د ناوری اطلاعات دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 6، شمارة 1 بهار 3131
صص 144- 127

بررسي عوامل مؤثر بر آشنايي و كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات در انجام وظايف سازماني كارشناسان و اعضاي هيئت علمي
(مطالعة موردي: پرديس كشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران)
19621508099298

يگانه مددي، هوشنگ ايرواني، ياسر محمدي
چكيده: امروزه به كمتر سازماني برمي خوريم كه بحث فناوري اطلاعـات و ارتباطـات در آنجـا مطرح نبوده و به يكي از دغدغههاي مديران آن مبدل نشده باشد. هدف از اين مطالعـه بررسـي ميزان آشنايي و كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات در انجام وظايف سازماني كـاربران اسـت .
جامعة آماري پژوهش، كلية اعضاي هيئت علمي و كارشناسان پرديس كشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران هستند كه تعداد صدوبيست وچهار نفر از آنها براي جامعة نمونـه انتخـاب شـدند .
روايي پرسشنامه را متخصصـان مربوطـه تأييـد كردنـد و پا يـايي آن، از روش محاسـبة آلفـاي كرونباخ (95 درصد) مورد تأييد قرار گرفت. نتايج تحليل همبستگي نشان داد كه ميزان آشـنايي و كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات داراي رابطة مثبت و معنادار با مدارك تحصيلي و مرتبـة علمي است. نتايج مقايسة ميانگين حاكي از تفاوت معنـادار م يـزان آشـنايي و كـاربري فنـاوري اطلاعات و ارتباطات در بين دو گروه زنان و مردان بود نتـا. يج تجز يـة وار يـانس نشـان داد كـه ميزان آشنايي و كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطـات در بـين گـروه هـاي مختلـف تحصـ يلي، رتبه هاي مختلف علمي و انواع مختلف استخدام، داراي تفاوت معناداري است.

واژه هاي كليدي: آشنايي، دانشگاه ها، فناوري اطلاعات و ارتباطات، كاربري، وظايف سازماني.
مقدمه
امروزه اهميت ارتباطات و فناوري اطلاعات (ICT) براي افزايش سرعت و دقت فعاليت هاي مختلف اجتماعي و اقتصادي و درنتيجه، بالابردن بهره وري آنها به روشـني مشـخص شـده اسـت ، بـه ويـژه سازمان هايي كه بخش هاي مختلف آن در مناطق جغرافيايي پراكنده و دور از يكديگر قرار گرفتهانـد يا مؤسسه هايي كه موظف به انجام كارهاي متنوع و متعـدد هسـتند ، بسـياري از مشـكلات خـود را به كمك اين فناوري رفع مي كنند. تجارب گوناگون سازمان هاي مختلف در سطح دنيا نشان مي دهد كه فناوري اطلاعات، به راحتي چاره ساز بسياري از مشكلات سيستم هـاي اطلاعـات محـور اسـت و قابليت هاي زيادي در حل مشكلات سازمان ها دارد. در جوامع كنـوني ، اهـداف و روش هـاي سـنتي انجام كارها در مؤسسه هاي آموزشي، همانند ساير سازمان ها، تغييرات چشمگيري داشته اسـت . ايـنتغييرات بر چالش ها و مشكلات، راهبرد ها، برنامـه هـا و رويكردهـا ، تـأثيرات فراوانـي داشـته اسـت (اينگلايس، لينگ و جوستن، 1999). حوزة ارتباط، يكي از حوزه هـايي اسـت كـه در آن فنـاوري از پيشـرفت هاي زيادي برخـوردار شده و اينترنت نيز طـي دو دهة گذشته به طور شگفت انگيـزي آن را تحت تأثير قرار داده است (اوون، 2000). ايـن ابزار (اينترنت) جهان را به شكل يك دهكدة كـوچكي درآورده است كه انسان ها مي توانند از طريق آن، از مسافت هاي دوردست با يكـديگر ارتبـاط برقـرار كنند و از يافته هاي يكديگر بهره مند شوند (يعقوبي و چيذري، 1385).
در ادامة اين نوشتار، بخش دوم به بيان مسـئله و ادبيـات عوامـل مـؤثر بـر آشـنايي و كـاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) اختصاص داده شده است. سپس در بخش سوم روش پـژوهش مرور خواهد شد. بخش چهارم، در مورد يافتـه هـاي پـژوهش بحـث مـي كنـد و در انتهـا براسـاس يافته هاي پژوهش، نتيجه گيري شده و پيشنهادهايي ارائه خواهد شد.
بيان مسئله
در سال هاي اخير، موج فزايندة بهره گيري از فناوري اطلاعات با هدف افزايش بهره وري، كشور ما را فراگرفته و بسياري از سازمان ها براي استفاده از مزاياي فناوري اطلاعات، سرمايه گذاري هاي زيادي انجام داده اند (مقيمي، 1392). دانشگاه كه يكي از نهادهاي اجتماعي جامعه به شمار مي رود، بايستي با توجه به وظايف و آرمان هايش، در تعاملي پويا با ساير دستگاه هاي اجتماعي باشد؛ زيرا هم در بطن جامعه قرار گرفته و هم در تعامل با آنهاست. بنابراين دانشگاه براي پايداري و توسعه بايد خود را با تغييرات و تحولات وفق دهد (منصوري، 1370).
بي شك به كارگيري فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات، در انتقال دانش و اطلاعات و همچنين تحقق اهداف و رسالت هاي آموزش عالي، نقشي حياتي ايفا مي كند (عارفي، 1384).
