 2002 محتوا، خدمات، قابليت استفاده.
اولسينا و گوستاو، 2002 كارايي، عملكرد، قابليت اطمينان، قابليت استفاده.
واندرمرو و جامس، 2003
محتوا، اطلاعات سازمان، راحتبودن ناوبري كاربران، كيفيـت اطلاعـات، تعامـلپـذيري، واسـطكاربري، امكانات جست وجو در سايت، ناوبري كاربران، قابليت اطمينان، پروفايـل كـاربر، امنيـت،ساختار سايت، فني.
كو او، 2003 كيفيت خدمات
شيانگ، 2003
دقت در محتويات، به روز بودن، كارايي، ناوبري كاربران، ابزارهاي نـاوبري كـاربران، نحـوة ارائـةاطلاعات، قابليت اطمينان، پشتيباني از كاربر.
رابينس و آنتونيس، 2003 اطلاعات سازمان، به روزبودن، طراحي، ناوبري كاربران، نحوة ارائه اطلاعات، سرعت، پشتيباني ازكاربر، دنبالكردن كاربر.
بارنز و ريچارد، 2003 كيفيت اطلاعات، تعاملپذيري، قابليت استفاده.
لي و سانگ جائه، 2003 زيبايي، محتوا، استفادة آسان، عملكرد، شخصيسازي، قابليت اطمينان.
هونگ و جينوو ، 2004 خطا نداشتن، قابليت استفاده.
لاوي و نوآم، 2004 كيفيت خدمات، قابليت استفاده.
كاپلانيدو و ووگت، 2004 قابليت دسترسي، محتوا، ناوبري كاربران.
منبع ابعاد اصلي
كاپلاندو و ووگت، 2004 استفادة آسان، سرگرمي، خدمات رساني كامل، شخصيسازي، سرعت، اعتماد، قابليت استفاده.
سو و آلاستير، 2004 مشتري، بازاريابي، فني.
ميراندا و بانگيل، 2004 قابليت دسترسي، ارتباطات، محتوا، ناوبري كاربران، سرعت، تراكنش.
مويلي و مارك، 2004 اتصالات، محتوا، قالب كلي صفحات، شخصيسازي.
وان ايواردن، 2004 اطمينان، صميميت، قابليت اطمينان، پاسخگويي، جنبههاي محسوس.
ترفدار و ژي ژانگ، 2005 قابليت استفاده.
كا او، ژانگ و سيدل، 2005 جذابيت، صميميت، كيفيت اطلاعات، پاسخگويي، كيفيت خدمات، كيفيت سيستم، اعتماد.
داولــي ، فرانچســكو و النــا ،
2005 قابليت دسترسي، اجابت كاربران، محتوا، كارايي، قابليت نگهداري، قابليـت اسـتفاده، پشـتيباني ازكاربر.
بليــك، كيمبرلــي و كــولين ،
2012 اعتبار، شهرت خارج از وب، صفحة پرسشهـاي متـداول، بـازخورد، چندزبانـهبـودن، بازگردانـدنسفارش، اطلاعات قيمت، اطلاعات محصول و خدمات، كالا، تراكنشهاي مـالي امـن، سـرعت،تراكنش سرعت.
چـــاركرابورتي، پراشـــانت وديويد، 2005 كيفيت اطلاعات، آگاهي دهنده بودن، قابليت استفاده.
شــواي ســوجين و آلاســتير ،
2005 قابليت دسترسي، زيبايي، به روز بودن، مشتري، بازاريـابي، نـاوبري كـاربران، بازاريـابي رابطـه اي، خدمات، فني.
بيلسل، گلسين و دا، 2006 اطمينان، محتوا، اطلاعات سازمان، شهرت خارج از وب، صـفحة پرسـشهـاي متـداول، نـاوبريكاربران، شخصيسازي، نحوة اطلاعاترساني، محرمانگي، مراقبت از كاربر.
بلدونا و ليپينگ، 2006 محتوا، تعامل پذيري، ارتقاي محصول.
