د ناوری اطلاعات دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 6، شمارة 1 بهار 1313
صص 160- 145

بررسي عوامل تأثيرگذار بر توسعة تجارت الكترونيكي
(مطالعة موردي بنگاه هاي كوچك و متوسط تهران)
19621508122159

عباس منوريان ، امير مانيان، مسعود موحدي، محسن اكبري
چكيده: اين نوشتار در پي پاسخ گويي به اين مسئلة اصـلي اسـت كـه مـدل پـذيرش تجـارت الكترونيكي، در بنگاه هاي كوچك و متوسـط چگونـه بـوده و عوامـل مـؤثر بـر توسـعة تجـارتالكترونيكي در اين بنگاهها كدامند. براي پاسخگـو يي بـه ا يـن مسـئله ، پـس از بررسـي ادب يـات موضوعي و تـدو ين مـدل نظـري پـژوهش بـا اسـتفاده از روش پـژوهش اكتشـاف ي، بـه دنبـال پاسخگويي به سؤال هاي پژوهش بوديم كه در ضمن بررسي سيصدوچهار بنگاه منتخب در شهر تهران با استفاده از ابزار پرسش نامه، مدلي ارائه شده است كه داراي چهار دسـته عوامـل محـيط كلان، عوامل محيط صنعت، عوامل محيط داخلـي و مشخصـات فنـاوري اسـت . مراحـل رشـد تجارت الكترونيكي نيز در دو سطح پذيرش اوليه و نهادينهكردن نگريسته شده اسـت . در پايـان ضمن بررسي روابط بين اين عوامل و شاخصهاي هر دسته از عوامل، مدل نهايي پژوهش ارائه شده است كه در آن، عوامل محيط بيروني به دو دسته عوامل محـيط كـلان و عوامـل محـيطصنعت تقسيم شده و هر كدام بهصورت منفك بر مراحل پذيرش و توسعة تجارت الكترونيكي در بنگاه هاي كوچك و متوسط تأثيرگذارند.