استفاده از ICT به روز و كارآمد، از ضرورت هـاي اساسـي سـازمان هـاي امـروزي و بـه ويـژهسازمان هاي آموزشي و دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي است (عشرت آبادي، 1392). هدف اصلي پژوهش پيش رو، بررسي عوامل مؤثر بر آشنايي و كاربري فناوري اطلاعـات و ارتباطـات (ICT) در انجام وظايف سازماني كارشناسان و اعضاي هيئت علمي است. بـراي ايـن كـار، سـؤال هـاي پژوهشي به شرح زير تدوين و بررسي شده است:
عوامل مؤثر بر ميزان آشنايي و كاربري كارشناسـان و اعضـاي هيئـت علمـي بـا ICT در انجام وظايف سازماني چيست؟
عوامل مؤثر بر ميزان آشنايي و كاربري كارشناسـان و اعضـاي هيئـت علمـي بـا ICT در گروههاي مختلف استخدام چيست؟
عوامل مؤثر بر ميزان آشنايي و كاربري كارشناسـان و اعضـاي هيئـت علمـي بـا ICT در رتبههاي مختلف علمي چست؟
عوامل مؤثر بر ميزان آشنايي و كاربري كارشناسـان و اعضـاي هيئـت علمـي بـا ICT در گروه هاي مختلف تحصيلي چيست؟ پيشينة پژوهش
در بسياري از دانشگاه ها، افزايش آگاهي و توسعة مهارت هاي مديران و تطبيق افراد و ذي نفعان كليدي براي استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و يادگيري، يكي از محرك هاي اصلي اجراي موفق استراتژي بوده است (جامعة فناوري اطلاعات ايرلند، 2002 و اولوكان، 2005). قورچيان معتقد است، مادامي كه مدرسان و كاركنان مهارت هاي اساسي را فرامي گيرند، به كارگيري ابزار مختلف فناوري اطلاعات و ارتباطات را در انجام وظايف عادي و پروژه هاي خود آغاز مي كنند (قورچيان و خورشيدي، 1379). در تعريف فناوري اطلاعات و ارتباطات، مي توان فناوري را گردآوري، سازماندهي، ذخيره و نشر اطلاعات، اعم از صوت، تصوير، متن يا عدد دانست كه با استفاده از ابزار رايانه اي و مخابرات انجام گيرد (اوون، 2000). از ديدگاهي ديگر، واژة فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT)، بر فناوري مبتني بر رايانه و اينترنت براي خدمات رساني اطلاعاتي و ارتباطاتي به گروه بزرگي از كاربران اشاره دارد (اكاسينيا و ويكتور، 2003). امروزه فناوري اطلاعات و ارتباطات، راه كارهاي مختلفي را در راستاي حل مشكلات آموزشي و پژوهشي ارائه مي دهد. مسائل آموزشي در كشورهاي رو به پيشرفت، به طور عمده حول افزايش كمي سرويس هاي آموزشي است؛ در حالي كه ملاحظات كيفي آموزش در كشورهاي رشديافته، از اولويت هاي بالاتري برخوردار هستند. دانشگاه ها و مراكز علمي دنيا مي كوشند تا با استفاده از فناوري روز، راه كارهايي براي بهبود كيفي و كمي آموزش ارائه دهند (سلطاني، 1383). با توجه به اهميت فناوري اطلاعات و ارتباطات در بهبود انجام فعاليت هاي سازماني كارشناسان و اعضاي هيئت علمي، مطالعة فوق با هدف بررسي وضعيت و عوامل مرتبط با آشنايي و كاربري اينترنت در فعاليت هاي سازماني كارشناسان و اعضاي هيئت علمي پرديس كشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران انجام گرفت. نتايج مطالعات مختلف نشان مي دهد كه ميزان آشنايي و كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات در مراكز آموزشي و دانشگاه ها يكسان نبوده و تابع عوامل مختلفي است. مطالعه اي كه به منظور بررسي وضعيت استفادة اعضاي هيئت علمي دانشگاه هاي علوم پزشكي ايران، تهران و شهيد بهشتي از اينترنت انجام شده است، نشان مي دهد كه بيشترين درصد استفاده كنندگان از اينترنت (7/82 درصد) سابقة كاري كمتر از پنج سال دارند و استادان بيش از ساير گروه ها و رتبه هاي علمي از اينترنت استفاده مي كنند. در اين پژوهش بين وضعيت استفاده از اينترنت و رتبة علمي، رابطة معناداري مشاهده شد (حضرتي، 1377). سلطاني (1383) در پژوهش خود به اين نكته اشاره كرده است كه بين متغيرهاي سابقة كار، نوع استخدام و مدت زمان فارغ التحصيلي با ميزان آشنايي با فناوري اطلاعات رابطة معناداري وجود دارد. بنابراين مي توان گفت افرادي كه سابقة كار كمتري دارند و همچنين افرادي كه مدت زمان كمتري از زمان فارغ التحصيلي آنها گذشته ، ميزان آشنايي بيشتري از فناوري اطلاعات دارند. مشهدي در پژوهش خود به اين نتيجه دست يافت كه سن، سابقة شغلي، مهارت در استفاده از رايانه و اينترنت و نگرش افراد به فناوري اطلاعات با استفاده از فناوري اطلاعات، رابطة معناداري دارند (مشهدي، رضوان فر و يعقوبي، 1386).
