نشريه مديريت فناوري اطلاعات، دوره 1، شماره 1، پاييز و زمستان 1387، از صفحه 49 تا 64

تأثير اشتراك دانش بر توفيق در برونسپاري خدمات
فناوري اطلاعات

فرج اله رهنورد1*، جليل خاوندكار2
استاديار موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي، ايران
مدير مركز رشد فناوري اطلاعات و ارتباطات زنجان (دكتري مديريت دولتي)، ايران
(تاريخ دريافت مقاله: 19/12/1386، تاريخ تصويب: 20/7/1387)

چكيده
امروزه روابط برونسپاري در حوزه خدمات فناوري اطلاعات در سازمانهاي محلي نه يـك گزينـهبلكه يك ضروت استراتژيك محسوب ميشود ت ا سازمان ها بتوانند بر وظايف اصلي خـود تمركـزنمايند و با كاهش هزينههاي عملياتي و ريسك فناوري، منابع برون سازماني را در خدمت اهـدافسازماني خود قرار دهند. در اين پژوهش، سازمانهاي محلي استان زنجان كه حداقل در يك زمينه به برونسپاري خدمات فناوري اطلاعات اقدام كرده اند، به عنـوان جامعـه آمـاري انتخـاب و تـاثيراشتراك دانش مبتني بر برونسپاري با رويكرد اقتضايي در اين سازمانها مـورد مطالعـه قـرار گرفتـه است.
يافتههاي اين پژوهش نشان ميدهد كه اشتراك دانش در پرتو متغيرهاي وضعي، موفقيـت راهبـردبرونسپاري را تحت تاثير قرار ميدهد. به سخن ديگر، رابطه اشتراك دانش به عنـوان يـك متغيـرم ستقل ب ا توفي ق در ب رون س پاري ب ه عن وان متغي ر واب سته از ي ك س و از متغي ر مي انجي ب ه ن امشراكتپذيري تاثير مي پذيرد؛ و از سوي ديگـر، قابليـت سـازماني در ايـن ارتبـاط در نقـش متغيـرتعديل كننده ظاهر ميشود. بنابرين، برونسپاري خدمات فنـاوري اطلاعـات زمـاني موفقيـت آميـزخواهد بود كه از طريق رابطه شراكت پذيري هر يك از طرفين در دانش يكديگر سهيم شوند و بـاتقويت قابليت هاي سازماني خود براي كاربرد دانش كسب شده در سازمان خود تلاش نمايند.
واژههاي كليدي : برونسپاری، اشتراک دان ش، قابلي ت س ـازمانی، شـراکتپ ـذيری، دان ـ شصريح و ضمنی

