DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2014.51593
د ناوری اطلاعات دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 6، شمارة 3 پاييز 1393
ص. 394- 375

بررسي نقش مديريت دانش در تدوين استراتژي كسب وكار الكترونيك
علي خالوئي1، علياصغر پورعزت2، مهدي شامي زنجاني3
چكيده: هدف پژوهش حاضر بررسي نقش مديريت دانـش در تـدوين اسـتراتژي كسـب وكـار الكترونيك است. اين پژوهش از نظر هدف كاربردي، از نظر ماهيت توصـيفي ــ پيمايشـي و از نظر گردآوري اطلاعات از نوع مطالعات ميداني است. جامعة آماري اين پژوهش دو گروه بودنـد .
گروه نخست با 10 نفر عضو، شامل خبرگان حوزة مديريت دانش و كسب وكار الكترونيك، براي تعيين روايي ابزار پژوهش انتخاب شدند. گروه دوم افراد آگاه به مقولة كسب وكار الكترون يـك در شركت هاي مورد مطالعه بودند كه براي به بوتة آزمون گذاشتن فرضيه ها، تعداد 180 پرسشـنامه پس از توزيع ميان آنها گردآوري شد. در مرحلة نخست پژوهش، نقش مديريت دانش در انجـامهر يك از مراحل چهارگانة مدل تدوين استراتژي كسب وكـار الكترونيـك هكبـارث و كتينگـر،مشتمل بر آغاز، تشخيص، گذار و تحـول بـه تأييـد خبرگـان موضـوعي رسـيد. سـپس ميـزانبهره گيري از مديريت دانش در تدوين استراتژي كسب وكار الكترونيك سه شركت معتبر ايرانـي ، بررسي شد. نتايج پژوهش حاضر نشان مي دهد كه مديريت دانـش در ايـن سـه شـركت نقـش معني داري را در تمام مراحل تدوين استراتژي كسب وكار الكترونيك دارد، با ايـن حـال اهميـت اين نقش در هر يك از فعاليت ها و گام هاي تدوين استراتژي كسب وكـار الكترونيـك ، متفـاوت است.

واژه هاي كليدي: استراتژي كسب وكار الكترونيك، كسب وكار الكترونيك، مديريت اسـتراتژيك،مديريت دانش.

كارشناس ارشد مديريت منابع انساني، دانشكدة مديريت دانشگاه تهران، ايران
استاد گروه مديريت دولتي، دانشكدة مديريت دانشگاه تهران، ايران
استاديار گروه مديريت فناوري اطلاعات، دانشكدة مديريت دانشگاه تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 14/08/1392 تاريخ پذيرش نها يي مقاله: 19/12/1392 نويسندة مسئول مقاله: علي خالوئي E-mail: alikhalouiee@ut.ac.ir
مقدمه
بيشك يكي از مهمترين پديدههاي هزارة سوم، رشد چشمگير و روزافزون فناوري اطلاعـات 1 و تأثير آن بر تمامي جوانب زندگي بشر، به خصوص كسب وكار است (شفيعآبادي، جليلي بولحسـنيو خـاتمي فيروزآبـادي، 1388). متـأثر از ايـن تغييـرات، سـازمانهـا بـه سـمت وسـوي تـدوين استراتژي هاي كسب وكار الكترونيك حركت كردهاند. برخلاف استراتژيهاي سـنتي كسـب وكـار،استراتژي كسب وكار الكترونيك2 بر اين نكته تأكيد ميكند كه ساختار مديريت كسب وكار سازمان چگونه ميتواند از راه ارتباطات لحظهاي و جهاني، به صورت يكپارچه، خودكـار و مسـتمر، بهبـودپيدا كند. استراتژي كسب وكار الكترونيك نوعي نقشة راه هدايت سازمان براي تسهيل دستيابي به اهدافش است (اَل هوامده، 2007). دانش، نخستين منبع راهبردي سازمان در قـرن بيسـت ويكـماست. رشد اطلاعات و دانش در سال هاي اخير بسيار سريع بـوده اسـت و از ايـن ديـدگاه ، عصـرحاضر را عصر انفجار اطلاعات ناميدهاند (افرازه، 1384)، اين سرعت تا حدي است كـه هـر پـنجسال و نيم، حجم دانش دو برابر ميشود و از سوي ديگر، بسياري از آنها در كمتر از 4 سال كهنه ميشوند (ميسبيلت، نقل از افرازه، 1384). امروزه دانش به منزلة يك منبع ارزشمند و اسـتراتژيكو نوعي دارايي براي كسب وكارها مطـرح اسـت و ارائـة محصـولات و خـدمات باكيف يـت بـدونمديريت و استفادة درست از اين منبع ارزشمند، امـري سـخت و گـاه نـاممكن اسـت (رام هـارد،1998). گزارشها حاكي از آن هستند كه سازمانها از دهة نـود مـيلادي بـه دنبـال پيـادهسـازيمديريت دانش بودهاند. در كشور ما نيز چند سالي است برخي شركتها و سازمانها حركتهـاييدر زمينة استقرار اين سيستمها انجام دادهاند، ولي به نظر مي رسد در اين راه بـه نقـش مـديريتدانش در كسب وكار الكترونيك، به ميزان قابل توجهي پرداخته نشده است.
