مديريت فناوري اطلاعات دانشكده مديريت دانشگاه تهران
دوره 2/ شماره 5 پاييز و زمستان 1389 صص 129 تا 148
ارايه مدلي براي تبيين عوامل موثر بر فرآيند انطباق كاربران با
سيستمهاي اطلاعاتي: پژوهشي پيرامون شركت مهندسي و ساخت
تأسيسات دريايي ايران
طاهره منزوي1، بهروز زارعي2

چكيده: مدل پذيرش تكنولوژي(TAM) يا مدل ديويس براي توصيف رفتار افراد در ارتباط با سيستم-هاي اطلاعاتي بهكار برده ميشود. پژوهش حاضر سعي نموده تا با الهام از مدل پذيرش تكنولوژي و مدل فرآيند انطباق، مدلي پيشنهادي مطرح نمايد. بر اين اساس، مدل پژوهش در شركت مهندسي و ساخت تأسيسات دريايي ايران مورد آزمون قرار گرفته است. به اين منظور، دادههاي مورد نياز از350 نفر از كاربران سيستم اطلاعات مديريت پروژه(ساپ) بهكار گرفته شده در شركت مذكور جمعآوري سپس براي تحليل دادهها از روش معادلات ساختاري استفاده شده است. نتايج بهدست آمده از تحليل دادهها توسط نرم افزار ليزرل بيانگر تأثير عميق عوامل شخصيتي بر شكلگيري باور افراد در پذيرش يك سيستم اطلاعاتي جديد و نقش مهم خصوصيت “مفيد بودن” سيستم در شكلگيري باور بود. همچنين، مشخص شد كه كاربران به هنگام ارزيابي يك سيستم جديد بيشتر جنبهها و پيامدهاي منفي آن را درك كرده و احساس تهديد ميكنند. درنتيجه استراتژيهايي انتخاب ميشود كه با وجود اين -كه تأثير كمي بر افزايش كارايي و اثربخشي عملكرد كاربران دارد، به كاهش آثار منفي ناشي از ورود سيستم جديد و بهبود ارزيابي مجدد كاربران از سيستم منجر خواهد شد.

واژههاي كليدي: سيستم اطلاعاتي، فرآيند انطباق، عوامل مؤثر بر انطباق

كارشناس ارشد مديريت فناوري اطلاعات، دانشكده فني مهندسي، دانشگاه الزهرا، ايران
استاديار گروه كارآفريني، دانشكده كارآفريني، دانشگاه تهران، ايران
1765853508

تاريخ دريافت مقاله: 2/8/1388 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 9/4/1389 نويسنده مسئول مقاله: بهروز زارعي Email: bzarei@ut.ac.ir
مقدمه
فقدان يك پايه تئوريك مناسب و بهكارگيري سنجههاي مختلف براي تعيين ميزان انطباق بدون توجه به عوامل روانشناختي كاربران را ميتوان از دلايل اساسي عدم تكامل دانش در حوزه پيادهسازي سيستمهاي اطلاعاتي و انطباق كاربران با اين سيستمها برشمرد. ادراك و باور نقش بسيار مهمي در بروز رفتار ايفا كرده و مبناي رفتارهاي افراد را تشكيل ميدهد. رفتار افراد در حوزه فناوري اطلاعات و در ارتباط با پذيرش سيستمهاي اطلاعاتي نيز از اين قاعده مستثني نيست.
بيان مسئله
با وجود پژوهشهاي زيادي كه در زمينه پيادهسازي سيستمهاي اطلاعاتي انجام شده، توجه كمي به مباحث سازماني و فاكتورهاي انساني و نقش آنها در پيادهسازي موفق اين سيستم- ها صورت گرفته است. اين دو عامل در بيشتر موارد به دليل ناملموس بودن، ناديده گرفته شدهاند[19] [2].
سيستم اطلاعات پروژه بهكار گرفته شده در سازمان مورد مطالعه با وجود اينكه بر اساس ملاحظات تكنولوژيكي لازم طراحي شده بود اما، از سوي كاربران به يك اندازه مورد پذيرش قرار نگرفته و بعضاً مقاومتها و انتقاداتي را به دنبال داشت. با توجه به اهميت اين سيستم براي سازمان و لزوم انطباق كاربران با آن، بررسي و تبيين عوامل مؤثر بر انطباق به عنوان نيازي ضروري مطرح بود.

