1-4 سوالات یا فرضیه‌های تحقیق5
1-5 تعاریف عملیاتی متغیرها و واژه های کلیدی8
1-6 روش تحقیق8
1-6-1 تحقیق تاریخی8
1-6-2 تحقیق توصیفی9
1-6-3 تحقیق تطبیقی9
1-7 قلمرو تحقیق9
فصل دوم- مطالعات نظری
2-1 پیشینه پژوهش11
فصل سوم –روش‌شناسائی تحقیق (متدولوژی)
3-1 روش تحقیق14
3-2 ابزار جمع‌آوری اطلاعات14
3-3 روش تجزیه و تحلیل داده‌ها14
فصل چهارم- تجزیه وتحلیل یافته‌های تحقیق
بخش اول17
مقدمه18
4-1معرفی کارکردهای نور21
4-1-1 تعریف نور21
4-1-2 نور از نظر علمی21
ادامه فهرست مطالب
عنوان …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….صفحه
4-1-3 اهمیت مبحث نور23
4-1-4 نور در قرآن و حدیث23
4-1-5 قداست نور24
4-1-6 خداوند، نورالانوار25
4-1-7 حقیقت محمدیه26
4-1-8 نور و وجود27
4-1-9 نور و زیبایی28
4-1-10 نور، نماد وجود است و ظلمت، نماد عدم29
4-1-11 نور و جمال انسانی31
4-1-12 هنر نسبت کامل انسان با خداوند و حقیقت32
بخش دوم33
4-2-1 نور و سیر به باطن34
4-2-2 توحید36
4-2-3 نور عرفان و هنر اسلامی37
4-2-4 نور و رنگ در هنر اسلامی41
4-2-5 جایگاه نور در فرهنگ ایرانی و هنرهای اسلامی43
4-2-6 آداب معنوی و سمبلیسم در هنر اسلامی45
4-2-7 رنگ و نور و طریقت تعلیم نقاشی در عصر اسلامی51
4-2-8 جهان رنگ‌ها و انسان54
4-2-9 مفهوم فضا در نگارگری ایرانی61
4-2-10 اهمیت فضای خالی در هنر اسلامی66
4-2-11 انسان نورانی در نگارگری ایرانی69
4-2-12 تجلی و تجسم نور در نگارگری ایران72
ادامه فهرست مطالب
عنوان …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….صفحه
بخش سوم78
4-3-1شهاب‌الدین سهروردی79
4-3-2 نجم‌الدین کبرا80
4-3-3 علاءالدوله سمنانی83
4-3-4 شیخ محمد لاهیجی86
بخش چهارم88
مقدمه89
4-4-1 آئین مانی91
4-4-2 گسترس مانویت95
4-4-3 مانی و باور فلسفی98
4-4-4 نگارگری مانوی99
4-4-5 سغد پیش از اسلام (قرن‌های7 و 8میلادی)107
4-4-6 رابطه‌ی نور ورنگ طلایی در هنر مانوی111
4-4-7 کاربرد رنگ طلایی در ایران باستان112
4-4-8 مفهوم نور در آرا مانوی112
4-4-9 رنگ در آثار مانویان113
4-4-10 تجلی نور و رنگ طلایی در آثار مانوی114
فصل پنجم- نتیجه‌گیری
5-1 نتیجه‌گیری126
منابع127
فهرست تصاویر
عنوان ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….صفحه
تصویر4- 1 معراج حضرت پیامبر (ص)47
تصویر4- 2 گریز حضرت یوسف و زلیخا70
تصویر4- 3 حضرت ابراهیم (ع)76
تصویر4- 4نقاشی‌های پنجی‌کنت91
تصویر4- 5 ایزدبانوی101
تصویر4- 6 نگاره برگزیدگان102
تصویر4- 7 سر یک ایزد مانوی103
تصویر4- 8 قطعه‌ای از چند نوازنده104
تصویر4- 9 خوشنویسان مانوی105
تصویر4- 10 صحنه برگ داوری106
تصویر4- 11 نقاشی‌های پنجی‌کنت109
تصویر4- 12 پیکره انسان و حیوان111
تصویر4- 13 رنگ طلایی در ظروف116
تصویر4- 14 تاجگذاری شهریار117
تصویر4- 15 دو ایزد بر روی گل نیلوفر آبی زانو زده‌اند118
تصویر4- 16 نگاره بودا119
تصویر4- 17 ایزدان نجات‌بخش120
تصویر4- 18 ایزد مانوی121
تصویر4- 19 بانوی سپیدپوش122
تصویر4- 20 چهره پیامبر123
تصویر4- 21 ایزدبانوی مانوی124
فصل اول- کلیات طرح
فصل اول:
کلیات طرح
مقدمه
سرعت دقیق نور ۲۹۹۷۹۲۴۵۸ متر در ثانیه است.
یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّونَ (سورهی سجده، آیهی ۵)
«خدا مسائل زمین را از فـضا اداره میکند و بعدها (اوامر وی) در شبانهروز معادل هزارسالی که شما می شمارید بطور زیگزاگی بطرف وی بر میگردد».
آیه میگوید: که اوامر خدا در روز به اندازه هزارسالی که ما میشماریم بهطرف خدا حرکت میکند. منظور آیه از سالی که ما (مسلمانان) میشماریم سال قمری است که مربوط به گردش ماه بدور زمین است. ماه در هر سال 12بار دور زمین میگردد و در هر 1000سال 12000بار. مسافتی که ماه در 12000 بار گردش خود بدور زمین طی میکند 2583134723 کیلومتر است. یعنی اوامر خدا در یک شبانهروز مسافت مزبور را طی میکنند. هر شبانهروز ۸۶۱۶۴.09966 ثانیه است. اگر مسافتی که اوامر خدا در روز طی میکنند را بر ثانیهها تقسیم کنیم سرعت حرکت اوامر خدا در ثانیه بدست میآید. بترتیب زیر:
۲۵.83134723 (بیلیون کیلومتر) تقسیم بر ۸۶۱۶۴.09966 (ثانیه)= 299792.458 کیلومتر در ثانیه سرعتی که برای حرکت اوامر خدا در ثانیه بدست میآید 299792.458 کیلومتر در ثانیه است، و این سرعت همان سرعت حرکت نور در ثانیه است. در رابطه با زیگزاگی حرکت کردن نیز چنانکه میدانیم چیزی در فضا مستقیم حرکت نمیکند بلکه چیزی تحتتاثیر نیروی جاذبه کائنات خم میشود و خم شدن مکرر به این طرف و آن طرف ناشی از نیروی جاذبه کائنات نیز مسیری زیگزاگی برای پدیده ایجاد میکند. این نور النور در بیان عرفانی و اسلامی آن همان نور ذات پروردگار جهان است همانطور که در قرآن کریم «نور» از اسماء خداوند است و تنها اسم مادی او تلقی می شود که در کائنات حضوری محسوس دارد.