لي و نامهو، 2006 طراحي
بارنز و ريچارد، 2006 محتوا، خدمات، قابليت استفاده
لي و كنت 2006
محتوا، به روز بودن، صميميت، ناوبري كاربران، مشاركت كاربران، شخصيسازي، شهرت، سرعت پاسخ، امنيت، دركپذيربودن.
بالوگلو و ياك آپ، 2006 طراحي، عملكرد، تعاملپذيري، بازاريابي، ناوبري كاربران.
هاشم ، جيمي و لاو، 2007
قابليت استفاده، اعتبار نام تجاري، ارتباطات، اطلاعات تمـاس، محتـوا، بـهروز بـودن، سـرگرمي،ناوبري كاربران، ارتقاي محصول و خدمات، امنيت، فني، تراكنش، اعتماد.
بيوكزكان و دي روآن، 2007 صميميت، شهرت خارج از وب، كيفيت اطلاعات، شخصيسازي، نحوة اطلاعاترسـاني، قابليـتاطمينان، جنبه هاي محسوس، مراقبت از كاربر.
پارك و ديگران، 2007 زيبايي، محتوا، استفادة آسان، خدمات رساني كامل، پاسخگويي، امنيت/ محرمانگي.
پارك و اولريك، 2007 زيبـايي، ارتباطـات، اسـتفادة آسـان، خـدماترسـاني كامـل، كيفيـت اطلاعـات، تعامـلپـذيري، شخصي سازي، محرمانگي، پاسخگويي، امنيت، اعتماد.
لين، 2007 طراحي، صميميت، كيفيت اطلاعات، تعاملپذيري، پاسخگويي، امنيت، كيفيت خـدمات، كيفيـتسيستم.
ين، پاول و مي، 2007 محتوا، ساختار سايت.
الينگ، 2007 محتوا، ناوبري كاربران.
كي يو و چانهو، 2007 بازاريابي، خدمات، ساختار سايت.
شي اي و ييشان، 2008 انجمن هاي كاربران، محتوا، واسط كاربري، شخصي سازي.
اشميت و ديگران، 2008 چندرسانه اي، ناوبري كاربران، محرمانگي، ارتقاي محصـول و خـدمات، امنيـت، كيفيـت خـدمات،مراقبت از كاربر.
منبع ابعاد اصلي
باي، لا و ون، 2008 عملكرد، قابليت استفاده.
كي، لاو و بوهاليس، 2008 زيبايي، جذابيت، مشتري، استفادة آسان، بازاريابي، ناوبري كاربران، فني.
هو، 2009 در دسترس بودن، كارايي، خدمات رساني كامل، شخصي سازي، محرمانگي، پاسخگويي، امنيت.
شانگ و سو ون، 2009 تعامل پذيري، شخصي سازي، امنيت.
لين، 2009 عملكرد، تعامل پذيري، بازاريابي، ناوبري كاربران.
هرناندز و جيم ناز و مارتين، 2009 قابليت دسترسي، محتوا، ناوبري كاربران.
كونولي، 2009 كيفيت خدمات.
كيم و ليندا، 2009 محتوا، استفادة آسان، سرگرمي، خدمات رساني كامل، تعامل پذيري، اعتماد.
ربابه و احمد مسعود، 2010 كارايي، ناوبري كاربران، قابليت استفاده، كاربرپسندبودن.
تساي، 2010 به روز بودن، سرگرمي، مرتبطبودن اطلاعات، ناوبري كاربران، شخصي سازي، پاسخگويي، امنيت.
الكيندي و عبدالمجيد، 2010 ناوبري كاربران، جست وجو.
لين، 2010 جذابيت، محتوا، كيفيت خدمات، كيفيت سيستم.
ساها و سنديپ، 2011 زيبايي، محتوا، احساس، واسط كاربري، ناوبري كاربران، سرعت، شخصي سازي، كيفيت خدمات.