روششناسي پژوهش
در انجام اين پژوهش از روش توصيفي ـ همبستگي استفاده شده است. پژوهش توصيفي، شامل مجموعة روش هايي است كه هدف آن توصيف شرايط يا پديده هاي مورد بررسي است. جامعة آماري اين مطالعه، كلية اعضاي هيئت علمي و كارشناسان پرديس كشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران هستند كه به صورت سرشماري مورد پرسشگري قرار گرفتند. براي جمع آوري اطلاعات از پرسش نامه اي با طيف پنج گانة ليكرت (هيچ تا خيلي زياد) استفاده شده است. از مجموع پرسش نامه هاي توزيعشده، 124 پرسش نامه جمع آوري شد. براي اندازه گيري متغيرهاي پژوهش، پرسش نامه اي مشتمل بر سه بخش، شامل ويژگي هاي فردي (سن، جنس، دانشكده، گروه، رشتة تحصيلي، شغل، سابقة كاري و…)، وضعيت آشنايي با موارد فناوري اطلاعات و ارتباطات در فعاليت هاي سازماني و وضعيت استفادة كارشناسان و اعضاي هيئت علمي از فناوري اطلاعات و ارتباطات در انجام فعاليت هاي سازماني طراحي شده است. به منظور بررسي ميزان آشنايي و كاربري كارشناسان و اعضاي هيئت علمي با فناوري اطلاعات و ارتباطات، تعداد 25 گويه در قالب يك مقياس با طيف ليكرت در اختيار جامعة آماري قرار گرفت و از آنها درخواست شد تا به هر يك از اين گويه ها در محدودة طيف ليكرت از صفر تا پنج (هيچ تا خيلي زياد) امتياز دهند. اعتبار (روايي) پرسش نامه با نظر استادان دانشگاه و متخصصان فناوري اطلاعات و ارتباطات مركز انفورماتيك دانشگاه مورد تأييد قرار گرفت و براي بررسي پايايي پرسش نامه، از آزمون آلفاي كرونباخ استفاده شد كه همبستگي دروني بين گويه هاي مقياس برابر با 95/0 به دست آمد. اين رقم نشان دهندة پايايي قابل قبول پرسش نامه است. سرانجام، تحليل اطلاعات نيز با استفاده از نرم افزار اس.پي.اس.اس. در دو بخش آمار توصيفي و استنباطي انجام گرفت. گفتني است كه براي اولويت بندي گويه هاي ميزان آشنايي و كاربري اطلاعات و ارتباطات، از ضريب تغييرات استفاده شد و شناسايي عوامل مؤثر بر ميزان آشنايي و كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات با استفاده از رگرسيون چندگانه به روش توأم (ENTER) انجام گرفت.
يافته هاي پژوهش ويژگي هاي فردي و حرفهاي
بر اساس نتايج به دست آمده، ويژگي هاي فردي و حرفه اي اعضـاي هيئـت علمـي و كارشناسـان مورد مطالعه (124 نفر) بدين شرح بوده است. در مورد وضعيت سن پاسخ گويـان ، 42 نفـر (33/9 درصد) كمتر از 35 سال، 44 نفر (35/5 درصد) بين 36 تا 45 سال و 38 نفر (30/6 درصد) بالاي 46 سال، سن داشتند. در مورد سابقة كاري، 56 نفر (45/2 درصد) كمتر از 10 سال سابقه، 48 نفر
(38/7 درصد) بين 11 تا 20 سال سابقه و 20 نفر (16/1 درصـد ) بـيش از 21 سـال سـابقة كـار داشتند. 64 نفر از پاسخ گويان (51/6 درصد) كارمنـد بودنـد و 58 نفـر اعضـاي هيئـت علمـي را تشكيل مي دادند؛ از بين اعضاي هيئت علمي نيز، 32 نفر (25/8 درصد) مربي و استاديار و 26 نفر (21/0 درصد) رتبة علمي دانشيار و استاد داشته اند و دو نفر (1/6 درصد) نيز به اين گزينـه پاسـخ نداده بودند. 78 نفر (62/9 درصد) از جامعة آماري مرد و 44 نفر (35/5 درصد) زن بودند و دو نفر از پاسخ گويان (1/6 درصد) نيز به اين گزينه پاسخ نداده بودند. 62 نفر (50/0 درصد) در رشته هاي كشاورزي و 54 نفر (43/5 درصد) در رشتههاي غير كشاورزي تحصـيل كـرده انـد و 8 نفـر (6/5 درصد) پاسخي به اين گزينه نداده اند. ميزان آشنايي و ميزان كاربري استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات نيز، براساس جداول 1 و 2 نشان داده شده است.

همان گونه كه يافته هاي جدول 1 نشان مي دهد، كارشناسان و اعضاي هيئت علمي پرديس كشاورزي و منابع طبيعي، به ترتيب در پنج زمينة به كارگيري شبكة اينترنت با استفاده از خطوط ارتباطي دانشگاه، وب سايت دانشگاه تهران، استفاده از نرم افزار ورد، استفاده از موتورهاي جست وجو براي كسب اطلاعات (گوگل، ياهو و…) و سيستم اتوماسيون اداري دانشگاه (eoffice) آشنايي بيشتري دارند و از سوي ديگر، كمترين آشنايي آنان در مورد گفت وگوهاي اينترنتي (چت و ويس چت) و استفاده از نرم افزار Outlook براي ارسال پيام است. اين نتايج نشان مي دهد آشنايي افراد بيشتر در زمينه هايي از فناوري اطلاعات و ارتباطات است كه در امور روزمره با آن سروكار دارند. براي مثال، وب سايت دانشگاه تهران يا سيستم اتوماسيون اداري دانشگاه، همانند نرم افزار ورد، لازمة كار كارشناسان است و درنتيجه اين افراد از آن شناخت بيشتري دارند.