1-1- بیان مسئله
دکتر علی اکبر خانجانی با نگاه عرفانی به اسم «نور» خداوند در ارتباط با علم فیزیک می‌پردازد:
 E=m c2 فرمول معروف آلبرت اینشتن، از اساس نظریه نسبیت است. این فرمول را مهم‌ترین و در عین حال افسانه‌ای‌ترین بیان ریاضیاتی از کائنات نیز دانسته‌اند.از این فرمول جدال‌برانگیز عصر جدید چنان بر می‌آید که هر چیز دارای جرم در جهان هستی اگر به سرعت نور برسد تبدیل به نور می‌شود که بی‌وزن‌ترین پدیده در عالم ماده است. این بدان معناست که کل کائنات وعالم ماده وطبیعت حاصل کاهش سرعت نور و یاحاصل انقباض نور است. یعنی هر چیزی در عالم ماده از جنس نور و دارای ذرات نوری است و نور همان ماده اولیه ساختار جهان است.هنگامی که سخن از نور در قرآن است، اذهان بیواسطه سوره نور را به یاد میآورند و از میان آیات این سوره، آیه مشهور آن یعنی )الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوه فیها مصباح فی زجاجه الزجاجه کانها کوکب دری یوقد من شجره مبارکه زیتونه لا شرقیه و لا غریبه یکاد زیتها یضیء ولو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الامثال للناس و الله بکل شیء علیم.) خدا نور آسمانها و زمین است، مَثَل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی باشد, آن چراغ درون آبگینهای و آن آبگینه چون ستارهای درخشنده از روغن درخت پربرکت زیتون که نه خاوری است و نه باختری، افروخته باشد. روغنش روشنی بخشد هر چند آتش بدان نرسیده باشد. نوری افزون بر نور دیگر، خدا هر کس را که بخواهد بدان نور راه مینماید و برای مردم مثلها میآورد زیرا بر هر چیزی آگاه است. (سوره نور ، آیه 35).
شناخت کامل عنصر نور و بررسی ماهیت آن.
شناخت و درک مفهوم نور در نگارگری وتطبیق نور با هاله نور.
بررسی نور در هنر مانوی و هنر اسلامی…
«در این پژوهش ابتدا به نقش قدسی و ماهیت معنوی نور اشاره میشود و بعد از آن به نمود زیبایی نور دراثار نقاشی اشاره میشود. هنر اسلامی یا هنرهای مسلمانان به بخشی از هنر اطلاق می‌شود که در جامعه مسلمانان و نه لزوماً توسط مسلمانان رواج داشته است. هرچند ممکن است این هنرها (هنرهای اسلامی) در مواردی با تعالیم و شریعت اسلام انطباق نداشته باشد ولی تاثیر فرهنگ اسلامی و منطقه‌ای در آن به‌خوبی نمایان است. هنرهای اسلامی شامل انواع متنوعی از هنر همچون معماری، خوشنویسی، نقاشی، سرامیک و مانند آن‌ها می‌شود.هنر اسلامی هنری نیست که فقط به‌آیین اسلام ارتباط داشته باشد. اصطلاح «اسلامی» نه تنها به مذهب، بلکه به فرهنگ غنی و متنوع مردمانی که در سرزمین‌هایی که آیین اسلام در آن رواج دارد نیز اشاره می‌کند. . ظهور هنر اسلامی از دل دین و دولت جدید به صورت تدریجی و گام به گام نبود، بلکه همچون ظهور خود دین اسلام و حکومت اسلامی، روندی پرشتاب و ناگهانی داشت». (واردی،1390، 8). «اتصال انسان به حقیقت ماورایی و حتی حقیقت ماورایی معقول، آن یگانه ی بی همتا جوهر هنر اسلامی است. پس “هنر اسلامی هنری است مقدس.” .مسأله دیگری که در این پژوهش مورد مطالعه قرار خواهد گرفت بررسی رنگ در هنرهای اسلامی و باتوجه به رابطه ناگسستنی اندیشه اسلامی با هنر اسلامی، هدف اصلی هنرمند مسلمان مشاهده جلوه های متکثر حق و نمایاندن آن به مخاطب خویش است» (رهنورد، 1388، 45).
«جایگاه سمبلیک و ارزش محتوایی نور و رنگ در هنر اسلامی به مراتب بیشتر از ارزش بصری آن است. حتی برخی این رویکرد نمادین و پرداختن معنوی هنرمند اسلامی به نور و رنگ تصویر را در سطح ،بالاترین مراتب سلوک معنوی قرار میدهند: «نور، نماد جریان وجود در پیکره مراتب است و رنگ نماد بازگشت به روشنایی جاری در ذات نوراست» (بلخاری قهی،1388، 67).
1-2 هدف‌های تحقیق
تطبیق و مقایسه نور باهاله نور میباشد و همینطور وجه آشنایی آیین مانی و چگونگی تاثیرگذاری نقاشی مانی بر نگارگری اسلامی.
دستیابی به شاخصههای تزیینی و مفهومی نقاشی مانی.
1-3 اهمیت موضوع تحقیق و انگیزش انتخاب آن
«اشیاء در این عالم یا از خود نور منتشر میکنند و به واسطۀ نور خود دیده میشوند ـ مانند خورشید، شیشۀ گداخته، رشته لامپ و فلز مذاب ـ و یا به واسطۀ نوری که بر اثر تابش به سطح خارجی آنها به چشم انسان میرسد دیده میشوند. بر این اساس هر شیء غیرنورانی در مواجه با تابش نور،قسمتی از آن را جذب میکند که به انرژی گرمایی تبدیل میشود، قسمتی را از خود عبور میدهد و قسمت دیگر را منعکس میکند که موجب رؤیت آن میشود(تعریف رنگ). اما جدای از فرآیند علمی نور در طبیعت، مفهوم و ماهیت نور همواره مورد توجه بشر بوده است. نور در ادیان و مذاهب مورد احترام و تقدس بوده است. در دین زرتشت، تفسیر هستی، فرشتهشناسی و تقدس آتش بر مبنای نور است. در دین یهود، اولین مخلوق خدا، نور است و در مسیحیت، عیسی مسیح (ع)، کلمه و نور و یا پدر نورهاست و در نور ساکن است. در اسلام نیز بر معنویت نور تأکید شده است» (نوربخش،1383، 25).
