DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2015.52452
د ناوری اطلاعات دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 6، شمارة 4 زمستان 1393 ص. 606- 589

ارائة مكانيزم مذاكرة چند موضوعي پويا و منعطف برمبناي سيستم هاي
چندعامل در مبادلات الكترونيكي خودكار
سيد كمال چهارسوقي1، زهرا طاهري2
چكيده: مذاكرات عامل محور يكـي از رويكردهـايي اسـت كـه كـانون توجـه دنيـاي تجـارتالكترونيك در زمينة مذاكرات خودكار قرار گرفته اسـت . برقـراري مـذاكرات خودكـار بـه تبيـينمكانيزمي براي مذاكره نياز دارد و بـديهي اسـت كـاربران مكـانيزمي را مـي پذيرنـد كـه بتوانـد جـايگزين مناسـب و معتمـدي بـراي مـذاكرهكننـدة انسـاني باشـد . بنـابراين نيـاز بـه طراحـيمكانيزم هاي مذاكرة عامل محور كارا و باورپذير در زمينة كاربردي تجارت الكترونيك، به خـوبياحساس ميشود. در اين مقاله مكانيزمي براي مذاكرة چند موضوعي معرفي ميشود كه با ارائـ ة پيشنهادهاي دوگانه در هر دور مذاكره، ضمن افزايش احتمال دست يافتن به جـواب هـاي بهتـر،زمان مذاكره را كاهش مي دهد و به مذاكراتي كارآمد دست مييابد. براي اين كار بـا تمركـز بـرمدل استدلالي مذاكرات، ابتدا مدل تصميمگيري هريك از عاملها در مـورد پيشـنهاد دريـافتيتدوين شد و پس از آن روشي نوين و كارآمد براي توليد پيشنهادهاي متقابل طراحي شده است.
كارايي و اعتبار مكانيزم مذاكرة پيشنهادي به كمك موارد از پيش تعريف شدة ادبيـات نشـان دادهشده است. براي روشنتر شدن چگونگي اجراي آن، از نمونة كاربردي استفاده شده است.

واژه هاي كليدي: تجارت الكترونيك، سيستمهاي چندعاملي، مذاكرات خودكار.