در پژوهش حاضر با انجام مصاحبة مقدماتي با مسئولان سه شركت »الف«، »ب« و »پ« به اين نتيجه رسيديم كه اين سه شركت به دنبال گسترش كسـب وكـار خـود در حـوزة الكترونيـك
هستند و از اين رو تدوين استراتژيهاي كسب وكار الكترونيك را پيش روي خود قرار دادهاند. بـا اين حال، مسئولان اين شركتها اين دغدغه را داشتند كه تدوين استراتژيهاي كسب وكار را بـهشكل اثربخشي انجام دهند و با بهرهگيري از ابزارهـا و مفـاهيم جديـد مـديريتي، بتواننـد باعـثتسهيل اين كار شوند. يكي از اين مفاهيم و ابزارهاي مديريتي كـه مـيتوانـد تـدوين اسـتراتژيكسب وكار الكترونيك را تسهيل كند، مديريت دانش است. از آنجايي كه پيادهسازي و بهكـارگيريهر ابزار و مفهوم جديدي در سازمان با هزينههاي آشكار (هزينههاي پولي) و هزينههـاي پنهـان(هزينة فرصت) همراه است، مسئولان اين شركتها با اين سؤال مواجه بودند كه آيا پيادهسازي و ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Information Technology (IT)
E-business Strategy
استفاده از مديريت دانش، ميتواند منجر به تسهيل تدوين استراتژي كسب وكار الكترونيك بـرايآنها باشد يا خير. به بيان ديگر، آيا پياده سازي مديريت دانش در امر تدوين استراتژي كسـبوكـارالكترونيك، صرفاً هزينه بر دوش اين سازمانها خواهد گذاشت يا با تسهيل اين فرآيند بازگشـتسرمايه را به دنبال خواهد داشت. بنابراين، در اين پژوهش ميخواهيم بـا بررسـي نقـش مـديريتدانش در تدوين استراتژي كسب وكار الكترونيك، پاسخي براي دغدغة مسئولان اين سه شـركتفراهم كنيم. اگر در پژوهش ما نقش مثبت مديريت دانش در فرآيند تدوين استراتژي كسب وكـارالكترونيك تأييد شود، به طور صريح و ضمني اين معنـي برداشـت مـي شـود كـه پيـادهسـازي وبه كارگيري مديريت دانش در شركتهاي مذكور، مي تواند منجر به تسـهيل ايـن فرآينـد شـده و احتمالاً با فراهمبودن ساير شرايط، اثربخش باشد.
براي بررسي اين نقش و تدوين فرضيههاي پـژوهش ، مـدل تـدوين اسـتراتژي كسـب وكـار الكترونيك هكبارث و كتينگر (2000) چارچوب نظري حاكم انتخاب شده است. بـر اسـاس ايـنمدل، چهار سؤال اساسي در رابطه بـا نقـش مـديريت دانـش در تـدوين اسـتراتژي كسـب وكـارالكترونيك مطرح مي شود كه به شرح زير هستند:
آيا مديريت دانش نقش معنيداري در پيـادهسـازي مرحلـة آغـاز در تـدوين اسـتراتژي كسب وكار الكترونيك دارد؟ – آيا مديريت دانش نقش معنيداري در پيادهسازي مرحلة تشخيص در تدوين اسـتراتژي كسب وكار الكترونيك دارد؟ – آيا مديريت دانش نقش معنيداري در پيادهسـازي مرحلـة گـذار در تـدوين اسـتراتژي كسب وكار الكترونيك دارد؟
آيا مديريت دانش نقش معنيداري در پيادهسازي مرحلـة تحـول در تـدوين اسـتراتژي كسب وكار الكترونيك دارد؟ پيشينة نظري پژوهش استراتژي كسب وكار الكترونيك
كسب وكار الكترونيك تعريفي گستردهتر و عميقتر از تجارت الكترونيك دارد كه نـه تنهـا شـاملخريد و فروش محصولات و خدمات مي شود، بلكه ارائة خدمات به مشتريان، مشـاركت شـركايكسب وكار، آموزش الكترونيكي و مبادلات الكترونيكي درون سازماني را نيز دربرميگيرد. اصطلاح كسب وكار الكترونيك را نخستين بار شركت آي.بي.ام.1 بدين شرح تعريـف كـرد: »يـك رويكـرد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. International Business Machines (IBM)
امن، انعطاف پذير و يكپارچه، براي دستيابي به ارزش در كسب وكارهاي متفاوت، به وسـيلة ايجـادتركيبي از سيستمها و فرآيندهايي كه بر فعاليت اصلي كسب وكار، با حفـظ سـادگي و اسـتفاده ازتكنولوژي اينترنت استوار هستند (طالب پور، ابويي اردكاني و احمدي، 1388؛ آي .بي .ام به نقـل ازسينگه، 2009).