1-4 سوالات یا فرضیه‌های تحقیق
1- نور و مقایسه آن با هالهی نور در تصاویر مقدس و چرا استفاده میشود؟
«آئوراها )هاله ی نورانی)به طرق مختلف دیده می‌شدند، معمولاً به صورت میدان‌های انرژی شبیه به تخم مرغ بزرگی که کاملاً دور بدن را احاطه کرده دیده می‌شوند. بسیاری از مردم آئورا را هاله تخم مرغی توصیف می‌کنند، بیشتر هاله‌ها تا چند سانتی‌متری دور بدن ادامه پیدا می‌کنند.
اعتقاد بر این است که شخص هر چه عارف‌تر و روحانی‌تر باشد، هاله او بزرگ‌تر است. رشته‌های نیروو انرژی درون این هاله تخم مرغی شکل وجود دارد که از تمام جهات متشعشع می‌شود و مراحل فکر و احساس و سلامت و استعداد بالقوه را منعکس می‌کند.
علاوه بر این هاله دارای شعاع‌های رنگی متفاوتی است که از بدن ساطع می‌شود و در سراسر هاله می‌درخشد. عده‌ای آن را امواج فکری تلقی می‌کنند و به طور یقین افکار و احساسات ما به شدت بر هاله ما اثر می‌گذارد. بعضی ، اشکال هندسه متنوعی در هاله خود دارند که این اشکال دارای مفاهیم ویژه‌ای است. برای مثال شکل دایره به معنای رضایت و خوشنودی درونی و کمال است. مثلث نشانه این است که شخص از دیگران حمایت می‌کند. امروزه اعتقاد بر این است که افرادی که وارسته‌اند و بر نفس خود مسلط شده‌اند هاله نورانی آنها قابل مشاهده است و با تمرین می‌شود امواج رنگ‌های متصاعد از آئورا و هاله نورانی افراد مؤمن را دید. رنگ‌های مسلط بر هاله‌ها حالا روحی و شخصیت افراد را نشان می‌دهد و هر رنگ معنای خاصی دارد. مثلاً رنگ قرمز در هاله نورانی نشان دهنده نفس قوی و محکم است و تمایل پیشرفت و موفقیت را در شخص بیدار می‌کند. این افراد دلسوز و خونگرم‌اند. رنگ قرمز همچنین دلالت بر جرأت و جسارت طبیعی دارد.
رنگ نارنجی جزو رنگ‌های گرم و قابل توجه است که در زمینه هاله افرادی که به طور طبیعی کارآمد و سریع الانتقال هستند و به راحتی می‌توان با آنان کنار آمد دیده می‌شود. دارندگان هاله‌های نارنجی قادرند مردم را ببخشند و اغلب خود را در موقعیتی می‌یابند که باید مشکلی را حل کنند. رنگ سفید در هاله‌های نورانی به ندرت دیده می‌شود، این رنگ نشانهی انسان‌های مقدس و بشردوست است. افراد دارای هاله سفید اغلب برای نفس خودشان چیزی نمی‌خواهند و بیشتر نگران رفاه دیگران هستند.
طلایی، قوی‌ترین رنگی است که کسی می‌تواند آن را داشته باشد. این رنگ به افرادی اعطا شده که قادر به انجام هر طرحی که به ذهنشان خطور کند هستند و در آن راه به مقصود نایل می‌شوند. آنان افرادی بانفوذ و کوشا و بردبار و هدف‌دار هستند و اغلب در اواخر عمر به بزرگ‌ترین هدف خود دست می‌یابند. اینجاست که هاله‌های دور سر مقدسین و روحانیون در نقاشی‌های مذهبی طلایی رنگ است تا اقتدار نامحدود آنان را به نمایش بگذارد. هاله نورانی شامل چند لایه است که به کالبدهای لطیف معروف‌اند. به هر حال، هر چه شما بیشتر با هاله آشنا شوید ممکن است بتوانید لایه‌های متفاوت تشکیل دهنده آن را ببینید که به شرح زیر است: 1- سطح فیزیکی اثری؛ 2- سطح کیهانی؛ 3- سطح ذهنی زیرین؛ 4- سطح ذهنی فوقانی؛ 5- سطح روحانی؛ 6- سطح اشراق؛ 7- سطح مطلق .این هفت لایه موجود در آئورا و هاله‌های رنگین، با تجربه احساس نورهای رنگی و اندام‌شناسی انسان نورانی، در باور سمنانی شباهت دارد (هفت اندام ظریف (لطیفه) و هفت مرکز که نمودار جایگاه‌های هفت پیامبر بزرگ در بدن‌های انسان نورانی هستند، برمی‌خوریم. بدین سان، بالندگی انسان نورانی به گونه درونی، دوره کلی پیامبری را بازبینی می‌کند. ایده ی این بالندگی که رهایی انسان نورانی است، در برخی از نگاره‌های
ایرانی دیده می‌شود که بالندگی‌اش با احساس نورهای رنگین همراه است». (کربن، 1383، 69)
2- نور و هاله نور در هنرهای اسلامی و وجه اختلاف آن در هنرهای ادیان دیگر در چیست؟
در هر سرزمینی بسته به اعتقادات دینی و فلسفی آن دیار هاله‌های مقدس در آثار هنری شکل گرفته است.
احتمال دارد آئورا و نورهای مغناطیسی که از انسان‌های روحانی و مقدس متصاعد می‌شده است با اعتقادات و اسطوره‌های باستان ترکیب یافته و هاله مقدس را به وجود آورده باشد. رنگ‌های طلایی، سبز، قرمز… هاله‌های مقدسین در نقاشی‌های هندوها، مانویان، مسیحیت و نقاشی دیواری بقاع متبرکه در ایران، همان نورهای رنگی مغناطیسی است که نسبت به مراتب وجودی انسان‌های مقدس رنگ‌های متفاوتی از آن‌ها نمایان می‌شود که معنای آنها در تمدن‌ها و فرهنگ‌های مختلف تفاوت‌های جزئی دارد که نقاشان آن‌ها را به تصویر کشیده‌اند.
3- مفهوم هاله نور در نقاشی مانویان؟
اعتقاد به نور در کل تاریخ وجود داشته است. ما در قرآن هم داریم الله النور و السموات و الارض در سوره نور آمده است. نور قداست دارد و به همین علت نور و خورشید نماد قداست است. بیشتر ادیان تحت تاثیر بوده‌اند. وقتی می‌خواستند این قداست را به نمایش بکشند نوری مانند هاله دور سر پیامبران و قدیسین تصویر می‌شده است. تا حالت قداست را نشان دهد. این ریشه انسانی دارد و به دین خاصی مربوط نیست. از گذشته بسیار دور حتی در دوران میترائیسم این نور تصویر می‌شده است.