دانشيار مهندسي صنايع، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
دانشجوي دكتري تخصصي مهندسي صنايع، دانشگاه تربيت مدرس تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 12/05/1392 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 03/09/1393 نويسندة مسئول مقاله: سيد كمال چهارسوقي E-mail: SKCH@modares.ac.ir
مقدمه
رشد سريع و روزافزون تجارت الكترونيك در كشورهاي پيشرفته و مزيتهاي رقـابتي حاصـل ازآن، وضعيت بازارهاي جهاني را به گونهاي پيش مي برد كه براي كشـورهاي در حـال توسـعه نيـزگريزي از تجديد نظر سريع در استراتژيها و سياستهاي تجاري و بازرگاني خود باقي نمي ماند و اين كشورها ناچار بايد براي همسويي بـا مسـير تجـارت جهـاني، بـه گسـترش كـاربرد تجـارتالكترونيك و انجام دادن مبادلات الكترونيكي روي آورند.
از سوي ديگر، با گسترش شيوة مبـادلات و معـاملات الكترونيكـي در كشـورهاي پيشـرفته،شيوه هاي كاغذي قبلي منسوخ شده و درعمل امكـان انجـام مبادلـه بـا ايـن كشـورها از طريـقروش هاي سنتي از ميان خواهد رفت و اين به معناي منزويشدن در عرصة تجارت جهاني خواهد بود. اين عوامل سـبب شـده كشـورهاي مختلـف جهـان بـه سـرعت نسـبت بـه تهيـه و تنظـيمسياست هايي در زمينة تجارت الكترونيك و تسهيل و تقويت آن اقدام كنند.
در ايران با توجه به مشكلات زيرساختي موجود، تجارت و مبادلات الكترونيك هنوز با سـطحبين المللي آن همتراز نيست و فعالان اقتصادي داخلي، امكانات كافي بـراي برقـراري ارتبـاط بـاطرفهاي تجاري خارجي به كمك اين وسيله را در اختيار ندارند. يكي از عوامل مهم در پا گرفتن و گسترده شدن فرايندهاي تجارت الكترونيكي، توسعه و افزايش امنيت نرم افزاري اسـت . چنانچـه زمينة لازم براي تأمين اين دو نيـاز فـراهم شـود، كـاربرد تجـاري از سيسـتم هـاي الكترونيكـيگسترش يافته و تسهيل ميشود. به اين ترتيب ضرورت دستيابي به امكانات و فنـاوري هـاي لازم به مثابه بستري براي انجام دادن معاملات الكترونيكي و خودكـار بـه وضـوح مشـاهده مـي شـود . مطالعاتي كه حقيقي نسب و تقوي (1391) در خصوص اشاعة كسب وكارهاي الكترونيك در ايران انجام دادند، مؤيد همين مطلب است.
اين پژوهش نيز در راستاي ارتقا و توسعة انجام معاملات الكترونيك، در پي بهبـود سـرعت وكيفيت مكانيزمهاي مذاكرة خريدوفروش است كـه بتوانـد بـا اسـتفاده از عامـلهـاي هوشـمند، به صورت خودكار در محيط مبادلات الكترونيكي به اجرا در آيد. عاملهاي هوشمند با برخـوردارياز ويژگي خودكار و پيشفعـال بـودن در كنـار سـرعت بـالا (مـرادي، آقـايي و حسـيني، 1392)، مي توانند مزاياي زيادي در اين زمينه به همراه داشـته باشـند. بـا فـراهم آوردن امكـان مـذاكراتخريدوفروش خودكار، ميتوان كاهش چشمگيري در زمان و هزينة آن ايجاد كرد و اين موضـوعبه زمينة مطالعاتي جذاب و پركاربرد تبديل شده است. با اين حال شكافي ميان آنچه محققان بـهآن دست يافته اند و آنچه مديران كسبوكار بدان نيازمندند، وجود دارد و لازم است اين شكاف با تلاش محققـان پـر شـود و امكـان اسـتفاده از مزايـاي بـالقوة سيسـتم مـذاكرة خودكـار بـراي دستاندركاران كسب وكارهاي الكترونيكي فراهم شود.
در اين مقاله برآنيم تا با ارائة مكانيزمي براي مذاكرة خودكار خريدوفروش برمبناي عاملهاي هوشمند كه از سرعت بالاتري در دستيابي به نتيجة با كيفيت برخـوردار اسـت، گـامي در جهـتتوسعة امكانات لازم براي گسترش مبادلات الكترونيك برداريم. به منظور افزايش سرعت حصول توافـق در ع ين افـزايش ك ارايي مكـانيزم م ذاكرة پيشـنهادي، ب رخلاف مطالعـات پيش ين از پيشنهادهاي دوگانه در هر دور از مذاكرات استفاده شده است.
گذشته از اين در مكانيزم مذاكرة پيشنهادي، امكان چانهزني و ارائة پيشنهاد متقابل براي هـردو طرف معامله در نظر گرفته شده است. به اين ترتيب هريك از طـرفين ، نـه تنهـا امكـان بيـانمخالفت يا موافقت خود با پيشنهاد ارائه شده را دارد؛ بلكه مي تواند درمقابل، پيشنهادي ارائه كنـد .
بنابراين در اين پژوهش تـلاش شـده اسـت مكـانيزم مـذاكرهاي توسـعه داده شـود كـه ضـمنبرخورداري از امكان تبادل پيشنهادها براي طرفين، با ردوبدل كردن پيشنهادهاي دوگانـه در هـردور مذاكره، سرعت دستيابي به توافق و كارايي مكانيزم مذاكره را افزايش دهد. نكتة مهم ديگـر اينكه هيچگونه ميانجي در روند مذاكرات و حفظ اطلاعات شخصي عاملها در مكـانيزم مـذاكرة پيشنهادي وجود ندارد.
مكانيزم مذاكرهاي كه در اين پژوهش به بررسي آن پرداختـه مـيشـود ، مكـانيزم مـذاكره اي چندموضوعي است؛ توافق ها دربارة قيمـت، زمـان تحويـل و مقـدار كـالاي معاملـه شـده اسـت .
مسئله اي كه طرفين مذاكره دربارة آن بحث ميكننـد ، هـر دو قـدرت چانـه زنـي برابـري دارنـد .
عاملهايي كه در اختيار داريم ميتوانند از طريق يك زبان از پيش تعريف شده با يكديگر ارتبـاطبرقرار كنند و منابع محاسباتي و حافظهاي در اختيار دارند.
در ادامة نوشتار پس از بررسي پيشينة پژوهشهـاي انجـام گرفتـه در ايـن زمينـه، بـه بحـثدرخصوص روش انجام پژوهش پرداخته شده است. بهدنبال آن نيز مكانيزم مذاكرة طراحـيشـده تشريح ميشود و با استفاده از يك نمونة كاربردي، نحوة عملكرد آن نشـان داده خواهـد شـد. در انتها نيز پس از به بحث گذاشتن اعتبار و كارايي مكانيزم معرفيشدة اين پژوهش، پيشـنهادهاييبراي ادامة مطالعات بيان شده است.
پيشينة پژوهش
سيستمهاي چندعاملي، از مذاكره براي حل تناقضات و دست يافتن به توافق استفاده ميكنند. اين توافق ميتواند دربارة قيمت، آرايش نظامي، زمان و مكان ملاقـات، فعاليـت مشـترك يـا هـدفمشترك باشد. فرا يند جست وجوي اين توافق ميتواند شامل تبادل اطلاعـات، آزادسـازي اهـدافاوليه و غيره باشد. بنابراين ايدة اصلي در پس مذاكره، رسيدن به يك توافق اسـت . كمـابيش بـهتعداد محققاني كه در زمينة مذاكره در سيستمهاي چنـدعاملي بـه مطالعـه پرداختـهانـد، تعـاريفمتعددي براي آن يافت ميشود، يكي از تعاريف پايه براي مذاكره به شرح زير است:
مذاكره فرايندي ارتباطي بين گروهي از عاملها، به منظور دست يافتن به توافق پذيرفتـه شـد ة دوطرفه دربارة موضوعي معين است.
برخي ديگر از محققان تعاريف محكم تري دربارة مذاكره دارند و بيان ميكنند كه براي تحقق يك مذاكرة كارآمد، عاملها بايد بتوانند در مورد باورها، تمايل ها و نيات ساير عاملهـا ، اسـتدلالكنند (راو و جرجف، 1995). چنين رويكردي منجر به بهرهگيري از تمام انواع روش هـاي هـوشمصنوعي و رياضيات، مانند منطق، استدلال موردمحور، بهينـه سـازي، نظريـة بـازي و ماننـد آنخواهد شد. بنابراين تصور حجم متنوع ادبيات در موضوع مذاكره در مقايسه با سـاير زمينـههـايمطالعاتي سيستمهاي چندعاملي، دشوار نيست.
در حـوزة نظريـة بـازي، فعاليـتهـاي زيـادي درخصـوص طراحـي مكـانيزمهـاي مـذاكرة خريدوفروش عامل محور انجام گرفته است. نظرية بازي، مدلهاي رياضـي تضـادها و همكـاريبين افراد را مطالعه ميكند. مدل هاي نظرية بازي نمايشهـاي بسـيار تئوريـك از موقعيـتهـايواقعي تعامل افراد با اهداف و ارجحيتهاي متفاوت هستند (كاروس، 1997) ؛ مقاله هايي كه فيشر و همكارانش و همچنين چاوز و همكارش در سـال 1996 منتشـر كـرده انـد، از دسـته مطالعـاتيهستند كه در توسعة روش مذاكرة خود از نظرية بازيها بهره بردهاند. در اين دو مقاله عاملهايي در بازارهاي الكترونيك به خريدوفروش مشغولاند.
در اين دسته از مقاله ها كه معمولاً بر مدل نش (نش، 1950) در نظرية بازيها استوارند، هيچ تعاملي ميان طرفين مذاكره وجود ندارد؛ به اين معنا كه طرفين از ابتـدا اطلاعـات كـاملي دربـارة مطلوبيتها و سلايق يكديگر دارند كه اين اطلاعات در قالب مـدلهـاي رياضـي قـرار گرفتـه وهمزمان استراتژي بهينهاي براي دو طرف تعيين مي كنـد. حـذف بسـياري از جنبـههـاي عملـيموقعيت واقعي براي تعريف مدلهاي رياضي، نبود تعامل ميان عاملهاي طرف مذاكره و اشتراك اطلاعات طرفين، ضعفهاي اساسي در كاربردي بودن اين مكانيزمهاي مذاكره محسوب ميشود.
رويكرد ديگري نيز در حوزة نظرية بازي در اين خصوص وجود دارد كـه بـا برقـراري تعامـلميان طرفين مذاكره تا حدودي به ضعفهاي موجود در رويكردهاي سنتيتر فائق شده است. اين رويكرد را در سال 1982 رابيناشتاين معرفـي كـرد. در رويكـرد پيشـنهادي رابيناشـتاين، طـرفينمذاكره بازيكناني در نظر گرفته ميشوند كه هريك ميتوانند به طرف مقابل پيشنهادي بدهنـد و طرف مقابل هم ميتواند اين پيشنهاد را بپذيرد يا آن را رد كند و در برابر آن، پيشنهاد ديگري به بازيكن اول بدهد (رابيناشتاين، 1982).
كستانتينو و گراويو (2009) پايههاي نظـري مقالـة خـود را بـر رويكـرد رابيناشـتاين اسـتواركرده اند. اين مقاله در تركيب نظرية بازي و نظرية فازي در بيان مطلوبيتها موفـق بـوده اسـت ، ولي لزوم به كارگيري يك ميانجي در دست يافتن به توافق، نقطة ضـعف آن محسـوب مـيشـود . بـالاريني، فيشـر و وودريـج (2006) نيـز در توسـعة سيسـتم مـذاكرة خودكـار خـود، از رويكـرد رابيناشتاين بهره بردهاند. ضعف مشترك اين مطالعات، نياز به وجود ميانجي است؛ به اين ترتيـبكه طرفين مذاكره اطلاعات خود را در اختيار ميانجي قرار داده و وي رسيدن به توافق را هـدايتميكند.
استفاده از نظرية بازي در طراحي سازوكار مذاكره با استقبال زيادي روبه رو شد، اما با توجه به ضعفهايي كه به آن اشاره شد، در موارد كاربردي با محدوديتهايي برخورد كرد. در اين موقعيت هوش مصنوعي توانست با برقراري توازن ميـان دانـش، محاسـبات و كيفيـت جـواب در توسـعة مكانيزمهاي مذاكره، پس از گذشت چند سال به سرعت از نظرية بازي در اين زمينه پيشي گيرد؛ به طوري كه امروزه درصد شايان توجهي از مكانيزمهاي مذاكره بـر روش هـاي ابتكـاري هـوشمصنوعي استوارند و به كاربردهاي عملي نزديك تر شدهاند. از پيشكسوتان اين دسـته از محققـانميتوان به فاراتين، سيرا و جنينگز در سال 1998 اشاره كرد كه مكانيزم مذاكرة تك موضوعي را دنبال كردند.
به موازات پيشرفت هاي به دست آمده در زمينة سيستمهاي چندعاملي، رشد سريع اينترنت نيـزبستر مناسبي براي گسترش تجارت الكترونيك ايجاد كرد و اين امكان فراهم شد كه سيستمهاي چندعاملي در نقش مذاكره كننده در معاملات تجاري، خريدار و فروشنده ظاهر شوند و به امضـايقراردادهاي دوطرفه بپردازند.
در سال هاي اخير، با رايج شدن بهره گيري از رويكردهاي ابتكاري كه مبناي مكـانيزم مـذاكرهدر سيستم هاي چندعاملي مح سوب مي شود، مطالعات اين حوزه با قوت بيشتري ادامـه يافـت. در سال 2006 جيآو، يو و كومار مكانيزمي براي يك مذاكره خودكار معرفـي كردنـد كـه مـذاكراتچندقراردادي هماهنگ را در شبكة زنجيرة تأمين دنبال ميكـرد . در سـال 2008، ماتسـوموتو بـااستفاده از مدل چندعاملي، بازار هوشمندي ابداع كرد و با به كـارگيري داده هـاي واقعـي، كـاراييمدل خود را نشان داد. در سال 2009 مجد و كبريايي يك روش مذاكره بر مبناي عاملها، دربارة قراردادهاي دوطرفه در بازارهاي چندعاملي پيشنهاد كردند. در اين روش هر عامل براي بازنمايي شاخصهاي مطلوب خود در تجارت، از عبارت هاي زباني فازي استفاده مي كند. در مقالة ديگـريباجو و همكارانش در سال 2009، يك سيستم چندعاملي با نام SHOMAS معرفي كردند. ايـن سيستم خريداران را براي تسهيل در بازارهاي خريد راهنمايي ميكند.
در بسياري از مطالعات منتشرشده، امكان چانه زني و پيشنهاد متقابل براي هر دو نفر در نظـرگرفته نشده است و خريدار فقط ميتواند موافقت يا مخالفت خود را با پيشـنهاد فروشـنده اعـلامكند. از جمله اين مقالهها، مقالة آرگونتو و رنا (2010) است. در مكانيزم مذاكرة آنها، خريدار پـساز دريافت هر پيشنهاد از فروشنده، اگر قيمـت پيشـنهادي از آسـتانة پـذيرش بـالاتر باشـد آن رانمي پذيرد و پيشنهاد جديدي درخواست ميكند. اما در بخش كوچكتري از مطالعات، امكان تبادل پيشنهادهاي متقابل براي هـر دو طـرف در نظـر گرفتـه شـده اسـت؛ جيـان و دشـموخ (2009) مكانيزمي معرفي كردند كه فروشنده و خريدار هر دو در فضـاي جـواب جسـت وجـو مـي كننـد و پيشنهادهاي متقابل ميدهند.
مطالعات انجام گرفته جوابگوي نيازهاي عملياتي كسبوكارهاي الكترونيك نبودند و هنوز هم محققان زيادي مشغول ابداع روشهاي جديدي براي مذاكرة عامل محورند. در سـال 2011 لـين،چن و چو با استفاده از نظرية فازي، روشي براي مذاكرة وب محور ارائه كردند كه با وجود سـرعتمناسب، نيازمند استفاده از عامل ميانجي در دستيابي به جواب است. حـاجي ميـري، احمـدآبادي ورحيميكيان نيز (2014) در توسعة مكانيزم مذاكرة خود از نظرية فازي اسـتفاده كرد نـد . در مقالـةديگري كه در سال 2013 منتشر شد، ونگ، وونگ و يو براي ايجاد پويايي و انعطـاف پـذيري ، از يك مدل محاسباتي استفاده كردند كه شامل مكانيزم سه مرحله اي بود.
در اغلب مطالعاتي كه به آنها اشاره شد، تلاش شده است با اسـتفاده از روشهـاي ابتكـاري،مكانيزم مذاكرهاي حاصل شود كه ضمن دست يافتن به توافق قابل قبول براي طرفين، از سرعت كافي نيز برخوردار باشد، اما وجه مشترك تمامي ايـن مطالعـات، ارائـة تـكپيشـنهاد در هـر دورمذاكره است. اين مقاله گامي بزرگتر برداشته است؛ به گونه اي كه به جـاي روش تـكپيشـنهاديمرسوم با تنظيم مكانيزم مذاكره بر اساس پيشنهادهاي دوگانه در هر دور ، سرعت دست يافتن به توافق را نيز افزايش داده است. در اين روش جست وجوي پيشنهادهاي جديد بهگونـه اي طراحـي
شده كه هر دو پيشنهاد ارائه شده در هر دور مذاكره، از ويژگي بهينگي پارتو برخوردار باشند و بـهاين ترتيب از كيفيت نقطة توافق و كارايي مكانيزم مذاكره، اطمينان حاصل شود.
روششناسي پژوهش
اگر پژوهش ها را از حيث كاربردي يا پايه بودن روي طيفي در نظر بگيريم، يـك سـر ايـن طيـف مطالعات پايه اي قرار مي گيرند كه فقط براي فهم و شناخت پديدهها آغاز ميشوند و در سر ديگـر اين طيف مطالعاتي وجود دارند كه به طور مستقيم در راستاي حل مسـائل و مشـكلات كـاربردي آغاز شده اند. در اين پژوهش ها تلاش ميشود نتايجي عرضه شود كه استفادهكنندگان بتواننـد آن نتايج را درك كرده و بر اساس آن عمل كنند. ايـن نـوع پـژوهشهـا را پـژوهشهـاي كـاربردي مي نامند (ساندرز، لوييس و ترونهيل، 2009). پژوهش حاضر نيز در زمينـة فنـاوري اطلاعـات دردسته پژوهشهايي قرار دارد كه به توسعة سيستمهاي فناوري اطلاعات و بهبود كاربردهاي آنهـامي پردازد، به همين دليل يك پژوهش كاربردي به شمار مي رود.
محققان مطرح در حوزة توسعة مكانيزمهاي مـذاكر ة چندموضـوعي ، تأكيـد كـرده انـد كـه درپژوهشهايي كه با هدف تنظيم تعاملات عاملهاي هوشمند در مذاكرات منعطف و پيچيده اجـراميشوند، يكي از حوزههاي مهم كه بايد در نظر گرفته شود، مدل استدلالي اسـت و عامـل هـايهوشمند از آن پيروي مي كنند. يك مدل استدلالي كامل تعيين مي كند كه چه عاملهايي بايد بـايكديگر در ارتباط باشند، پيشنهاد اول را چه كسي بدهد و چگونه پيشـنهاد كنـد، توافـق هـا ي دو طرف در چه دامنه اي باشد، پيشنهاد متقابل چگونه توليد شود، در چه حـالتي مـذاكرات بايـد رهـاشود و در چه زماني مذاكرات به توافق منتهي ميشود (فاراتين، سيرا و جنينگز، 1998).
با توجه به اينكه در اين پژوهش بر طراحي مدل استدلالي عامـل هـا ، يعنـي فراينـد ارزيـابيپيشنهادها و نحوة توليد پيشنهادهاي جديد متقابل، تمركز شده است، براي دست يافتن به مكانيزم مذاكره اي مد نظر، سه مرحله طراحي شده است. در مرحلة اول؛ مـدل تصـميمگيـري هر يـك ازعاملهـا در خصـوص پيشـنهادهاي دريـافتي تـدوين شـده اسـت . در مرحلـ ة دوم؛ روش توليـدپيشنهادهاي جديد طراحي شده است. رويكرد روش توليد پيشنهادهاي جديد بر اين اصل اسـتواراست كه ضمن كاهش دادن زمان مذاكره، كيفيت توافق نهايي را افزايش مي دهد. مرحلـة پايـانينيز به بررسي اعتبار مكانيزم پيشنهادي اختصاص دارد. مراحـل و زير مراحلـي كـه بـر اسـاس آنمكانيزم مذاكره تكميل شده است، عبارتند از:
مدل تصميم گيري عاملها در مورد پيشنهادهاي دريافتي؛
تعريف تابع مطلوبيت براي هريك از طرفين به منزلة معياري براي ارزيابي پيشنهادهاي دريافتي؛
تعيين چگونگي تصميم گيـري دربـارة پيشـنهاد طـرف مقابـل (پـذيرفتن پيشـنهاد يـانپذيرفتن آن)؛
تعيين روش جست وجو براي يافتن و مطرح كردن پيشنهاد جديـد و تعريـف شـرايط خاتمـة مذاكره؛
بررسي اعتبار مكانيزم مذاكرة پيشنهادي.
يافتههاي پژوهش
در اين بخش براساس هر يك از ايـن گـامهـاي حـل مسـئله ، نتـايج طراحـي مكـانيزم مـذاكرهپيشنهادي بيان شده است.
تابع مطلوبيت طرفين مذاكره
تابع مطلوبيت، تابعي است كه به هر نقطه در دامنة موضوع مذاكره، عددي حقيقي نسبت ميدهد؛ هرچه اين عدد بزرگتر باشد، نقطة مورد نظر به ايدهآلهاي عامل نزديك تر است، به ايـن ترتيـبرتب ة هريك از اعضاي دامنة مذاكره از نظر هر عامل تعيين ميشود (وودريج، 2002: 106).
در محاسبة مطلوبيت كلي هر پيشنهاد، فرض مـي كنـيم كـه مطلوبيـت موضـوعات مختلـفمذاكره به يكديگر وابسته اند و مستقل نيستند. بديهي است كـه ايـن فـرض تطـابق بيشـتري بـاواقعيت دارد. طولاني شدن زمان مذاكره ممكن است علاوه بر تحميل هزينه بـر طـرفين مـذاكره، موجب از دست رفتن فرصتهاي آنان شود. بنابراين زمان در تابع مطلوبيـت نقـش آفـرين اسـت؛ هرچه بيشتر از زمان مذاكره گذشته باشد، طرفين در رسيدن به توافق تعجيل مي كنند و در نتيجه انعطاف پذيري بيشتري به خرج ميدهند. علاوه بـراين، محـدوديت زمـاني در مـورد تعـداد مجـازمراحل مذاكره نيز در نظر گرفته خواهد شد. شايان ذكر است، در تعريـف تـابع مطلوبيـت بـه كـاررفته، از تابع مطلوبيت پژوهش مجد و كبريايي (2009) الگوبرداري شده است.
تابع مطلوبيت خريدار
ابتدا براي هريك از موضوعات مذاكره، يك تابع مطلوبيت تعريف مـي شـود ، سـپس بـا برقـراريارتباط ميان اين توابع مطلوبيت، تابع مطلوبيت كلي هر پيشنهاد به دست ميآيد. براي مثال از تابع مطلوبيت قيمت شروع ميكنيم. از نظر خريدار قيمـت هـر واحـد محصـول، مـرز يـا حـد بـالايمشخصي دارد، علاوه بر اين حد بالا، حد پاييني براي مقدار قيمت نيز تعريف ميشود كه از لحاظ تئوري ميتواند برابر با صفر باشد، ولي از آنجاكه اين حالـت در واقعيـت رخ نـداده اسـت و صـفربودن آن موجب طولاني شدن مذاكرات ميشود، مقدار حد پايين همواره مقداري بزرگتر از صفر در نظر گرفته مي شود. اين حد پايين و حد بالا براي قيمت () را به ترتيـب بـا و نشـانميدهيم كه هر دو مقداري حقيقي، متناهي و مثبت هستند. مقـدار مطلوبيـت هـر قيمـت بـرايخريدار در زمان t) t نشان دهندة چندمين دور مذاكره است) مذاكره، بر اسـاس رابطـة 1 محاسـبهميشود.
1<( )
رابطة 1) <<()()−

= ( )
0>
در اين رابطه؛ () حد پايين قيمت در دور ام مذاكره براي خريدار و تابع زمان است كه در هر دور ادامة مذاكره، افزايش مييابد. به اين ترتيب با گذشت زمـان انعطـاف پـذيري خريـداربراي پذيرش پيشنهادهاي تأمين كننده افزايش مييابد تا احتمال رسيدن به توافق در زمان كمتر، فزوني يابد. () در هر دور مذاكره بر اساس رابطة 2 به روز ميشود.
رابطة 2)

(−)+= ( )
در رابطة 2، α ضريبي دلخواه است و مي توان آن را تنظيم كرد. N نيز تعداد دورهـاي مجـازمذاكره است. شكل 1 نمودار تابع مطلوبيت قيمت براي خريدار را نشان ميدهد.

شكل 1. نمودار تابع مطلوبيت قيمت براي خريدار

ساختار تابع مطلوبيت زمان كاملاً مشابه تابع مطلوبيت قيمت است. حد پايين و حد بالا بـرايزمان تحويل () را به ترتيب با و (حقيقي، متناهي و مثبت) نشان مـي دهـيم . مقـدارمطلوبيت زمان تحويل براي خريدار در زمان t مذاكره بر اساس رابطة 3 محاسبه ميشود.
1<( )
رابطة 3) <<()()−

= ( )
>در اين رابطه () حد پايين زمان تحويل براي خريدار و تابعي از زمـان اسـت و در هـردور مذاكره بر اساس رابطة 4 بهروز ميشود. γ ضريبي دلخواه است كـه مـي تـوان آن را تنظـيمكرد.
رابطة 4) (−)+= ( )
از نظر خريدار مقدار كالاي خريداري شده داراي حد پايين قابل قبولي است، علاوه بر اين، حد بالايي نيز براي آن تعريف ميشود. مقدار اين حد بالا همـواره مقـداري متنـاهي در نظـر گرفتـهمي شود. اين حد پايين و حد بالا براي مقـدار كـالا () را بـهترتيـب بـا و (حقيقـي ، متناهي و مثبت) نشان ميدهيم. مطلوبيت مقدار كالاي خريداري شـده بـراي خريـدار در زمـانt مذاكره، بر اساس رابطة 5 محاسبه ميشود.
>( )

رابطة 5) ()<<−()

= ( )
0<
در اين رابطه () حد بالاي مقدار كالاي خريداري شده براي خريدار است و در هر دور مذاكره بر اساس رابطة 6 به روز ميشود. β ضريبي دلخواه است. شكل 2 نمودار تـابع مطلوبيـت زمان تحويل و مقدار كالاي خريداري شده براي خريدار را نشان ميدهد.

شكل 2.نمودار تابع مطلوبيت زمان تحويل و مقدار كالا براي خريدار
با توجه به استقلال نداشتن مطلوبيت موضوعات مختلف مذاكره، بايد مطلوبيت نهايي خريـداراز تركيب سه مطلوبيت ديگر حاصل شود. براي تركيب مطلوبيت سه موضوع مذاكره با تكيـه بـررويكرد محافظه كارانه، از تابع min استفاده ميشود. بنابراين مطلوبيت كلي هر پيشنهاد در زمـانt از مذاكره بر اساس رابطة 7 به دست ميآيد.
رابطة 7) (( ),( ),( )) = ()
توابع مطلوبيت فروشنده
در مورد هر موضوع، تابع مطلوبيت فروشنده عكس تابع مطلوبيت خريـدار اسـت. بنـابراين توابـعمطلوبيت فروشنده به صورت خلاصه نمايش داده ميشوند. رابطة 8 و 9 مربوط به تابع مطلوبيـتقيمت، رابطة 10 و 11 مقدار كالاي معامله شده و رابطة 12 و 13 نيز تابع مطلوبيت زمان را بـرايفروشنده نشان ميدهد.
0<
=
( ) −
1>( ) حد بالاي قيمت براي فروشنده است. كه در اين رابطه ()
( ) =+ (−)

رابطة 9)
رابطة 8) ( )<<−

( )
( ) = >

( ) <
−( )
<( ) < رابطة 10)

كه در اين رابطه ()رابطه 11)

رابطه 12)
كه در اين رابطه ()رابطه 13)
( ) = + (− )

( ) = 0

( ) −
1 < <
<
> ( )
( )
حد پايين مقدار كالاي به فروش رفته براي فروشنده است.
2731897424104 حد بالاي زمان تحويل براي فروشنده است.
( ) =+ (−)
تعيين چگونگي تصميمگيري در مورد پيشنهاد طرف مقابل
در اين مذاكرات براي هريك از طرفين آستانة پذيرشي تعريف ميشود كه بر اساس آن در مـوردقابل قبول بودن يا نبودن يك پيشنهاد تصميم گيري ميشـود . آسـتانة پـذيرش بـراي خريـدار وفروشنده به ترتيب با و نشان داده ميشود. در هر دور مذاكره، چـه خريـدار چـه فروشـنده،مقدار مطلوبيت نهايي پيشنهادي كه دريافت كردهاند را با آسـتانة پـذيرش خـود مقايسـه كـرده وچنانچه مقدار مطلوبيت از سطح آستانة پذيرش بالاتر باشد با آن موافقت مـي كننـد، در غيـر ايـن صورت به جستوجوي پيشنهاد جديدي براي ارائه به طرف مقابل خود خواهند پرداخت.
چگونگي جست وجو براي يافتن و ارائة يك پيشنهاد جديد
يكي ديگر از مراحل مهم در تكميل يك مكانيزم مذاكره، تعيـين چگـونگي ارائـة يـك پيشـنهادجديد است؛ پيشنهاد جديد نامناسب ميتواند زمان مـذاكره را افـزايش دهـد و از كيفيـت جـواب نهايي بكاهد. در مكانيزم مذاكرهاي »برتري دستيافتن به يك توافـق در مقابـل خـارج شـدن ازمذاكره« و همچنين »اهميـت زمـان در دسـتيابي بـه ايـن توافـق«، نيروهـاي محركـة طـرفينمذاكره اند و با توسل به اين نيروهاي محركه است كه ميتوان انتظار داشت مكـانيزم مـذاكره درزماني معقول به توافق ميانجامد.
مقدمة آغاز يك مذاكره، اعلام نياز خريدار به مقدار معيني از كالاي خاص در محدودة زمـانيمشخص است. با توزيع اين اطلاعات ميان تأمين كنندگان بالقوه، آن دسته از تأمين كنندگاني كـهتوانايي تأمين نياز خريدار را دارند و مايل اند معامله انجام گيرد، آمادگي خود را اعلام ميكنند. اين اعلام آمادگي از طريق ارسال پيشنهاد اوليه به خريدار صورت ميگيرد و به ايـن طريـق مـذاكرهميان خريدار و تأمين كننده آغاز ميشود.
خريدار نياز خود را بهصورت بازههايي از مقادير قابل قبـول از مقـدار و زمـان تحويـل اعـلاممي كند. بنابراين فروشنده اين امكان را دارد كه پيشنهاد ا وليهاي شـامل مقـدار، زمـان تحويـل وقيمت، به خريدار ارائه كند. برخلاف مطالعات پيشين كه فقط امكان ردوبدل يك پيشنهاد در هـردور مذاكره ميان خريدار و فروشنده وجود داشت، اين پژوهش در هـر دور مـذاكره دو پيشـنهاد را منتقل ميكند. هر دو پيشنهاد از مطلوبيت كلي يكساني برخوردارند، ولي قيمـت، مقـدار و زمـانتحويل در اين پيشنهادها متفاوت است.
خريدار در اعلان اولية خود بيان ميكند كه تمايل دارد چه تعداد كالا را از چه زماني بـه بعـد در اختيار داشته باشد و تأمين كننده با در نظر گرفتن اين اعلان، به جسـت وجـو ي پيشـنهادهاييميپردازد كه تا جاي ممكن به مقادير پيشنهادي خريدار نزديك باشد و در عـين حـال مطلوبيـتكلي آنها از سطح آسـتان ة پـذيرش شخصـياش پـايينتـر نباشـند. بـراي يـافتن هر يـك از ايـنپيشنهادها، مقدار قيمت را در هر دو پيشنهاد به منزلة موضوع اصلي مـذاكره در سـطح مطلوبيـتكامل، يعني مطلوبيت يك قرار ميدهـد . سـپس در پيشـنهاد اول مقـدار كـالا را تـا رسـيدن بـهمطلوبيت كامل و زمان تحويل را تا رسيدن به سطح آستانة پذيرش تغيير مي دهـد و در پيشـنهاددوم برعكس عمل ميكند. به اين ترتيب دو پيشنهاد توليد ميشود كه مطلوبيتي حداقل برابـر بـاآستانة پذيرش دارند. در توليد اين پيشنهادها ملاحظات زير در نظر گرفته ميشود؛
چنانچه دو پيشنهاد با مطلوبيت يكسان وجود داشته باشد، براي انتخاب، بـه مطلوبيـتتك تك موضوعات مذاكره رجوع مي شود و بـر اسـاس اولويـت مطلوبيـتهـاي تكـي
( بهترتيب قيمت، مقدار، زمان تحويل) در مورد آنها تصميمگيري ميشود؛
تأمين كننده فقط زماني در مذاكره شركت ميكند كه حداقل يك پيشنهاد براي ارائه به خريدار داشته باشد؛ چنين پيشنهادي بايد ضمن برآورده كردن محدوديتهاي خريدار، از مطلوبيت كلي حداقل برابر با مقدار آستانة پذيرش تأمين كننده برخوردار باشد.
ادامة مذاكره؛ نحوة توليد پيشنهادهاي متقابل
توليد پيشنهادهاي متقابل تا حدودي مشابه توليد پيشنهاد اوليه است؛ به اين معنا كه هـر يـك ازطرفين سعي ميكنند با جابهجايي مقادير موضوعات مذاكره در پيشنهاد دريـافتي خـود، آن را بـهپيشنهادي قابل قبول تبديل كنند. قابل قبول نبودن پيشنهاد دريـافتي بـه معنـاي آن اسـت كـهمطلوبيت كلي آن از سطح آستانة پذيرش پايين تر است؛ يعني حداقل يكي از موضـوعات مـذاكرهداراي مطلوبيتي كمتر از سطح آستانة پذيرش است. طرفين مذاكره بـراي توليـد پيشـنهاد جديـدمقدار موضوع يا موضوعاتي را كه مطلوبيتي كمتر از آستانه پذيرش دارند تا رسيدن اين مطلوبيت به سطح آستانه پذيرش، تغييـر مـيده نـد. بـه ايـن ترتيـب در پيشـنهاد جديـد، مطلوبيـت همـةموضوعات مذاكره حداقل برابر با آستانة پذيرش خواهد بود.
عاملها براي توليد پيشنهاد جديد، مقدار دو موضوع از موضوعات مـذاكره را تـا رسـيدن بـهمطلوبيت كامل تغيير مي دهند و مقدار موضوع سوم را تا رسيدن مطلوبيـت آن بـه سـطح آسـتانهجابهجا ميكنند. با توجه به اهميت قيمت، هميشه يكي از دو موضوعي است كـه تـا رسـيدن بـهمطلوبيت كامل تغيير ميكند، قيمت است و در هر پيشنهاد، يك بار كيفيت كالا و بار ديگر زمـانتحويل آن را همراهي خواهد كرد.
در مورد توليد پيشنهاد متقابل، تفاوتي ميان عامل خريـدار و فروشـنده وجـود دارد؛ چـرا كـهخريدار نياز دارد در هر بار توليد پيشنهادهاي متقابل، تمام پيشنهادهاي دريافتي را در نظـر گيـرد. بستههاي پيشنهادي كه خريدار دريافت ميكند، حاوي مقادير متفاوتي براي هر يك از موضوعات مذاكره است كه در سطوح مختلفي از مطلوبيت قرار دارند.
تعريف شرايط خاتم ة مذاكره
آغاز مذاكرات به معناي وجود پيشنهادي است كه در محدوديتهاي عمليـاتي دو طـرف گنجانـدهشده است و در صورتي كه بازة ميان حداقل قيمت قابل قبول تأمين كننده و حداكثر قيمـت قابـلقبول خريدار تهي نباشد، مذاكرات در نهايت به پيشنهادي قابل قبول براي طرفين منتهي خواهـدشد. با اين حال بيش از حد طولاني شدن مذاكره براي هيچ يك از طرفين مطلوب نيست. با توجه به اين ملاحظات، براي مذاكره يك سقف زماني در نظر گرفته ميشود كه ايـن سـقف زمـاني درواقع حداكثر تعداد مجاز دورهاي مذاكره (ردوبدل شدن پيشنهادها) است. بنابراين مذاكره در يكـياز حالتهاي زير به پايان ميرسد:
پذيرش پيشنهاد متقابل يكي از طرفين توسط طرف مقابل؛
به پايان رسيدن تعداد مجاز دورهاي مذاكره.
نمونة كاربردي
در اين بخش قصد داريم چگونگي اجراي مكانيزم مذاكره را در يك نمونة كاربردي نشان دهـيم .
در اين نمون ة طراحيشده، خريدار و فروشنده براي معاملة كـالايي بـا يكـديگر وارد مـذاكرة سـهموضوعي ميشوند؛ قيمت، مقدار و زمان تحويل، موضوعات مذاكره هستند. دادههاي مربـوط بـه نمونة مد نظر، شامل حد بالا و پايين خريدار و فروشنده براي هـر يـك از موضـوعات مـذاكره وآستانة پذيرش آنها، در جدول 1 آورده شدهاند.
جدول 1. دادههاي مربوط به مثال عددي

25 5
150
70 70 30 γ
0/5 β
0/5 α
0/5 0/6 خريدار

28 8
140
60 80 40 γ
0/5 β
0/5 α
0/5 0/6 فروشنده

دور صفر: خريدار اعلام ميكند كه تمايل دارد در پنج روز آينده 140 واحد كالا خريـداري كنـد.
فروشنده با بررسي اين اعلان، پيشنهاد اولية خود را براي خريدار ارسال ميكند. بر اسـاس توابـعمطلوبيت اولية فروشنده، 140 واحد كالا و زمان تحويل 5 روزه داراي مطلوبيت صفر است، حتـياگر قيمت 80 براي هر واحد كالا ـ كه قيمت ايدهآل وي است ـ اين پيشنهاد را تكميل كند، بـازهم مطلوبيت كل پيشنهاد برابر با صفر خواهد بود.
دور اول: با توجه به اصول ايجاد پيشنهاد اوليه، فروشنده مقدار قيمت را براي هـر دو پيشـنهاديكه بايد توليد كند، 80 (قيمتي با مطلوبيت كامل) در نظر ميگيرد. سپس در پيشـنهاد اول مقـدارزمان تحويل را از 5 تا رسيدن به مطلوبيت كامل (28 روز با مطلوبيـت 1) افـزايش داده و تعـدادواحد كالا را از 140 تا رسيدن مطلوبيت آن به سطح آسـتانه (92 واحـد كـالا بـا مطلوبيـت 6/0) كاهش ميدهد. در پيشنهاد دوم برعكس عمل مي شـود؛ يعنـي مقـدار زمـان تحويـل را از 5 تـارسيدن مطلوبيت آن به سطح آستانه (20 روز با مطلوبيت 6/0) افزايش داده و تعداد واحد كـالا رااز 140 تا رسيدن به مطلوبيت كامل (60 واحد كـالا بـا مطلوبيـت 1) كـاهش مـيدهـد . هـر دوپيشنهاد درنهايت داراي مطلوبيت كلي 6/0 هستند و از نظر فروشنده هيچ يك بر ديگري برتـريندارد. هر دو پيشنهاد فروشنده از نظر خريدار مطلوبيتي معادل صـفر دارد و قابـل قبـول نيسـتند.
بنابراين مذاكره به دور دوم و ارائة پيشنهاد متقابل توسط خريدار كشيده ميشود.
جدول 2 پيشنهادهاي ارائه شدة طـرفين و پيشـنهاد بـه توافـق رسـيده در دور سـوم را نشـانمي دهد. همانطور كه مشاهده ميشود، پيشنهادهاي ارائـه شـدة خريـدار در دور دوم را فروشـنده نميپذيرد. درنهايت در دور سوم، هر دو پيشنهاد فروشنده براي خريـدار مطلـوب بـوده و مـذاكرهپايان مييابد.
جدول 2. خلاصه نتايج حل مثال عددي
p
– q
140 d 5

0/8 1 0/8 0 0 0 0 اعلان اولية خريدار
p
80
80 q
92
60 d
28
20
0
0
0/275
0 0
0/25 0
0 1
1 0/6 1 1
0/6 0/6
0/6 پيشنهادهاي دور اولفروشنده
p
48
48 q
114
97 d
18
14
1
1
1
0/6 0/6
1 0/6
0/6 0/36
0/36 0/59
0/97 0/9
0/54 0/36
0/36 پيشنهادهاي دور دومخريدار
p
58
58 q
114
104 d
17
14/5
0/66
0/66
1
0/94 0/88 1 0/66
0/66 1
1 0/71
1 1
0/71 0/71 0/71 پيشنهاد دور سوم
فروشنده (پيشنهاد بهتوافق رسيده)
بررسي اعتبار مكانيزم مذاكرة پيشنهادي
در طراحي مكانيزمهاي سنتي ارتباطي، معمولاً هدف اين است كه در ارتباطات بـن بسـتي وجـودنداشته باشد، ولي براي تعيين اعتبار مكانيزم مذاكره اي عاملمحور، ويژگيهـاي ديگـري نيـز درادبيات تعريف شده است كه مهم ترين آنها بهينگـي پـارتو اسـت. بهينگـي پـارتو اصـليتـرين وكليديترين عامل بررسي اعتبار يك مكانيزم مذاكره اسـت (وودريـج، 2002: 137؛ ويـس، 104؛ كاروس، 2001: 8). خروجي يك مذاكره در صورتي از نظر بهينگي، پارتو ناميده ميشود كه هـيچ
خروجي ديگري وجود نداشته باشد كه بتواند بدون كم كردن مطلوبيـت هـاي عامـل هـا ي ديگـر ، مطلوبيت يكي از آنها را بهبود دهد. بديهي است كه اگر خروجي مـذاكره از نظـر بهينگـي پـارتونباشد، خروجي ديگري ميتوان يافت كه رضايت يكي از عاملها را در عين راضـي نگـاه داشـتنباقي عاملها در سطح فعلي، افزايش دهد. نتيجة مكانيزم مذاكرة پيشنهادي در اين پـژوهش بـهوضوح داراي ويژگي بهينگي پارتو است؛ زيرا در مراحل جست وجوي پيشنهاد متقابل براي هر دو طرف، بر مرز نقاط پارتو حركت ميشود و به اين ترتيب در مرحلة توافق با تغيير هريك از مقادير توافق شده به نفع يكي از طرفين، حداقل مطلوبيت يكي از موضوعات مذاكره براي طـرف مقابـلكاهش مييابد. بر اين اساس مكانيزم مذاكرة پيشنهادي بر اساس ويژگـي بهينگـي پـارتو داراياعتبار است.
عدم وجود بن بست يكي ديگر از عوامل مهم در ارزيابي مكانيزم مـذاكره اي اسـت (وودريـج،2002: 140). پيشنهادهاي متقابل در مكانيزم مذاكر ة پژوهش حاضر به سمت يك جـواب ثابـتهمگرا ميشوند. از آن گذشته با توجه به نحوة دخالت تعداد مجاز دورهاي مذاكره در ساختار تابع مطلوبيت، در صورت وجود نقاط قابل قبول مشترك در محدودة پذيرش طرفين مذاكره، مذاكرات بدون توافق به انتها نميرسد.
از ديگر ويژگيهاي مثبت مكانيزم مذاكر ة پيشنهادي اين است كه به داور يـا ميـانجي بـرايادامة مذاكرات نياز ندارد. در حالت ايدهآل، طي مذاكره نبايد از داور يا ميانجي استفاده شود. علـتاين امر به حداقل رساندن نياز يك عامل به ارسال اطلاعات شخصي خود به ديگر عاملها اسـت(كاروس، 2001: 9). به همين دليل نيز مكانيزم مذاكرة اين مقاله به نحوي طراحي شده است كه نياز به حضور هيچ عامل ميانجي وجود ندارد.
نتيجهگيري و پيشنهادها
مكانيزم مذاكرهاي كه در اين مقاله به بررسي آن پرداخته شد، مكانيزم مذاكره اي چندموضوعي و پويايي است كه طيف وسيعي از كاربران مي توانند از آن استفاده كنند. در اين پـژوهش بـر خلاف اكثر مطالعات پيشين در هر دور مذاكره، دو پيشنهاد ردوبدل مـي شـود و بـه ايـن ترتيـب ضـمنافزايش سرعت دستيابي به توافق، كارايي مكانيزم مذاكره نيـز افـزايش مـي يابـد . عـلاوه بـراين، عاملها در انتخاب پيشنهادهاي متقابل با حركت بر مرز نقاط پارتو، برخورداري مكانيزم مذاكره را از ويژگي بهينگي پارتو تضمين ميكنند.
در بخش اعتبارسنجي مكانيزم مذاكره، ويژگيهاي مهم آن ازجمله بهينگي پارتو، عدم وجـودبن بست و همچنين بي نيازبودن به داور يا ميانجي براي ادامة مذاكرات، بـه بحـث گذاشـته شـد. افزون بر اين تلاش شده است در طراحي مكانيزم مذاكره اي تا جـاي ممكـن از پيچيـدگي دوريجسته و ساختاري بدون نقطة كور و ابهام براي الگوريتم آن ارائه شود. راه بر ادامـة مطالعـات دراين زمينه بسته نيست و علاوهبر تلاش براي يافتن مكانيزمهاي مذاكر ة كاراتر، ميتوان با در نظر گرفتن فرضهاي واقع گرايانهتري در راستاي كاربرديتر شدن مكانيزمهاي مذاكرة خودكار تلاش كرد.
References
Argoneto, P. & Renna, P. (2010). Production planning, negotiation and coalition integration: A new tool for an innovative e-business model. Robotics and Computer-Integrated Manufacturing, 26 (1):1–12.
Bajo, J., Corchado, J.M., De Paz, Y., De Paz, J.F., Rodríguez, S., Martín, Q. & Abraham, A. (2009). SHOMAS: Intelligent guidance and suggestions in shopping centres. Applied Soft Computing, 9 (2): 851–862.
Ballarini, P., Fisher, M. & Wooldridge, M.J. (2006). Automated Game Analysis via Probabilistic Model Checking: a case study. Electronic Notes in Theoretical Computer Science, 149 (2): 125–137.
Chavez, A., Maes, P. (1996). Kasbah: an agent marketplace for buying and selling goods. 1st International conference on the practical application of intelligent agents and Multiagent technology, London.
Costantino, F. & Gravio, G.D., (2009). Multistage bilateral bargaining model with incomplete information-A fuzzy approach.Int. J. Production Economics, 117 (2): 235–243.
Faratin, P., Sierra, C. & Jennings, N.R. (1998). Negotiation decision functions for autonomous agents. Robotics and Autonomous Systems, 24(3-4): 159-182.
Fischer, K., Muller, J.P., Heimig, I. & Scheer, A. (1996). Intelligent agents in virtual enterprises.1st International conference on the practical application of intelligent agents and Multiagent technology, London.
Haghighinasab, M. & Taghavy, S.S. (2012). Influencing factors in expanding ebusiness in Iranian organizations. Quarterly Journal of Information technology management, 4(10): 25-40. (in Persian)
Hajimiri, M.H., Ahmadabadi, M. & Rahimi-Kian, A. (2014). An intelligent negotiator agent design for bilateral contracts of electrical energy. Expert Systems with Applications, 41(9): 4073-4082.
Huns, M. and Singh, M. (1994). Multiagent Systems: A Theoretical Framework for Intentions, Know-How & Communications. Berlin: Heidelberg: Springer.
Jain, V. & Deshmukh, S.G. (2009). Dynamic supply chain modeling using a new fuzzy hybrid negotiation mechanism. International Journal of Production Economics, 122(1): 319-328.
Jiao, J., You, X. & Kumar, A. (2006).An agent-based framework for collaborative negotiation in the global manufacturing supply chain network. Robotics and Computer-Integrated Manufacturing, 22(3): 239-255.
Kebriaei, H. and Johari Majd, V. (2009). A simultaneous multi-attribute softbargaining design for bilateral contracts. Expert Systems with Applications, 36 (3): 4417-4422.
Kraus, S. (1997). Negotiation and cooperation in multi-agent environments. Artificial Intelligence, 94(1-2): 79-97.
Kraus, S. (2001). Strategic Negotiation in Multiagent Environments. UAS: MIT Press.
Lin, C.C., Chen, S.C. & Chu, Y.M. (2011). Automatic price negotiation on the web:
an agent based web application using fuzzy expert systems. Expert Systems with Applications, 38(5): 5090-5100.
Matsomuto, K. (2008). Evaluation of an artificial market approach for GHG emissions trading analysis. Simulation Modeling Practice and Theory, 16(9): 1312–1322.
Moradi, M., Aghaei, A. & Hosseini, M. (2013). Applying Intelligent Multi-agent Systems in Decisions Making with Knowledge Management
Approach.Quarterly Journal of Information technology management, 5(4): 219-244. (in Persian)
Muthoo, A. (1999). Bargaining Theory with Applications. UK: Cambridge
University Press.
Nash, J.F. (1950). The Bargaining Problem. Econometrica, 18(2): 155-162.
Rao, A. & Georgeff, M. (1995). BDI Agents: From Theory to Practice, Proceedings of the First International Conference on Multi-Agent Systems (ICMAS-95), San Francisco, USA.
Rubinstein, A. (1982).Perfect Equilibrium in a Bargaining Model. Econometrica, 50(1): 97-110.
Saunders, M., Lewis, Ph. & Thornhill, A. (2009).Research Methods for Business Students. USA: Prentice Hall.
Wang, G., Wong, T.N. & Yu, Ch. (2013).A computational model for multi-agent Ecommerce negotiations with adaptive negotiation behaviors. Journal of Computational Science, 4(3): 135-143.
Weiss, G. (1999). Multiagent Systems: A Modern Approach to Distributed Modern Approach to Artificial Intelligence.USA: MIT Press.
Wooldridge, M. (2002). An Introduction to Multiagent Systems. UK: John Wiley & Sons, Ltd.



قیمت: تومان


پاسخ دهید