استراتژي، مشتمل بر جهتگيريهاي آينده و درنهايت فعاليتهايي است كه يك سازمان يـابخشي از يك سازمان در آينده انجام خواهد داد. لينچ (2000)، استراتژي را درك درسـت اهـدافسازمان ميداند. وي بيان ميدارد كه هدف بـه تنهـايي اسـتراتژي نيسـت، بلكـه برنامـهريـزي و يك سري فعاليتهاي عملي نيز مورد نياز اسـت . مسـئله اي كـه بايـد روشـن شـود، رابطـه بـيناستراتژي كسب وكار الكترونيك و استراتژي كلي و درنهايت ساير استراتژيهاي سازمان، ازجملـهاستراتژي بازاريابي، استراتژي فناوري اطلاعات و غيره است.
نكتهاي كه به وضوح در سازمانها ديده شده است، علاقهمندي آنها به ارتباط بين اسـتراتژيكسب وكار الكترونيك و استراتژيهاي كاركردي است. با پژوهشي كـه هـوز (2001) انجـام داد،مشخص شد كه در سطوح عالي، سازمانها فاقد هرگونه مسير روشن و شفافي بـراي اسـتراتژيكسب وكار الكترونيك هستند. از نظر مشاركتكنندگان اين پـژوهش ، دليـل اصـلي ايـن مسـئلهبرخوردار نبودن از دانش كافي دربارة اين فناوري جديد و تأثيرات آن بود. در حقيقـت بسـياري ازمديران، ورود به تجارت الكترونيك را يك تصميم فني مي دانند و آن را يك تصميم حياتي براي سازمان در نظر نمي گيرند. به هرحال براي تدوين استراتژي كسب وكار الكترونيك، اهداف سازمان بر اساس فرصتها و تهديدهايي شناسايي شده كه از تحليل محيط بـهدسـت آمـده و اسـاس آن،اهدافي براي استراتژي كسب وكار الكترونيك تعريف ميشود. با وجود اين لازم اسـت اسـتراتژيكسب وكار الكترونيك، از استراتژي سازماني پشتيباني كنـد، چـون بـر آن تـأثير گذاشـته و تـأثيرمي گيرد (حنفي زاده و رضايي، 1390).
فرآيند تدوين استراتژي كسبوكار الكترونيك
مدلهاي فرآيندي مختلفي ازجمله مـدل ديـس، نويكـو، كينـگ و رايـت (2000)، ون كـاترامن(2000)، پلان ت (2000) و هكب ارث و كتينگ ر (2000) ب راي ت دوين اس تراتژي كس بوك ار الكترونيك مد نظر قرار گرفت كه بنا به نظر پژوهشگران و تأييد خبرگان، مدل هكبارث و كتينگر (2000) كه در مقايسه با مدلهاي ديگر مدل جامع تري به نظر ميرسيد، انتخـاب شـد. رهبـرانكسب وكار به روشي نياز دارند كه نقاط قـوت و نقـاط ضـعف را شناسـايي كنـد ، روي فرصـت هـاسرمايه گذاري كرده و تهديدها را به حداقل برساند تا به طور نظام مندي استراتژيها را متناسب بـامحيط در حال تغيير كسب وكار، تعبير كند. مدل تدوين استراتژي كسب وكار الكترونيك هكبـارثو كتينگر كه از چهار گام آغاز1، تشخيص2، گذار3 و تحول4 تشكيل ميشود، چنان رويكـرد نظـاممند و منطقي را فراهم ميكند كه اين موضوع يكي از برتريهاي مهم اين مدل نسبت بـه سـايرمدلها محسوب ميشود. فعاليتها، وظايف و خروجيهاي هر مرحله در مدل هكبارث و كتينگـربه طور خلاصه در جدول 1 آورده شده است.