مانی بر این عقیده است که جهان بر مبنای روشنایی و تاریکی است و از همین رو است که خوبی و بدی وجود دارد، همچنین پیروان این آیین باور دارند که در نهایت، روشنایی (خوبی) است که چیره خواهد شد و همه جا را فرا می‌گیرد.
این نور در دام افتاده ی جان آدمی، با پالایش نفس،ظهور پیدا می‌کند و این ظهور در هاله انسانی متجلی می‌گردد. توجه به نور در آیین مانویت اشاره به سرزمین تاریکی و مادی دارد. آنچه اهمیت دارد دست‌یابی به نور است و هاله نورانی مراتب تقدس و تذهیب نفس را می‌رساند که در سرزمین نور متجلی شده است.انتخاب مانی به این دلیل مهم می‌باشد که مانی نگارگراز نور ایران‌ باستان برای رسالت خویش از اعجازی نو بهره گرفته است،یعنی در نگارگری و چهره‌پردازی برای بیان دیدگاه عرفانی خویش به هنر نقاشی‌ رو آورده و هنر را در خدمت مذهب به کار بسته است.در حقیقت اهمیت‌ مانویت در نقاشی ایران ازاین‌رو است که به هنر نقاشی نوعی اصل‌ اخلاقی بخشیده وآن را زنده نگه داشته و شیوه‌ای سنتی و قراردادی در آن پدید آورده است. بنابراین برای شناخت هنر و نقاشی مانوی لازم است ابتدا مطالعه‌ای‌ بر دین،اساطیر و باورهای مانوی صورت گیرد.چرا که قبل از آن‌که‌ مانی یک نقاش چیره‌دست باشد،پیامبری است که به تبلیغ آیین‌اش‌ پرداخته و از نقاشی به عنوان معجزه‌ای برای اشاعه‌ی آیین خود بهره‌ گرفته است.
1-5 تعاریف عملیاتی متغیرها و واژه های کلیدی
عنصر نور- هاله مقدس- هنر اسلامی- نقاشی مانویان.
1-6 روش تحقیق
تاریخی و توصیفی وتطبیقی
1-6-1 تحقیق تاریخی
تحقیق تاریخی فعالیتی است برای شناخت اتفاقات و حوادث گذشته و یکی از دشوارترین انواع پژوهش است این تحقیق وقایع مربوط به گذشته را مورد تعبیر و تفسیر و ارزیابی قرار می‌دهد. در این روش هدف این است که وقایع گذشته دقیق و درست شناسایی شوند تا وضع موجود بهتر درک گردد در روشهای دیگر مانند توصیفی محقق می‌تواند نمونه مورد مطالعه را با میل خود انتخاب نماید، اما در تحقیق تاریخی مجبور است فقط اطلاعات و اسنادی را که از گذشته باقی مانده‌اند مورد بررسی قرار دهد بررسی وضع تعلیم و تربیت ایران در دوران قاجار نمونه‌ای از تحقیق تاریخی است بررسی روند آموزش عالی ایران از تشکیل دانشگاه جندی‌شاپور تا تأسیس دارالفنون مثال دیگری از این نوع تحقیق می‌باشند.
1-6-2 تحقیق توصیفی
مطالعات توصیفی برعکس تحقیقات تاریخی در مورد زمان حال به بررسی می‌پردازد. این نوع تحقیق به توصیف و تفسیر شرایط و روابط موجود می‌پردازد این گونه تحقیق وضعیت کنونی پدیده یا موضوعی را مورد مطالعه قرار می‌دهد.
1-6-3 تحقیق تطبیقی
بررسی تعاریف گوناگون «تطبیق»
تبیین ملاک‌های تعریف مطالعات تطبیقی و شاخص‌های تحدید‌سازی
تبیین دامنه و گستره «تطبیق»
تبیین چارچوب و حدود تعریف
1-7 قلمرو تحقیق
در این پژوهش هنر اسلامی و نگارگری مانوی مورد بررسی قرار میگیرد.
فصل دوم- مطالعات نظری
فصل دوم
مطالعات نظری
2-1 پیشینه پژوهش
1-سهروردی شیخ الشهابالدین یحیی،(1377) ، حکمه الاشراق، ترجمه دکتر سید جعفر سجادی، انتشارات دانشگاه تهران.
* سهروردی علاوه بر ذکر حدیثی از پیامبر (ان العرش من نوری) به نقل از ایشان ادعیهای را ذکر میکند که به حقیقتِ نوریِ حق اشاره دارد: «یا نور النور قد استنار بنورک اهل السموات و الارض و استعناء بنورک اهل الارض، یا نور کل نور، خامد بنورک کل نور» همه موجودات آسمانی به نور تو منور شده و کسب نور کردهاند و همه اهل زمین از نور تو روشن شدهاند ای نور، هر نوری در جهان در برابر نور تو خاموش نماید.
2- بورکهات تیتوس،(1376)،هنر اسلامی زبان و بیان، ترجمه مسعود رجب نیا، انتشارات سروش.
* تیتوس بورکهارت در کتاب هنر اسلامی زبان و بیان ،مظهریت محراب را در پناهگاه بودن آن میداند: «برای دریافت مظهریت محراب در آداب نیایش اسلامی باید ریشه آن را در قرآن کریم یافت. بورکهارت معتقد است: حضور الهی در جهان، در دل و جان آدمی با نور چراغ در طاقچه مقایسه میشود.
3- کربن هانری،(1377)، انسان نورانی در تصوف ایرانی، ترجمه فرامرز جواهری نیا، انتشارات گلبان.
* رهنمون ساختن بینش به فراسوی عالم حسی میداند که برانگیزندۀ مهر و ستایش پسران نور و هراس از پسران تاریکی است و نیز به تماشاگذاردن بدنی رستاخیزی و لطیف از انسان نورانی تا تصویرگر رهایی انسان از حدود و ثغور ظلمانی باشد. او کار کیمیاگرانه نگارگری ایرانی را آزاد ساختن پارههای نور ایزدی از زندان ماده میداند.
4- نصر دکتر سیدحسین،(1375)، هنر و معنویت اسلامی، ترجمه رحیم قاسمیان، انتشارات دفتر مطالعات دینی و هنر.