شي يو، لين و پرنگ، 2011 محتوا، خريد راحت، تعامل پذيري، خدمات، اعتماد.
لي و لي، 2011 محتوا، استفادة آسان، احساس، قابليت استفاده.
يو، جيو و هانگ، 2011 طراحي، تحويل كالا، كالا، كيفيت خدمات، فناوري.
تساي، چو و لاي، 2011 محتوا، كيفيت خدمات، كيفيت سيستم.
حسن و عماد، 2011 محتوا، طراحي، استفادة آسان، تعامل پذيري، شخصي سازي، قابليـت اطمينـان، امنيـت، سـاختارسايت، كاربرپسندبودن.
ويلا و اينس، 2011 محتوا، امنيت، قابليت استفاده.
هسو، چانگ و چن، 2012 كيفيت اطلاعات، كيفيت خدمات، كيفيت سيستم.
ايلين گ، لنت ز، دي جون گ و وان دن برگ، 2012 محتوا، ناوبري كاربران.
استينمتز، استارت و سويونگ، 2012 ارتباطات، محتوا، استفادة آسان، احساس، قابليت استفاده.
روكا، 2012 اطلاعات تماس، محتوا، كارايي، خدمات رساني كامل، محرمانگي، پاسخگويي، كيفيت خدمات.
بلانچي، 2012 قابليت استفاده.
لي و كونته، 2012 قابليت استفاده.
چو و يي پينگ، 2012 محتوا، كيفيت خدمات، كيفيت سيستم.
والديميرو، 2012 محتوا، لذت، ناوبري كاربران، شخصي سازي، پاسخگويي، تراكنش، اعتماد.
كاباك و سرهات، 2013 جذابيت، ناوبري كاربران، شخصي سازي، قابليت اطمينان، پاسخگويي، سرعت.
سبي، 2013 زيبايي، ارتباطات، نمود ظاهري، امنيت، فني، قابليت استفاده.
سبي، 2013 زيبايي، ارتباطات، نمود ظاهري، امنيت، فني، قابليت استفاده.
آكينسيلار و متين، 2014 مشتري، بازاريابي، فناوري.
موضوعي كه جمع بندي چارچوب هاي استخراج شده از مقاله ها را سخت ميكند، اين است كه يك شاخص در برخي از مقاله ها از ابعاد طراحي وب سايت در نظر گرفته شـده اسـت و در مقالـ ة ديگر شاخصي معرفي شده كه زيرمجموعة بعد ديگـري در طراحـي وب سـايت اسـت. ايـن امـراستخراج چارچوبي جامع از چارچوبهاي پيشين را دشوار مي كند. براي رهايي از آشفتگي ناشي از تفاوت هاي فراوان در مدل هاي ارائهشده و جمعبندي آنها در قالب مـدلي جـامع و مـانع، در ايـن پژوهش روشي نظام مند براي جمع بندي و تجميع ديدگاههاي پيشين به كار برده شده است.
ايجاد كدهاي يكسان براي عناصر چارچوب هاي ارزيابي وبسايت
با توجه به اينكه عنصرهاي بررسيشده طي فرايند تحليل و تجميع، بايد امكان پيگيري و رديابي داشته باشند و از سويي، در مقاله هاي مختلف گاهي مفاهيم يكسان با كلمات و واژه هاي متفاوتي بيان شده اند، در اين مرحله ابتدا عنصرها يكسان سازي شدند و براي هر عنصر كـد مشخصـي درنظر گرفته شد. مجموعـة ايـن عنصـرها مجموعـة مرجـع (U) را تشـكيل مـي دهـد. بـه منظـور يكسانسازي و اختصاص كد به عناصر، قضاوت مؤلف مبناي تصميم گيري بوده است.