جدول 1. مراحل تدوين استراتژي كسب وكار الكترونيك مراحل اصلي فعاليتها خروجي ها
طرحريزي حدود پروژه
آغاز آغاز پروژه • تعيين ذينفعان پروژه برنامة كار پروژه
تعيين برنامة پروژه صنعت
ارزيابي وضعيت رقابتي صنعت
رتبهبنديهاي
814705-1066319

به گزيني تكنولوژي كسبوكار الكترونيك تهديدها و فرصتها ارزيابي مشاركت كسبوكار صنعت تشخيص شركت
ارزيابي محيط جاري • تعيين استراتژيهاي جاري كسبوكار
•• ارزيابيارزيابي ارتباطاتارتباطات تأمين مشتري كننده رتبهبنديهاي نقاط
قوت و ضعف
ارزيابي تكنولوژي و معماري كسبوكار الكترونيك
ارزيابي مشاركت كسبوكار
رتبهبنديهاي استراتژيهاي كسبوكار جاري
گذار • نقاط تطبيققوت ودادن ضعف استراتژيشركتهاي كسبوكار جاري با فرصتها و تهديدهاي صـنعت واستراتژي گذار
ايجاد هدف استراتژيك • ماتريس SWOT كسب وكار
الكترونيك
توفان مغزي استراتژيهاي گذار كسبوكار الكترونيك جايگزين
تجزيهوتحليل شكاف بين استراتژي گذار و استراتژي جاري
تحول • فاكتورهاي مؤثر در ارزيابي آمادگي تغيير و تجزيه و تحليل ريسك/سود/ هزينه استراتژي تحول طرحريزي مسير حركت • در نظر گرفتن پاسخهاي بالقوه صنعت كسب وكار
الكترونيك
طرحريزي مراحل استراتژي گذار كسبوكار الكترونيك منبع: هكبارث و كتينگر، 2000 مرحلة 1: آغاز
هدف مرحلة آغاز، القاي كلُيت و تفصيل مراحل تدوين استراتژي كسب وكار الكترونيـك بـه تـيممطالعة كسب وكار الكترونيك از طريق طرحبندي كلي انـدازة پـروژه، تعيـين ذي نفعـان پـروژه و ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Initiate
Diagnose
Breakout
Transition
تعيين برنامة پروژه است كه اساس كار را طرحريزي كرده، طـي مراحلـي كامـل شـده و درنهايـتنوعي استراتژي موفق تحول را رقـم مـيزنـد . مشـاركت كننـدگان ، وروديهـاي مرحلـة آغـاز راجمع آوري كرده، طرح كلي اندازة پروژه را پيشنهاد داده و نوعي برنامه تـدوين مـيكننـد . تعريـفچشم انداز پروژه، مهمترين فعاليت در اين مرحلـه اسـت؛ زيـرا اهـداف تـيم مطالعـة كسـب وكـارالكترونيك را تعريف ميكند. چشمانداز پـروژه بايـد در چـارچوب اهـداف كسـب وكـار شـركت وانتظارات مشتريان، ارباب رجوعان و شركاي كسب وكار باشد. چشمانداز پروژه، هويـت و انتظـاراتشفافتري از اهداف به دست مي دهد كه براي تحقق استراتژيهاي جديد شركت و هـم راسـتاييفرآيندهاي شركت با تكنولوژيهاي كسب وكار الكترونيك، كاربرد دارد. اين مرحله همچنـين بـرتأمين تعهد مديريت و تصويرسازي فرصتهاي استراتژيك كسب وكار الكترونيك تأكيد ميكند.
مرحلة 2: تشخيص
اين مرحله استراتژي جاري شركت را تعيين ميكند و به ارزيابي دوگانة شركت و صنعت در مـوردمشتريان، تأمينكنندگان و شركاي تجاري و تكنولوژيهاي كسب وكـار الكترونيـك در دسـترسمي پردازد. نتيجة اين ارزيابيها شامل اين موارد ميشود: 1. رتبهبنـدي اولويـتهـاي اسـتراتژيككسب وكار موجود؛ 2. رتبهبنديهاي نقاط قوت ـ ضعف صنعت؛ 3. رتبهبنديهاي تهديد ـ فرصتشركت. اين رتبهبنديها براي تكميل فـرم ارزيـابي نقـاط قـوت و ضـعف، فرصـت هـا و تهديـد(SWOT) استفاده ميشود كه تيم مطالعه در مرحلة بعـد در بررسـي اسـتراتژيهـاي گـذار از آناستفاده ميكند. استفاده از اين چارچوب، اجازة مقايسة مستقيم اسـتراتژي هـا بـا بـهگزينـي هـايصنعت و قابليتهاي شركت را مـي دهـد . فعاليـت اصـلي اوليـة مرحلـة تشـخيص ، مسـتند كردن اولويتهاي استراتژيك كسب وكار موجود و رتبهبندي آنها با توجه به اهميت اسـت . مصـاحبه بـامديران ارشد اجرايي به تعيين سازگاري استراتژي هاي مجزاي شركت با دانش مديران اجرايـي ازفرآيندهاي موجود و زير ساختار تكنولوژي شركت، كمك ميكند. فعاليت اصلي بعدي اين مرحله مستلزم آن است كه تيم استراتژي سازمان، صنعتي كه شركت در آن فعاليت ميكند را با صـنايعديگري كه بر شركت اثر ميگذارند، ارزيابي كند.