اهميت و ضرورت پژوهش
انطباق كاربران با سيستمهاي اطلاعاتي ضامن موفقيت سازمان در بهرهگيري از منافع مورد انتظار از اين سيستمها است. به منظور پيشبيني رفتار كاربران و چگونگي فرآيند انطباق با اين سيستمها، نياز است كه باورها و تصورات آنها مورد بررسي دقيق قرار گيرد. بهاين وسيله ميتوان فهميد عوامل مهم و مؤثر در شكلگيري باورهاي كاربران كدامند ودرنهايت چه تأثيري در عملكرد و خروجيهاي سازماني برجاي خواهند گذاشت[17]
.[21]
هدف پژوهش
هدف اين پژوهش، تبيين عوامل مؤثر بر فرآيند انطباق كاربران با سيستمهاي اطلاعاتي با در نظر داشتن عوامل مؤثر بر انطباق آنان است. درك اين موضوع كه كاربران سيستم اطلاعاتي چگونه و طي چه مراحلي عمل انطباق با سيستم جديد را انجام داده و اينكه چه عواملي در شكلگيري باورهاي آنان در ارتباط با سيستم جديد مؤثرند، از جمله اهداف مهم پژوهش حاضر به شمار ميآيند.
نوآوري اين پژوهش پيشنهاد مدلي براي فرآيند انطباق بر اساس طيف وسيعي از عوامل مختلف(سازماني، اجتماعي، شخصيتي و تكنولوژيكي) و آزمون اين مدل در يك سازمان ايراني است.