تعيين وابستگي بين عناصر و ايجاد ساختار داد ه اي مناسب
بايد به اين نكته توجه داشت كه مبناي استخراج مدل جديد از تجميع مدل هـاي پيشـين، روابـطبين عناصر در اين مدل هاست. به همين دليل هنگامي كه در مقاله اي عنصري با عنوان شـاخصزيرمجموعة عناصر ديگر با عنوان بعد تعريف شده باشد، به گونه اي ثبـت مـي شـود كـه در ادامـه تحليل و بررسي روابط امكان پذير باشد. به اين منظور جدولي به نام جدول وابستگي تعريف شـدهاست (جدول 2).
جدول 2. جدول وابستگي
رديف فرزند والد منبع بعد اصلي

هر ركورد از اين جدول مشخص مي كند كه در مدل ارائهشده در مقالـ ه اي كـه شـماره آن درستون مراجع آمده، آيتم1 موجود در سـتون فرزنـد كـه متعلـق بـهU اسـت، يكـي از آيـتم هـاي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. با توجه به اينكه معادل فارسي واژة Item ممكن است در برخي موارد گمراه كننده باشد، در متن مقاله از ايـن واژه اسـتفادهشده است.
زيرمجموعة آيتم ستون والد است. چنانچه مقدار ستون بعد اصلي براي يك ركورد 1 باشد، به اين معناست كه در مقالة اشاره شده، آيتم مربوط به سـتون والـد، يكـي از ابعـاد اصـلي اسـت كـه در چارچوب ارزيابي مطرح شده است و آيتم مربوط به سـتون فرزنـد از آيـتم هـاي زيرمجموعـة آن است، چنانچه اين مقدار صفر باشد، بدين معناست كه عنصر والد در مقالة مد نظر با عنـوان يـكزيربعد مطرح شده و داراي عناصر فرزند است.
شناسايي ابعاد بالقوة مدل ارزيابي وبسايت و ايجاد مجموعههاي فـازي آيـتمهـايوابسته به هريك از ابعاد بالقوه
در اين مقاله مجموعه اي از آيتمهاي متعلق به U كه در ستون والـد  جـدول وابسـتگي مشـخصشده اند را مجموعة P مي ناميم. به بيان ديگر، مجموعة P زيرمجموعة U است و تمام آيتم هـاييرا دربرمي گيرد كه حداقل در يكي از مقاله ها بعد اصلي ارزيابي وب سـايت معرفـي شـده انـد . ايـنمجموعه به راحتي از جدول وابستگي به دست مي آيد.
پيدا كردن مجموعه هاي و درجة عضويت
پس از آنكه در جدول وابستگي ها، به ازاي هر از عناصر مجموعة P، مشخص شد كه در مـدل ارائهشده در هر مقاله، چه اعضايي از مجموعه U به وابسته اند، در اين گام بايد مجموعة فازي – (ميزان وابستگي كلي هريك از اعضاي مجموعة U به – ) محاسبه شود. به بياني ديگر، بايد تعيين شود كه به ازاي هر بعد بالقوه يا ، چه آيتم هـايي از مجموعـ ة مرجـع ، بـا چـه درجـهعضويتي، متعلق به مجموعة . هستند. بـراي محاسـبة درجـه عضـويت هريـك از آيـتم هـايمجموعة مرجع () در مجموعة ، مي توان از نسبت تعداد ركوردهايي كه در ستون فرزند و در ستون والد ظاهر شده است، به تعداد كل ركوردهايي كه در ستون فرزنـد ظـاهر شـده، استفاده كرد. به اين ترتيب هرچه دفعات بيشتري به عنوان فرزند در كنار قرار گرفته باشد، ميزان عضويت آن در مجموعة بيشتر مي شود.
جدول3. جدول عضويت
رديف فرزند والد درجه عضويت

از آنچه گفته شد، پيداست كه هر مجموعة يك مجموعة فازي است.
يافتن ابعاد اصلي مدل
محاسبة پارامترهاي زوجي بين ابعاد بالقوه (مجموعة P)
بهمنظور فراهمآوردن اطلاعات لازم براي تصميم گيري و استخراج مدل نهايي، لازم اسـت بـينهر دو آيتم از مجموعة P پارامترهايي را محاسبه كرد.