واژه هاي كليدي: بنگاههاي كوچك و متوسط، تجارت الكترونيكي در بنگاههاي كوچك و متوسـط ، تجارت الكترونيكي، مدل پذيرش تجارت الكترونيكي در بنگـاههـا ي كوچـك و متوسط.
،1
مقدمه
توسعة صنعتي و رشد كمي و كيفي صنايع، به گونهاي كه فاصلة صنعت ما را با دنياي پيشرفته كم و كمتر سازد، آرزوي هر صاحب صنعتي است كه در اين پهنه تلاش ميكند؛ اما اين آرزو چگونـه عملي ميشود و درواقع چگونه ميتوان آرمـان و امكـان را بـه يكـديگر نزديـك كـرد؟ يكـي از روشهايي كه گروهي از صاحب نظران و كارشناسان اقتصاد و صنعت با آن موافق هستند، تقويت صنايع كوچك و متوسط است . اين صنايع نقش هاي مختلفي را در اقتصاد كشورها بازي مي كنند؛ از آن دسته مي توان به سهم بالاي ايـن صـنايع در اشـتغال، جابـه جـايي منـابع مـالي، شكسـتنانحصارها و غيره، اشاره كرد.
تجارت الكترونيكي منافع بسياري را براي بنگاه هاي اقتصادي، ازجمله بنگـاه هـاي كوچـك و متوسط بهارمغان آورده است. دسترسي به بازارهاي بيشتر، كاهش هزينـه هـاي مبادلـه، افـزايش سرعت و دقت در مبادلات، حضور در بازارهاي متنوع و مانند اينها، از منافعي هسـتند كـه بـراي تجارت الكترونيكي برشمردهاند؛ اما با همة اين مزايـا، بنـا بـه بـاور بسـياري از محققـان، تـأخير محسوسي در پذيرش فناوري اطلاعات و تجـارت الكترونيكـي در بنگاهـاي كوچـك و متوسـط نسبت به بنگاه هاي بزرگ، مشاهده مي شود. آنچه حائز اهميت فراوان است، شناسايي علـل ايـن تأخير و تدبير راه كارهايي براي رفع اين گونه موانع است. در پژوهش پيش رو، به دنبـال شناسـايي موانع پذيرش تجارت الكترونيكي در بنگـاه هـاي كوچـك و متوسـط تهـران هسـتيم تـا بتـوانيمراه كارهايي براي رفع اين موانع ارائه كنيم.
با توجه به عنوان مقاله، هدف اصلي مـا شناسـايي عوامـل پـذيرش تجـارت الكترونيكـي دربنگاه هاي كوچك و متوسط تهران است. با توجه به اين هدف، مهمترين اهداف فرعي مورد نظـردر اين پژوهش عبارتند از: بررسي، شناسايي و تدوين مدل و شاخص هاي مناسب ارزيابي پذيرش تجارت الكترونيكي بنگاههاي كوچك و متوسط تهران و دست يابي به شـناخت جـامع از عوامـلتأثيرگذار بر پذيرش تجارت الكترونيكي در بنگاههاي كوچك و متوسط تهران.
بر اساس اهداف فوق، سؤالهاي اين پژوهش به شرح زير هستند:
− مدل مناسب ارزيابي پذيرش تجارت الكترونيكي بنگاههاي كوچـك و متوسـط تهـران كدام است؟
− عوامل تأثيرگذار بر پذيرش تجارت الكترونيكي در بنگاه هاي كوچك و متوسـط تهـران كدامند؟
− مراحل توسعة تجارت الكترونيكي در بنگاههاي كوچك و متوسط تهران كدامند؟
− عوامل محيط كلان تأثيرگذار بر پذيرش تجارت الكترونيكي (پذيرش اول يـه و پـذيرش نهايي) در بنگاه هاي كوچك و متوسط تهران كدامند؟
(مطالعة
− عوامل محيط صنعت تأثيرگذار بر پذيرش تجارت الكترونيكي (پذيرش اوليه و پـذ يرش نهايي) در بنگاه هاي كوچك و متوسط تهران كدامند؟ − عوامل محيط داخلي تأثيرگذار بر پذيرش تجارت الكترونيكي (پذيرش اوليه و پـذ يرش نهايي) در بنگاه هاي كوچك و متوسط تهران كدامند؟
− عوامل مرتبط با مشخصات فناوري اطلاعات تأثيرگذار بر پذيرش تجـارت الكترونيكـي
(پذيرش اوليه و پذيرش نهايي) در بنگاه هاي كوچك و متوسط تهران كدامند؟
پيشينة پژوهش
نقش بنگاه هاي كوچك و متوسط در اقتصاد
