DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2014.51603
د ناوری اطلاعات دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 6، شمارة 3 پاييز 1393
ص. 418- 395

عوامل مؤثر برتوسعة كاربرد تجارت الكترونيك در شركت هاي نساجي
و توليد پوشاك استان اصفهان
علي رنجبركي1، غلامرضا اسكندريان2
چكيده: اجراي برنامه هاي نوسازي كارخانه هاي نساجي و توليد پوشاك ايران كه در اواي ل سال 1380 با هدف افزايش قدرت رقابت پذيري اين صنعت اجرا شد، موفقيت چنداني نداشـته اسـت.
يكي از دلايل اين امر، بهكارنگرفتن ابزارهاي تجارت الكترونيكي بـه منزلـة يـك فنـاوري نـرممكمل در فرآيند نوسازي بوده است. هدف اين پژوهش تبيين و برآورد مجموعه عوامل مـ ؤثر در تصميمگيري شركتهاي نساجي و توليـد پوشـاك بـراي اسـتفادة بيشـتر از ابزارهـاي تجـارتالكترونيك است. جامعة آماري اين مطالعه را صنايع نساجي و توليد پوشـاك شـهر اصـفهان بـا شمار كاركنان ده نفر و بيشتر شكل داده و از ابزار پرسشنامه براي جمع آوري اطلاعـات اسـتفادهشده است. تحليل آماري براساس ضريب همبستگي و مدل معـادلات سـاختاري بـا اسـتفاده ازنرم افزار ليزرل صورت پذيرفته است. نتايج پـژوهش نشـان مـي دهـد دو عامـل اصـلي سـاختارسازماني (مديريت آيندهنگـر و اسـتراتژيك، انـدازة بنگـاه ، انعطـاف پـذيري، عملكـرد و كـاراييانتظاري) و عوامل پشتيبان و زيرساختي، تأثير معناداري بر ميزان اسـتفاده از ابزارهـاي تجـارتالكترونيك در بنگاههاي فعال در بخش صنعت نساجي و توليد پوشاك استان اصفهان دارند.

واژه هاي كليدي: تجارت الكترونيك، صنايع نساجي و توليـد پوشـاك اسـتان اصـفهان، عوامـلمحيطي اثرگذار بر استفاده از تجارت الكترونيك، نظرية پـذيرش و اسـتفاده ازفناوري.