همان طور كه پيشتر گفته شد، مجموعة P شامل عناصري است كه حداقل در يكي از مقاله ها بعد اصلي معرفي شده باشد. قبل از محاسبة پارامترهـاي زوجـي، بـهمنظـور كمتـر شـدن حجـممحاسبات و سرعت بيشتر عمليات از مجموعة P، فقط اعضايي بـراي محاسـبات بعـدي انتخـابشدند كه تعداد اعضاي زير مجموعههاي آنها حداقل برابـر بـا ميـانگين تعـداد زيرمجموعـه هـا ي اعضاي P باشند. اين پالايش به منظور سرعت بيشتر و پا يينتر آمدن حجم عمليات صورت گرفته است.
براي هريك از اعضاي مجموعة P بايد پارامترهاي زوجي آن عضو بـا سـاير اعضـا محاسـبهشود. در ادامه به پارامترهاي مد نظر پرداخته شده است:
همپوشاني بين و : اين شاخص از تجميع همپوشاني دوبه دو بين ابعاد منتخب ب هدسـت مي آيد. رابطة 1 نحوة محاسبة همپوشاني بين دو بعد بالقوه را نشان مي دهد. در اين رابطه از مفاهيم اجتماع و اشتراك فازي استفاده شده است.
رابطة 1) ,
وابستگي به : اين پارامتر نشان ميدهد كه تا چـه ميـزان آيـتم هـا ي زيرمجموعـة P توسط P پوشش داده مي شوند (رابطة 2).

رابطة 2)

=,
در رابطة 2 براي محاسبة وابستگي بين هر دو بعد بالقوه، از مفهوم اشـتراك فـازي اسـتفادهشده است.
ميزان عضويت در : با توجه به اينكه در برخي از مدل ها ابعاد اصلي، زيرمجموعة ابعـادديگري قرار مي گيرند، مي توان در مورد برخي از آنها، ميـزان عضـويت يكـي را در ديگـريمحاسبه كرد. ميزان عضويت هريك از ابعاد اصلي در ديگري را (در صورت وجود) مي تـواناز جدول عضويت استخراج كرد.
معيار مطلوبيت هريك از مجموعه هاي كانديد
چنانچه ابعاد بالقوة انتخابشده براي محاسبات بعدي را h در نظر بگيريم، تعـداد مجموعـههـا ي كانديد 2 خواهد بود. با توجه به اينكه هر مجموعة كانديد، جوابي بالقوه براي يافتن ابعاد اصـليمدل نهايي است، بايد بتوان شاخصهايي را براي ارزيـابي و مقايسـة ايـن مجموعـه هـا در نظـرگرفت. به اين منظور شاخص هاي زير براي هر مجموعة كانديد محاسبه شده است:
تعداد مقاله هاي اشاره كننده به اعضا: اين شاخص نشان دهندة تعـداد مقالـ ه هـايي اسـت كـهدست كم يكي از اعضاي مجموعة كانديد را ابعـاد اصـلي وب سـايت معرفـي كـرده اسـت؛ بيشينه بودن اين مقدار، مطلوب نظر است؛
همپوشاني بين اعضاي مجموعة كانديد: اين شاخص با محاسـب ة مجمـوع همپوشـاني هـا ي دوبه دو بين اعضاي هر مجموعة كانديد به دست مي آيد؛
ميزان پوشش آيتم هاي مجموعة U توسط اعضاي مجموعة كانديد: اين شاخص با محاسـب ة ميزان پوشش آيتمهاي مجموعة مرجع (U) توسط اعضاي مجموعة كانديد نسـبت بـه كـل آيتمهاي موجود در مجموعة مرجع به دست مي آيد؛
ميزان وابستگي اعضا به ساير ابعاد بالقوه: يكي از شاخص هاي مد نظر براي تعيين مطلوبيت هر مجموعة كانديد، كمتربودن وابستگي اعضاي مجموعة كانديد به ساير ابعاد بالقوه است.