مرحلة 3: گذار
هدف اين مرحله توسعة نوعي استراتژي گذار است كه تفكـر كليشـهاي را از بـين بـرده و نـوعيمسير مناسب را جايگزين آن ميكند كه به شركت توانايي مي دهد، همچون يـك رهبـر در بـازاركالاها و خدمات خاص فعاليت كنند. در اين مرحله استراتژيهاي كسب وكار موجود شركت، نقاط قوت و ضعف شركت و تهديدها و فرصتهاي صنعت در ارزيابي SWOT استراتژيك كسب وكار الكترونيك مورد ارزيابي قرار ميگيرند.
در مرحلة تشخيص، استراتژيهاي موجود كسب وكار و ابعاد SWOT مشخص مـي شـوند تـااين موارد به طور نظام مندي براساس نوعي مقياس (از غير شفاف تـا عـالي) مـورد ارزيـابي قـرارگيرند. گام بعدي قضاوت در مورد هم راستايي بين استراتژي و هر بعد SWOT است. هـدف ايـنمقياس ارزيابي درجة هم راستايي هر استراتژي خاص با يك جزء SWOT است. توفـان مغـزي وسناريوپردازي ميتواند براي آزمون پيشفرضهاي جاري استراتژيك به كار رود. از طريق تطبيـقابعاد SWOT با استراتژيهاي كسب وكار جاري، استراتژيهاي جديد پديدار ميشود. اعضاي تيم مطالعة پروژه و مشاركتكنندگان ارشد اجرايي حق جايگزيني، اضـافهكـردن يـا تجديـد سـاختاراولويتها را دارند. نتيجة اين ارزيابيها، دستيابي به نوعي چشمانداز مشترك خواهد بود كه مسير آينده را نشان ميدهد. همچنين اين ارزيابيها سه نتيجة مشخص را به دنبال خواهنـ د داشـت : 1.
ممكن است تجارت الكترونيك را به استراتژيهاي كسب وكار موجـود القـا كنـد تـا كمبودهـايSWOT جبران شود؛ 2. ممكـن اسـت اسـتراتژيهـاي كسـب وكـار الكترونيـك جديـدي بـراي بهينهسازي استراتژي كسب وكار كلي شركت اضافه شود؛ 3. ممكن است در ارتباط بـا دو گزينـةاول، استراتژيهاي قديمي كسبوكار را حذف يا ساختاردهي مجدد كند. درنهايت يكي از اين سه روش به صورت توافقي يا به شكل دستوري انتخاب ميشود.
مرحلة 4: تحول
اجراي استراتژي جديد شركت كه به كمك فناوريهاي جديد پشتيباني شود، ساده نيسـت . افـرادبايد آموزش داده شوند، سازمانها همراستايي مجدد پيـدا كننـد و محصـولات و خـدمات جديـدتوسعه داده شوند. در اين زمينه، تجزيه و تحليل شكاف1 ميتوانـد بـراي تعيـين تفـاوت جايگـاهاستراتژيك فعلي شركت و استراتژي گذار الكترونيك كه منجر به حركـت بـه سـمت اسـتراتژيكسب وكار الكترونيك ميشود، كمك كند. استراتژي گذار مبتني است بر تفاوت بين قابليـتهـا ومنابع جاري يك شركت و منابع و قابليتهايي كه براي استراتژي تحول مورد نياز است. اين امـربراي تغيير و موفقيت فزاينده به زمان نياز دارد.
مديريت دانش
در عصر حاضر كه به عصر دانش و اطلاعات معروف است، سازمانها براي كسب مزيت رقـابتيمجبورند تا دانش، داراييهاي دانشي و نيروي كار خود را مديريت كننـد (منوريـان، خيرانـديش و
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Gap Analysis
عسگري، 1390؛ دراكر، 2001؛ اونيز، 2010). موفقيت يا ناموفق بودن يك شركت به طور مستقيم و غيرمستقيم بستگي به شيوهاي دارد كه دانش مديريت ميشود. سازمانها براي توليـد ، ضـبط و ذخيره سازي دانش كاركنان، از مديريت دانش استفاده ميكنند (استيونز، 2010).