پيشينه ي پژوهش
مدل پذيرش تكنولوژي بهعنوان توصيفكننده رفتار كاربران در حوزه سيستمهاي اطلاعاتي، بهطور خاص، معرفي شده است. در اين مدل تأثير عوامل خارجي بر باورهاي دروني افراد در نظر گرفته شده و فرض بر اين است كه در مبحث انطباق كاربران با سيستمهاي اطلاعاتي، درك و استنباط دروني افراد در قالب دو متغير “مفيد بودن”و “راحتي استفاده”بروز كرده و تعيينكننده رفتارهاي انطباقي كاربران با سيستم جديد خواهد بود[7] [10].
در مدلهاي روانشناسي-اجتماعي، انطباق بهعنوان تلاشهاي شناختي و رفتاري در نظر گرفته ميشود كه شخص در مواجهه با يك عامل تغيير داخلي و يا خارجي، انجام داده و از اين طريق سعي در مديريت وضعيت جديد دارد. مدل فرآيند انطباق كاربران[3] كه بر پايه تئوري انطباق شكل گرفته، دربرگيرنده پيشنيازها، رفتارها و خروجيهاي انطباق است. بر اساس اين مدل، فرآيند انطباق زماني شروع مي شود كه كاربر در رابطه با پيامدهاي بالقوه سيستم جديد ارزيابي اوليهاي را صورت دهد. در اين مرحله، كاربر انتظارات خود از سيستم جديد را مشخص نموده و چگونگي آثار حرفهاي و شخصي آن را از ديد فرصت(ايجاد جذابيتهاي بيشتر كاري و نياز به كسب مهارتهاي جديد) و يا تهديد(عدم مهارت لازم براي كار با سيستم و ترس از دست دادن شغل) بودن مورد بررسي قرار ميدهد. در ارزيابي ثانويه، كاربر كنترل خود بر سيستم جديد اطلاعاتي را مورد سنجش قرار ميدهد[3] [15].
عمل انطباق پس از ارزيابي ثانويه صورت گرفته و با توجه به ارزيابيهاي اوليه و ثانويه كاربران از وضعيت جديد و فرصت يا تهديد تلقي نمودن آن و همچنين تعيين ميزان كنترل كاربران، استراتژيهاي مختلفي قابل طرح است(اين استراتژيها در بخش متغيرهاي پژوهش توضيح داده خواهد شد) كه آثار متفاوتي بر كارايي و اثربخشي افراد و درنتيجه كارايي و اثربخشي سازمان برجاي خواهد گذاشت[3].
همانطور كه در توضيح مفاهيم فرصت و تهديد اشاره شد، در صورتيكه كاربران احساس كنند سيستم جديد جذابيت كاري آنها را افزايش داده و نيازمند كسب مهارت براي كار با آن هستند(فرصت) بهكارگيري سيستم جديد را مفيد تلقي ميكنند(باور مفيد بودن). به همين ترتيب، در صورتيكه كاربران احساس كنند سيستم فاقد كاربري آسان بوده و كار با آن مشكل است(باور راحتي استفاده)، آن را پيچيده تلقي كرده و بهدنبال آن احساس ترس از عدم مهارت لازم براي كار با سيستم و از دست دادن شغل در فرد ايجاد ميشود(تهديد). به همين دليل، بر آن شديم تا دو فاكتور “راحتي استفاده” و “مفيد بودن” مدل پذيرش تكنولوژي را به فاكتورهاي “فرصت” و “تهديد” در مدل فرآيند انطباق پيوند زده و تلفيقي بين اين دو مدل ايجاد كنيم.
از سويي ديگر، دستهاي از عوامل مختلف(سازماني، اجتماعي، شخصيتي و تكنولوژيكي) بر احساس مفيد بودن و راحتي استفاده از سيستم تأثيرگذارند. اين عوامل بهشرح زير است:
عوامل سازماني
حمايت مديران ارشد و مياني(MIDSUP) ،(TOPSUP)[7] [21].
دسترسي فيزيكي به سيستم و همچنين دسترسي به آموزشهاي لازم(ACCESS)[9].
وابستگي بين پاداش و عملكرد ناشي از بهكارگيري سيستم(REW)[8].
كانالهاي ارتباطي سازماني(CHANNEL)[11] [12].
مشاركت كاربران در توسعه سيستم(INVOLV)[5].
عوامل اجتماعي
هنجارهاي ذهني، هنجارهاي ذهني همكاران بخش، هنجارهاي ذهني همكاران خارج از بخش و هنجارهاي ذهني سرپرستان(BOSSN)،(ODEPN) ،(DEPN) ،(SN)[8].
كيفيت ارتباط فرد با ديگر افراد و مديران سازماني(REL) و (RELMG)[13].
عوامل شخصيتي
خودكارآمدي(SELF)[4].
روحيه نوآوري(INNO)[11] [14] [8] [18].
تجارب گذشته كاربران(EXPER)[9] [12] [20].
سن كاربران(AGE)[14].
عوامل تكنولوژيكي
تناسب بين ويژگيهاي تكنولوژي جديد با نيازهاي وظيفهاي كاربران(TTF)[6] [16]
.[14]
وجود زيرساختهاي لازم(INFRAST)[15] [12].
كيفيت خروجي سيستم(OUTPUTQ)[11].
سازگاري سيستم(COMP)[15].
امنيت و محرمانگي داده ها(SECU)[15] [7].
در نگاره 1 خلاصهاي از پژوهشهاي انجام شده قبلي آورده شده است.
نگاره 1. خلاصه اي از پژوهشهاي گذشته
يافته هاي پژوهش جامعه آماري/ روش شناسي عنوان پژوهش پژوهشگران/سالپژوهش
تأثير مفيد بودن بر استفاده از سيستم، تأثير دسترسي بر راحتي استفاده و عدم تأثير آموزش و پشتيباني بر راحتي استفاده و مفيد بودن كاربران سيستم پيام الكترونيكي/ الگوي معادلات ساختاري با استفاده از نرمافزار ليزرل منشأ رواني مفيد بودن و راحتي استفاده كاراهانا و استراب
(1998)
نقش واسطهاي نوآوري در ارتباط بين درك كاربران از سازگاري سيستم و
تصميم به انطباق، عدم نقش واسطهاي
نوآوري در ارتباط بين درك كاربران از مزيت نسبي و راحتي استفاده و تصميم به
انطباق كاربران يك سيستم مديريت دانش در يكي از شركتهاي معرفي شده توسط فورچون/ تحليل عاملي و تحليل رگرسيون پيشنيازها و پيامدهاي
درك كاربران در انطباق با فناوري اطلاعات آگاروال و پراساد
(1998)
تأثير مهم عوامل شخصيتي(خودكارآمدي و نوآوري)، عوامل سازماني(تعهد و حمايت مديران ارشد) و عدم تأثير عوامل اجتماعي فارغ التحصيلان و دانشجويان دانشگاه/ تحليل عاملي منابع تأثيرگذار بر باور
كاربران در ارتباط با استفاده از فناوري اطلاعات: بررسي تجربي كارگران دانشي لوئيس، آگاروال و سمبامورتي
(2003)
تأييد مدل فرآيند انطباق كاربران و تأثير مهم ارزيابي كاربران بر انتخاب استراتژي
و خروجي مديران حسابداري بانكهاي
حوزه آمريكاي شمالي/ روش زنجيره مشاهدهها درك واكنشهاي كاربرانبه فناوري اطلاعات: مدل فرآيند انطباق كاربران بوادري و پينسنوالت (2005)
تأثير خودكارآمدي بر دو باور مفيد بودن و راحتي استفاده كاربران نرمافزار ويرايش متنمبتني بر سيستم عامل يونيكس
در يكي از دانشگاههاي آمريكا/ تحليل رگرسيون سلسلهمراتبي تعيين تأثير خودكارآمدي بر
پذيرش سيستمهاي اطلاعاتي بسام حسن (2006)