نتايج جدول 2 نيز حاكي از آن است كه بيشترين استفادة افراد از فناوري اطلاعات و ارتباطات، در زمينه هاي استفاده از شبكة اينترنت با استفاده از خطوط ارتباطي دانشگاه، وب سايت دانشگاه تهران، استفاده از نرم افزار ورد، وب سايت هاي عمومي و اطلاع رساني و استفاده از موتورهاي جست وجو براي كسب اطلاعات است و كمترين زمينه هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات كه اين افراد به كار مي گيرند، گفت وگوهاي اينترنتي (چت و ويس چت) و استفاده از نرم افزار Outlook است. اين نتايج مشابهت بسياري با نتايج جدول آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات (جدول 1) دارد و اين موضوع نشان مي دهد كه افراد با زمينه هايي كه بيشترين يا كمترين آشنايي را دارند، به ترتيب بيشترين يا كمترين بهره مندي را دارند. بنابراين نتايج اين جدول نيز حاكي از آن است كه استفاده از نرم افزار Outlook و گفت وگوهاي اينترنتي در كمترين ميزان است و استفاده از خطوط ارتباطي دانشگاه و وب سايت دانشگاه، در بيشترين حد قرار دارد.
رابطه ميان ميزان آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات و متغيرهاي مربوطه
مطابق با نتايج جدول همبستگي، ميزان آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات با مدرك تحصيلي پاسخ گويان داراي رابطة مثبت و معنادار در سطح يك درصد است؛ بنابراين با اطمينان 99 درصد مي توان گفت كه سطح مدرك تحصيلي با ميزان آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات در رابطة مستقيم است. همچنين با اطمينان 95 درصد مي توان اظهار داشت كه مرتبة علمي و نوع استخدام با ميزان آشنايي رابطة مستقيم دارند. از سوي ديگر، ميزان آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات داراي رابطة منفي و معنادار در سطح 99 درصد با متغير سابقة شغلي و در سطح 95 درصد با متغير جنس است (جدول 3).

جدول 3. رابطه ميان ميزان آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات و متغيرهاي مربوطه
ميزان آشنايي با ICT متغيرها
سطح معناداري (p) ضريب همبستگي (r) 0/000 0/355** مدرك تحصيلي
0/024 -0/204* جنس
0/000 – 0/324** سابقة شغلي
0/095 -0/157 سن
0/038 0/188* مرتبة علمي
0/011 0/233* نوع استخدام
**: معناداري در سطح يك درصد؛ *: معناداري در سطح پنج درصد
رابطه ميان ميزان كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات و متغيرهاي مربوطه
نتايج جدول همبستگي، رابطه ميان ميزان كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات با متغيرهاي مربوطه را نشان مي دهد. طبق نتايج اين جدول، ميزان كاربري ICT با ميزان آشنايي با ICT، مدرك تحصيلي و نوع استخدام داراي رابطة مثبت و معنادار است؛ يعني با اطمينان 99 درصد مي توان گفت كه ميزان كاربري ICT با متغيرهاي ميزان آشنايي با ICT، مدرك تحصيلي و نوع استخدام ارتباط مستقيم دارد. همچنين متغير ميزان كاربري ICT، در سطح پنج درصد داراي ارتباط مثبت و معنادار با متغير مرتبة علمي است. از سوي ديگر، ميزان كاربري ICT با متغير سابقة شغلي در سطح يك درصد و با متغير جنس در سطح پنج درصد، داراي رابطة منفي و معناداري است (جدول 4).
جدول 4. رابطه ميان ميزان كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات و متغيرهاي مربوطه
ميزان كاربري ICT متغيرها
سطح معناداري (p) ضريب همبستگي (r) 0/001 0/311** مدرك تحصيلي
0/008 -0/239** جنس
0/000 -0/323** سابقة شغلي
0/106 -0/152 سن
0/000 0/969 ** ميزان آشنايي با ICT
0/025 0/203* مرتبة علمي
0/001 0/289** نوع استخدام
**: معناداري در سطح يك درصد؛ *: معناداري در سطح پنج درصد

1 ،
مقايسه ميانگين ميزان آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات و متغيرهاي مربوطه
نتايج مقايسة ميانگين، نشان داد كه ميزان آشنايي با فنـاوري اطلاعـات و ارتباطـات در بـين دو گروه زنان و مردان مورد مطالعه، داراي تفاوت معنادار در سطح پنج درصد است و مـردان ميـزان آشنايي بيشتري با ICT دارند. همچنين ميـزان آشـناييبـا ICT در دو رشـتة كشـاورزي و غيـر كشاورزي در سطح يك درصد داراي تفاوت معنـاداري اسـت و افـراد رشـتة كشـاورزي آشـنايي بيشتري با ICT داشتند (جدول 5).
جدول 5. مقايسة ميانگين ميزان آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات
سطح معناداري مقدار t انحراف معيار ميانگين تعداد متغيرها
0/024* 2/28 122 جنس
29/27 69/49 78 مرد
30/13 56/77 44 زن
116 رشته
0/002** 3/11 27/16 73/94 62 رشته كشاورزي
30/76 57/22 54 رشته غير كشاورزي
**: معناداري در سطح يك درصد؛ *: معناداري در سطح پنج درصد
مقايسة ميانگين ميزان كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات با متغيرهاي مربوطه
نتايج مقايسة ميانگين براي ميزان كاربري ICT نيز نتايج جدول قبل را تكرار كرد با اين تفاوت كه ميزان كاربري ICT در دو گروه زنان و مردان، در سطح يك درصد معنادار است و به اطمينان 99 درصد مي توان اظهار كرد كه دو گروه زنان و مردان از نظر ميزان آشنايي با ICT، داراي تفاوت معناداري هستند و مردان بيشتر از زنان از ICT استفاده مي كنند. همچنين ميزان كاربري ICT در دو رشتة كشاورزي و غير كشاورزي نيز داراي تفاوت معنادار در سطح يك درصد بود (جدول 6).