واژة مديريت دانش گاهي اوقات مسئلهساز است؛ همان گونه كـه توافـق عمـومي انـدكي درتعريف آن وجود دارد (عزيزي، اسـدنژاد، زارع ميـرك آبـادي و حسـيني، 1389؛ نيـف ، 1999). در مطالعه اي كه راب و رولينگ (2001) انجام دادند، مشخص شد كه چه در ادبيات دانشگاهي و چه در ادبيات مديريت عمومي، حتي يك حوزة مشخص پذيرفته شده و به توافق رسـيده در مباحـث وگفت وگوها وجود ندارد. با توجه به وسعت ديدگاه ها، نظـرات و ا يـده هـا ي مطـرح شـده راجـع بـهمديريت دانش، دستهبندي هاي گوناگوني از مديريت دانش معرفي شـده اسـت و در هـر قسـمتافراد گوناگوني ساختارهايي را شناسايي و پيشنهاد كرده اند كه برخي از آنها در جدول 2 مشـاهدهميشود.
جدول 2. تعاريف مديريت دانش
تعريف محقق
مديريت دانش رويكردي نظاممند، براي يافتن، درك و استفاده از دانش به منظور خلق ارزش است. اودل، 2000
سازوكاري براي ايجاد محيط كاري كه در آن دانش و تخصص به آساني توزيع ميشـود و در زمان مناسب در اختيار افراد قرار ميگيرد تا آنها بتوانند به صورت مؤثرتر و بـا كـارايي بيشـتر فعاليت كنند. اسميت، 2003
سازوكاري براي دستيابي به تخصص، دانش و تجربه كه قابليتهاي جديد را فراهم ميكند، عملكرد بهتري را موجب ميشود، نوآوري را تشويق مـي كنـد و ارزش مطلـوب ذي نفعـان را افزايش ميدهد. بكمن، 2004
رويكردي يكپارچه و نظاممند در راستاي تشخيص، مديريت و تسهيم كلية داراييهاي فكري، شامل پايگاههاي داده، مستندات، رويهها و سياستها و تجارب موجود در ذهن افراد است. جونز، 2005
منبع: انصاري رناني و قاسمي نامقي، 1388
پژوهشهاي مربوط به مديريت دانش، هنوز نسبتاً جديد بوده و ادبيات مديريت دانش اصـولاًبر ارتباط دانش، مشاركت كاركنان دانشي و ارتقـاي مؤسسـه هـاي دانـش محـور ، متمركـز اسـت(سايموندز، 2011: 15). هريس (2005) گزارش ميدهد كه 95 درصد از شركتهاي فورچون500 در سراسر شركت خود برنامههاي دانش را گنجاندهاند. شركتهـا دريافتـه انـد كـه دانـش بسـيار ارزشمند و يك منبع استراتژيك نامحسوس است. مديريت دانش موفق به يكـي از بـزرگ تـرين چالشهاي سازماني براي شغل مديريت منابع انساني تبديل شده است. دي لونگ و فاهي (2000) استدلال ميكنند كه بسياري از تعارضها درزمينة مديريت دانش، معمـولاً بـه علـت عـدم درك مفاهيم دانش و مديريت دانش است. وظيفة سازمان است كه براي حفظ مزيت رقابتي، بـه دنبـالاجراي برنامههاي مديريت دانش باشد. اسچالتز و ليدنر گزارش ميدهند كه سازمانها با اجـراي مديريت دانش و تكنولوژي، به دنبال وعدة افزايش كارايي و بهره وري هستند. پـيش فـرض تمـاماين برنامهها آن است كه دانش خوب است و مديريت دانـش در بـدترين حالـت، عواقـب منفـيناچيزي به دنبال خواهد داشت (سايموندز، 2011: 17).
بررسي پيشينة پژوهش حاكي از آن است كه در جنبة نظريِ نقش مديريت دانـش در تـدويناستراتژيها، پژوهش هايي مانند مديريت دانش در استراتژي توسعه و استراتژي كسبوكار (كـالزو كامينگز، 2001)، مديريت دانش در انواع مختلف شبكههاي استراتژيك شركت هاي كوچـك ومتوسط (والكوكاري و هلاندر، 2007) يا آشنايي با مديريت دانش و نقـش آن در نظـام مـديريتاستراتژيك شركت ها (عباسي و فتح الهيراد، 1388) انجام شده اند، بنابراين خردماية موردنياز براي تدوين فرضيه هايي در اين رابطه وجود دارد، با اين حال پژوهش در جنبة تجربي مسئلة پـژوهشاز فراواني اندكي برخوردار است. هدف اين پژوهش پركردن اين شكاف در ادبيات پژوهش مربوط به اين حوزه است.