به باور تپسكات (1996)، رشد در اقتصاد نوآوري، بيشتر از شركت هاي كوچك و متوسـط نشـئت مي گيرد تا از شركتهاي بزرگ و دولتي. در عين حال اين شركت هـا آثـار زيـادي بـر اقتصـاد وزندگي مردم نيز دارند. در حدود 80 درصد از كل شـركت هـاي موجـود در دنيـا، كمتـر از ده نفـر نيروي انساني دارند كه اين رقم از 95 درصـد در انگلسـتان، 94 درصـد در اسـپانيا و فنلانـد ، 79 درصد در آمريكا متغير است. شركت هاي با نيروهاي انساني كمتر از ده نفر در كشورهاي مختلف متفاوت است. در ايرلند شركت هاي با كمتر از ده نيـروي انسـاني ، 85 درصـد كـل شـركت هـا را تشكيل ميدهند (گوريكبتل، 2001). در كشور ما نيز، 92 درصد شركت هاي ايراني را شركت هاي كوچك و متوسط تشكيل داده است و اين شركتها 56 درصد نيروي كار را به اشتغال گرفتـه انـد (قره چه، 1377).
به طور خلاصه، نقش بنگاه هاي كوچك و متوسط در اقتصاد، در موارد زير مطرح مي شود:
براي افراد حقيقي كه توانايي راه اندازي كسب وكارهاي بزرگ را ندارند، بستري فراهم مي كنند تا در مقياس كوچكتر بتوانند توانايي ها و قابليت هاي خود را بروز دهند و كارآفرين باشند وونگ و آسپينگبال 2003). نقش بسيار مهمي در به وجود آوردن فرصـت شـغلي بـراي افـراد جامعـه ايفـامي كننـد و سـهم بـالايي از اشـتغال را در دسـت دارنـد (رابرتسـون ، 1996). منـابع نـوآوري درمحصولات، خدمات، فرايندها و تجربه هاي كاري جديد شمرده مي شوند (رابرتسـون ، 1996) و بـاتأمين انواع محصولات و خدمات، بخش عمده اي از بدنه اقتصادي كشورها را تشكيل مـي دهنـد .
بنگاه هاي كوچك و متوسط در نقاط مشخص و بازارهاي ويژه اي فعاليـت مـيكننـد كـه صـنايعبزرگ امكان ورود به آن بازارها را ندارند (استورِيِ، 1994)، به ويـژه در بخـش توليـد، بسـياري ازصنايع كوچك تأمين كنندة اجزا، قطعات و زيرمونتاژهاي تخصصي هسـتند و درواقـع پيمانكـارانصنايع بزرگ به شمار مي روند. به منزلة پاية اقتصاد توليدي هستند كه رونق، شكوفايي و موفقيـت
،1
صنايع بزرگ را تضمين مي كنند. صنايع كوچك، كارايي صنايع بزرگ نيز را شكل مي دهند؛ زيـراعملكردشان به صورت مستقيم به بنگاه هاي كوچك و متوسط وابسته است (ويتاكر، 1997).
تجارت الكترونيكي و تعريف آن
سازمان توسعه و همكاريهاي اقتصادي1، تجارت الكترونيكي را »انجـام تجـارت ( خريـدوفروش كالاها و خدمات) از طريق اينترنت، خواه كالاها و خدماتي كه قابليـت ارائـه و تحويـل از طريـق اينترنت را دارند و خواه آنهايي كه ندارند«، تعريف كرده است (گوپل، 2001).
گروه مشاوره اي گارتنر2، تجارت الكترونيكي را چنين توصيف مـي كنـد: »درجـه اي كـه يـك شركت، فرصت هاي ايجادشده از شبكه هاي ارتباطي اينترنت و الكترونيك را مورد هدف قرار داده است«. بنابراين تجارت الكترونيكي به شكل هاي متفاوت و در درجه هاي كوچك و بزرگ تعر يـف مي شود (گروه گارتنر، 2000).
با توجه به تعريف هايي كه بيان شد، مي توان تجارت الكترونيكي را اين گونه تعريف كـرد كـه در يك سوي آن، انجام تمام امور با استفاده از ابزارهاي نوين ارتباطي مانند اينترنت و غيره بـوده و در سوي ديگر آن، عدم استفاده از اين ابزارها در انجام تجارت قرار مي گيرد. گفتني است كه در اين نوشتار از تعريف طيفي تجارت الكترونيكي استفاده شده است. در ادامـه مـدل هـاي پـذيرش تجارت الكترونيكي و عوامل مؤثر بر آن بيان خواهد شد.
بنگاه هاي كوچك و متوسط و تجارت الكترونيكي
بنگاهاي كوچك در به كارگيري تجارت الكترونيكي با سازمان هاي بزرگ، تفـاوت بسـيار زيـاديدارند و درحقيقت مدل كوچك شدة ساده از مؤسسه هاي بزرگ نيستند. به طـور كلـي، بنگـاه هـا ي كوچك و متوسط نسبت به بنگاه هاي بـزرگ، در بـه كـارگيري تجـارت الكتروني كـي بـا ريسـكبيشتري مواجه هستند؛ زيرا منابع كافي براي سرمايه گذاري در اين زمينه و آموزش مناسـب را در اختيار ندارند. ريمن شنايدر، هريسون و مايك يـدين (2003) بـه مطالعـة چگـونگي تصـميم گيـري پذيرش فناوري اطلاعات در مؤسسه هاي كوچك پرداخته اند. آنهـا در ايـن مطالعـه از تركيـب دونظرية رفتار برنامه ريزيشده3 و مدل پذيرش فناوري4 استفاده كردهاند كه هر دو نظريـه پـيش از اين، در زمينة فناوري اطلاعات در صنايع كوچك به كار رفته اند5.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Organization for Economic Cooperation and Development (OECD)