Email: f.rahnavard@imps.ac.ir :نويسنده مسئول ∗
مقدمه
اگ ر س ازمان محل ي را موج وديتي س ازمان يافت ه تعري ف كن يم ك ه داراي مشخ صه ه اي حكومتي بوده و از استقلال اداري و مالي و نه الزامـاً سياسـي برخـوردار باشـد و هـدف آنارائه خدمات عمومي به مردم محل بـا حـداكثر كـارايي و اثربخـشي اسـت[5]، بايـد گفـتباتوجه به گستردگي خدماتي كه ارائه مي دهند، نياز مند به كـارگيري راهبـرد بـرون سـپاري هستند[37]، [38] و [39]. برونسپاري شكلي از تدارك خارجي از پيش تعيـين شـده اسـتبراي ارائه كالاها يا خدماتي كه قبلاً توسط خود سازمان تامين مي شد. ادبيات بـرونسـپار ي بيشتر با تصميمهاي “ساخت يا خريد” مرتبط هستند[20] و [10]. منابع مورد استفاده سازمان را مي توان به دو گزينه انجام فعاليتها در درون سازمان و تحت حاكميت سلسله مراتـب، و برون سپاري و قرار دادن آنها تحت حاكميت بازار تقسيم كرد.
فناوري اطلاعات يكي از زمينههاي بـرونسـپار ي اسـت كـه در ادبيـات پـژوهش مـوردكنكاش قرار گرفته است. به عنوان مثال، گاتشاك و سالي سـاتر [18] مراحـل رشـد روابـطبرونسپاري فناوري اطلاعات را در قالب سه مرحلـه كـاهش هزينـه، دسترسـي بـه منـابع، و ش راكت ج ويي مدل سازي ك رده اس ت. در پ ژوهش ديگ ر[25] ب رون س پاري فن اوري و سيستمهاي اطلاعاتي را از نظر امنيتي مورد بررسـي قـرار داده و بكـارگيري سـازوكارهايلازم براي حفاظت از داده هاي سازماني را مورد تاكيد قرار داده اند.
انديشمندان برونسپاري [23] و [13]، درجـه موفقيـت بـرونسـپار ي را برحـسب ميـزانتحقق اهداف مرتبط با برونسپاري مي دانند. مهمتـرين اهـداف سـازمانهـا از بـرونسـپار ي عبارتنداز: 1) كسب مزيت رقابتي؛ 2) دسترسي به فنـاوري كليـدي؛ 3) كـاهش هزينـههـا ي عملياتي؛ 4) كاهش مخاطره و تسهيم ريسك؛ 5) دسترسي به منابع سرمايه اي؛ و 6) تمركـزبر اهداف اصل. چالوس[12] معتقد است كه يك سازمان برون سپاري فنـاوري اطلاعـات را زماني مورد لحاظ قرار ميدهد كه عملكرد درون سازماني در يك زمينه خاص پايين تـر ازعملكرد عرضهكنندگان بـرون سـازماني قـرار مـيگيـرد . در مقابـل پيتـرز و همكـاران[34]، تمركز بر قابليتهاي اصلي را انگيزه اصلي مـديران در تـصميمات بـرونسـپار ي مـيداننـد .
گروه مشاوره بوستون در مطالعه 100 شركت كه تجربه گسترده اي در برون سپاري عمليـاتداشتند، به اين نتيجه رسيده است كه بيشتر شـركتهـا ي غربـي در وحلـه اول بـرونسـپار ي فناوري اطلاعات را براي صرفه جويي در هزينه هـا انجـام مـيدهنـد [42]. كاكابـادس [24] بـاتلفيق هر دو ديدگاه، دلايل اصلي برونسپاري فناوري اطلاعات را صرفه جويي در مقيـاسو موضع گيري استراتژيك ميداند.
بي شك موفقيت برونسپاري فناوري اطلاعات در گرو هـم تـرازي بـا عوامـل اقتـضايياست كه در محيط وجود دارند. يكي از اين عوامل اشتراك (تسهيم) دانش است . به سـخنديگر، توجه فراينده بر كسب دانش مورد نياز سازمان از شركاي سـازماني و ارتقـاي سـطحتوانايي سازماني در چارچوب توافقات استراتژيك معطـوف گـشته اسـت. از ايـن نظرگـاه،اشتراك دانش به عنوان فعاليت انتشار و يا انتقال دانـش از يـك فـرد، گـروه يـا سـازمان بـهديگري به عنوان عامل اساسي در نيل به اهداف سازمان و رفـع شـكاف دانـش سـازماني درنظر گرفه ميشود[33]. سطح فراگيري فرايند اشتراك دانش در سـازمانهاي محلـي، دانـشسربسته (ضمني) و دانش صريح را شامل مي شود[35].
در ارتباط ات مبتن ي ب ر ب رون س پاري، س طح ارتب اط مي ان دو س ازمان ك ه ب ا عن وانشراكتپذيري از آن ياد ميكنند، ميتواند دو گونـه روابـط تراكنـشي و روابـط مـشاركتجويانه را تداعي كند كه درجه تسهيم دانش بين طـرفين را تحـت تـاثير قـرار مـي دهـد. در روابط تراكنشي، اصولاً ارتباط در قالب قرارداد رسمي كه شـامل قواعـد و مقـررات شـكلدهنده ارتباط است، مكتوب گرديده و در نتيجه جبـران هزينـههـا ي ناشـي از شكـست و يـاتاخير در انجام فرايند، بر عهده طـرف ديگـر قـرار داد گذاشـته مـي شـود . در ايـن شـكل ازارتباط شراكتپذيري فاقد مفهوم موازنه بوده و در پـايين تـرين سـطح خـود قـرار دارد. در روابط م شاركت جويانه، ارتباط در چارچوب اشتراك در سود و زيـان و موازنـه ريـسك وهزينههاي حاصل از انجام فرايند بين طرفين به اشتراك گارده ميشود[19]. امروزه بـسيارياز ارتباطات شكل گرفته بر پايـه بـرون سـپاري بـه سـمت تقليـل بعـد تراكنـشي ارتباطـات وتقويت ويژگيهاي مشاركت -محور در حركت است[16]. اين پژوهش بر آن است روابـطبين متغيرهاي برونسپاري، و اشتراك دانش را در پرتو متغيرهاي وضعي قابليت سـازماني وشراكت پذيري مورد مطالعه قرار دهد. شناسايي چگونگي تاثيرگذاري متغيرهاي وضعي درروابط بين متغيرهاي مستقل و وابسته مسئله اصلي اين پژوهش است.