روششناسي پژوهش
پژوهش حاضر از نظر هدف كاربردي، از نظر ماهيـت توصـيفي ـ پيمايشـي و از نظـر گـردآورياطلاعات از نوع مطالعات ميداني است.
براي بررسي فرضيهها از آزمون فرض آماري ميانگين يك جامعه (t استيودنت)1 استفاده شـد. همچنين براي بررسي ترتيب اهميت نقش مديريت دانش در هر يك از مراحل تدوين اسـتراتژي كسب وكار الكترونيك از آزمون فريدمن استفاده ميشود (آذر و مؤمني، 1377).
در اين پژوهش با كمك نرم افزار 17 SPSS، به تجزيه و تحليـل سـاختار دادههـا پرداختـه و مدل مفهومي پژوهش به بوتة آزمون گذاشته ميشود كه نتـايج حاصـل بـه طـور كامـل بررسـي خواهند شد.
جامعة آماري اين پژوهش دو گروه بودند. گروه نخست كه از آنها بـراي تعيـين روايـي ابـزارپژوهش استفاده شد، خبرگان حوزة مديريت دانش و كسب وكار الكترونيك بودند كه با استفاده از نمونهگيري غير تصادفي در دسترس، تعداد 10 نفر از آنها انتخاب شـدند . در مرحلـة دوم و بـرايآزمون فرضيهها، نمونة آماري از ميان افراد مرتبط با كسبوكار الكترونيك سـه شـركت »الـف «، »ب« و »پ« كه در جدول 3 معرفي شده اند، استفاده شد. پس از اسـتعلام اوليـه از سـه شـركت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. One sample t-test
مذكور به منظور نمونهگيري، مشخص شد درمجموع حدود 300 نفر از موضـوع پـژوهش مـدنظر آگاهي دارند و مي توانند به منزلة نمونة آماري در دسترس قرار گيرند. بـر اسـاس جـدول مورگـانتعداد نمونة موردنياز در جامعة آماري 300 نفر، 169 نفـر اسـت. بنـابراين در ايـن پـژوهش و بـراساس نمونهگيري طبقهاي، نياز است كه حداقل تعداد 169 پرسشنامه در اختيار پژوهشگر باشـد. با اين حال توانستيم براي انجام اين پژوهش تعداد 180 پرسشنامة تكميل شده گردآوري كنيم كه از اين تعداد، 71 نفر مربوط به شركت »الف«، 54 نفر مربوط به شركت »ب« و 44 نفر مربوط به شركت »پ« بودند.
جدول3. مشخصات عمومي شركتهاي مورد مطالعه
شركت پ شركت ب شركت الف
فناوري اطلاعات فناوري اطلاعات فناوري اطلاعات نوع صنعت
400 نفر 800 نفر 1100 نفر تعداد نيروي انساني
17 سال 11 سال 26 سال سابقة فعاليت الكترونيكي
22 شركت 2 شركت 51 شركت تعداد شركت هاي زيرمجموعه
در اين پژوهش از پرسشنامه در گردآوري داده ها و تجزيـه و تحليـل فرضـيههـاي پـژوهشاستفاده شد. اين پرسشنامه شامل چهار مرحلة تدوين استراتژي كسـب وكـار الكترونيـك اسـت و درمجموع 49 گويه را در برميگيرد. در ايـن پـژوهش، از روش روايـي محتـوا بـراي اطمينـان از درستي ابزار اندازهگيري استفاده شده است. اعتبار محتواي يك آزمون را معمولاً افراد متخصـص در موضوع مورد مطالعه تعيين مي كنند. به منظور تعيـين پايـايي آزمـون از روش آلفـاي كرونبـاخاستفاده شد كه عدد 963/0 براي پرسشنامة خبرگان و عدد 956/0 براي پرسشـنام ة سـازمان هـابه دست آمد؛ اين اعداد نشاندهندة پايايي مطلوب اين پرسشنامه است.
يافتههاي پژوهش
نتايج تحليل اطلاعات خبرگان پژوهش
همان طور كه پيشتر گفته شد، چارچوب نظري حاكم بر اهـداف و فرضـيههـاي ايـن پـژوهش، برگرفته از مدل تدوين استراتژي كسب وكار الكترونيك هكبـارث و كتينگـر (2000) اسـت . بايـدگفت اين مدل مبناي تنظيم پرسشنامة پژوهش حاضر كه شامل 49 گويه است، قرار گرفت. براي تعيين روايي و پايايي ابزار طراحي شده، پرسشنامه در اختيـار 10 نفـر از خبرگـان حـوزة مـديريتدانش و كسب وكار الكترونيك قـرار گرفـت. بـراي بررسـي صـحت يافتـه هـا و نرمـال بـودن يـاغيرنرمال بودن دادههاي جمع آوري شده، از آزمون كولموگروف ـ اسميرنوف استفاده شد. از آنجايي كه مقدار سطح معني داري براي تمامي گويه ها بزرگتر از 5 درصد شد، فـرض صـفر تأييدشـده وتوزيع نرمال است. بنابراين مي توان از توزيع t براي آزمون فرض ميانگين استفاده كرد.
براي بررسي اينكه آيا از نظر خبرگان، مديريت دانش در هريك از گامهاي (گويه هـا ) فرآينـدتدوين استراتژي كسـب وكـار الكترونيـك نقـش دارد يـا خيـر، از آزمـون ميـانگين يـك جامعـه (t استيودنت) استفاده شد. در اين آزمون سـطح معنـيداري گـام هـا از سـطح بحرانـي 5 درصـدكوچك تر شد و حد پايين و بالا، هر دو مثبـت بودنـد. امـا در 9 گـامي (گويـه ) كـه در جـدول 4 آمده اند، حد پايين منفي بود و در فرض مقابل پذيرفته نشد، به اين معنا از نظـر خبرگـان در ايـنگامها مديريت دانش نقش نداشت. بنابراين در مرحلة بعد، يعني توزيع پرسشنامه در سازمانهـايمورد مطالعه، اين گويهها از پرسشنامه حذف شدند.
جدول 4. آزمون ميانگين يك جامعه مربوط به پرسشنامة خبرگان
866267-125943

857123146090

مرحله گويهها T درجةآزادي معني سطح داري سطح اطمينان 95درصد
حد پايين حد بالا
1/485 -0/058 0/066 9 2/090 9. تعيين برنامة زمانبنديشده آغاز
1/820 -0/020 0/054 9 2/212 10. واگـــذاري وظـــايف بـــهمسئولان مرتبط آغاز
1/565 -0/526 0/229 9 1/103 11. آغاز ارتباط با ذينفعان آغاز
1/612 -0/012 0/053 9 2/228 32. سفارشدهي محصولات يـاخدمات موردنياز شركت تشخيص
1/679 -0/079 0/070 9 2/058 33. دريافــت محصــولات يــاخدمات از تأمينكنندگان تشخيص
1/789 -0/086 0/089 9 2/087 34. تأييد خريـد و پرداخـت بـه تأمينكنندگان تشخيص
1/990 -0/190 0/095 9 1/868 41. تحويــل محصــولات يــاخدمات تشخيص
1/714 -0/314 0/153 9 1/561 42. دريافت بهـاي محصـولاتيا خدمات تشخيص
1/657 -0/257 0/132 9 1/655 43. ارزيـ ابي شـ ركاي فعلـ يكسب وكار در نقش مشتريان يـا تأمينكنندگان تشخيص
نتايج تحليل اطلاعات پرسشنامة پژوهش
آزمون ميانگين يك جامعه براي مراحل تدوين استراتژي كسب وكار الكترونيك
براي بررسي اين موضوع كه آيا مديريت دانش در پيادهسازي هر يـك از مراحـل فرآينـد تـدويناستراتژي كسب وكار الكترونيك نقش دارد يا خير، از آزمون ميـانگين يـك جامعـه (t اسـتيودنت ) استفاده شد. اگر ميانگين پاسخ ها از عدد متوسط (مقدار 4) بيشتر باشد و با قابليت اعتماد 95درصد تأييد شود، مي توان نتيجه گرفت كه مديريت دانش در آن مرحله نقش ايفا ميكند. بـا توجـه بـه نتايج آزمون (سطح معنيداري برابر با 000/0 و حد پايين بالا و پايين مثبت)، ميتـوان گـفت كه مديريت دانش در پياده سازي مراحل تدوين استراتژي كسب وكار داراي نقـش معنـي داري اسـت ، اين مسئله را جدول 5 نشان مي دهد.
جدول 5. آزمون ميانگين يك جامعه مراحل تدوين استراتژي كسب وكار الكترونيك
نتيجه 95 درصد
حد بالا

سطح اطمينانحدپايين سطح معنيداري فرضيهها
اثبات فرضيه 5/26 5/06 0/000 مديريت دانش نقش معنيداري در پيادهسازي مرحلـ ةآغاز در تدوين استراتژي كسب وكار الكترونيك دارد.
اثبات فرضيه

04
/
5



قیمت: تومان


پاسخ دهید