Gartner
Theory of Planned Behavior (TPB)
Technology Acceptance Model (TAM)
Social References
(مطالعة
ايگباريا، زيناتل، كرگ و كاواگه (1997)، دويست وسه مؤ سسـة كوچـك (بـا تعـداد كاركنـانبيست تا صد نفر) را در صنايع مهندسي و توليد زلاندنو، از نظر عوامل مؤثر در پـذيرش رايانـه بـااستفاده از »مدل پذيرش فناوري« مورد مطالعه قرار دادند. برخلاف يافته هـاي ديـويس، بررسـيآنها نشان داد كه برداشت از سهولت كاربرد1، يك عامل قوي در پذيرش فناوري اطلاعات بوده و تأثير قوي تري نسبت به برداشت از فايده2 دارد؛ درواقع در صنايع كوچك بايد بيشتر بر اين عامل تأكيد شود.
به باور رايموند (2005)، عوامل تعيين كننده يا پيش بيني كنندة انتشـار و جـذب نـوآوري هـايتجارت الكترونيكي در سازمان ها را مي توان در چهار گروه شناسايي كـرد : مشخصـههـاي زمينـة محيطي، مشخصه هاي سازمان، مشخصه هاي رهبران يا تصميم گيرندگان سازمان و مشخصه هاي خودنوآوري فناوري.
مك گريگور و ورازاليك (2005)، دسته بندي هاي قبلي را مفيد و واقعي نمي دانند؛ چراكه آنهـامعتقدند هر يك از محققان بر اساس پيش فرضهاي خود، به مدلسازي رشـد و توسـعة تجـارت الكترونيكي در بنگاههاي كوچك و متوسط پرداخته اند. نكتة ديگر اينكه اكثر محققان از جنبـه اي خاص به اين مسئله نگريسته اند كه به محدودشدن و جزيرهاي شدن بينش ما منجر شـده اسـت .
ايشان موانع و مشكلات پذيرش تجارت الكترونيكي را در سه سـطح مشـكلات حـاد ، مشـكلات امنيتي و عوامل نامناسب دسته بندي كرده اند. به باور ايشان، مشكلات حاد، مربوط بـه مشـكلاتي ميشود كه بنگاه هاي كوچك و متوسط را به اين نتيجه مي رساند كه تجارت الكترونيكـي امـريبسيار سخت بوده و به همين دليل از آن صرف نظر مي كنند. اما موانع ديگـري هسـتند كـه ايـنبنگاه ها را متقاعد مي كننـد كـه تجـارت الكترونيكـي امـري نامناسـب بـراي ايشـان اسـت كـهمك گريگور و ورزاليك آنها را »نامناسب« ناميده اند. مدل پاية اين دو محقق كـه در سـال 2005 ارائهشد، فاقد ارتباطات بين گروه ها بـود. در سـال 2006 همبسـتگي بـين عوامـل بررسـي شـد، مطالعات آنها در سـال 2007 و 2008 نيـز ادامـه داشـت ، امـا تغييـري در مـدل بـه وجـود ني امـد ( مكگريگور و ورزاليك، 2005، 2006 و 2008).
ردولي، مومپو، گراسيا ديز و كرونادو در سال 2008، مـدلي را بـراي سـنجش بلـوغ خـدماتاطلاعاتي و ارتباطي بنگاه هاي كوچك و متوسط ارائه كردند و مبناي آن را اينترنـت قـرار دادنـد. بهگفتة ايشان در اين مدل فرض بر اين است كه اينترنت مبنـاي شـبكة بنگـاه بـوده و خـدمات مبتني بر اينترنت، سنگ بناي خدمات اطلاعاتي اين بنگـاه هـا اسـت ، بـه همـين دليـل فنـاوري
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Percived Ease Of Use (PEOU)
Percived Usefulness
1 ،
اطلاعات و ارتباطات در بنگاه هاي كوچك و متوسط بايد در يك فرهنگ اينترنتي تجزيه وتحليـل شود. دسترسي به اينترنت، استفاده از خدمات پاية اينترنت و سيستمهاي اطلاعات تجاري (شامل تجارت الكترونيكي، تداركات الكترونيكي) بايد در اين فضا در نظر گرفته شوند. آنها مدل خـود را در پانصد بنگاه كوچك و متوسط اسپانيا آزمايش كرده اند.
بانجي و كاوشالش (2006) در پژوهش خـود بـه دنبـال پاسـخ بـه ايـن سـؤال بود نـد كـه در كشورهاي در حال توسعه، بنگاههاي كوچك و متوسط فناوريهاي جديد را چگونه ياد مي گيرنـد.