چارچوب نظري پژوهش
به منظور تبيين مدل مفهومي پژوهش ميتوان اينگونه بيان كرد كه در فرآيند انطباق كاربران با سيستمهاي اطلاعاتي، عوامل خارجي مختلفي كه ميتوان آنها را در چهار دسته عوامل سازماني، اجتماعي، شخصيتي و تكنولوژيكي طبقهبندي نمود بر “باورهاي كاربر” تأثير مستقيم گذاشته و خود باور از طريق دو عامل “راحتي استفاده” و “مفيد بودن” اندازهگيري ميشود. همچنين بر اساس مطالب ذكر شده در بخش پيشينه ي پژوهش به دنبال شكلگيري باور، كاربران پيامدهاي احتمالي ورود سيستم جديد را مورد بررسي قرار داده و بهعبارتي، سيستم جديد را ارزيابي مينمايند. پس از اين مرحله، كاربران سعي در اعمال تلاشهاي شناختي و يا رفتاري به منظور غلبه بر وضعيت جديد داشته كه در قالب استراتژي بروز مينمايد. درنهايت، نحوهي انتخاب استراتژي بر عملكرد و خروجي كاركنان تأثير ميگذارد. نمودار شماره 1 نشان دهنده مدل پيشنهادي پژوهش است.
اورهــاي
ب
كاربر

ارزي
ابي
اربر
ك

استراتژي
خروجي
شخصيتي

عوامل

عوامل

تكنولوژيكي

اجتماعي

عوامل
سازماني

عوامل

اورهــاي

ب

كاربر

ارزي

ابي

اربر

ك

استراتژي



قیمت: تومان


پاسخ دهید