جدول 6. مقايسة ميانگين ميزان كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات
سطح معناداري مقدار t انحراف معيار ميانگين تعداد متغيرها
122 جنس
0/008** 2/70 27/64 64/46 78 مرد
28/35 50/27 44 زن
116 رشته
0/007** 2/76 27/00 67/32 62 رشتة كشاورزي
28/17 53/15 54 رشتة غير كشاورزي
**: معناداري در سطح يك درصد؛ *: معناداري در سطح پنج درصد
تجزية واريانس
ميزان آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات
نتايج تجزية واريانس نشان داد كه ميزان آشنايي با ICT در بين گروه هاي مختلف استخدامي، رتبه هاي مختلف علمي و گروه هاي مختلف تحصيلي، تفاوت معناداري در سطح يك درصد دارد و مي توان با اطمينان 99 درصد گفت كه گروه هاي مختلف استخدامي، رتبة علمي و تحصيلي از لحاظ ميزان آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات، داراي تفاوت معناداري هستند. نتايج آزمون LSD و دانكن نيز نشان داد كه در بين گروه هاي مختلف استخدامي، استخدام پيماني با استخدام رسمي و استخدام قراردادي، به ترتيب در سطح يك درصد و پنج درصد داراي تفاوت معنادار هستند و افرادي كه استخدام پيماني شده اند، از آشنايي بيشتري با فناوري اطلاعات و ارتباطات برخوردارند.
در بين رتبه هاي مختلف علمي نيز، مربيان و استادياران با دو گروه كارشناسان و دانشياران به همراه استادان، در سطح يك درصد از نظر ميزان آشنايي با ICT داراي تفاوت معناداري بودند؛ اما دو گروه كارشناسان با دانشياران به همراه استادان، تفاوت معناداري را نشان ندادند و درنهايت مربيان و استادياران داراي بالاترين ميزان آشنايي با ICT بودند. همچنين در بين گروه هاي مختلف تحصيلي، افراد داراي مدرك ديپلم با افراد داراي مدرك دكترا از لحاظ ميزان آشنايي با ICT تفاوت معناداري در سطح يك درصد داشتند؛ اما با افراد داراي مدرك ليسانس تفاوت معناداري نداشتند.
به طور كلي افرادي كه مدرك دكترا داشتند، بالاترين رتبة ميزان آشنايي با ICT را به خود اختصاص دادهاند (جداول 7، 8 و 9).

جدول 7. نتايج آزمون تجزية واريانس ميزان آشنايي كارشناسان و اعضاي هيئت علمي با ICT در گروه هاي مختلف استخدام
Sig. خطاي
استاندارد Mean
difference ميانگين N گروه
دوم ميانگين N گروه اول F
0/000 6/38 24/63** 54/68 56 استخدام
رسمي 79/31 32 استخدام پيماني 4/15 **
0/047 8/81 17/69* 61/62 16 قراردادي **: معناداري در سطح يك درصد؛ *: معناداري در سطح پنج درصد

1 ،
جدول 8. نتايج آزمون تجزية واريانس ميزان آشنايي كارشناسان و اعضاي هيئت علمي با ICT در رتبه هاي مختلف علمي
Sig. خطاي
استاندارد Mean
difference ميانگين N گروه
دوم ميانگين N گروه
اول F
0/002 7/27 22/59** 62/85 26 دانشيار واستاد 85/48 32 مربي و
استاديار 12/72**
0/000 5/96 29/97** 76/49 64 كارشناس 0/252 6/41 7/38ns 76/49 64 كارشناس 62/85 26 دانشيار واستاد **: معناداري در سطح يك درصد؛ *: معناداري در سطح پنج درصد؛ ns: تفاوت غير معنادار

جدول 9. نتايج آزمون تجزية واريانس ميزان آشنايي كارشناسان و اعضاي هيئت علمي با ICT در گروه هاي مختلف تحصيلي
Sig. خطاي
استاندارد Mean
difference ميانگين N گروه
دوم ميانگين N گروه
اول F
0/001 6/32 – 21/04** 75/21 56 دكترا 54/18 34 ديپلم 4/18 **
0/399 7/95 -6/73ns 60/91 22 ليسانس **: معناداري در سطح يك درصد؛ *: معناداري در سطح پنج درصد؛ ns: تفاوت غير معنادار ميزان كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات
از لحاظ ميزان كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات نيز، نتايج تجزية واريانس نشان داد كه ميزان كاربري ICT در بين گروه هاي مختلف استخدامي، رتبه هاي مختلف علمي و گروه هاي مختلف تحصيلي، داراي تفاوت معناداري در سطح يك درصد است؛ يعني مي توان با اطمينان 99 درصد گفت كه گروه هاي مختلف استخدامي، رتبة علمي و تحصيلي، از لحاظ ميزان كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات داراي تفاوت معناداري هستند. نتايج آزمون LSD و دانكن نيز نشان داد كه در بين گروه هاي مختلف استخدامي، استخدام پيماني با استخدام رسمي، در سطح يك درصد تفاوت معنادار وجود دارد، اما با استخدام قراردادي تفاوت معناداري از لحاظ آماري ندارد و افرادي كه استخدام پيماني شده اند، از كاربري بيشتري در زمينة ICT برخوردارند. در بين رتبه هاي مختلف علمي نيز، مربيان و استادياران با دو گروه كارشناسان و دانشياران به همراه استادان، از نظر ميزان كاربري با ICT در سطح يك درصد داراي تفاوت معناداري بودند، اما دو گروه كارشناسان با دانشياران به همراه استادان تفاوت معناداري را نشان ندادند و درنهايت مربيان و استادياران داراي بالاترين ميزان كاربري باICT بودند. همچنين در بين گروه هاي مختلف تحصيلي، افراد دارايمدرك دكترا با افراد داراي مدرك ديپلم و ليسانس، از لحاظ ميزان كاربري با فناوري اطلاعات و ارتباطات، به ترتيب تفاوت معناداري در سطح يك درصد و پنج درصد داشتند. به طور كلي افرادي كه مدرك دكترا داشتند، بالاترين رتبة ميزان كاربري با ICT را به خود اختصاص داده اند (جداول 10، 11 و 12).
جدول 10. نتايج آزمون تجزية واريانس ميزان كاربري كارشناسان و اعضاي هيئت علمي از ICT در گروه هاي مختلف استخدام
Sig. خطاي
استاندارد Mean
difference ميانگين N گروه دوم ميانگين N گروه
اول F
0/000 5/98 25/88** 48/25 56 استخدام
رسمي 74/13 32 استخدام پيماني 5/10**
0/077 8/27 14/75 ns 59/38 16 قراردادي **: معناداري در سطح يك درصد؛ *: معناداري در سطح پنج درصد؛ ns: تفاوت غير معنادار
جدول 11. نتايج آزمون تجزية واريانس ميزان كاربري كارشناسان و اعضاي هيئت علمي از ICT در رتبه هاي مختلف علمي
Sig. خطاي
استاندارد Mean
difference ميانگين N گروه
دوم ميانگين N گروه
اول F
0/000 5/61 29/84** 49/84 64 كارشناس 79/69 32 مربي و
استاديار 14/20**
0/002 6/84 22/00** 57/69 26 دانشيار واستاد 0/195 6/03 7/85ns 49/84 64 كارشناس 57/69 26 دانشيار واستاد **: معناداري در سطح يك درصد؛ *: معناداري در سطح پنج درصد؛ ns: تفاوت غير معنادار
جدول 12. نتايج آزمون تجزية واريانس ميزان كاربري كارشناسان و اعضاي هيئت علمي از ICT در گروه هاي مختلف تحصيلي
Sig. خطاي
استاندارد Mean
difference ميانگين N گروه
دوم ميانگين N گروه
اول F
0/005 5/99 17/01** 52/53 34 ديپلم 69/54 56 دكترا 4/18**
0/010 6/94 18/17* 51/36 22 ليسانس **: معن اداري در سطح يك درصد؛ *: معناداري در سطح پنج درصد؛ ns: تفاوت غير معنادار
عوامل مؤثر بر ميزان آشنايي و كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات
براي پي بردن به ارتباط متغيرهاي مستقل و تأثير آنها بر متغير وابستة ميزان آشنايي و كاربري ICT، روي اين متغيرها تحليل رگرسيون انجام گرفت. نتايج تحليل رگرسيون نشان داد كه براي متغير وابستة ميزان آشنايي، از ميان پنج متغير مستقل، سه متغير مستقل مدرك تحصيلي، نوع استخدام و سن، داراي تأثير معناداري بر متغير وابسته بودند و به طور كلي اين متغيرهاي مستقل با توجه به ضريب تعيين (2R)، 31 درصد از تغييرات متغير وابسته را تبيين مي كنند (جدول 13).
جدول 13. رگرسيون چند متغيره براي شناسايي عوامل مؤثر بر آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات
آمارة t ضرايب
استاندارد خطاي معيار ضرايب عنوان متغير
1/745 ns – —- 25/563 44/600 ضريب ثابت (C)
-1/840 * -0/339 0/575 -1/057 سن (3X)
-1/011 ns -0/109 6/929 -7/003 جنس (4X)
0/600 ns 0/112 0/719 0/432 سابقة شغلي (5X)
2/949** 0/384 3/140 9/260 استخدام (2X)
3/630** 0/740 5/69 17/19 مدرك تحصيلي (1X)
R = 0/557 R2 = 0/311 F = 8/195** Df = 107
**: معناداري در سطح يك درصد؛ *: معناداري در سطح پنج درصد؛ ns: تفاوت غير معنادار
به طور كلي با توجه به نتايج جدول 13، معادلة رگرسيونيِ كل جامعة نمونه به شـرح رابطـةخواهد بود.
رابطة 1) 3 0/339 − 2 0/384 + 1 0/740+44/600=
كه در اين رابطه؛ Y: ميزان آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات؛ 1 : مدرك تحصيلي؛
: نوع استخدام؛ 3 : سن هستند.
همانطور كه رابطة 1 نيز نشان مي دهد متغير مدرك تحصيلي، مهم ترين عامل مؤثر بر آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات است و متغيرهاي نوع استخدام و سن در مراتب بعدي اهميت قرار دارند.
در ارتباط با عوامل مؤثر بر كاربري ICT، نتايج تحليل رگرسيون نشان داد كه از شش متغير وارد شده به معادله، سه متغير ميزان آشنايي با ICT، نوع استخدام در سطح يك درصد و جنس در سطح پنج درصد داراي تأثير معناداري بر متغير وابستة ميزان كاربري ICT بودند و به طور كلي اين متغيرها حدود 95 درصد از تغييرات متغير وابسته را تبيين كردند (جدول 14). با توجه به نتايج جدول
14 مي توان معادلة رگرسيونيِ كل جامعة نمونه را به شرح رابطة 2 ارائه داد.
رابطة 2) 3052/0 − 2107/0 + 10/944+370/1-=
كه در اين رابطه؛ Y: ميزان كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات؛ 1 : ميزان آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات ؛ 2 : نوع استخدام؛ 3 : سن هستند.
همان طور كه معادلة رگرسيوني براي متغير وابستة ميزان كاربري نيز نشان مي دهد، متغير ميزان آشنايي با فناوري اطلاعات و ارتباطات، مهم ترين عامل مؤثر بر كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات است و متغيرهاي نوع استخدام و جنس در مراتب بعدي اهميت قرار دارند.