يادآوري ميشود كه فناوري مورد نظر پژوهش آنها، تجارت الكترونيكي بوده است. آنهـا مطالعـة خود را روي صدوپنج بنگاه كوچك و متوسط در كشورهاي هند، نيجريه و اوگاندا انجام دادند. بـه باور آنها، فرايندهاي يادگيري داخلي و خارجي بر مديريت دانش در بنگاه تأثير گذاشته و به واسطة متغير ميانجي، ويژگيهاي بنگاه بر يادگيري فناوري هاي جديد تأثير مي گذارند.
جينگ تن، مولا و ليكر (2005)، مدل آمادگي درك شـدة تجـارت الكترونيكـي (مـدل مـولا وليكر) را براي بنگاه هاي كوچك و متوسط چيني در بعد »تجارت الكترونيكـي بنگـاه بـا بنگـاه 1« تطبيق داده اند. متغيرهاي پژوهش ايشان عبارتنـد از: بخـش اقتصـادي 2، انـدازة بنگـاه ، آمـادگي الكترونيكي درك شدة سـازماني (شـامل : سـطح آمـوزش كاركنـان، آگـاهي و اطـلاع از تجـارتالكترونيكي، تعهد و سخت كوشي در راه اندازي تجارت الكترونيكي)، منابع (شـامل منـابع انسـاني ، منابع فناوري و منابع كسب وكار)، حاكميت (مـدل سـازماني از لحـاظ اسـتراتژيك، تـاكتيكي يـاعملياتي) و آمادگي الكترونيكي درك شـدة خـارج از بنگـاه (شـامل : آمـادگي الكترونيكـي دولـت، آمادگي الكترونيكي نيروهاي بازار (آمادگي الكترونيكـي عرضـه كننـدگان و مشـتريان ) و آمـادگي الكترونيكي صنايع پشتيبان (بانك ها، خدمات تجارت الكترونيكي و…) .
تان، تايلر و مانيكا (2007) مراحل تجـارت الكترونيكـي را بـه دو مرحلـة پـذيرش ابتـدا يي و نهادينهكردن3 تقسيم كردهاند كه ويژگي مرحلة اول مراوده اي بـودن 4 آن و ويژگـي هـاي مرحلـة نهادينهكردن، مراودهاي بودن، مبادلهاي بودن5 و ادغام سيستم ها6 است.
اوه، كيوكشانگ و اندرسون (2009) با استفاده از »مدل پذيرش فناوري«، سعي در شناسـا يي عوامل مؤثر بر پذيرش نوآوري هاي فناوري اطلاعات (فناوري خـاص بازرگـاني الكترونيكـي) در بنگاه هاي كوچك و متوسط كُُره اي كردهاند. گفتني است مدل پذيرش فناوري، از مدلهايي است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
B2B e-Commerce
Business Sector
Institutionalization of eCommerce
Interactive eCommerce
Trans-active eCommerce
Integrated eCommerce
(مطالعة
كه در بسياري از مطالعات براي شناسايي عوامل مؤثر بر نـوآوري هـاي فنـاوري اطلاعـات مـورد استفاده قرار گرفته است (اوه، كيوكشانگ و اندرسون، 2009).
عوامل مدل كا ـ يونگ و همكارانش عبارتنـد از: مزيـت ادراكشـده ( مفيـدبودن و راحتـي ،) محيط صنعت ( مركب از بلوغ فنـاوري اطلاعـات ، ويژگـي نـوآوري بنگـاه و درجـه رقـابتي بـودن صنعت ،) استفادة عملي و تداوم استفاده (جذب)1. مراحل بازرگاني الكترونيكي را جمعآوري دادهها، مذاكره، جستوجو براي شركا، بازاريابي، مبادلة اسناد و قراردادها، امور ترخيص كالا و حمل ونقل، استعلام درخصوص اعتبار طرف هاي قرارداد و پرداخت، در نظر گرفته اند. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد كه مفيدبودن ادراكشده، عامل مهمي هم در مرحلة بهكارگيري عملي و هـم در مرحلـة تداوم استفاده است؛ اما راحتـي، فقـط در اسـتفادة عملـي مـؤثر بـوده اسـت (اوه، كيوكشـانگ و اندرسون، 2009).
در مورد محيط صنعت نيز بايد گفته شود كه بلوغ فناوري اطلاعات و ويژگي نـوآوري بنگـاه، بر مرحلة تداوم استفاده مؤثر بوده اند. نكتة جالب اينكه محيط صـنعت، بـه منزلـة متغيـر ميـانجيمزيت ادراكشده و مراحل كاربري عمل ميكند (كا ـ يونگ و همكاران، 2009).
مدل مفهومي پژوهش
شكل 1 مدل مفهومي اين پژوهش را نشان مي دهد كه براي پاسخ گويي به سؤال ها از آن استفاده شده است:

كلان

محيط

صنعت

محيط

داخلي

محيط

فناوري

مشخصات
اطلاعات

پذيرش
اوليه

پذيرش
نها
يي

كلان

محيط

صنعت

محيط



قیمت: تومان


پاسخ دهید