* دکتر نصر نگارگری را کوششی میداند در مجسم ساختن طبیعی بهشتی و آن را خلقت اولیه فطرت یا همان فردوس برین و جهان ملکوتی که در این لحظه نیز در عالم خیال یا عالم مثال فعلیت دارد.
5- پاکباز روئین،(1380) نقاشی ایران از دیروز تا امروز، انتشارات زرین و سیمین، تهران .
* رنگهای غالب در نگارگری ایرانی انواع رنگ سبز است و آبی به همراه رنگهایی چون سرخ، زرد، خاکی و لاجوردی. رنگهایی درخشان و بس فرحانگیز که نرمی، لطافت، زیبایی، هیجان و شیدایی عالمی دیگر را روایت میکند. ترکیب این رنگها در یک رنگبندی سنجیده و نقش اندازی استادانه، جهانی خیالی و مسحور کننده، قرینه دنیای افسانهای شاعر میآفریند.
6-ابن هیثم در کتاب المناظر خود دو نکته مهم دارد:
*اول: نور که تا پیش از این شرایط رویت بوده است به مقام متعلق اصلیِ حس بینایی ارتقا مییابد و از این نظر حتی بر رنگ که تا پیش از این، نزد اکثر فلاسفه متعلق اصلی رویت شمرده میشود، پیشی میگیرد.
دوم: مقولاتی مانند نرمی و درشتی جزء محسوسات بساوایی و مشترک بشمار میآمدند به متعلقات بینایی افزوده میگردد اما ادراک اینها دیگر مانند نور و رنگ، مستقیم نیست بلکه از راه معرفت یا تمیز و قیاس صورت میگیرد.
فصل سوم -روش شناسائی تحقیق (متدولوژی)
فصل سوم
روش‌شناسائی تحقیق (متدولوژی)
3-1 روش تحقیق
تاریخی و توصیفی وتطبیقی
3-2 ابزار جمع‌آوری اطلاعات
کتابخانهای- مقالات- تصاویر
3-3 روش تجزیه و تحلیل داده‌ها
روش تطبیقی و قیاسی
1) تعریف مطالعه تطبیقی
* بررسی تعاریف گوناگون «تطبیق»
* تبیین ملاک‌های تعریف مطالعات تطبیقی و شاخص‌های تحدید‌سازی
* تبیین دامنه و گستره «تطبیق»
* تبیین چارچوب و حدود تعریف
2) هدف مطالعه تطبیقی
* آگاهی از حوزه‌های مشابه و قابل مقایسه
* فهم توانمندی‌ها و رنجوری‌های دو یا چند حوزه
* شناخت منطق و ضابطه مطالعه چند حوزه جهت اخذ و اصطیاد موارد مشترک و وجوه افتراق
* آگاهی از همسانی‌ها و ناهمانندی‌ها
* آگاهی از شاخص تطبیقی و مقایسه حوزه‌ها و بررسی امکان اندراج و یا عدم اندراج حوزه‌ها

3) روش مطالعات تطبیقی
مطالعات تطبیقی بر خلاف عقیده بسیاری، از تنوع و تکثر روش‌ها برخوردار است. تعدد رهیافت‌ها مرهون تنوع مسائل و اختلاف قلمروهاست. تعدد مسائل موجب می‌گردد که سنخ‌های گوناگونی از موضوعات و بالنتیجه مطالعه شکل گیرد و مؤدی به اختلاف روش‌ها گردد. روش تحلیلی، روش زبانی، روش منطقی، روش تاریخی، روش تحلیل گفتار، روش پدیدار شناختی و روش توصیفی از جمله روش‌های مطالعه تطبیقی در حوزه فلسفه است.استدلال قیاسی به عنوان یک فرایند تفکر عبارت است از قراردادن واقعیت ها درکنار هم و استخراج یک نتیجه است. به این معنی که پژوهشگرباعنایت به کلیات به جزئیات می پردازد. این روش ازسه مرحله:
1. مقدمه کبری
2. مقدمه صغری
3. نتیجهگیری
فصل چهارم- تجزیه وتحلیل یافته‌های تحقیق
فصل چهارم
تجزیه وتحلیل یافته‌های تحقیق
بخش اول
مقدمه
«از دیرزمان، عنصر نور در اسطوره، تاریخ و فلسفه جهان شناسی اقوام گوناگون حضور داشته است. بنابر کارکردهای متنوع نور (مثل مفاهیم قدسی، عقلانی، هستی شناختی، هدایتگری و زیباشناسی)، این سیر تاریخی از مصر باستان و با آیین هرمس آغاز می‌شود و در اندیشه زردشت، تنوّع و گستردگی می‌یابد. اوج حضور مفاهیم نورانی با شاکله عقلانی، در دین مبین اسلام مشاهده می‌شود . با توجه به اینکه محور این نوشتار بررسی متون ادبی و عرفانی است، مشاهده می‌شود که در سه اثر: الطواسین از حلاج، عبهر العاشقین از روزبهان بقلی و آواز پرجبرئیل از سهروردی، نور در وصف وحدانیت خداوند و قداست وجود نبی اکرم، جمال الهی و انسانی، مراتب وجود و فرشته شناسی نقش مؤثّری ایفا می‌کند.
شناخت کامل عنصر «نور» و بررسی ماهیت آن با در نظر گرفتن نمودها و کارکردهای متفاوت و بررسی سیر تاریخی و تحول آن در مکاتب و ادیان مختلف میسر می‌شود. در چشم اندازی کلی، می‌توان کارکرد عنصر نور را ذیل عنواین متعددی تقسیم بندی کرد و خط سیر حضور آن را مورد بررسی قرار داد.
در این پژوهش، ابتدا به نقش قدسی و ماهیت معنوی نور اشاره شده است. پاکی، روشنی و وابستگی نور به عالم برتر، به آن وجهی معنوی می‌بخشد؛ از این رو در مکتب ها و ادیان مختلف، بعضی از مسائل مربوط به خداشناسی، ماهیت راهبران بشری و پیامبران، با عنصر نور رابطه ای تنگاتنگ پیدا می‌کند.
وجه دیگری که برای عنصر نور در نظر گرفته می‌شود، یگانگی آن با «وجود» و «هستی» است. خداوند سرچشمه حیات و حیات بخشی است و عدم یا ظلمت به معنای نبود نور است. در اغلب مکتب ها، آغاز آفرینش با نور همراه است. همچنین، نور وجود گرامی‌پیامبر اکرم (ص) دلیل و رکن خلقت افلاک و جهان به شمار می‌رود.