استاديار گروه اقتصاد، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات اجتماعي جهاد دانشگاهي، تهران، ايران
مربي پژوهشي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات اجتماعي جهاد دانشگاهي، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 30/02/1393 تاريخ پذيرش نها يي مقاله: 23/06/1393 نويسندة مسئول مقاله: علي رنجبركي E-mail: a.ranjbaraki@ihss.ac.ir
مقدمه1
صنايع نساجي و توليد پوشاك ايران، در اواخر دهة هفتاد با مشـكلات و مسـائل مختلفـي درگيـربوده اند. يكي از علل بروز اين مشكلات و نواقص، فرسودگي و قديمي بودن ماشين آلات و فناوري كارخانه هاي فعال در اين صنعت بود كه براي رفـع آن در دور ة 1384-1380 برنامـة نوسـازي وتوسعة اين صنعت با حمايت هاي مالي و حقوقي دولت اجرا شد و بخشي از بنگـاه هـاي فعـال دراين صنعت، به نوسازي ماشين آلات و دستگاه هاي توليدي خود (بخـش سـخت افـزاري فنـاوري) اقدام كردند، اما اجراي برنامة نوسازي تأثير اندكي بر افزايش قدرت رقابتپذيري اين صـنعت دربازارهاي بين المللي و داخلي داشت و همچنان اين صنعت با مشكلاتي چون، كارايي و بهـره وري اندك، توليد زير ظرفيت واقعي و… روبه روسـت (رنجبركـي ، 1390). تـداوم مشـكلات و مسـائلاقتصادي اين بخش صنعتي كشور ناشي از عدم تحول در ابعاد نرم افزاري فرآيندهاي توليـد ايـن صنعت است. منظور از ابعاد نرمافزاري، بهكارگيري فرآيندها و روش هاي نوين و خلاقانة عملياتي ـ توليدي در مراحل مختلف زنجير ة عرضة بنگاه است. در محيط كسب وكار كنوني ايـن مهـم بـاراه اندازي و استفاده از ابزارها و سيستمهاي تجارت الكترونيك تأمين مي شود. تجارت الكترونيك، انجام كلية فعاليت هاي تجاري با استفاده از تجهيزات پردازنـد ة رايانـه اي و شـبكه هـاي ارتبـاطيمدرن است. تجارت الكترونيك، يـك مفهـوم بـين رشـته اي اسـت و در سـال هـاي اخيـر تمـام فرآيندهاي درونسازماني و برون سازماني زنجيرة عرضة بنگاه يا محصـول را دربرگرفتـه اسـت وكاربردهايي همچون طراحي سيستم هاي كسب وكـار داخلـي ، ارتباطـات و همكـاري سـازماني وفعاليت هايي همانند سرمايه گذاري الكترونيكي، مـديريت زنجيـرة تـأمين، بازاريـابي الكترونيكـي،پردازش و رصد مبادلات و تراكنشها دارد (باجاج و نگ، 2005).
هم اكنون ابزارهاي تجارت الكترونيك در صـنا يع نسـاج ي و توليـد پوشـاك كـاربرد متنـوع و گسترده اي دارند، به گونه اي كه اجراي سيستم هاي نرمافزاري خودكار در زيربخش هـاي مختلـف
ريسندگي، بافندگي و رنگرزي و تكميل، بازاريابي و فروش موجب شده است كـه ا يـن صـنايع از صنايع كاربر به صنايع سرمايه بر تبديل شوند. عـلاوهبـر كاربردهـاي عمـومي ابزارهـاي تجـارتالكترونيك، همانند بازاريابي و فروش الكترونيك، سيستم هاي تجارت الكترونيك بهصورت خاص با نرم افزارهايي همچون نرم افزارهاي طراحي بافت، نرم افزارهـاي دابـي و ژاكـارد ، نـرمافزارهـايطراحي، توليد و فروش محصولات در اين صنعت، كاربرد وسيع و ويژهاي دارند (هاموند و كهلـر،2000). استفادة محدود و اوليه از ابزارهاي تجارت الكترونيك در صنايع نساجي و توليـد پوشـاكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. اين مقاله برگرفته از طرح پژوهشي با عنوان »بهبود رقابت پذيري با استفاده از تجارت الكترونيك؛ مطالعـة مـوردي صـنايعنساجي استان اصفهان« است كه در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات اجتماعي جهاد دانشگاهي اجرا شده است.
كشور، موجب شده است كه بهره وري از سرمايهگذاري هاي فيزيكي و مالي صورتگرفته در ابعـادسخت افزار اين صنعت اندك باشد (رنجبركي، 1390). چنانچـه از ابزارهـاي تجـارت الكترونيـكبه منزلة يك فناوري نرم مكمل بيش از پيش استفاده شود، مي توان انتظـار داشـت كـه وضـعيتفعلي صنايع نساجي و توليد پوشاك كشور بهبود يابد (راج پوت و ابو باكار، 2011).
بررسي تجارب كشورهاي موفق نشان مي دهد كه يكي از الزامات افزايش قدرت رقابت پذيري و سودآوري پايدار و مستمر شركت هـاي توليـدي، اسـتفاده از ابزارهـاي تجـارت الكترونيـك درفرآيندهاي اداري و توليدي است (آقازاده و اسفيداني، 1387)، اما ميزان استفاده از ابزارهاي نوين تجارت الكترونيك توسط بنگاه ها و كارگزاران مختلف اقتصادي به صورت يكسان و مشابه نيست.
توسعة كاربرد ابزارهاي تجارت الكترونيك توسط بنگاههاي صنعتي فعـال ، معمـولاً يـك فرآينـدتدريجي و تكاملي (حقيقي نسب و تقوي، 1391) و وابسته بـه شـرايط و ويژگـي هـا ي سـاختاريصنعت است (نيرومند، ظفريان، قاسم زاده و دلخوش كسمايي، 1391). كارگزاران اقتصادي پس از درك مزايا و سهولت استفاده از فناوري نوين در شرايطي كه تمـام عوامـل بي رونـي متناسـب بـاخواسته و نياز آنها است، در يك فرآيند تدريجي و مرحلـه اي اقـدام بـه كـاربرد ابزارهـاي نـوين تجارت الكترونيك مي كنند و پس از اطمينان و اثبات كاركردها و مزايا در هر مرحله، براي مراحل بعدي گام برمي دارند (روآ، ميتيس و مونگ، 2003).
در اين پژوهش به معرفي و تبيين عوامل مختلف مؤثر بر تصميمگيـري بنگـاه هـا ي صـنعتيفعال در صنايع نساجي و توليد پوشاك استان اصفهان، در زمينة استفادة بيشتر از ابزارهاي تجارت الكترونيك پرداخته ميشود. براي اين كار، ابتدا به تبيين الگوي نظـري و تجربـي بـراي معرفـيمجموعه عوامل مؤثر در استفادة بيشتر از ابزارهـاي تجـارت الكترونيـك در سـطح شـركت هـايتوليدي پرداختـه مـي شـود. الگـوي پيشـنهادي پـژوهش بـه مجموعـه عوامـل درونبنگـاهي وبرون بنگاهي (محيط كسب وكار بنگاه) تأكيد دارد. در گام بعـدي بـا اسـتفاده از پيمـايش ميـداني(پرسشنامه) در شركت هاي فعال در بخش نساجي و توليد پوشاك استان اصفهان، نقـش عوامـل مختلف مؤثر در ميزان استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك بـرآورد خواهـد شـد. در انتهـا نيـزبراساس نتايج برآوردهاي تجربي پژوهش، راهكارهايي براي افزايش استفاده از ابزارهاي تجـارتالكترونيك در صنايع نساجي و توليد پوشاك ارائه مي شود.
پيشينة نظري پژوهش
محققان متعددي تلاش كرده اند با اسـتفاده از نظريـه هـاي علمـي، فرآينـد تطبيـق يـك عامـلاقتصادي ( مصرفكننده يا توليدكننده) را با ابزارها، محصولات و فناوري هـاي نـوين اطلاعـاتي وارتباطي تبيين كنند. اين نظري هها كه در شاخه هاي مختلف علمي، همچون روان شناسي اجتماعي، مديريت فناوري و… توسعه يافته، در تلاش است كه رفتار كاربران (افراد، بنگاه ها و سازمان ها) را در استفاده از سيستم هاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي توضيح دهند. نظرية دلايـل رفتـار (TRA)1 اولين نظريه در اين حوزه است كـه پژوهشـگران در مطالعـات تجربـي گونـاگوني از آن اسـتفاده كردهاند. پس از آن نظريههاي ديگري چون، نظرية برنامه ريزي رفتـار (TPB)2 (آيـزن، 1985) و نظرية پذيرش فناوري (TAM)3 ديويس و (1989) و… (ديويس، باگزي و وارشاو، 1989) مطـرحشد4.
يكي از اصلي ترين و كاملترين نظريه هاي موجود، نظرية پذيرش و استفاده از فناوري5 است
(تايبندرانا، اوجااو، اي كو جا اودونگو و كادالا، 2010). اين نظريه بهدنبال تبيين رفتار افراد و بنگاه در پذيرش يا عدم پذيرش يك فناوري يا نوآوري است و عوامل مؤثر در رفتارهـا و انگيـزه هـا ي كاربران را تشريح ميكند. اين نظريه بر چهار عامل اصلي (عملكرد انتظاري، اثربخشي انتظـاري،اثر اجتماعي و شـرايط تسـهيل كننـده ) و چهـار عامـل ميـاني (جنسـيت و نـوع، سـن، تجربـه وداوطلب بودن كاربران) تأكيد دارد (ونكاتش، موريس و ديويس، 2003). درجدول 1 عوامل اصـليو مياني نظرية پذيرش و استفاده از فناوري يا نوآوري معرفي شده است.
جدول 1. معرفي عوامل اصلي و مياني نظرية پذيرش و استفاده از فناوري
توضيحات عامل نام عامل
انتظار كاربر از فناوري يا نوآوري در راستاي رفع سريعتر و بهتر نيازهاي و خواسته هاي وي
انتظار كاربر از سهولت استفاده از نوآوري و فناوري جديد
ميزان اعتقاد ديگران در استفاده از فناوري و نوآوري جديد توسط كاربر عملكرد انتظاري
كارايي انتظاري اثر اجتماعي عوامل اصلي
ميزان اعتقـاد كـاربر در وجـود زيرسـاخت هـا ، نهادهـا و امـور تكنيكـيحمايت كننده و پشتيباني كننده از فناوري و نوآوري شرايط و عوامل تسهيل گر 826643-39921

جنسيت و نوع از لحاظ روان شناسي و ميزان تحمل پذيري بر تصميم كاربر مؤثر است
روي رفتار و انگيزة كاربران مؤثر است آشنايي عملي يا مهارت مورد نياز سن و طول عمر تجربه عوامل مياني
— اختياري بودن منبع: ونكاتش، موريس و ديويس، 2003
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Theory of Reasoned Action (TRA)
Theory of Planned Behavior (TPB)
Technology Acceptance Model (TAM)
نظريه هاي گوناگون معرفي شده در اين زمينه را مي توانيد در منابعي مانند راجرز، 1995 و وو، تا او و يانـگ، 2008 مطالعـهكنيد.
Theory of Acceptance and Use of Technology
نحوة اثر گذاري عوامل اصلي و مياني بر ميزان اسـتفاده از ابزارهـاي تجـارت الكترونيـك درشكل 1 نمايش داده شده است (ونكاتش، موريس و ديويس، 2003).

شكل 1. نحوة اثرگذاري عوامل مختلف مؤثر بر استفاده از تجارت الكترونيك بر اساس نظرية پذيرش و استفاده از فناوري

منظور از تمايل استفاده، درك و شناسايي مزايا و منافع فناوري يا نوآوري جديد توسط كـاربراست، همچنين استفادة واقعي به مفهوم ارائة يك برنامة عملي براي استفاده و كاربست فناوري يا نوآوري پس از درك منافع آن است. به سخن ديگر، فرآيند تفاوت بين تمايل اسـتفاده و اسـتفادة واقعي نشانگر تدريجي و مرحلهاي بودن استفاده از ابزارهاي نوين تجارت الكترونيك به منزلة يك فناوري نوين است.
نظرية پذيرش و استفاده از فناوري، تقريباً تمامي متغيرهاي اصلي اشاره شدة نظريههاي ديگر را دربرمي گيرد و به همين دليل يكي از جامعترين نظري ههاي موجـود شـمرده مـي شـود. عوامـلتأكيدشده در اين نظريه قدرت توضيح دهندگي زيادي دارند. براساس مطالعات صورت گرفته، ايـننظريه در كشورهايي كه ساختار علمي، فرهنگي و اجتماعي متفاوتي دارند، از قدرت تبيين كنندگي مناسبي برخوردار است (اوشليانسكي، كايرنز و تيمب لبي، 2003).
پيشينة تجربي پژوهش
بررسي و تبيين عوامل مؤثر در تصميم گيري بنگاه هاي اقتصادي براي استفاده از ابزارهـاي نـوينتجارت الكترونيك، در مطالعات تجربي مختلف داخلي و خارجي مورد توجـه قـرار گرفتـه اسـت.
نتايج پژوهشي در زمينة بررسي عوامل مؤثر در توسعة ابزارهـاي تجـارت الكترونيـك در صـنايعغذايي استان تهران (صالحي صدقياني و دهقان، 1384) نشان ميدهد كه توسعة زيرسـاختارهايتكنولوژيكي، فرهنگي ـ اجتماعي، مالي و حقوقي ـ قانوني، نقش مؤثري در افزايش بـه كـارگيريابزارهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در اين صنايع دارد. در پژوهش ديگري به بررسـي ميـزانتوانايي و آمادگي بنگاه هاي كوچك و متوسط ايران در استفاده از ابزارهـاي فنـاوري اطلاعـات وارتباطات پرداخته شده است (فتحيان، اخوان و حورعلي، 1388). نتايج اين پژوهش نشان ميدهد كه چهار عامل زيرساخت هاي ICT، ديـدگاه سـازماني، دسترسـي بـه ابزارهـايICT و شـرايطحقوقي و امنيتي، در استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك توسط بنگاه هاي توليدي مؤثرند.
پژوهشي ديگر، به تبيين موانع محيطي پياده سازي تجارت الكترونيك در 73 كشـور در حـالتوسعه و توسعه يافته پرداخته (اعرابي و سرمدسعيدي، 1384) و بر اساس آن، الگويي براي توسعة تجارت الكترونيك در ايران پيشنهاد كرده است. در ايـن پـژوهش موانـع محيطـي بـه دو دسـتة مستقيم و غيرمستقيم تقسيم شده است. منظور از موانع محيطي مستقيم تجـار، رقبـا، واحـدهايتوزيع فيزيكي و مشتريان هستند و موانع محيطي غيرمستقيم نيز عوامـل اقتصـادي، اجتمـاعي وفرهنگي، سياسي و قانوني، جمعيتي و تكنولوژيكي را شامل مي شود.
در پژوهشي ديگر (الهي، خدادا حسيني و عزيـزي ، 1384) بـه شناسـايي موانـع بـه كـارگيريتجارت الكترونيك در شركت ايران خودرو و ارائة راهكارهاي اجرايي براي رفع آنها پرداختـه شـدهاست. نتايج اين مطالعه نشان ميدهد كه موانع به كارگيري تجارت الكترونيك بـه ترتيـب اولويـت
عبارتند از: عدم آمادگي و تمايل مشتريان، عدم آمـادگي و قابليـت لازم شـركا، موانـع رفتـاري وفرهنگي، مشكلات فني و عدم وجود فضاي رقابتي مناسب.
حاجي كريمي و عزيزي (1387) در پژوهشي با رويكردي نـوين و متفـاوت، بـه بررسـي اثـرمتغيرهاي آمادگي سازماني، پويايي بازار، مزايا و مخاطرات تجارت الكترونيكي و ظرفيت نـوآوريبر بهكارگيري تجارت الكترونيكي در شركتهاي كوچك ايران پرداختند. نتايج اين پژوهش نشان ميدهد كه به ترتيب آمادگي سازماني، مزاياي تجارت الكترونيكي، پويايي بازار، ظرفيـت نـوآوريشركت و مخاطرات تجارت الكترونيكي، بيشترين تأثير را بر بهكـارگيري تجـارت الكترونيكـي درشركت هاي كوچك دارند.
در مطالعهاي ديگري كـه فرهنگـي، حسـين زاده و صـالحي (1389) انجـام داده انـد ، موانـعبه كارگيري كارآمد فناوري اطلاعات و ارتباطات، در جهت بهبود نظام پاسخگويي به ذي نفعـان و به طور خاص، شركت هاي دولتي صنايع معدني ايران بررسي شده است. بر اساس يافته هـا ي ايـنپژوهش، مؤلفه هاي اجتمـاعي، زيرسـاختاري، فاصـلة ديجيتـالي و قـانوني، بيشـترين مـانع را در بهكارگيري كارآمد فناوري اطلاعات و ارتباطات در جهت بهبود نظـام پاسـخگويي شـركت هـايدولتي صنايع معدني ايران ايجاد كرده اند، همچنين كمترين مانع مربـوط بـه مؤلفـه هـاي امنيـتاطلاعات و مديريت تغيير بوده است.
در پژوهشي موانع بهكارگيري تجارت الكترونيك در تعاونيهاي توزيعي استان تهران بررسي شده است (علمدارميبدي، ميرابي و قلي نيا، 1389). نتايج به دست آمده از پژوهش نشان مـي دهـدكه موانع مالي، مشكلات فني و موانع رفتـاريـ فرهنگـي، مهـمتـرين موانـع درون سـازماني در بهكارگيري تجارت الكترونيك تعاونيهاي توزيعي استان تهران بودهاند. همچنين آمادگي نداشتن، نبود قابليت لازم در شركاي تجاري، نبود رقابت كافي در كسب وكارهاي مشابه و آمادگي نداشتن و بي تمايلي مشتريان، مهم ترين موانع برون سازماني محسوب شدند.
در مطالعهاي ديگر به تبيين عوامل مؤثر بر استفادة موفق از سيستم هاي اطلاعاتي بـا تأكيـدبر نقش عوامل سازماني و يادگيري سازماني پرداخته شده است (عارف نـژاد، 1391). نتـايج ايـنپژوهش كه درخصوص سازمان صنايع و معادن اسـتان اصـفهان صـورت پذيرفتـه اسـت، نشـان مي دهد كه عوامل سازماني و يادگيري سازماني در موفقبودن سيستمهاي اطلاعاتي تأثير مثبتي دارد.
براساس جستوجوهاي صورتگرفته در داخل كشور، تا كنون پژوهشي درخصوص بررسي و سنجش عوامل مؤثر بر استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك در صنايع نساجي و توليد پوشـاككشور انجام نگرفته است. از سوي ديگر در بسياري از مطالعات صورتگرفته، تمامي عوامل اصلي و مؤثر در نظر گرفته نشده و فقط برخي از آنها مد نظـر بـوده اسـت. بررسـي مطالعـات تجربـيصورت گرفته نشان مي دهد كه استفاده و كاربست موفق و كامل ابزارها و سيسـتم هـاي تجـارتالكترونيك در واحـدهاي اقتصـادي، نيازمنـد مجموعـه اي از شـرايط و الزامـات مناسـب درونـي(سازماني) و بيروني (محيط كسبوكار) است. در ايـن پـژوهش تـلاش خواهـد شـد بـا الگـوييمفهومي، كاربردي و جامع، نسبت به تبيين و برآورد مجموعه عوامل مؤثر بر استفاده از ابزارهـايتجارت الكترونيك در صنايع نساجي و توليد پوشاك استان اصفهان پرداخته شود.

مدل مفهومي پژوهش
عوامل مختلف و متعددي بر تصميم گيري بنگاه هـا ي توليـد بـراي اسـتفاده از ابزارهـاي تجـارت الكترونيك مؤثرند. اين عوامل را مي توان براساس مطالعات صـورت گرفتـه بـه دو دسـته عوامـلدروني و بيروني تقسيم كرد. منظور از عوامل دروني، مجموعـه عـواملي اسـت كـه ويژگـي هـا و خصوصيات ساختار سازماني و اداري بنگـاه هـا ي توليـدي را تبيـين مـي كنـد كـه درنهايـت، بـهتصميم گيري بنگاه براي استفادة بيشتر از ابزارهاي تجارت الكترونيـك مـي انجامـد . نظريـه هـايگوناگون در زمينة پذيرش يك نوآوري يا فناوري نوين بيشتر به معرفي اين عوامل تأ كيد كرده اند. در اين پژوهش با محوريت نظرية پذيرش و استفاده از فناوري، به ارائة الگويي نظري براي تبيين عوامل دروني پرداخته مي شود. براين اساس مؤلفه هاي عوامل دروني كه نشـانگر سـاختار داخلـيبنگاه هاي توليدي است، به شرح زير هستند:
سن بنگاه؛
اندازة بنگاه؛
كارايي انتظاري (افزايش سودآوري و كارايي شركت، كـاهش هزينـه هـا ي مـديريتي واجرايي)؛
عملكرد انتظاري (افزايش بهره وري نيروي كار، سهم در بازارهاي جهاني، تـأثير مثبـتبر عملكرد)؛
نوع مالكيت بنگاه؛
وجود تفكر آيندهنگر و استراتژيك به محيط كسبوكار؛
ميزان انعطافپذيري بنگاه در استفاده از روشهاي نوين؛
توانايي و تمايل كاركنان در استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك.
عوامل بيروني، مجموعه عوامل موجود در محيط كسب وكار را دربر مـيگيـرد كـه بـ هصـورتمستقيم و غير مستقيم در تصميم گيـري بنگـاه بـراي اسـتفادة بيشـتر از فنـاوري نـوين تجـارت الكترونيك مؤثرند. اين عوامل در اختيار بنگاه نيست و نهادهاي ديگـري همچـون دولـت آن را تأمين ميكند. شايان ذكر است كه اثرگذاري عوامل بيروني در بسـياري مـوارد از طريـق عوامـلدروني است. براساس مطالعات تجربي صورت گرفته، عوامل بيروي مؤثر در اسـتفاده از ابزارهـايتجارت الكترونيكي را ميتوان به عوامل پشـتيبان و زيرسـاختي، عوامـل اجتمـاعي ـ فرهنگـي وعوامل دولتي ـ حقوقي تقسيم بندي كرد.
عوامل پشتيبان و زيرساختي تجارت الكترونيكي، بخش اعظمي از عوامل مـؤثر در گسـترشاستفاده از ابزارهاي تجـارت الكترونيـك در يـك اقتصـاد را دربر مـي گيـرد. ايـن عوامـل شـاملزيرساخت هاي رايانه اي (مانند تعداد رايانه هاي نصـب شـده در سـال و ميـزان سـرمايه گـذاري درتجارت الكترونيكي)، زيرساخت اطلاعاتي ـ ارتباطي (مانند خطوط تلفن، تلويزيون و تلفن همـراهدر سال) و زيرساخت هاي اصلي (مانند انرژي برق، سيستم يكپارچه و مشترك پرداخت مطمـئن،نيروي انساني متخصص و…) ميشود (جاوالگي و رامسي، 2002).
زيرساختها و عوامل پشتيبان تجارت الكترونيك، مجموعه متغيرهـا و عـواملي هسـتند كـهامكان و سهولت استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك را براي بنگاه هاي توليد ايجاد مـي كننـد .
( مكگريگوري و رازاليك، 2005) فعاليت هـا ي پشـتيبان و فنـي فنـاوري اطلاعـات و ارتباطـاتبايستي به گونه اي طراحي شود تا امكان استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك با ويژگي هاي زير براي كلية بنگاههاي اقتصادي وجود داشته باشد:
هزينة كم: هزينة راه اندازي، نگهداري و به روزرساني ابزارهـاي تجـارت الكترونيـك درمقايسه با روش هاي سنتي و قديمي به صرفه تر باشـد. بـه بيـان ديگـر ، خـدمات فنـيتجارت الكترونيك در دسترس و قابل استفاده براي انجام امور مختلف در بنگاه؛
اعتماد و اطمينان زياد: اعتماد به كيفيت و كاركرد ابزارهاي تجارت الكترونيك موجود؛
امنيت بالا: تأمين امنيت براي كاربران مختلف.
در اين پژوهش مؤلفه هاي عوامـل زيرسـاختي و پشـتيبان براسـاس نـوع كـاركرد بـه چهـارزير بخش تقسيم ميشود:
عوامل پشتيبان تأمين كنندة نيروي كار متخصص
امكان تأمين و استخدام نيروي انساني متخصص مرتبط با تجارت الكترونيك؛
برگزاري دورههاي آموزشي ضمن خدمت كاركنان و كارگران در شركت؛
كارايي دورههاي آموزشي برگزارشده در افزايش بهره وري كاركنان؛
توانايي كاركنان شركت براي كسب آموزش در زمينة استفاده از تجهيزات جديد.
عوامل پشتيبان عمومي تجارت الكترونيك در كشور
وجود و در دسترس بودن شركت هاي خدماتي تخصصي در زمينة تجارت الكترونيك؛
امكان انجام مبادلات پولي الكترونيكي مطمئن در نظام بانكي كشور؛
وجود زي رساختهاي مخابراتي و اطلاعاتي مناسب در كشور براي استفاده از ابزارهـا ي تجارت الكترونيك؛
وجود استانداردسازي محصولات توليدي مطابق با استانداردهاي بي نالمللي؛
ميزان استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك در ساير صنايع نساجي كشور.

عوامل پشتيبان تأمين مالي
هزينة پياده سازي تجارت الكترونيك در شركت؛
دسترسي به منابع مالي مورد نياز؛
نحوة تأمين مالي طرح هاي توسعه اي تجارت الكترونيك در شركت.
پيچيدگي راه اندازي و استفاده از تجارت الكترونيك در بنگاه
ميزان در دسترس بودن خدمات پشتيباني مرتبط مناسب و با كيفيت در منطقة فعاليت؛
ميزان پيچيدگي پياده سازي تجارت الكترونيك در شركت.
عوامل اجتماعي ـ فرهنگي مانند زبان، سطح آموزش، سبك زندگي، ميزان آشـنايي كـاربرانبا فناوري، ميزان تجربه، سيستم هاي ارزش دهي به كاربرد فناوري و روحية كارآفريني بـر توسـعة تجارت الكترونيك مؤثر هستند (خوزيك، فيشر و اسكولاري، 2002). در اين پژوهش م ؤلفه هـاي تبيينكنندة عوامل اجتماعي ـ فرهنگي مؤثر در توسعة استفاده از تجارت الكترونيك عبارتند از:
نياز به مذاكرة رودررو در مبادلات تجاري شركت؛
تمايل مشتريان بنگاه به استفاده از مبادلات الكترونيك؛
توان كاربرد زبان انگليسي در شركت؛
نگرش عمومي به اينترنت و ساير ابزارهاي برآمده از آن؛
توانايي مشتريان در استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك.
زيرساختهاي دولتيـ حقوقي نيز يكي از مسائل مهـم تجـارت الكترونيكـي در بسـياري ازكشورها، به ويژه كشورهاي در حال توسعه است. در اين پژوهش مؤلفه هـا ي زيـر بـراي سـنجشوضعيت عوامل دولتي ـ حقوقي براي توسعة تجارت الكترونيك در نظر گرفته شده است:
وجود امنيت در مبادلات الكترونيكي؛
حمايتهاي مالي دولت از طرحهاي توسعه اي بنگاه در زمينة تجارت الكترونيك؛
حمايتهاي قانوني دولت براي توسعة مبادلات الكترونيك؛
ميزان توسعة قوانين مرتبط با تجارت الكترونيك (موضـوعات مالك يـت معنـوي و حـقچاپ، حق اختراعِ، نشانهاي تجاري و دامنة نامها) در كشور.
پشتيباني قضايي قوة قضائيه از مبادلات الكترونيك.
درنهايت شكل 2، الگـوي مفهـومي پـژوهش را كـه برآمـده از نظريـه هـا و سـاير مطالعـاتانجام شده است، نشان مي دهد.

شكل2. الگوي مفهومي پژوهش

شايان ذكر است كه ميزان استفاده از ابزارها و سيستم هاي تجارت الكترونيك در بنگـاه هـا ي مختلف مشابه و يكسان نيستند. در صنايع نساجي و توليد پوشاك، فرآيند استفادة اوليه تا استفاده كامل را مي توان به سه مرحلة كلي زير دسته بندي كرد:
استفادة مجزا از سيستم هاي خودكار و رايانه اي در زيربخش هاي توليدي و خدماتي زنجيرة عرضة بنگاه: در گام اول شركت هاي توليدي از سيستم هاي اطلاعاتي و ارتباطي به صورت بخشي و بدون وجود ارتباط شبكه اي بهره مي گيرند. اين سيستم ها طيف گسترده اي از فعاليت هاي بنگاه را دربرمي گيرد و شامل استفاده از سيستم هاي رايانه اي در زيربخش هاي حسابداري و امور مـال ي، استفاده از دستگاههاي توليد خودكار، استفاده از سيستم هاي نظارتي و ارزيابي كيفيت محصـولاتو توليدي خودكار و رايانه اي، اسـتفاده از سيسـتم هـاي انبـارداري راي انـه اي، طراحـي وب سـايت به منظور معرفي بنگاه و محصولات توليدي و… مي شود.
استفاده از س يستمهاي خودكار و رايانه اي شبكه اي در زيربخش هـاي تول يـدي و خـدمات ي زنجيرة ارزش بنگاه: در گام دوم بـا ايجـاد شـبكه هـاي ارتبـاطي ، امكـان برقـراري ارتباطـات درزيربخش هاي مختلف توليد و پشتيباني بنگاه به وجود مي آيد. در اين مرحله، جر يـان اطلاعـات درطول زنجيرة ارزش بنگاه با استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك توليد، پـردازش و بـه اشـتراكگذاشته ميشود و فرآيندهاي اداري و اجرايي داخل بنگاه براساس شبكه هاي اطلاعاتي و ارتباطي متصل به هم، صورت مي پذيرد.
استفاده از شبكههاي اطلاعاتي و ارتباطي در سطح زنجيرة عرضـة بنگـاه : در ا يـن مرحلـهبنگاه سعي مي كند زمينة توسعة همكاري و مشاركت دوجانبه با ساير حلقه هـاي زنج يـرة عرضـة خود را ايجاد كند. در اين حالت ميزان مواد اوليه براساس ميزان توليد در هر دوره و م يـزان تول يـد براساس ميزان ثبت سفارش و فروش همان دوره تأمين مي شود. استفاده از سيستم هاي مـديريت زنجيرة عرضه و فـروش و بازاررسـاني الكترون يـك محصـولات، از بـارزتر ين ابزارهـاي تجـارتالكترونيك در اين مرحله است.
در پرسشنامة پژوهش با مجموعه سؤال هايي در خصوص نوع سيستم هاي تجارت الكترونيك مورد استفاده در زيربخش هاي مختلف زنجيرة عرضة بنگاه، نوع وبسايت بنگاه، نوع اتصـال بـهشبكه هاي اينترنتي و ارتباطي و ميزان استفادة بنگاه از ابزارهاي تجارت الكترونيـك تعيـين شـدهاست.
روششناسي پژوهش
اطلاعات مورد نياز اين پژوهش كه داراي ماهيتي اكتشافي و كاربردي است بـا اسـتفاده از روشپيمايش جمع آوري شده است. جامعة آماري اين پژوهش، صنايع نساجي و توليد پوشاك فعـال در استان اصفهان است كه دست كم 10 نفر نيروي انساني در آن مشغول به كار هستند. بـر اسـاسنتايج سرشماري عمومي كارگاه هاي صنعتي سال 1381 مركـز آمـار ايـران، در اسـتان اصـفهان 13038 كارگاه در بخش نساجي و توليد پوشاك فعاليت دارند كه اين رقم، بيش از 25 درصد كل بنگاه هاي فعال در صنعت نساجي و توليد پوشاك كشور را شامل ميشـود . تعـداد زيـادي از ايـن شركت ها، مربوط به كارگاه هاي كوچك و خانوادگي توليد قالي و قاليچـهانـد كـه ماهيـت توليـد صنعتي و مدرن ندارند و به همين دليل شرط »برخورداري از حداقل 10 نفـر كـاركن« در تعيـينجامعة آماري لحاظ شده است. براساس سالنامة آماري استان اصفهان، در سال 1385 تعـداد 695 كارگاه توليدي داراي ده نفر كاركن و بيشتر در صنايع نساجي و توليـد پوشـاك اسـتان اصـفهان فعال بوده اند. با توجه به اين آمار و براساس روش برآورد حجم نمونة كوكران (در سطح اطمينـان95 درصد)، حجم نمونة پژوهش برابر با 64 شركت محاسبه شد.
ميزان استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك متغير وابستة پژوهش اسـت كـه بـا اسـتفاده ازمجموعه سؤالات بخش اول پرسشنامه سنج يده مي شود و بر اساس آن شركت هاي مورد بررسي به سه گروه (استفادة كم، استفادة متوسط، استفادة زياد) دسته بندي شده اند. متغير هـا ي مـؤثر بـرميزان استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك در شركت هاي صـنعتي، بـه چهـار دسـتة شـاخصاصلي ساختار سازماني بنگاه، زيرساخت هاي دولتي و حقـوقي، زيرسـاخت هـا و عوامـل پشـتيبانتجارت الكترونيك و عوامل اجتماعي و فرهنگي تفكيك شده اند كه هريك بـا تعـدادي متغيـر ومؤلفة خردتر سنجش شده اند.
براي برآورد شاخص هاي اصلي پژوهش يا عمليات شاخص سازي و به منظور حصول اطمينـان از قابليت تركيب مؤلفه ها و متغيرهاي خرد، از روش تحليل عاملي استفاده شده اسـت . ايـن روش براي تعيين بار عاملي هر يك از مؤلفه هاي سازندة شاخص مورد نظر و نقش آن در شـكل گيـريشاخص، به كار رفته است. درگام بعدي بهكمك ضريب همبستگي گاما، ميزان همبسـتگي چهـارعامل اصلي پژوهش (ساختار سازماني، عوامل زيرساختي و پشتيبان، عوامل اجتماعي و فرهنگـيو عوامل دولتي و حقوقي) با شاخص ميزان به كارگيري ابزارهاي تجـارت الكترونيـك در صـنايع نساجي و توليد پوشاك استان اصفهان ( متغير مستقل) برآورد شد.
علاوهبر مواردي كه اشاره شد، درگام ديگري براي دستيابي به يك مدل تحليلي تجربي براي آزمون مدل نظري اوليه و اندازهگيري ميزان تأثير هريك از عامل هاي مؤثر بر متغير وابستة طرح؛ يعني »ميزان استفاده از ابزار تجارت الكترونيك« و همچنين نحوة برساخت متغيرهـاي سـازهاي بهوسيلة متغير (شاخص)هاي آشكار، مدل معادلات ساختاري با استفاده از نرم افزار ليـزرل بـرآورد شده است. بهمنظور تخمين مدل كامل معادلة ساختاري، ابتدا روابط بـين نشـانگرها و متغيرهـايپنهان اندازه گيري و برآورد مي شود و سـپس مـدل سـاختاري كـه سـاختار علـّي مفـ روض بـينمتغيرهاي مكنون را مشخص و آزمون مي كند، برآورد خواهد شد. مسلم است كه توجه به بخـشاندازه گيري، مقدم بر بخش ساختاري مدل برازش شده است.
يافته هاي پژوهش
بر اساس مدل مفهومي پژوهش، هريك از چهـار متغيـر توضـيحي اصـلي پـژوهش (متغيرهـايمستقل)، توسط تعدادي از متغيرها و مؤلفه هاي خردتر سنجيده شده اند كه ساختار آن در جدول 2 ارائه شده است.
مقياس از پايايي
متوسط براي سنجش شاخص برخوردار است 0/738
0/658
0/409 4
5
3 عوامل پشتيبان تأمين نيروي كار متخصصعوامل پشتيبان عمومي تجارت الكترونيك دركشورعوامل پشتيبان تأمين مالي
0/404 3 پيچيدگي راهاندازي و استفاده از تجارت الكترونيك در بنگاه
886841225264

جدول 2. توضيح تركيب شاخص ها و برآورد ميزان پايايي متغيرهاي مستقل مدل
* تمامي متغيرهاي اشاره شده، در سطح ترتيبي و با استفاده از طيف ليكرت پنج نقطه اي سنجش شده اند.
به منظور ساخت شاخص هاي مورد نظر از طريق متغيرها و مؤلفه هاي سـنجش شـده، از روش تحليل عاملي بهره جسته و نسبت به برساخت شاخص ها اقدام شده اسـت . همچنـين بـه منظـوربررسي اولية ميزان و نحوة تأثيرگذاري عوامل اصلي بـر ميـزان بـه كـارگيري ابزارهـاي تجـارتالكترونيك، از برآورد ضريب همبستگي استفاده شده است. با توجه به اينكه متغيرهاي يـاد شـدهدر سطح ترتيبي سنجش شده اند، ضريب همبستگي گاما مورد استفاده قرار گرفته است.
جدول3. بررسي ميزان تأثيرگذاري متغيرهاي اصلي بر ميزان استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك
سطح معني داري ضريب گاما نام شاخص
0 0/890 ساختار سازماني
0/009 0/372 عوامل پشتيبان و زيرساختي
0/008 0/373 عوامل اجتماعي ـ فرهنگي
0/810 0/050 عوامل دولتي ـ حقوقي
منبع: برآورد هاي پژوهش
براساس آمارة ضريب همبستگي گاما، ساختار سازماني شركت بيشترين همبستگي را با ميزان استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك دارد. پس از آن، دو عامل »عوامل پشتيبان و زيرسـاختي « و »عوامل اجتماعي ـ فرهنگي« همبستگي نسبتاً يكساني با متغيـر وابسـتة مـدل؛ يعنـي ميـزاناستفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك دارند. ميان عوامل دولتي ـ حقوقي و متغير ميزان اسـتفادهاز ابزارهاي تجارت الكترونيك در شركتهاي نساجي و توليد پوشاك استان اصفهان، همبسـتگيمعناداري وجود ندارد. اين امر مي تواند ناشي از اين واقعيت باشد كه اكثـر بنگـاه هـاي موجـود درجامعة آماري، در سطح متوسط از ابزارهاي تجارت الكترونيك استفاده مـي كننـد . در ايـن سـطحبنگاه فرآيند هاي داخلي خود را با استفاده از سيستم هاي اطلاعاتي و ارتباطي تجهيز كرده است و در تعاملات خارج از بنگاه همچنان از روش هاي سنتي استفاده مي كند. اين امر سبب مي شود كـهشركت ها نياز كمتري به خدمات حقوقي دولت و نهادهاي قانوني داشته باشند. بر همـين اسـاس، در ادامه متغير »عوامل دولتي ـ حقوقي« از فرآيند تحليل نتايج حذف شده است.
همان طور كه اشاره شد شاخص »ساختار سازماني« كه عامل داخلي اثرگذار بر ميزان استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك است، خود متشكل از هشـت متغيـر اسـت . بـا توجـه بـه ضـريبهمبستگي محاسبه شده براي اين شاخص، نسبت همبستگي متغيرهاي هشت گانـة يـاد شـده بـاشاخص مذكور نيز مورد بررسي قرار گرفت كه نتايج آن در جدول 4 گزارش شده است.
جدول4. ميزان تأثيرگذاري متغيرهاي فرعي بر ساختار سازماني
احتمال رد فرضية اوليه ضريب همبستگي
(Eta / Gamma) نام شاخص آماره مورد برآورد
0/00 0/502 كارايي انتظاري
0/012 0/361 عملكرد انتظاري
0/00 0/579 انعطاف پذيري
0/019 0/325 دسترسي به نيروي انساني متخصص
0/00 0/722 وجود مديريت استراتژيك و آينده نگر در بنگاه
0/00 0/638 اندازة شركت ـ تعداد كاركنان
0/553 0/106 سن و سابقة بنگاه
0/00 0/21 نوع مالكيت (خصوصي يا دولتي)
منبع: برآوردهاي محقق
همان طور كه مشاهده مي شود، در ميان مجموعه عوامل مختلف شكل دهندة ساختار سازماني، عامل وجود مديريت آينده نگر و استراتژيك در شـركت ، بيشـترين تـأثير را در ميـزان اسـتفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك دارد. اندازة شركت عامـل مـؤثر ديگـر در تعيـين ميـزان اسـتفاده ازابزارهاي تجارت الكترونيك است؛ هرچه اندازه و حجم شركت بنگاه هاي صنعت نساجي و توليـدپوشاك استان اصفهان بزرگتر باشد، ميزان استفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك نيز بيشتر است.
اين امر نشانگر اين واقعيت است كه افزايش مقياس توليد، ضرورت استفاده از ابزارهـاي تجـارتالكترونيك در بنگاه هاي صنعتي را بيشتر نشان ميدهد و از سوي ديگر، منافع ابزارهـاي تجـارتالكترونيك براي بنگاه هاي صنعتي بزرگ بيشتر مشهود خواهد شد. دسترسي بهتر به منابع مـاليبراي تأمين طرح هاي توسعه اي در زمينة تجارت الكترونيـك ، از ديگـر عوامـل مـؤثر در اسـتفاد ة بيشتر بنگاه هاي بزرگ از ابزارهاي تجارت الكترونيك است.
ميزان انعطاف پذيري شركت، از عوامل فرعي ساختار سازماني است كه در ميـزان اسـتفاده ازابزارهاي تجارت الكترونيكي تأثير مي گذارد. منظور از انعطافپذيري، توانـايي و قابليـت بنگـاه در استفاده از فرآيندها و روش هاي نوين است. بر اسـاس نتـايج پيمـايش ميـداني پـژوهش، هرچـهشركت ها داراي ساختار اداري و توليدي منعطف تري باشند، ميـزان اسـتفاده از ابزارهـاي تجـارتالكترونيك در آنها افزايش مي يابد. همچنين هرچـه اطمينـان بنگـاه از كـارايي هـاي اسـتفاده ازتجارت الكترونيك ( كارايي انتظاري) افزايش يابد، احتمال استفاده از اين نوع ابزارها و استقرار آن در شركت بيشتر مي شود. افزايش نرخ سود آوري شركت يا كاهش هزينه هاي اجرايي و مـديريتياز شاخص هاي سنجش كارايي انتظاري بـه شـمار مـيرود. عملكـرد انتظـاري ابزارهـاي تجـارتالكترونيك نيز نقش مشـابهي دار نـد. لـذا اطـلاع رسـاني در خصـوص فوا يـ د ابزارهـاي تجـارتالكترونيك، مي تواند به توسعة كاربرد آن از طريق بهبود كارايي انتظـاري بيانجامـد و اسـتفاده ازقابليت هاي ابزارهاي تجارت الكترونيك در سطح بنگاه بـه تقويـت عملكـرد انتظـاري ابزارهـايتجارت الكترونيك در بنگاه هاي صنعتي منجر مي شود. سن و طول عمر بنگاه از لحاظ آماري بـراستفاده از ابزارهاي تجارت الكترونيك در جامعة آماري مورد بررسي بي تأثير بوده است. همچنين نوع مالكيت (خصوصي يا دولتي) تأثير چشـمگيري در اسـتفاده از ابزارهـاي تجـارت الكترونيـكندارد.
در بخش بعدي تحليل با اسـتفاده از معـادلات سـاختاري بـه بـرآورد و تحليـل روابـط بـينمتغيرهاي توضيحي و مستقل پژوهش پرداخته مي شود. بدين منظور، ابتدا مقادير بار عـاملي كـه نشاندهندة ميزان ارتباط هريك از شاخصها با متغير مكنون ساخته شده است، برآورد مي شود.

جدول 5. بارهاي عاملي استاندارد شاخص هاي متغيرهاي نهفته با مقدار آمارة T-value
T-Value بار عاملي متغير آشكار متغير پنهان
10/53 0/82 توانايي مشتريان بنگاه 10/33
2/02
1/48 0/80
0/15
0/1 تمايل مشتريان بنگاه
الگوي مذاكره تجاري (تأمين مواد اوليه) الگوي مذاكرة تجاري (فروش محصولات) عوامل اجتماعي و فرهنگي
3/09 0/23 تسلط بر زبان انگليسي 4/97 0/36 پذيرش عمومي ابزارهاي ICT عوامل پشتيبان تأمين نيروي كار متخصص 13/0 16/3
945515-256004

عوامل زيرساختي عوامل پشتيبان عمومي تجارت الكترونيك 13/0 34/3 و پشتيبان عوامل پشتيبان تأمين مالي 25/0 82/4 پيچيدگي راه اندازي و استفاده از تجارت الكترونيك 81/0 14/7 انعطاف پذيري 65/0 8/14
12/19 9/77 0/52
0/53 كارايي انتظاري عملكرد انتظاري ساختار سازماني
7/29 0/39 دسترسي به نيروي انساني متخصص منبع: برآوردهاي پژوهش

همان طور كه مشاهده مي شود، بار عاملي تعدادي از متغيرهاي آشكار كمتر از حد قابل قبـول(3/0) است كه اين نيز ناشي از نحوة ارتباط نظري شاخص ها با متغيرهاي مكنون است؛ بـه ايـنترتيب كه وقتي شاخص هاي يك متغير در سطح نظري، علت هاي آن متغير باشـند، ايـن امكـانوجود دارد كه اين سنجه ها با يكديگر ارتباط آماري قوي اي نداشته باشـند . در ايـن پـژوهش نيـزشاخص هاي آشكار، علت هاي متغيرهاي مكنون بودهاند. از طرف ديگر، بعضـي از شـاخص هـايمدل برازش شده، نتايج تحليل عاملي سطح اول شاخص هاي ريزتر بوده انـد، بـه همـين دليـل درمواردي ميزان بار عاملي استانداردشدة آنها كمتر از حد قابل قبول اسـت ؛ در حاليكـه ارزش هـايآمارة T در مورد تمام ضرايب لانداي متغيرهاي آشكار ـ ـ به استثناي يـك مـوردـ در سـطح 95 درصد، بيشتر از 96/1 بوده است كه اين خود شـاهدي بـر اعتبـار سـنجه هـاي آشـكار محسـوبمي شود؛ به اين معنا كه تأييد مي كند سنجه ها يا متغيرهاي آشكار مورد استفاده، به صورت واقعـي(غير تصادفي) سازه هاي مورد نظر را لحاظ كرده اند. گفتني است، متغير وابسته فقط از يك متغيـرآشكار تشكيل شده كه بار عاملي آن به طور طبيعي برابر با يك بـوده اسـت. در شـكل 3 بخـشساختاري مدل برازششدة پژوهش نمايش داده شده است.

شكل3. بخش ساختاري مدل برازش شدة پژوهش
با توجه به عدم اجماع پژوهشگران در زمينة انتخاب مناسب ترين معيار نيكويي بـرازش مـدلساختاري، معمولاً مجموعه اي از شاخص هاي نيكويي برازش مدل پيشنهاد مي شـود كـه در ايـنپژوهش نيز براي ارزيابي برازش مدل، از آنها استفاده شده است. نتـايج بـرآورد ايـن شـاخص هـا
(براساس نتايج نرم افزار ليزرل 8) در جدول 6 گزارش شده است.
جدول 6. شاخص هاي نيكويي برازش مدل معادلات ساختاري
RMSEA NNFI NFI GFI CFI p.value d.f X2
0/14 0/74 0/76 0/75 0/78 0 129 1002/54
منبع: برآوردهاي محقق
اولين شاخص نيكويي برازش مدل، مجذور كاي است كه به شدت تحت تـأثير حجـم نمونـهقرار دارد. به اين ترتيب كه با افزايش حجم نمونـه، احتمـال معنـيداري مجـذور كـاي، افـزايشمي يابد. در اين مدل نيز براساس درجة آزادي (129) مقـدار مجـذور كـاي معنـيدار بـوده اسـت (0= p). بنابراين



قیمت: تومان


پاسخ دهید