جدول 14. رگرسيون چند متغيره براي شناسايي عوامل مؤثر بر كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات
آمارة t ضرايب استاندارد خطاي معيار ضرايب عنوان متغير
-0/202 ns – —- 6/790 -1/370 ضريب ثابت (C)
-0/252 ns -0/013 0/153 -0/039 سن (4X)
-1/722* -0/052 1/821 -3/137 جنس (3X)
1/154 ns 0/060 0/188 0/217 سابقه شغلي (5X)
2/864** 0/107 0/856 2/45 استخدام (2X)
0/168 ns 0/007 0/977 0/164 مدرك تحصيلي (6X)
34/586** 0/944 0/026 0/896 ميزان آشنايي با X1) ICT)
R = 0/973 R2 = 0/946 F = 296/857** Df = 107
**: معناداري در سطح يك درصد؛ *: معناداري در سطح پنج درصد؛ ns: تفاوت غير معنادار نتيجهگيري و پيشنهادها
ميزان آشنايي و كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات در فعاليت هاي سازماني، مي تواند شاخص مناسبي براي شناخت سطح توسعة فناوري اطلاعات و ارتباطات در سازمان هاي و نهادهاي آموزشي كشور باشد. نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه به طور كلي، ميزان آشنايي و كاربري كارشناسان و اعضاي هيئت علمي پرديس كشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران، بيشتر با خطوط ارتباطي دانشگاه تهران، وب سايت دانشگاه تهران، نرم افزار ورد، موتورهاي جست وجوگر ياهو و گوگل و سيستم اتوماسيون اداري است. اين نتايج حاكي از آن است كه آشنايي و كاربري افراد بيشتر با سايت هاي عمومي و نرم افزارهاي پركاربرد است تا بسياري از سايت هاي تخصصي و نرم افزارهاي خاص (مانند نرم افزار Outlook)؛ زيرا افراد اندكي با آن آشنايي داشته و آن را مورد استفاده قرارمي دادند. بنابراين بايد دوره هاي آموزشي و بازآموزي براي آشنايي و استفادة بيشتر با سايت ها و نرم افزارهاي تخصصي برگزار شود. نتايج تحليل همبستگي نيز نشان داد كه ميزان آشنايي و كاربري ICT با مدارك تحصيلي و مرتبة علمي رابطة مستقيم دارند و به گفته اي، هرچه سطح تحصيلات بالاتر باشد، يا مرتبه هاي علمي به سطوح بالا (دكترا) نزديكتر باشد، ميزان آشنايي و كاربري ICT نيز بيشتر است. اين يافته با نتايج حضرتي (1377) مطابقت دارد، اما با نتايج سلطاني همخواني ندارد؛ زيرا در نتايج سلطاني اين رابطه معنادار نشده است. همچنين بين ميزان آشنايي و كاربري ICT با متغير سابقة شغلي رابطة منفي وجود دارد، بدين معنا كه افراد با سابقة بالاتر شغلي، نسبت به افراد با سابقة شغلي كمتر، داراي آشنايي و كاربري بيشتري هستند كه اين نتيجه نيز با نتايج حضرتي (1377) و سلطاني (1383) مطابقت دارد. همچنين براساس نتايج تحليل همبستگي، همبستگي شديدي بين ميزان آشنايي با ICT و كاربري ICT وجود دارد و هرچه ميزان آشنايي بيشتر باشد، كاربري نيز بيشتر خواهد بود. به همين سبب براي افزايش كاربري، بايد زمينه هاي آشنايي بيشتري را براي كارشناسان و اعضاي هيئت علمي، از طريق برگزاري دوره هاي آموزشي فراهم كرد. نتايج مقايسة ميانگين ها نيز حاكي از آن بود كه ميزان آشنايي و كاربري ICT در دو گروه زنان و مردان، به ترتيب داراي تفاوت معناداري در سطح پنج درصد و يك درصد است؛ به اين معنا كه مردان نسبت به زنان آشنايي بيشتري با ICT داشته و بيشتر از آن استفاده مي كنند و اين نتيجه حاكي از آن است كه براي آشنايي و كاربري زنان از ICT بايد تلاش بيشتري انجام گيرد و توجه به آموزش زنان افزايش يابد. در ادامة نتايج تجزية واريانس مشاهده شد، ميزان آشنايي و كاربري ICT در بين گروه هاي مختلف تحصيلي، رتبه هاي علمي و انواع مختلف استخدام، داراي تفاوت معناداري در سطح يك درصد است. افراد داراي مدرك دكترا نسبت به افراد ديپلم و ليسانس، از بيشترين ميزان آشنايي و كاربري ICT برخوردار بودند كه البته با توجه به همبستگي مثبت سطح تحصيلات و ميزان آشنايي و كاربري ICT، اين نتيجه قابل پيش بيني بود. به طور مسلم، افرادي كه داراي سطح تحصيلات بالاتري هستند، آشنايي بيشتري با نرم افزارهاي تخصصي تر داشته و به ميزان بيشتري نيز از آن استفاده مي كنند. در بين گروه هاي مختلف استخدام نيز، افرادي كه به طور پيماني استخدام شده اند، نسبت به استخدامي هاي رسمي و قراردادي، بيشترين آشنايي و كاربري را نسبت به ICT داشتند كه اين نتيجه شايد ناشي از اين باشد كه استخدامي هاي رسمي داراي سابقة شغلي طولاني تري نسبت به استخدامي هاي پيماني بوده و همان طور كه نتايج قبلي (همبستگي) نيز نشان داد، هرچه سابقة شغلي بيشتر باشد، ميزان آشنايي و كاربري ICT كمتر است و اين ناشي از روند پيشرفت روزبه روز فناور هاي اطلاعاتي است. درنهايت نتايج تحليل رگرسيون، براي تعيين عوامل مؤثر بر ميزان آشنايي و كاربري ICT، حاكي از آن بود كه سه متغير مستقلمدرك تحصيلي، نوع استخدام و سن، تأثير معناداري بر متغير وابستة ميزان آشنايي با ICT داشتند و به طور كلي اين متغيرهاي مستقل با توجه به ضريب تعيين (2R)، 31 درصد از تغييرات متغير وابسته را تبيين كردند و متغير مدرك تحصيلي نيز، مهم ترين عامل مؤثر بر ميزان آشنايي ICT شناخته شد، بنابراين براي افزايش ميزان آشنايي افراد، بايد سطح تحصيلات افراد را افزايش داد. همچنين در متغير وابستة ميزان كاربري ICT نيز، سه متغير ميزان آشنايي با ICT، نوع استخدام در سطح يك درصد و جنس در سطح پنج درصد داراي تأثير معناداري بودند و به طور كلي اين متغيرها حدود 95 درصد از تغييرات متغير وابسته را تبيين كردند كه درصد بالا و قابل قبولي است. نكتة اصلي كه بايد مورد اشاره قرار گيرد، اينكه مهم ترين عامل مؤثر بر ميزان كاربري ICT، ميزان آشنايي با آن است، به طوري كه به ازاي يك واحد افزايش در ميزان آشنايي با ICT، به ميزان 944/0 واحد به كاربري آن افزوده خواهد شد. بنابراين براي افزايش كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات، بايد بيشترين توجه روي افزايش ميزان آشنايي متمركز باشد و اين كار، جز با افزايش دوره هاي آموزشي و تشويق و ترغيب افراد براي حضور در اين دوره ها امكان پذير نخواهد بود.
منابع
حضرتي، م. (1377). بررسي وضعيت استفاده از اينترنت توسط اعضاي هيئت علمي دانشـگاه هـا ي علـوم پزشكي ايران، تهران، شهيد بهشتي. پايان نامة كارشناسي ارشد علوم كتابـداري واطـلاع رسـاني .
دانشكدة مديريت و اطلاع رساني پزشكي، تهران.
سلطاني، ش. (1383). بررسي عوامل مـؤثر بـر كـاربري فنـاوري اطلاعـات در فعاليـت هـا ي آموزشـي و پژوهشي اعضاي هيئت علمي دانشگاههاي شهيد بهشتي و تهران. پايان نامـة كارشناسـي ارشـد .
دانشكدة علوم تربيتي و روان شناسي دانشگاه شهيد بهشتي.
عارفي، م. (1384). برنامه ريزي درسي راهبردي در آموزش عالي. تهران: مركز انتشارات جهاد دانشگاهي واحد دانشگاه شهيد بهشتي.
عشرت آبادي، ح. م.؛ ميركمالي، س. م.؛ اسماعيل مناپ، ش. و مهـري ، د. (1392). بررسـي موانـع توسـعة فناوري اطلاعات و ارتباطات در دانشگاه هاي جامع دولتي و ارائة راهكارهاي مناسـب : پيمايشـي پيرامون دانشگاه تهران. مديريت فناوري اطلاعات، 5 (4): 160-139.
قورچيان، ن. ق. و خورشيدي ع. (1379). شاخص هاي عملكردي در ارتقاي كيفي مديريت نظام آمـوزش عالي. تهران: فراشناخت انديشه.
مشهدي، م.؛ رضوان فر، ا. و يعقوبي، ج. (1386). عوامل مؤثر بر كاربرد فناوري اطلاعات توسـط اعضـاي
هيئت علمي پرديس كشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران. پژوهش و برنامه ريزي در آموزش عالي، 2 (44): 110-91.
مقيمي، م. و حسين زاده، م. (1392). ارائة مدلي براي بررسي تأثير فناوري اطلاعات بر بهره وري سـازماني با رويكرد فرايندگر مطالعه در صنايع استان فارس. مديريت فناوري اطلاعات، 5 (4): 266-245. منصوري، ر. (1370). وضعيت تحقيقات در ايران. فصلنامة علمي و پژوهشي سياست، 1(1): 106-89.
يعقوبي، ج. و چيذري، م. (1385). بررسي عوامل مؤثر بر پذيرش و كاربرد اينترنت در فعاليت هاي آموزش
و پژوهشي دانشجويان تحصـيلات تكميلـي رشـتة تـرويج و آمـوزش كشـاورزي . مجلـ ة علـوم كشاورزي ايران، 2 (1): 92-85.
Accascina, G. & Victor, G. (2003). Information and Communication Technology as a Development Tool [online] Available on: http://www/itc/gov/ fj/docs /ADB_ICT4D_Pacific/pdf.
Chizari, M., Movahed, M. & Lindner, J. R. (2003). The Role of Internet in Educational Activities of Graduate Students at Tehran University; College of Agriculture, Proceedings of the 19th Annual Conference Raleigh, North Carolina, USA, April 8-12, 126-134. [online] Available on: http://www/ aiaee/org/2003/chizari126-234.
Inglis, A. Ling, P. & Joosten, V. (1999). Delivering Digitally: Managing the Transition to the Knowledge Media, London: Kogan Page.
Ireland Information Society Commission. (2002). Building the Knowledge Society. [online] Available on: http:// www/isc/ie/.
Lewis, D. & Goodison, R. (2004). Enhancing learning with information and communication technology (ICT) in Higher Education, University of Wolverhampton, ISBN 1 84478 225 5.
Owen, M. & Liles, R. (2000). Factors Related to the Use of Internet; Implications for International Agriculture and Extension Education, Proceedings of the Association For International Agricultural And Extension Education Annual Conference, Arlington, Virginia.
Ulukan, C. (2005). Managerial Issues in Open and Distance Education Organizations in Transition: A Need for Systematic Approach. Turkish Online Journal of Distance Education-TOJDE, 6 (2): 33-45.



قیمت: تومان


پاسخ دهید