از دیگر کارکردهای نور، رابطه آن با علم و معرفت است. مفهوم کسب دانش و معرفت به نفس، به منزله راه رهایی انسان از اسارت وجود مادی، موضوع رایج اغلب مکتب ها و آیین هاست. از طرفی، دانش و علم اشراقی درجه ای از حیات به شمار می‌رود و گویی آنکه بی معرفت است، از داشتن روح و هستی بی بهره مانده است دین اسلام نیز بیش از هر آیین دیگر، بر کسب نور علم تأکید می‌کند.
برجسته ترین ویژگی نور نقش آفرینی آن در هدایتگری است. در راهیابی های عالم مادی نیز نور مهم ترین ابزار هدایت به شمار می‌رود. نور (مادی و معنوی) در زندگی این جهان راه راست را به بشر می‌نماید. همچنین، در آیین های هرمس، زردشت و گنوس، شخصیت های نمادین و اساطیری با هویتی نورانی، سالک را در جهان دیگر- که ابهام آن به ظلمت و تاریکی تشبیه می‌شود- هدایت می‌کنند. در دین مبین اسلام، راه یافتن به صراط مستقیم با واسطه گری پیامبر، قرآن کریم و امامان میسر می‌شود. این برگزیدگان الهی سرشت نورانی دارند و شخصیت ایشان از هر گونه اسطوره پردازی به دور است» (البهنسی،1387، 53).
حضورنوردردوبعدازمهمترین ابعادهنری اسلامی یعنی معماری ونگارگری جلوه وحضوری ذاتی دارد. به عبارت دیگراین نور است که تعیین کننده هویت ذاتی اثرهنریاست یعنی نه تنها اثر را نمادجلوه نورانی وجودقرارمیدهد،بلکه بدان شکوه وجلالی میبخشد. نگارگرایرانی بُعدرامیدیدومیشناخت، ولی ازآن دوری میکردچراکه دوری اجسام وکوچک شدن آنراباخطاهای چشم سرمربوط میدانست. پس به چشم دل روی میآورد. وبه این باورقلبی رسیده بودکه تمامی صفحات رانور الهی به طور یکسان روشن میکند. در باورمانویان شخص نجات یافته نهایتاً درسرشت نورانیاش بامنجی یکی میگردد. در مواجهه با آثار هنر اسلامی مشاهده می‌کنیم که کلیه اجزای اثر هنری، از جمله نور و رنگ، به گونه‌ای متفاوت از دیگر آثار هنری ارائه شده در طول تاریخ هنر جهان، خلق شده‌اند. گویی که زبان بیانی هنرمند مسلمان در بیان روایت وی از عالم هستی است. شناسایی وجوه مختلف هستی امکان‌پذیر نیست، مگر از طریق «دیدن» و از سویی دیگر «مشاهده» خود مراتبی دارد که بستگی مستقیم به نظرگاه هنرمند و شاکله روحی وی دارد. در جهان معنوی، زیبایی و نیکی یکی و همانند‌اند، برترین زیبایی، برترین نیک است و همانا حق است که جلوه غایی واعلای این مفاهیم است. با توجه به رابطه ناگسستنی اندیشه اسلامی با هنر اسلامی، هدف اصلی هنرمند مسلمان مشاهده جلوه‌های متکثر حق و نمایاندن آن به مخاطب خویش است. شناخت و درک مفهوم «نور» در نگارگری ایرانی مستلزم آشنایی با ویژگی‌های این نوع نقاشی است. آنچه را ما با نام کلی «نور» در این نوع نقاشی می‌شناسیم علاوه بر این که یک ویژگی صوری است نشان از بینشی خاص دارد که در سنت نقاشی این سرزمین همواره پا بر جا بوده و همین امر نیز باعث شده تا نور در این آثار بسیار خاص جلوه کند. نور در نگارگری ایران دارای منبع مشخصی نیست که بتوان آن را بر این مبنا بررسی کرد و نیز امری پنهان نیست که بتوان کیفیت تاثیرش را نادیده گرفت».(آموزگار،1386، 78)
هدف اصلی در این بحث، ارائه‌ی دقیقی‌ای از کاربرد رابطه‌ی نور و رنگ طلایی در آرا و هنر مانوی است. از بررسی رابطه‌ی بین نور و رنگ طلایی در آثار مانوی و نگارگری ایرانی به نظر می‌رسد که تفاوت‌هایی بین این دو وجود دارد. هر چند در نگارگری اسلامی کاربرد رنگ طلایی به تجلی عالم مثالی و الهی می‌انجامد، در نگارگری مانوی به طور صریح چنین امری مشاهده نمی‌شود؛ و به نظر می‌رسد این استدلال حاصل مقایسه از نگارگری اسلامی و تسری مبادی و فلسفه‌ی آن به نقاشی قبل از اسلام و نقاشی مانوی است. در صورتی که در نقاشی مانوی، اگرچه ماهیت کلی فلسفه و دین آن مبتنی بر مسئله‌ی نور و بازگشت به نور است. رنگ طلایی ـ برخلاف گفته‌های برخی پژوهشگران ـ در تمامی بخش‌هایی که در آثار نقاشی به کار رفته است، در معنا و یا تداعی‌کننده‌ی جهان نوری و الهی به کار نرفته؛ بلکه بیشتر در تزئینات استفاده شده است. فقط در برخی از تصاویر در حاشیه هاله‌ی مقدس یا در رنگ بال به کار رفته که می‌تواند اشاره‌ای به جنبه‌ی غیرمادی داشته باشد و گرنه در بررسی دیگر آثار آنها چنین امری مشاهده نمی‌شود. حتی هاله‌های مقدس به عنوان برجسته‌ترین فرمی که الهه‌ها یا گزیدگان را از دیگر افراد متمایز می‌کنند، نیز در بیشتر موارد در رنگ‌های دیگری مانند سبز، صورتی، قرمز و بنفش نشان داده شده‌اند» (همان منبع،46).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-1معرفی کارکردهای نور
4-1-1 تعریف نور
«نور، مترادف ضیاء و ضوء و روشنایی است. در لغت و در اصطلاح علوم نور و ضوء اندکی متفاوتند. ضوء «نور ذاتی شی» مضی و کیفیتی است که کمال بالذات شی شفاف ـ از آن جهت که آن شی شفاف است ـ محسوب می‌شود. اما نور از غیر خود مستفاد شده و کیفیتی است که جسم غیرشفاف از آن بهره‌مند شده و شفاف بالفعل می‌گردد» ( نوربخش،1383 ،39،40).
4-1-2 نور از نظر علمی
سرعت دقیق نور ۲۹۹۷۹۲۴۵۸ متر در ثانیه است.
یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّونَ (سورهی سجده، آیه ۵)
«خدا مسائل زمین را از فضا اداره می کند و بعدها (اوامر وی) در شبانه روز معادل هزار سالی که شما می شمارید بطور زیگزاگی بطرف وی بر می گردد.آیه می گوید که اوامر خدا در روز به اندازه هزار سالی که ما می شماریم به طرف خدا حرکت میکند. منظور آیه از سالی که ما (مسلمانان) میشماریم سال قمری است که مربوط به گردش ماه بدور زمین است. ماه در هر سال 12 بار دور زمین می گردد و در هر 1000 سال 12000 بار. مسافتی که ماه در 12000 بار گردش خود بدور زمین طی می کند ۲۵.83134723 بیلیون کیلومتر است. یعنی اوامر خدا در یک شبانه روز مسافت مزبور را طی میکنند. هر شبانه روز ۸۶۱۶۴.09966 ثانیه است. اگر مسافتی که اوامر خدا در روز طی میکنند را بر ثانیه ها تقسیم کنیم سرعت حرکت اوامر خدا در ثانیه بدست می آید. بترتیب زیر:
۲۵.83134723 (بیلیون کیلومتر) تقسیم بر ۸۶۱۶۴.09966 (ثانیه) = 299792.458 کیلومتر در ثانیه .سرعتی که برای حرکت اوامر خدا در ثانیه بدست می آید 299792.458 کیلومتر در ثانیه است، و این سرعت همان سرعت حرکت نور در ثانیه است. در رابطه با زیگزاگی حرکت کردن نیز چنانکه می دانیم چیزی در فضا مستقیم حرکت نمی کند بلکه هر چیزی تحت تآثیر نیروی جاذبه کائنات خم می شود. و خم شدن مکرر به این طرف و آن طرف ناشی از نیروی جاذبه کائنات نیز مسیری زیگزاگی برای پدیده ایجاد می کند. این نور النور در بیان عرفانی و اسلامی آن همان نور ذات پروردگار جهان است همانطور که در قرآن کریم «نور» از اسماء خداوند است و تنها اسم مادی او تلقی می شود که در کائنات حضوری محسوس دارد.
دکتر علی اکبر خانجانی با نگاه عرفانی به اسم «نور» خداوند در ارتباط با علم فیزیک می‌پردازد:
 E=mc2 فرمول معروف آلبرت اینشتن، از اساس نظریه نسبیت است. این فرمول را مهم‌ترین و در عین حال افسانه‌ای‌ترین بیان ریاضیاتی از کائنات نیز دانسته‌اند.
از این فرمول جدال‌برانگیز عصر جدید چنان بر می‌آید که هر چیز دارای جرم در جهان هستی اگر به سرعت نور برسد تبدیل به نور می‌شود که بی‌وزن‌ترین پدیده در عالم ماده است. این بدان معناست که کل کائنات وعالم ماده وطبیعت حاصل انقیاد و کاهش سرعت نور و یاحاصل انقباض نور است. یعنی هر چیزی در عالم ماده از جنس نور و دارای ذرات نوری است و نور همان ماده اولیه ساختار جهان است. در اینجا به حکمت اشراق از شهاب الدین سهروردی می‌رسیم که حدود هزار سال پیش جهان هستی را از نور دانسته‌است.
ولی فرمول مذکور که بیش از آنکه یک فرمول فیزیکی باشد فرمول فلسفی تلقی می‌شود و دارای ماهیتی متافیزیکی است. بیان دیگری هم دارد و آن این که اگر هر جرمی در عالم ماده به سرعت مجذور نور 2 (300000 کیلومتر در ثانیه) برسد تبدیل به انرژی مطلق می‌شود که این حدود سیصد هزار مرتبه از نور رقیق‌تر و سبکتر ومنورتر است. و این همان معنای فیزیکی «نور النور» در عرفان اسلامی می باشد که به مثابه ذات نور است که نور آفتاب در قبال آن به ظلمت می‌ماند.
4-1-3 اهمیت مبحث نور
«اشیا در این عالم یا از خود نور منتشر می‌کنند و به واسطه نور خود دیده می‌شوند ـ مانند خورشید، شیشه گداخته، رشته لامپ و فلز مذاب- و یا به واسطه نوری که بر اثر تابش به سطح خارجی آنها به چشم انسان می‌رسد دیده می‌شوند. بر این اساس هر شیء غیرنورانی در مواجه با تابش نور سمتی از آن را جذب می‌کند که به انرژی گرمایی تبدیل می‌شود، قسمتی را از خود عبور می دهد و قسمت دیگر را منعکس می‌کند که موجب رویت آن می‌شود. اما جدای از فرایند علمی نور در طبیعت، مفهوم و ماهیت نور همواره مورد توجه بشر بوده است. نور در ادیان و مذاهب مورد احترام و تقدس بوده است. در دین زرتشت، تفسیر هستی، فرشته‌شناسی و تقدس آتش بر مبنای نور است. دردین یهود، اولین مخلوق خدا، نور است و در مسیحیت، عیسی مسیح(ع)، «کلمه» و «نور» و یا خدا و نور و یا پدر نورهاست و در نور ساکن است. در اسلام نیز بر معنویت نور تاکید شده است. همچنین نور در عرفان وتصوف با تأسی از قرآن، اسمی از اسماء الهی دانسته شده و عبارت از تجلی حق به اسم «الظاهر» یعنی وجود ظاهر در تمام موجودات و گاه بر هر چه که پنهان را آشکار می‌کند از علوم لدنی، و ارادات الهی که ماسوی الله را از دل بیرون می‌کند، اطلاق می‌شود. «نور، مترادف ضیاء و ضوء و روشنایی است. در لغت و در اصطلاح علوم نور و ضوء اندکی متفاوتند. ضوء «نور ذاتی شی» مضی و کیفیتی است که کمال بالذات شی شفاف ـ از آن جهت که آن شی شفاف است ـ محسوب می‌شود. اما نور از غیر خود مستفاد شده و کیفیتی است که جسم غیرشفاف از آن بهره‌مند شده و شفاف بالفعل می‌گردد» ( نوربخش،1383 ،40،39).