ميزان عضويت اعضاي مجموعة كانديـد در سـاير ابعـاد: هرچـه اعضـاي مجموعـة كانديـدعضويت كمتري در ساير ابعاد داشته باشـند، آن مجموعـه از مطلوبيـت بيشـتري برخـوردارخواهد بود.
با توجه به معيارهاي متفاوت و ناهمگون موجـود بـراي تصـميمگيـري در خصـوص بهتـرينمجموعة كانديد ـ كه شامل ابعاد اصلي طراحي وبسايت خواهد بود ـ براي يافتن بهترين جواب ممكن از بين مجموعه هاي كانديد، از تصميمگيري چندمعياره بـا اسـتفاده از الگـوريتم تاپسـيس(پاويك و ناواسلاك، 2013) بهره گرفته شده است.
ذكر اين نكته لازم است كه در اين پژوهش وزن همة شاخص ها يكسان در نظر گرفته شـدهاست. به منظور تعيين ابعاد اصلي، ابتدا بـراي تمـامي مجموعـه هـا ي كانديـد ممكـن، معيارهـاي پنجگانة فوق محاسبه شد هاند (جدول 4). سپس مقادير جدول 4 نرمال سازيشده و شـاخص هـاي تصميم تاپسيس در مورد هريك از مجموعه هاي كانديد محاسبه شده است.

جدول4. محاسبة مقادير هر معيار براي هريك از مجموعه هاي كانديد

شناسايي ابعاد زيرمجموعة هريك از ابعاد اصلي
براي شناسايي ابعاد زيرمجموعة هريك از ابعاد اصلي، گام هاي زير طي شده است:
ابتدا مجموعة U بر اين اسـاس كـه هر يـك از اعضـاي آن در كـدام ابعـاد چهارگانـهعضويت بالاتري دارند، به چهار مجموعة مجزا افراز شده است؛
ابعادي كه همپوشاني شايان توجهي با ابعاد اصلي مدل نهـايي داشـته انـد ، از مجموعـهابعاد حذف شدند؛
سپس فرايند به كاربردهشده براي يافتن ابعاد اصلي مـدل نهـايي، روي مجموعـههـا ي افرازشده از U اعمال شده است تا بـه ايـن ترتيـب ابعـاد سـطح دوم در مـدل نهـاييشناسايي شوند؛
گام هاي دوم و سوم تا جايي ادامه يافت كه هريك از ابعاد بالقوه، يا به دليل همپوشـانيبالا با زيربعد هاي منتخب حذف شوند، يا اينكه با عنوان يكي از زير بعدهاي لايه هـاي پايين تر، در مدل نهايي گنجانده شوند.
به اين ترتيب ساختار مدل شامل ابعاد و زيربعد هاي هريك، استخراج و نهايي شده است.
اختصاص يك بهيك عناصر ارزيابي به بعدها و زيربعد ها و رسيدن به مدل نهايي
براي نهايي كردن مدل بايد تمامي عناصر استخراج شده از مقال هها به ابعاد و زيربعد هاي موجود در مدل اختصاص داده شوند. به اين منظور، عضويت عناصر در هريـك از ابعـاد و زيربعـدهاي آنهـا بررسي شده است. بالطبع چنانچه يك عنصر به يكي از زير ابعاد وابستگي بيشتري داشـته اسـت، عضويت آن با نام همان بعد ثبت شده است.
يافته هاي پژوهش
با توجه به مدل هاي ارائهشدة پيشين و همچنين با به كارگيري روش پژوهش كه در مرحلـة قبـلبيان شد، جدول 5 نتايج محاسبات تاپسـيس را نشـان مـيدهـد كـه بـر اسـاس متغيـر تصـميم
∗ مرتب شده است.
جدول 5. نتايج محاسبات تاپسيس
∗ ⋄ ∗
تعداد
منابع

تعداد

منابع



قیمت: تومان


پاسخ دهید