تعريف برونسپاري
به زعم كوربت[15] برونسپاري ساخت دهي مجدود قابليت هاي اصـلي و روابـط خـارجيسازمان است. از ديدگاه اشـنايدرجانز و زوخـويلر[40]، بـرون سـپاري عبـارت اسـت تـامينخدمات از بيرون سازمان در حالي كه درونسپاري معرف توليد كالا يا خدمات با تكيـه بـرمنابع درون سازمان است. به عبارت ديگر ، از نظر آنان برونسپاري به عنوان يك استراتژيمديريتي تلقي ميشود كه در نقطه مقابل استراتژي درونسپاري قرار ميگيـرد . بنـابراين، در كل مي توان گفت برونسپاري عبارت است از انتقال فرايندهاي غير استراتژيك به بيرون ازسازمان و تمركز بر فرايندهاي كليدي درون سازماني[1] و [3].

اشتراك دانش
بي شك، موفقيت برونسپاري در گرو هم ترازي با عوامل اقتضايي محيطي است. اشـتراكدانش (تسهيم دانش ) در روابط مبتني بر برونسپاري يكي از اين عوامل اسـت [21] و [26].
امروزه توجه فزاينده بر كسب دانش مورد نياز سازمان از شركاي سازماني و ارتقـاي سـطحتوانايي سازماني در چارچوب توافقات اسـتراتژيك معطـوف گـشته اسـت. از ايـن نظرگـاهاشتراك دانش به عنوان فعاليت انتشار و يا انتقال دانش از يـك فـرد، گـروه، يـا سـازمان بـهديگري، عامل اساسي در نيل به اهداف و رفع شكاف سازماني در نظر گرفته مـي شـود [33].
سطح فراگيري فرايند اشتراك دانش در سازمان، دانش صريح و ضمني را شامل مـي شـود. دانش ضمني، دانشي مشخص با محتواي خاص بوده كه براي ساختار بندي و انتشار دشـوار مي نمايد. در مقابل دانش صريح، دانشي است كه به آساني قابل انتشار بوده و در چارچوب زبان رسمي و نمادين قرار دارد[17].
اگر سازماني نتواند دانش مورد نياز خود را از طريق منابع داخل سازمان به دست آورد،بايد بر خريد آن (در شكل خدمات خارجي) متمركز شـود[4]. روش انتخـابي بـراي تـاميندانش از خارج سازمان، بستگي به برنامـه هـاي سـازماني و شايـستگي هـاي كليـدي سـازمان دارد[37]. اشتراك دانش بين سازماني يكي از ايـن روشهاسـت كـه در آن طـرفين دانـشسازماني خود را به اشتراك ميگذارند. بي شك، اعتماد بـين سـازماني هماننـد اعتمـاد بـيناعضاي تيم عامل كليـدي در تـسهيل مـديريت دانـش اسـت[2]. كانـالهـا ي انتقـال دانـش ميتواند رسمي يا غيررسـمي و يـا اينكـه شخـصي يـا غيرشخـصي باشـند[43]. بـه هرحـال،اشتراك دانش بين سازمانها مي تواند در قالب سازوكارهايي چون پيشنهادها، گـزارشهـا ، دستورالعمل ها، روشها و مانند اينها نمود پيدا كند.

قابليت سازماني
پرسش بنيادي در مديريت استراتژيك اين بوده است كه چگونه سازمانها مزيـت رقـابتي راك سب و حف ظ م يكنن د. نت ايج بررس ي ه ا و نظ رات مط رح ش ده گوي اي آن اس ت ك ه قابليتهاي سازماني باارزش، نادر، و مانـدگار (بـه طـور نـاقص قابـل تقليـد باشـند) عناصـركليدي در رقابت محسوب ميشوند[36] و [32]. اگر برونسپاري را يـك راهبـرد سـازمانيتلقي كنيم كه سازمان براي كسب مزيت رقابتي دنبال ميكند و براي توفيق اين استراتژي از اشتراك دانش بين سازماني بهره مي گيرد، نبايد اين نكته را ناديده گرفـت كـه قابليـت هـايسازماني در ارتباط بـين اشـتراك دانـش و موفقيـت بـرونسـپار ي مـيتواننـد نقـش تعـديل كنندهاي داشته باشند. اكتساب دا نش از شركاي تجاري براي اجراي راهبرد برونسپاري بـهقابليت كليدي سازمان يعني قابليت مديريتي آن بستگي دارد [29]. به سخن ديگر، از طريـقمديريت دانش كارامد و اثربخش است كه ميتوان قابليت هـاي سـازماني را بـراي راهبـريفراينــد اكتــساب و انتقــال دانــش از تــامين كننــدگان ســاماندهي و در راســتاي اجــرايموفقيت آميز راهبرد برون سپاري به كار گرفت[11]، [31]، و [41].
شراكت بين سازماني
در دهه 1990 بسياري از سازمانها تحول ي را در شكل دهي و مديريت ارتباطـات مبتنـي بـربرونسپاري با تامين كنندگان خدمات تجربه كردند، چرا كه طبيعت برونسـپار ي از رابطـهقراردادي ميان دريافت كنندگان خدمات و تـامين كننـدگان آن بـه رابطـه شـراكتي تبـديل شد[16]. همان طـور كـه هندرسـون[22] اشـاره مـيكنـد، در ارتبـاط شـراكت جويانـه بـينسازما ن ها، سود و ريسك به اشتراك گذاشته مي شود. اين نوع ارتباط بين سازماني بيشتر بـرپايه نظريه تبادل اجتماعي استوار است كه به ارتباط به عنوان فرايند پويا مي نگرد كـه در آنطرفين مشاركت كننده، فعاليتها را با مشاركت ديگري انجام مي دهند و به تبـادل منـابع بـاارزش مي پردازند[9]. براساس اين نظريه، تبـادل اجتمـاعي بـر پايـه اعتمـاد ميـان مـشاركتكنن دگان اس توار اس ت. بن ابراين، اعتم اد مفه وم بني ادي در تفكي ك ارتباط ات ب ه ن وع تراكنشي يا شراكتي محسوب مي شود[30].
در نظريه مبتني بر دانش، شراكت بين سازماني سـازوكاري اسـت بـراي توسـعه بهتـرينمحيط براي ارزش آفريني از طريق تبادل يا تركيب دانشهاي پراكنده [33]. به سخن ديگر،همان طور كه بلانزيري و همكاران[8] مطرح ميسازند، اشتراك دانـش از طريـق شـراكت بين سازماني ميتواند در توفيق راهبرد برون سپاري نقش آفرين باشد.
مدل مفهومي و فرضيههاي پژوهش
باتوجه به مباني نظري پيشگفته، مدف مفهومي پژوهش مطابق نمودار 1 طراحي شـد كـه در آن رواب ط ب ين متغي ر م ست قل (اش تراك دان ش ب ين س ازماني )، متغي ر واب سته (موفقي ت برونسپاري) در پرتو متغيـر مداخلـهگـر (شـراكت پـذيري ) و متغيـر تعـديل كننـده (قابليـتسازماني) تبيين شده است. در اين پژوهش، منظور از اشتراك دانش به عنوان متغير مـستقل، عبارت است از تسهيم و مبادله دانش در ميان سازمانها، و مـراد از موفقيـت بـرون سـپاري (متغير وابسته )، ارتقاي كارايي و اثربخشي سازمان با تكيه برمنـابع فنـاوري اطلاعـات بـرونسازماني است . متغير مداخلهگر (ميانجي) شراكتپذيري سازوكار ميان سازماني است برايارزش آفريني از طريق تبادل يا تركيـب دانـش هـاي پراكنـده مبتنـي بـر اعتمـاد، و بـالاخرهقابليت سازماني به مفهوم تواناييهاي سازمان در كـشف، اكتـساب، شـبيهسـازي، و كـاربرددانش در سازمان است.
مطابق مدل پژوهش، فرضيههاي زير قابل طرح است:
اشتراك دانش (ضمني/صريح) بر موفقيت برونسپاري خدمات فناوري اطلاعاتدر سازمان محلي اثر مثبت دارد.
قابليت سازماني اثر تعـديل كننـدهاي بـر ارتبـاط بـين اشـتراك دانـش و موفقيـت برونسپاري دارد.
شراكتپذيري به عنوان متغير مداخله گر (ميانجي) مابين اشتراك دانش و موفقيت برون سپاري عمل ميكند.

نمودار
1
.
پژوهش

مفهومي

مدل

موفقيت

برونسپاري

شراكتپذيري

سازماني

قابليت

دانش

اشتراك

صريح
/
ضمني

نمودار

1



قیمت: تومان


پاسخ دهید