4-1-4 نور در قرآن و حدیث
«قرآن سوره‌ای به نام «نور» دارد. در این کتاب آسمانی چهل و سه بار کلمه نور و بیست و سه بار کلمه ظلمت آمده است. نیز این دو کلمه یازده بار در کنار یکدیگر مطرح شده است. «نور» در همه موارد به صورت مفرد و «ظلمات» به صورت جمع آمده و معانی آنها در موارد مختلف متفاوت است. برای نمونه گاه مساوی و معادل تورات و انجیل و عدیل هدایت است و گاه نور و ظلمات، به معنی بینابینی و کوری بکار رفته است. گاه مساوی با پیامبر(ص) دین حق و راه راست و کتاب آسمانی و قرآن آمده است. گاه نیز به معنای اجر و پاداش بکار رفته و گاه منظور نور حسی است. نور در برخی آیات کنایه از ایمان و رهبر و راهنماست و ظلمات، کنایه از کفر و راه باطل و گمراهی است.خداوند در آغاز سوره انعام می‌فرماید «الحمدلله الذی خلق السموات و الارض و جعل الظمات و النور» از سندی نقل کرده که ظلمات و نور بر شب و روز اطلاق می‌شود و بر جهنم و بهشت اطلاق می‌شود. در تفسیر منسوب به ابن‌عربی آمده است :[این آیه] ظهور کمالات و صفات جمال و جلال خداوند بر مظاهر تفاصیل موجودات است. او کمال مطلق بوده و حمد مطلق، مخصوص ذات اوست که جامع صفات و اسماء است.» در این تفسیر، سماوات، عالم ارواح است و ارض، عالم جسم دانسته شده است. خداوند در عالم جسم، مراتب ظلمات را که حجاب‌های ظلمانی ذات اوست، انشاء کرده و در عالم ارواح نیز نور علم و ادراک را مقرر کرده است. ملاصدرا دنیا را ظلمت و آخرت را عالم نور دانسته است.
نمونه دیگر، آیه نور است که در این آیه پنج بار کلمه نور تکرار شده و بیشتر کلمات آن مانند مشکوه، مصباح، زجاجه، کوکب، دری، شجره، مبارکه زیتون، یضی، نار و یهدی است که از حیث تاویلی و معناشناسی با نور مرتبط‌اند. این آیه مورد توجه بسیاری از حکیمان و عارفان بوده و تفسیر و تاویل‌های بسیاری از آن کرده‌اند» ( همان منبع،42،43).
4-1-5 قداست نور
«به منظور شناخت بهتر عنصر نور، باید به نمودها و نقش های آن توجه کرد. نور، پدیده ای است که محتاج تعریف نیست؛ زیرا بنا بر اقوال منطقیون، شرح و تعریف باید موجب ظهور بیشتر معرّف شود؛ در صورتی که نور از همه چیز ظاهرتر و آشکارتر است. به این ترتیب، می‌توان گفت هیچ چیز به اندازه نور از تعریف بی نیاز نیست. پاکی، روشنی و وابستگی نور به عالم برتر، وجهی قدسی و معنوی به آن می‌بخشد. نور جایگاه ایزدان و فرشتگان است و قدیسان گاهی هاله ای از نور به همراه دارند. در اغلب، مذاهب سالک باید بر تیرگی های عالم مادی و نفس وجودی اش غالب شود تا به وارستگی و حیات طیبه راه یابد. از این رو، در این بخش وجه قدسی نور، بنا بر مراتب وجودی آن بررسی می‌شود» ( ابراهیمی دینانی،1383 ،77).
4-1-6 خداوند، نورالانوار
«در اندیشه هرمس، «آتوم» با ماهیت نورانی اش خالق یگانه و تنها سرچشمه پایدار انرژی است. هرمسیان به وابستگی نور و زندگی معتقد بودند و برای نور منشأ الهی قائل شدند. در ایران باستان، از خالق جهانیان تعبیرهای دقیق تر و مفصل تری عرضه می‌شود . زردشت معبود یگانه، اهورامزدا را در مقام تنها موجود ستودنی معرفی می‌کند و نماد و نشانه حضور او را نور و دیگر عناصر نورانی می‌داند: «روشنی، آتش و آفتاب تجلی اهورامزداست. اهورا به وسیله نور تجلی می‌کند نور مایه زندگی و خورشید، افزار زندگی است.» .در این آیین نیز نور وجود اهورا، معبود شایسته پرستش، حیات بخش دیگر موجودات است؛ به همان شیوه ای که در سطح فروتر و مادی، خورشید به زندگی بشر گرما و جنبش و تکاپو می‌بخشد. آفرینش با خلقت نور آغاز می‌شود؛ اما در آیین یهود بیشترین رابطه نور و معبود، هنگام تجلی الهی آشکار می‌شود.در این گونه تجلی ها، ماهیت نورانی خداوند را دود یا ابری تیره احاطه می‌کند. شاید این هاله تیره نمادی از وجه کبریایی و صفات جلالیه خداوند باشد؛ نمادی که صفات رحمت و غضب خداوندگار را با هم آشکار می‌کند. از طرف دیگر، این ماهیت دو گانه می‌تواند اشاره ای باشد به اینکه هرچه جز خداوند و انوار اقدس او، فانی و تباه شدنی اند و تنها موجودی که هستی مطلق دارد خداوند یگانه است» (رضی،1360 ،89).
«در دین مسیح، خداوند نور مطلق است. در اغلب متون دینی مسیحی، از وی با عنوان «پدر» یاد می‌شود؛ نوری که سرشار از حیات و زندگی است. عیسی (ع) در توصیف خداوند می‌فرماید: «پس گویم اگر کسی مانند خدا شود سرشار از نور گردد، اما اگر او یک تن گردد، جدا از خداوند، سرشار از ظلمت شود».
توصیفات خداوند در وجه نورانی، در دین مبین اسلام به کمال رسیده است. اولین و اساسی ترین ویژگی نور در اسلام، اصل الهی آن است. در سوره نور، آیه نور، خداوند بهصراحت خود را نور آسمانها و زمین معرفی می‌کند:«الله نورالسموات و الارض» (نور، آیه35). در آیه های دیگر، خداوند یا نورالانوار، نور را به خود نسبت می‌دهد؛ یعنی از نظر نحو و ترکیب عبارت، کلمه «نور» به خداوند و ذات او اضافه شده است. با این وصف چنین برداشت می‌شود که هر جا نوری وجود دارد، پرتویی از انوار ایزدی به ظهور رسیده است.
در دین اسلام، مصادیق و نمادهای نور، بنا بر تقرب هر یک از مخلوقات به ذات احدیت معین می‌شود. رسول اکرم (ص) دارای نزدیک ترین جایگاه به مقام الهی است. از این رو، برترین تمثّل نورانی خداوندگار در میان مخلوقات است» ( هالروید،1388، 234).
4-1-7 حقیقت محمدیه

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید